دفاع نهایی پایان نامه دکتری خانم زهره مقیسه دانشجوی رشته سیاستگذاری علم و فناوری
| تاریخ ارسال: 1404/7/9 |
جلسه دفاع نهایی پایان نامه دکتری خانم زهره مقیسه دانشجوی رشته سیاستگذاری علم و فناوری به شماره دانشجویی ۹۸۹۸۳۰۱۶ با عنوان « مقایسه قابلیت های شناختی گروه های مختلف سیاست گذاران علم و فناوری مبتنی بر آزمون شناختی»، با راهنمایی آقای دکتر علی بنیادی نائینی در روز سه شنبه ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۳ در طبقه دوم کلاس ۲۰۹ دانشکده مدیریت اقتصاد و مهندسی پیشرفت برگزار خواهد شد.
چکیده
هدف پژوهش: در عصر حاضر، علم، فناوری و نوآوری نقش کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. سیاستگذاران این حوزه با تصمیمگیری استراتژیک و هدایت نوآوری، مستقیما بر رشد اقتصادی، توسعه فناوری و جایگاه بینالمللی کشور تاثیر میگذارند. با توجه به پیچیدگی فزاینده سیاستگذاری علم و فناوری، شناسایی و تقویت قابلیتهای شناختی سیاستگذاران برای حکمرانی اثربخش ضروری است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جامع از قابلیتهای شناختی مورد نیاز سیاستگذاران حوزه علم، فناوری و نوآوری صورت گرفته است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه در سه گام متوالی انجام شد. در گام نخست، با استفاده از رویکرد گراندد تئوری گلیزر و تحلیل ۱۸ مصاحبه عمیق با خبرگان ملی، مقولات اولیه شناسایی گردید. در گام دوم، با روش ISM–DEMATEL روابط میان قابلیتها و ساختار سلسلهمراتبی آنها استخراج شد. در گام سوم، مدل پیشنهادی با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری و دادههای پرسشنامهای از ۱۲۳ مدیر و سیاستگذار فعال در عرصه حکمرانی علم و فناوری اعتبارسنجی شد.
یافتههای پژوهش: یافتهها نشان داد که ده قابلیت کلیدی برای حکمرانی اثربخش ضروریاند: رهبری شناختی مبتنی بر هوش جمعی، هوش اجتماعی–هیجانی راهبردی، راهبری سیاستمحور زنجیره ارزش نوآوری، سواد نهادی و حکمرانی، قابلیت شناختی تطبیقی، ادغام شهود و تحلیل در ریسک سیاستی، معناسازی اجتماعی و تحلیل بازاندیشانه، آیندهنگری راهبردی مبتنی بر شواهد، طراحی نظاممند سیاست و معماریهای شناختی برای استدلال سیاستی.
نتیجهگیری: نتایج ISM–DEMATEL نشان داد طراحی نظاممند سیاست و معماریهای شناختی نقش پیشران بنیادین داشته و سواد نهادی و رهبری زنجیره ارزش نوآوری بیشترین وابستگی را دارند. همچنین، نتایج SEM نقش محوری قابلیت شناختی تطبیقی را بهعنوان حلقه واسط و نقش معناسازی اجتماعی را بهعنوان پل ارتباطی میان قابلیتهای تطبیقی و رهبری تایید کرد. بر این اساس، پیشنهاد میشود «آزمایشگاههای طراحی سیاست» برای شبیهسازی و آزمون سیاستها ایجاد گردد، معماریهای شناختی مبتنی بر هوش مصنوعی و مدلسازی علّی در دستگاهها نهادینه شود، آموزشهای انعطافپذیری شناختی و ارزیابی هوش هیجانی در فرآیندهای مدیریتی بهکار گرفته شود، و «انجمنهای بازاندیشی سیاستی» برای دریافت بازخورد عمومی و افزایش مشروعیت اجتماعی سیاستها توسعه یابند. همچنین ایجاد پلتفرمهای هوش جمعی و شوراهای راهبری زنجیره ارزش نوآوری میتواند به همافزایی میان پژوهش، توسعه فناوری و تجاریسازی منجر شود. نتیجه نهایی آنکه، حکمرانی موفق علم و فناوری نیازمند پرورش تدریجی و یکپارچه قابلیتهای شناختی از پایه تا رهبری است تا ضمن افزایش اثربخشی سیاستها، مشروعیت و پایداری اجتماعی آنها نیز تضمین شود.
دفعات مشاهده: 930 بار |
دفعات چاپ: 156 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر