جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای مدرنیته

مسعود ناری قمی، محمد مسعود امینی، مهدی فروتن،
دوره 4، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

مسکن به معنای مکان وقوع زندگی، می­تواند گستره وسیعی از کیفیات را شامل شود که وجه تولیدی انسان، یکی از آنهاست. در آموزه­های اسلامی، نگاه مولّد به حضور خانگی انسان، دارای مبانی مستحکمی است؛ این در حالی است که رویکرد مدرنیته به سکونت، با نگاه تفکیک کار از فراغت، منجر به «فراغتی» نگاه کردن به حضور خانگی انسان شده است؛ در این نوشتار، ابتدا با روش تفسیری تاریخی، ضمن بررسی نگرش اسلام به موضوع، تحوّل مورد نظر مدرنیته در بحث تولیدی بودن یا نبودن حضور خانگی انسان، بررسی و در سه گونه نگرش، طبقه­بندی و تشریح شده است: بهینه­سازی کارخانگی، حذف کار خانگی و بالاخره رویکرد تبدیل خانه به حوزه کار جمعی (اشتراکی). در این بحث نشان داده شده است که حذف کار از خانه، رویکرد اصلی مدرنیته است که اثر عمیق خود را بر سبک زندگی و قالب کالبدی آن در حوزه اسلامی نیز گذاشته است؛ سپس یک پیمایش کمی ـ کیفی در مورد میزان حضور الگوهای رفتاری ـ مکانی وابسته به تولید در خانه (با تأکید بر الگوهای مکان ـ رفتار مربوط به آشپزخانه) در میان گروه نمونه­ای از قشر مذهبی شهر قم انجام شده است و نتایج آن در قیاس با تعالیم اسلامی و تحولّات ناشی از مدرنیته به بحث گذاشته شده است؛ تداوم برخی الگوهای تولیدی مورد نظر اسلام، بویژه در گونه مسکن­های حیاط­دار و حذف یا تضعیف برخی دیگر، ازجمله نتایج این پیمایش است. مجموعاً پیمایش مزبور، توجه به وجوه تولیدی حضور انسان در خانه را در میان قشر مورد آزمون، همچنان، با اهمیت نشان می­دهد؛ به نحوی که می­توان انتظار داشت با تأمین شرایط محیطی مناسب، این رویکرد مطلوب اسلامی در سکونت، باردیگر جایگاه خود را بازیابد.


خالد عزیززاده، صلاح الدین مولانایی، لیدا بلیلان اصل،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

اواسط دوره‌ی قاجار تا دهه‌ی اول حکومت پهلوی، بخشی از معماری معاصر ایران است که دست‌خوش تغییرات دوران مدرنیته گردیده‌است. به مرور زمان، فرم‌ها و اشکال مدرن، سلسله‌مراتب فضایی خانه‌ها و کالبدشان را تحت تاثیر قرار داده و سبکی تلفیقی به وجود آورده‌است. بررسی اجمالی فضاها و اجزای اصلی خانه‌های سنتی شهر سنندج به خوبی سیر تحول این تغییر را نشان می‌دهد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی سیر تحول سلسله‌مراتب فضایی ورود به خانه‌های سنندج در دوران گذار از دوره‌ی سنت به دوره‌ی مدرن می‌باشد. پژوهش حاضر با رویکرد نظری و به روش تاریخی-تفسیری و تحلیل محتوا انجام می‌گیرد. بخش نظری با روش کیفی و با توجه به ادبیات نظری گردآوری شده؛ و معیارهای تاثیرگذار بر سنجش کیفیت‌های فضایی حاصل درگونه‌های مختلف ابنیه مسکونی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. همچنین بخش عملی پژوهش از طریق مورد‌پژوهی در دو مرحله انجام پذیرفته است. از این حیث، چارچوب نظری در مرحله‌ی نخست، بررسی مختصر اجزای خانه‌های دوره‌ی سنت و مدرن، و همچنین، شناسایی خانه‌ها بر مبنای دوره‌های تاریخی، به واسطه مطالعات میدانی، برداشت، عکس‌برداری، ترسیم پلان خانه و بهره‌گیری از مدارک و نقشه‌های موجود، صورت گرفته‌است. در مرحله بعدی، کلیه ابنیه مسکونی حائز شرایط، جهت تحقیق و بررسی بر اساس داده‌های میدانی و مطالعات کتابخانه‌ای، با استفاده از روش استدلال منطقی، مقایسه، تحلیل و شناسایی شده؛ و سلسله‌مراتب فضای ورودی خانه‌ها بر اساس رویکرد تحقیق، مورد تجزیه و تحلیلی قرار گرفته‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهدکه سلسله‌مراتب ورود به خانه‌هایی با معماری قبل از دوره ناصری، متناسب و درخور با نیازهای ساکنان است که کمتر در اولویت توجه معماران دوره پهلوی قرارگرفته است. از این جهت، استفاده از فضاهای حد واسط و بینابینی در معماری، علاوه بر ایجاد محرمیت، می‌تواند تعریف درستی از فضاهای خصوصی و نیمه‌خصوصی در خانه ارائه دهد و از درهم تنیدگی درکاربری و هویت دیگر فضاها جلوگیری کند؛ و در نهایت می‌تواند موجب ارائه الگویی برای ایجاد محرمیت شود؛ که اصلی جدا‌نشدنی از هویت در معماری و فرهنگ ایرانی- اسلامی است.
آقای سیدمجید فارغیان قمی، دکتر فرشته احمدی، دکتر مصطفی بهزادفر، دکتر شیرین طغیانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده

سنت‌گرایی به‌عنوان رویکردی در فلسفۀ معاصر، مکتبی است که نسبت به مدرنیته، موضعی به‌شدت انتقادی دارد. آرا و دیدگاه‌های انتقادی سنت‌گرایان نسبت به مدرنیته در حوزه‌های گوناگون از جمله فلسفۀ هنر سبب شده‌اند دیدگاه‌های آنان در حوزۀ شهرسازی و معماری نیز مورد توجه و عنایت قرار گیرد. گرچه تقریباً هیچ‌یک از چهره‌های سرشناس و نظریه‌پرداز سنت‌گرا، معمار یا شهرساز نبوده‌اند، اما نقدهای جدی آنان به مدرنیته و بیان مفاهیمی چون «تقدس‌زدایی از فضای شهر» و «دنیوی‌سازی مکان و زمان» و نیز تدوین آثاری دربارۀ هنر اسلامی و آسیب‌شناسی تمدن اسلامی (مانند بعضی آثار بورکهارت و سید حسین نصر) سبب شده‌اند دیدگاه‌های آنان به‌طور جدی در حوزۀ شهرسازی و معماری جوامع اسلامی به‌ویژه ایران مطرح و اثرگذار باشند.
در عین حال، آرای سنت‌گرایان با نقدهای جدی نیز مواجه بوده‌اند. این نوشته سعی دارد با بررسی دیدگاه‌های سنت‌گرایان و نقدهای وارد بر ایشان، ضمن ارزیابی نسبت به دست‌آوردها و کاستی‌های این مکتب به‌ویژه در حوزۀ شهرسازی ایرانی‌اسلامی، به تحلیلی دربارۀ میزان اثرگذاری و قابلیت دیدگاه سنت‌گرایی در فرآیند تحقق شهر اسلامی‌ایرانی دست یابد. این‌ نوشته به نقد و بررسی سنت‌گرایی طبق تعریف مصطلح آن می‌پردازد. سنت‌گرایان مزبور در مجموع دچار افراط و تفریط‌هایی شده‌اند. در این مقاله سعی می‌شود رویکردهای دیگری از سنت‌گرایان اصول‌گرا که همه‌جانبه‌گر و عمیق‌تر نسبت اسلام را با خلق آثار هنری و معماری و شهرسازی بیان نموده‌اند، برای تحقیقات بعدی و مکمل این تحقیق معرفی شوند.
این پژوهش به‌روش اسنادی-کتابخانه‌ای در مرحلۀ جمع‌آوری اطلاعات و به‌روش استدلال منطقی در مرحلۀ تحلیل و استنتاج به این نتیجه رسید که بخش بزرگی از دستاوردهای سنت‌گرایی در تقابل با مدرنیته در مقام نقد مدرنیته است. به‌نحوی که آسیب‌شناسی پیامدهای نامطلوب مدرنیته در حوزۀ شهرسازی و معماری توانسته است الهام‌بخش و عامل محرک برای بسیاری از اندیشمندان، صاحب‌نظران، اساتید و تصمیم‌گیران باشد. لکن در عمل و در مقام تحقق‌پذیری و دستیابی به شهر اسلامی توفیق چندانی پیدا نکرده است. در این متن تلاش شده است با کنکاش و بررسی این موضوع، به رهیافتی برای تحقق‌پذیری شهر اسلامی دست یابیم.

مژگان هادی پور مرادی، دکتر مسعود ناری قمی، دکتر ساناز رهروی پوده، دکتر مریم قاسمی سیچانی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

با دگرگونی‌های اجتماعی ناشی از «دوران گذار» و «مدرنیزاسیون» در ایران «مطبخ» نیز تحت تأثیر این دگرگونی‌ها قرار گرفت. از مطبخ همواره به‌عنوان فضایی زنانه یاد شده است. در برخی تحلیل­های معاصر فرهنگی در ایران با استناد به نظریه‌های فمینیستی از آشپزخانه و مطبخ و واقع‌شدن آن در انتهای حیاط یا زیرزمین به مردسالاری و خدمتکار بودن زن سنتی تعبیر ‌می‌شد که مدرنیزاسیون رضاشاهی آغازی برای آزادسازی آن در عصر جدید تلقی شده است. خوانش‌های مبتنی بر شیوه زندگی در تحقیقات علوم اجتماعی و به‌ویژه مردم‌نگاری تاریخی، فرصتی برای بازنگری در این پیش‌فرض‌های برخاسته از ادبیات ابتدای دوره مدرن فراهم آورده است. لذا پژوهش حاضر با استفاده از روش مردم‌نگاری تاریخی و با تکیه‌بر منابع اسنادی و تحلیل داده‌ها به روش توصیفی- تحلیلی به تحول ماهیت زنانه فضای مطبخ در دوران گذار مدرنیته در یکی از بسترهای خرد­ه­فرهنگی ایران یعنی خانه‌های سنتی خرم‌آباد می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد تعبیر اجتماعی از مطبخ در خانه‌های تاریخی خرم‌آباد نمی‌تواند به‌منزله پایین بودن شأن زنان در جامعه آن روزگار باشد. وجود فضاهای متنوع پخت‌وپز شامل مطبخ باز، مطبخ نیمه‌باز، تژگاه در اتاق‌ها و محل مخصوص پخت نان در حیاط حریم‌ها و قلمروهای خاص برای زنان به وجود می‌آورد. این فضاهای متنوع فضاهایی خانوادگی- اجتماعی نیز بودند درعین‌حال با توجه به اشتراکی بودن میان زنان خانه و برخی زنان همسایه به‌نوعی از فضای خصوصی به فضایی نیمه‌خصوصی تغییر می‌کردند. تجدد آمرانه و رهاوردهای مدرنیته حاصل از سیاست‌های رضاشاه باوجود برخی اقدامات عمرانی، بهداشتی و آموزشی، موجب سلب حق انتخاب، خدشه‌دار شدن امنیت خانوادگی و اجتماعی و درنتیجه محبوس شدن بسیاری از زنان قوم لر در خانه و دور شدن آنان از فضای اجتماعی گردید. خانه‌های ساخته‌شده در این دوره بخصوص در محله‌های نوساز؛ درون‌گراتر از خانه‌های قاجار، کاهش فضاهای متنوع پخت‌وپز و تجمیع آن‌ها در فضای مطبخ، کاهش گستره مورداستفاده زنان از فضاهای خانه، تغییر حریم‌ها و قلمروهای زنانه، کاهش قلمروهای نیمه‌خصوصی و جمعی و نیز کاهش تعاملات اجتماعی میان زنان همسایه منتج از افزایش ناامنی‌های اجتماعی نوظهور و حضور فرهنگ‌های جدید در شهر و سیاست کشف حجاب از دیگر نتایج مدرنیته و تجدد در این منطقه بود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهش های معماری اسلامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Researches in Islamic Architecture

Designed & Developed by : Yektaweb