جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای عدالت فضایی

آقای بهزاد عمران زاده،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

شهر اسلامی، شهری است که حاصل عینیت اصول و ارزش‌های اسلامی باشد تا بتواند بستر و شرایط تحقق سبک زندگی اسلامی را فراهم نماید، عینیتی که در مناطق و اقلیم‌های مختلف صورت‌های مختلفی را به نمایش می‌گذارد. در همین ارتباط اصلی‌ترین اصل و ارزش اسلامی که شایسته است در زندگی اجتماعی مسلمانان و در بستر شهر محقق شود، اصل عدالت است.
هدف اصلی پژوهش حاضر با رویکرد تولید علم بومی و اسلامی در زمینه مدیریت و برنامه‌ریزی‌شهری و روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد (گراندد تئوری)، دستیابی به نظریه علمی از منابع دین اسلام در خصوص عدالت اجتماعی و فضایی به عنوان یکی از ارکان شهر اسلامی یا شهر آرمانی اسلام می‌باشد؛ تا در نهایت گامی باشد، هر چند کوچک در تدوین مبانی نظری شهر اسلامی-ایرانی در مسیر دستیابی به الگوی اسلامی-ایرانی از پیشرفت.
نتیجه پژوهش حاضر، نشان‌دهنده دستیابی به مبانی قابل توجهی است که ضمن ارائه تعریف دقیقی از عدالت اجتماعی و فضایی و تشریح ابعاد این مفهوم اعم از اصول، معیارها و پیامدها و...، در قالب مدل مفهومی ارائه شده، تبیین خوبی از وضعیت بی عدالتی و فرایند تحقق عدالت اجتماعی و فضایی در جامعه ارائه می‌کند.

دکتر عباس جهانبخش، دکتر محمدصالح شکوهی بیدهندی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

برنامه‌های آمایش سرزمین، تلاش می‌کنند که توزیع مناسب و متوازن جمعیت و فعالیت‌هایی نظیر صنایع و کشاورزی را پیشنهاد کنند. برخی از این برنامه‌ها در ایران، این توزیع مناسب را از طریق ایجاد شهرهای جدید (عمدتا مسکونی) و شهرک‌های صنعتی و مشخص کردن محدوده‌ی زمین‌های کشاورزی مشخص می‌کنند. برنامه‌های شهری (نظیر طرح‌های جامع و تفصیلی و یا هادی) هم می‌کوشند که از طریق تعریف خط محدوده، مانع تداخل عرصه‌های سکونت با محدوده‌های دیگر به ویژه اراضی کشاورزی شوند. با این حال، مقاله‌ی حاضر سعی دارد نشان دهد که این تفکیک (منطقه‌بندی یا زونینگ) کاربری‌ها، تنها رویکرد ممکن و مطلوب نیست. پیشنهاد پژوهش حاضر، ترکیب کاربری‌ها در مقیاس خانه و محله است. پیش از این از اختلاط کاربری‌ها به معنای استقرار کاربری‌های مختلف در قطعات همجوار هم سخن گفته شده است. اما در این مقاله، از ترکیب کاربری‌ها دفاع می‌شود که به معنای فعالیت همزمان سکونت، کشاورزی و صنعت در یک قطعه زمین است. به عبارت دیگر این مقاله نشان می‌دهد که اگر کاربری مسکونی، با فضاهای کارگاهی و کشاورزی ترکیب می‌شود، می‌تواند الگوی مناسب‌تری از لحاظ اقتصادی و فرهنگی ایجاد نماید. روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت تطبیقی و با استناد به ترازیابی با روش Best Practice بوده است. بدین منظور، نمونه‌هایی از تجارب جهانی موفق تلفیق مسکن و کشاورزی و نیز تلفیق سکونت و صنعت بررسی خواهد شد و ضمن بررسی آموزه‌ها برای ایران، برخی پیش‌فرض‌های حاکم بر سیاست‌گذاری شهری و منطقه‌ای در شرایط کنونی مورد نقد قرار خواهد گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که پیش‌فرض‌هایی مثل آسیب‌دیدن امنیت غذایی در صورت ترکیب مسکن و کشاورزی، صرفه‌جویی ناشی از مقیاس در اثر ایجاد مزارع و صنایع بزرگ، ضرورت ایجاد تمایز مشخص میان اراضی داخل محدوده‌های شهری و اراضی اطراف (از نظر تراکم و کاربری و طبقات) احکامی مطلق و جهان شمول نیستند. در مقابل، ایجاد خانه‌ی مولد، به معنی فضایی که امکان سکونت و کسب و کارهای خرد و خانوادگی را در کنار هم فراهم می‌سازد می‌تواند به افزایش عدالت اجتماعی و جلوگیری از انحصار امکانات سرزمینی به بنگاه‌های صاحب سرمایه، کاهش فقر، افزایش تولید، توسعه‌ی شهرهای کوچک و روستاها و در نهایت توازن در آمایش سرزمین کمک نماید.

ندا امینی، مهدی خاکزند،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

منظر بعنوان یک فرآیند و بستری برای تعاملات انسانی و جایگاه تحقق حقوق گروه های مختلف افراد است. حقوقی که به واسطه ی ابعاد گسترده ی منظر و تعدد گروه های ذی نفع، دسته های متعدد و متنوع و گاهی متضاد و متناقضی را در بر می گیرد. تا کنون پژوهش های اندکی در ارتباط با مساله ی حق به منظر انجام شده است. اما این مساله در بستر فرهنگی و اسلامی ایران تا کنون مورد توجه قرار نگرفته است. در راستای برطرف نمودن شکاف موجود و با هدف تبیین مفهوم حق به منظر با استفاده از روش تحلیل مضمون، این پژوهش به دنبال تبیین مفهومی مساله ی حق به منظر بوده و می کوشد جایگاه قاعده ی فقهی و اسلامی لاضرر را در تبیین این مفهوم بیابد. برای حصول اطمینان از اعتبار داده های گردآوری شده در این پژوهش، از طریق مثلث سازی و به سه روش مصاحبه، مراجعه به اسناد و پژوهش های موجود و تصاویر آرشیوی به گردآوری داده ها اقدام شد و برای انجام پیمایش، رویدادهای تعاملی میان انسان و منظر بعنوان بستری برای تحقق حق به منظر در نظر گرفته شد و به کمک نرم افزار Atlas.ti 8 داد های گردآوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. چهار دسته حقوق شامل حقوق افراد به گرامیداشت و حفظ آیین های فرهنگی، سنت، مذهب، اقتدار سیاسی، هویت و معانی، حقوق افراد به کرامت انسانی و کیفیت زندگی، حق به سلامت، حفظ و نگهداری از اکوسیستم و حقوق افراد به دسترسی برابر، مشارکت، بهره مندی و استفاده برابر از منظر از میان داده های پژوهش استخراج شده و مشخص شد که توجه به مفهوم قاعده لاضرر در تحدید و مشخص نمودن مرزهای حق مرتبط و موثر است. تبیین ابعاد حق به منظر و شناخت مرزهای آن با توجه به ساختارهای پنهان قدرت و منازعات مکنونی که به تولید و بازتولید منظر می انجامد، می تواند قدمی را در راستای حرکت به سمت برابری و عدالت فضایی که از ضروریات و موکدات احکام دین مبین اسلام بوده برداشته به استیفای حقوق تضییع شده ی منتفعان از منظر کمک کند. نویسندگان بعنوان پیشنهادات آتی پژوهش بررسی سایر قواعد فقهی اسلامی و احادیث را در ارتباط با مفهوم حق به منظر پیشنهاد می کنند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهش های معماری اسلامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Researches in Islamic Architecture

Designed & Developed by : Yektaweb