مدل آموزش دروس مهندسی 1-مقدمه جهت آموزش بهینه علوم مهندسی، باید محتوای آموزشی، فراگیر(دانشجو) و فنآوریهای آموزشی را بدرستی شناخت تا مبتنی بر آن، مدلی برای طراحی آموزش و تدریس ارائه شود. در این راستا، علم روانشناسی و علوم تربیتی در توسعه مدل آموزشی بسیار راهگشا میباشد [1و2]. محتوای آموزش مهندسی، شناخت نظام خلقت و استفاده از آن میباشد. اصل اول نظام خلقت این است که آیه خداست و به صورت آیینه، نشانگر خدا میباشد، اصل دوم این است که نظام خلقت، بصورت طیفی از عالم عقل تا عالم ماده کشیده شده است، که نسبت سطوح مختلف خلقت بصورت تجلی است و نه تجافی. به این معنا که در هر مرتبه از نظام خلقت، مراتب بالاتر، حضور و ظهور دارد. عالم عقل، عالم کلیات و مجردات و عالم ماده، عالم جزئیات و حرکت میباشد. در علوم مهندسی، سطوح پایینی نظام خلقت، یعنی عالم ماده و طبیعت مورد بررسی قرار میگیرد. اصل سوم، نظم حاکم بر طبیعت است که آن را میتوان تجلی عالم عقل در عالم طبیعت تعبیر نمود. اصل چهارم نیز سنت انتخاب طبیعی است و مفهوم آن این است که نظام طبیعت نسبت به رویدادهای طبیعی بیتفاوت نیست و همیشه بهترین پاسخ طبیعی پایدار میماند و پاسخهای غیربهینه و باطل ناپایدار است. فراگیر یا دانشجو، یک انسان است که اشرف مخلوقات است و توانایی این را دارد که مظهر تمامی اسمای خلقی خدا یا همان نظام خلقت شود. اصل اول در انسان، آزادی انتخاب و اختیار اوست. اصل دوم توانایی شناختی انسان در بازنمایی نظام خلقت و استفاده از آن است. که مرکز ثقل آموزش و یادگیری انسان را در علوم مهندسی تشکیل میدهد و از دو بخش علم و ایمان تشکیل شده است. اصل سوم توجه و استفاده از رفتار هیجانی انسان در امر آموزش است. اصل چهارم، توجه به تاثیر انگیزش در یادگیری انسان میباشد. فنآوریهای آموزشی متنوعی با توجه به روش آموزش وجود دارد. روشهای آموزش، از آموزش مبتنی بر شنیدن تا آموزش مبتنی بر دیدن و آموزش مبتنی بر تجربه کردن، میباشد. که وابسته به محتوای آموزشی، استفاده از آموزش مبتنی بر تجربه کردن بر آموزش مبتنی بر دیدن و آموزش مبتنی بر شنیدن، باعث ارتقای کیفیت آموزش میشود. فنآوری آموزش حضوری به شکل سنتی، مبتنی بر سخنرانی و آموزش غیرحضوری مبتنی بر کتاب بوده است. پیشرفت فنآوری، آموزش مبتنی بر دیدن و آموزش مبتنی بر تجربه کردن را حتی به شکل غیرحضوری و مجازی امکانپذیر و اقتصادی کرده است[3]. بطوریکه با استفاده از فیلم از طریق رسانههایی چون تلویزیون و سینما میتوان آموزش عینی دید و از طریق شبیهسازیهای مجازی، محتوای آموزشی را تجربه کرد (جدول 1). 
دانشجویان، معدن طلا و نقره هستند. وظیفه استاد این است که با همکاری دانشجو، این واقعیت را به گوش او برساند، یا به او نشان دهد و یا به تجربه او درآورد. اساتید از نظر آموزشی بر اساس توانایی ایشان در به گوش رساندن، نشان دادن و یا به تجربه درآوردن قابل تقسیمبندی هستند. استادی که فقط مطالب را به گوش مخاطب میرساند، پایینترین درجه و استادی که مطالب را به تجربه مخاطب درمیآورد، بالاترین درجه را خواهد داشت. بنابراین اصل در آموزش این است که حتیالامکان محتوای درسی به تجربه فراگیر درآید. اصول ذکر شده (شکل 1)، باید در مدل برنامهریزی درسی و روش تدریس بکار گرفته شود. آیهی خدا بودن مطالب درسی باید در روند آموزش و یادگیری تاثیر مشخص گذارد. بر اساس اصل انتخاب طبیعی، دانشجو باید بداند (یا ببیند یا تجربه کند) که اگر تلاش نکند، نمره بد میگیرد و اگر تلاش کند، نمره خوب میگیرد. این اصل، انگیزش را تضمین می کند. بر اساس این اصل، ارزیابی دانشجویان، بر اساس تلاش اکتسابی آنها خواهد بود نه بر اساس هوشبهر ژنتیکی ایشان. بر اساس اصل آزادی انتخاب، دانشجو حق دارد نسبت به حضور یا عدم حضور خود در کلاس تصمیمگیری کند و از طریق خودآموزی (بدون حضور در کلاس): یا با حضور منظم و به موقع در کلاس، محتوای آموزشی را یاد بگیرد. با توجه به اصل آموزش از روش تجربه کردن، روش اداره کلاس با ارتباط دوطرفه استاد و دانشجویان و از طریق مشارکت دانشجویان انجام میشود. با توجه به مدل یادگیری شناختی، باید روند تبدیل اطلاعات به علم و تبدیل علم به ایمان رصد شود. بر اساس مدل هیجانی انسان، باید هیجان مثبت و فعال در طول کلاس تقویت شود و با عنایت به ویژگیهای شخصیتی دانشجویان، ارتباط موثر دانشجویان با عوامل و ابزارهای ارتباطی درسی، بسط و گسترش یابد و عمق ارتباط (شنیدهها، دیدهها یا تجارب) توسعه پیدا کند. 
2- مدل رفتاری انسان یادگیری، تغییر رفتاری پایدار تعریف میگردد. مدل رفتاری انسان، به رفتار شناختی، رفتار هیجانی و رفتار حرکتی تقسیمبندی میشود[1]. فیلسوفان بیشتر روی توانایی شناختی، هنرمندان روی توانایی هیجانی و ورزشکاران روی توانایی حرکتی تکیه میکنند. در بازی شطرنج، بیشتر توانایی شناختی و در بازی فوتبال بیشتر توانایی های هیجانی مورد توجه قرار میگیرد. در آموزش مهندسی، تغییر رفتاری شناختی با توجه به رفتار هیجانی مورد توجه قرار میگیرد. مدل هیجانی انسان، بصورت طیفی از هیجانات مثبت چون شادی و محبت و لذت و امید و همدلی تا هیجانات منفی چون غم و خشم و ترس و ناامیدی و ستیزهجویی گسترده شده است. همچنین ابراز هیجان انسان، بصورت طیفی از ابراز به شکل فعال تا ابراز به شکل منفعلانه قابل تقسیمبندی است (شکل 2). در روند آموزش باید دانشجو و استاد در بخش هیجانات مثبت طیف و ترجیحا به شکل ابراز فعالانه آن قرار داشته باشند. از آنجاییکه شناخت، توانایی انسان در بازنمایی نظام خلقت است، مدل یادگیری شناختی، مطابق مدل نظام خلقت (شکل 3) میباشد. انسان، اطلاعات جزئی را با معیار شباهت-فاصله یا معیار کل-جزء فشرده سازی میکند و مجموعه سازی مینماید. این کار اصطلاحا طبقهبندی و یا خوشهیابی خوانده میشود. همچنین با این دو معیار، رابطه بین دو مجموعه را شناسایی میکند (شکل 4). با معیار شباهت-فاصله رابطه تداعی و با معیار کل-جزء، رابطه علیت استخراج میشود که با قواعد اگر ... آنگاه، نمودار درختی یا شبکه معنایی بازنمایی میشود. پس از فشردهسازی و کشف رابطه که اصطلاحا تولید علم از اطلاعات خوانده میشود، در این فاز، عملکرد انسان در برابر اطلاعات بسان جداساز میباشد. در صورت بکارگیری علم در تصمیمگیری که بصورت استدلال تشبیهی یا استنتاج انجام میشود، علم به ایمان ارتقا مییابد[4]. 


بنابراین مدل رفتاری انسان مطابق شکل (6) قابل ارائه است. توجه، شناخت-هیجان-حرکت، دل(قلب) و انگیزه از اجزای اصلی تشکیل دهنده مدل رفتاری انسان میباشد. رفتار یا پاسخ انسان در یک طیف که یک طرف آن بصورت پاسخگر و طرف دیگر آن بصورت کنشگر میباشد، قابل تقسیمبندی است. رفتاری که در پاسخ یک محرک خارجی ایجاد میشود، رفتار پاسخگر و رفتاری که برای یک انگیزه، هدف یا پیامد توسط انسان انجام میشود، رفتار کنشگر است. انگیزه انسان، همان نیازهای اوست که مطابق سلسله مراتب نیازهای مزلو، شامل نیازهای اولیه یا زیستی مثل تشنگی و گرسنگی، نیاز به امنیت، نیاز به محبت و احترام (دوست داشتن و دوست داشته شدن)، نیاز به عزت نفس و استقلال و شان اجتماعی، و نیاز به خودشکوفایی میباشد. انسان برای رفع این نیازها که بصورت رفع کمبود یا ایجاد رشد میباشد، انگیزه انجام کار پیدا میکند. اینکه انسان تصمیم به انجام یک کار بگیرد به موفقیت پیشین او، شرایط تحریک کننده، شدت تحریک، مقدار پاداش و انگیزه و میزان فعالیت لازم برای انجام کار بستگی دارد. همچنین تا وقتی که انسان به حواس خود التفات و توجه نکرده است، نمیتواند از توانایی های شناختی-هیجانی-حرکتی خود بهره ببرد. انسان پس از توجه، یک ارزیابی سریع با دل یاقلب خود انجام میدهد. این ارزیابی، حالت هیجانی، میزان انگیزش و هدایت شناختی را تحت تاثیر قرار میدهد. یادگیری انسان با تغییر رفتار انسان، شناخته میشود که ناشی از تغییر شناختی، یا تغییر توانایی هیجانی یا تغییر توانایی حرکتی یا مجموعی از آنها میباشد. انسان یادگیری خود را بصورت آشکار یا غیرآشکار به حافظه خود میسپارد. حافظه آشکار انسان، قابل بازیابی میباشد و به دو صورت بیانی و رویدادی، تجارب را ذخیرهسازی میکند. 3- مدل برنامهریزی درسی مسئولیت مدرس را میتوان تسهیل کننده یادگیری دانشجویان دانست. در فرآیند آموزش-یادگیری، دانشجو محور اصلی و مدرس کمک کننده میباشد. یادگیری را میتوان، تغییر رفتار شناختی یا هیجانی یا روانی-حرکتی دانشجو، در نتیجه تجربه تعریف کرد. مسئولیت تسهیل آموزش، علاوه بر صلاحیت علمی و شخصیتی مدرس، به برنامهریزی درسی صحیح نیاز است(شکل 10). برنامهریزی درسی،ساختار روشن و مشخصی برای درس ایجاد میکند و تمرکز دانشجو را بر محتوای درسی آسان میکند. همچنین، شفافیت ذهنی به مدرس میدهد و با مستندسازی روند آموزش، امکان اصلاح آن را در طول زمان سهولت میبخشد. مدرس باید در امر آموزش به تفاوتهای ذهنی، علاقه، احساس وابستگی، ثبات عاطفی، سابقه تجربی و سطح علمی دانشجویان توجه کند. برنامهریزی درسی کلاس، شامل آمادهسازی، انتقال مطلب موثر، بکاربردن آموختهها و ارزیابی آموزش میباشد. الف) آمادهسازی برای آمادهسازی کلاس، بیان اهداف عینی و دلایل آن، ایجاد انگیزه با برانگیختن نیاز دانشجویان، جلب توجه و علاقه، و یادآوری مطالب پیشین مرتبط مورد نیاز میباشد. بیان اهداف عینی و انتظارات، یکی از مهمترین بخشهای برنامهریزی درسی است و بر اساس این واقعیت استوار است که اگر میخواهی کسی چیزی را بیاموزد، به او بگو که چه چیز را از او میخواهی یاد بگیرد. از آنجاییکه اهداف رفتاری در کلاس درس مهندسی، عموما در حیطه شناختی است، اهداف عینی، مطابق تقسیمبندی بلوم در یکی از شش حوزه اهداف رفتاری شناختی قرا دارد(شکل 8). بنابراین در بیان اهداف عینی از افعالی همچون تعریف کن (اطلاع)، تشریح کن (درک)، استفاده کن (بکاربردن)، مقایسه کن (تجزیه و تحلیل)، نتیجهگیری کن (ترکیب)، نمره بده (قضاوت) استفاده میشود. اهداف باید بصورت واضح و آشکار و قابل اندازهگیری و غیرمبهم باشد.  ایجاد انگیزه نیز جزو عوامل بسیار موثر در یادگیری میباشد. برای ایجاد انگیزه در دانشجو، باید احساس نیاز کند. همچنین باید آن را دستیافتنی بیانگارد و این مهم به موفقیتهای پیشین او بستگی دارد. چنانچه، موفقیت مایه موفقیت و شکست، مایه شکست است. ب) انتقال مطلب انتقال مطلب از طریق سخنرانی و نمایش، پرسش و پاسخ و مباحثه و یا ترکیبی از این موارد قابل انجام است. بطور سنتی از روش سخنرانی برای انتقال مطلب استفاده میشود. در سخنرانی باید با بهرهگیری از امکانات بصریسازی و لو تصویرسازی ذهنی، یادگیری را از طریق شنیدن کلمات به دیدن تصاویر و لو تصاویر ذهنی، سوق داد. همچنین با بیان تمثیل و مثال، مفاهیم را به تجربه فراگیران، ولو تجربه ذهنی، ارتقا داد. استفاده از تعامل با پرسش یا مباحثه نیز باید حتما بخشی تفکیک ناپذیر از فرآیند انتقال مطلب باشد. ج) کاربرد آموختهها با حل مساله، آزمایش، بازدید علمی، شبیهسازیهای مجازی و تمرین میتوان مطالب آموخته شده را به تجربه فراگیر درآورد. درونیسازی یادگیری و تبدیل علم به ایمان، بعد از طی این مرحله انجام میشود. د) ارزیابی آموزش برای ارزیابی فرآیند آموزش-یادگیری و گرفتن پسخور از نتایج آن، باید ارزیابی با گرفتن امتحان انجام پذیرد. انواع سوالاتی که در فرآیند ارزیابی آموزش بکار میرود شامل سوال درست/غلط، تکمیل جمله، سوال چند جوابی، سوال جورکردنی و سوال تشریحی کوتاه میباشد(شکل 9). فرآیند آموزش-یادگیری بطور خلاصه در شکل (10) ارائه شده است.   4- روش تدریس با توجه به طیف مدلهای تدریس که از روشهای معلم محور تا روشهای دانشجو محور میباشد، و دامنه آن با تقلید از معلم(الگو، ناظر) یا با راهنمایی معلم و یا بصورت خودآموز(سعی و خطای هدفمند، بدون ناظر) میباشد(شکل 11)، و با عنایت به اهمیت تعامل و تجربه فراگیر در یادگیری، جهتگیری به روشهای ساختنگرا توصیه میشود. که در عمل برای اداره کلاسهای کوچک قابل انجام است. بنابر نکات ذکر شده، روش تدریس با شعار آتا ( آ یه( خدا)+ ت جربه(مجازی)+ ا رتباط (موثر)) پیشنهاد میگردد. در چارچوب آن، آیه خدا بودن محتوای آموزشی، تجربه کردن فراگیر و ایجاد ارتباط موثر(شناختی-هیجانی) با او مورد توجه ویژه قرار میگیرد. بنابراین، الگوی طرح درس مطابق ذیل پیشنهاد میشود. 1- بیان اهداف شناختی a. بدانید که مطالب درس، آیه خداست b. روابط شباهت و عدم شباهت از اطلاعات درسی (تولید مجموعه، تداعی معنا) کشف کنید. c. روابط جزء و کل را از اطلاعات درسی (نمودار درختی) کشف کنید. d. شبکه معنایی ساختار اطلاعات و ارتباطات آن را کشف کنید. e. احساس شناختی دانشجو، در بخش نگرش مثبت طیف نگرش شناختی انسان قرار داشته باشد. 2- بیان اهداف رفتاری a. شکر خدا انجام شود. b. آیه خدا بودن مطالب درسی در تصمیم گیری تاثیر گذارد c. ارتباط موثر کلامی و غیرکلامی خود را با استاد، هم کلاسیها، مراجع، مقالات، انجمنها و صنعت در راستای اهداف شناختی، گسترش و تعمیق دهید. d. آموخته ها را در حل مسائل بکار برید و در عمل ولو بصورت مجازی تجربه کنید. e. احساس عاطفی دانشجو در بخش مثبت طیف حس عاطفی انسان قرار داشته باشد. 3- یادآوری مطالب مرتبط پیشین a. نظام خلقت، آیه خداست. b. بعد از مرگ (حدودا سال 1487)پوسیده نمی شویم و سر سفره اعمال خود هستیم. c. سایر مطالب مرتبط. 4- انگیزش a. بطور قطع خدا، نعمت ما را افزایش خواهد داد، b. با کاربرد مطالب یادگیری شده در عمل، پولدار می شویم و نمره خوبی می گیریم. c. با توجه به اصل رقابت و انتخاب طبیعی، درصورت عدم موفقیت حذف خواهیم شد. 5- ارائه مطلب جدید: روش ساختنگرا برای کلاسهای کوچک (معلم به عنوان مترسک تسریع کننده روند آموزش) و روش الگوگرا (معلم به عنوان الگوی یادگیری) برای کلاسهای بزرگ با رعایت اصل تعامل و مشارکت و رصد وضعیت عاطفی دانشجویان (جذب(شادی،شیطنت))، دفع(غم، خشم، لج)، خنثی(گیج، بی خیال)) در طول یادگیری a. ارائه اطلاعات در قالب شنیداری(تصویرسازی ذهنی) و یا دیداری-نمایشی (فضای اطلاعات) b. تولید علم (فضای شناختی) i. استخراج کلمات کلیدی ii. استخراج گزاره های مهم iii. استخراج قواعد انجمنی (تداعی معانی) iv. رسم نمودار درختی وشبکه ای روابط c. تولید ایمان (فضای تصمیم گیری و تجربه ولو مجازی) i. حل مساله 1. استدلال تشبیهی 2. استنتاج ii. تولید مساله 6-ارزیابی آموزش و تحقق اهداف 7-بیان خلاصه 8-ارائه تمرین جهت تضمین تحقق اهداف با توجه به محدودیتهای فنی و انسانی، بسط و گسترش ارتباط دانشجو با عوامل موثر در یادگیری و عملکرد، علاوه بر خدا، استاد، تمرین، هم کلاسیها با مراجعه به مراجع و مقالات درسی، آرشیوهای سمعی بصری علمی، انجمنهای ملی و بین المللی فعال در حوزه درسی، سایر دانشجویان دانشگاههای داخلی و خارجی، بازدید از پروژههای در حال اجرا، مصاحبه با خبرگان و اهل فن رشته مربوطه و فعالان زمینه کاری مرتبط، گفتگو با سایر اساتید داخلی و خارجی از طریق گفتگو،پست الکترونیکی، بازدید وبگاه، عضویت در گروههای اینترنتی، ویدئوکنفرانس، شرکت در کنفرانسها و دورههای آموزشی کوتاه مدت و غیره مورد نیاز میباشد(شکل 12).  مرجعها [1] گی آر. لفرانسوا، ترجمه هادی فرجامی، روانشناسی برای معلمان، به نشر(انتشارات آستان قدس رضوی)،1386. [2] جان ای گلاور، راجر اچ. برونینگ، ترجمه علینقی خرازی، روانشناسی تربیتی-اصول و کاربرد آن، مرکز نشر دانشگاهی، 1386. [3] شروان عطایی، مدل تعاملگرا برای تولید درس مجازی، کنفرانس آموزش مهندسی در 1404، اردیبهشت 1388. [4] گی آر. لفرانسوا، ترجمه یحیی سیدمحمدی، نظریههای یادگیری انسان، نشر روان، 1386. [5] دبلیو.آر. میلر، ماری اف. میلر، ترجمه ویدا میری، راهنمای تدریس در دانشگاهها، انتشارات سمت، 1383. |