7 نتیجه برای صدرا
فرهنگ مظفر، رسول وطن دوست، نادر شایگان فر، زهره طباطبایی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده
فرایند تجربه زیباشناختی و مدلهای طراحی شده در رابطه با این فرایند از مباحث مهم در حیطه آموزش تجربه زیباشناختی است. مدلهای بسیاری بر مبنای اندیشه های فلسفی و مشاهده رفتار مخاطبان طراحی شده و در جهت ارتقاء فکری و اندیشه ای مخاطب پایه گذاری شده است. در این میان فیلسوفان اسلامی اگر چه به طور صریح به ادراک زیباشناسی و تجربه زیباشناختی اشاره نداشتهاند، اما در میان مباحث و اصول اندیشه ایشان میتوان به مبانی و اصول ادراک زیباشناسی دست یافت. ملاصدرا از جمله فیلسوفانی است که در نظام معرفتی خود به نوعی به این مطلب میپردازد. پرسش بنیادین اینکه آیا میتوان با در نظر گرفتن اصول و مبانی فکری ملاصدرا چون مراتب ادراک، حرکت جوهری، وجود ذهنی، عشق و زیبایی و اتحاد عالم و معلوم به تبیین مدلی در راستای تجربه زیباشناختی رسید. هدف این تحقیق بررسی فرایند تجربه زیباشناختی و درک اثر هنری از دیدگاه نظریهپردازان این حوزه است و همچنین دستیابی به مدل تجربه زیباشناختی که از مبانی اندیشه ای ملاصدرا اتخاذ شده باشد. به همین منظور با روش تحلیل- استنباطی در گام نخست به تجزیه و تحلیل اجزاء مدلهای زیباشناختی پرداخته و با استفاده از مبانی و اصول اندیشه ای ملاصدرا فرایند تجربه زیباشناختی و عناصر آن را چون ادراک حسی، توجه و آگاهی، مشاهده مکرر،تذکر و تفکر،تخیل و خلق دوباره و اتحاد را استنباط نموده و با مدلهای دیگر تطبیق و مقایسه کرده است. این اصول در بعضی از موارد چون مشاهده مکرر، تذکر و تفکر با مدلهای دیگر وجه اشتراک دارد اما در بعضی از موارد چون تخیل و خلق دوباره دارای تفاوتهایی است.
علی روان، سعید علیتاجر،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
در فضای پژوهشی کشورمان، پیرامون فرآیند طراحی معماری، دو گرایش عمده نظری مشاهده میشود. یکی سامانهی اندیشهای حکمت و دیگری یافتههای تجربی طراحی پژوهی معاصر. پژوهش حاضر به دنبال پیدا کردن نوع رابطه میان این دو دیدگاه نظری، برای مقابله با آسیبهای این حوزه است. مسألهی اصلی، بررسی تطبیقی شباهتها و تفاوتها، میان سازوارهی کلی معرفت در حکمت متعالیه، و روششناسی تأویلی و تجربی خاص طراحی است.
هدف کلان این پژوهش، تطبیق جایگاه دانستهها در مورد معرفتشناسی و فرآیند طراحی است. هدف خُرد نیز ترسیم مدلی جامعنگر و وجودی برای فرآیند طراحی است. هدف کاربردی نیز، فهم سرشت طراحی برای یاددهی-یادگیری بهتر است. اهمیت و ضرورت چنین تحقیقی نیز، پرهیز از نسبیگرایی در رقابت عرضی تئوریها، و در نتیجه وحدت ترکیبی و تطبیق مراتب نظریهها، در ساختاری جامع برای معرفت طراحی است.
پرسشهای تحقیق شامل: چیستی معرفت طراحانه و ترسیم طرحواره از فرآیند آن (با هدف توصیف)، تطبیق علل معرفت طراحانه در نقشه کلی معرفت (با هدف تبیین)، و امکان نگاه ترکیبی و تطبیق طولی تئوریهای معرفت بجای انتخاب عرضی آنها در پژوهشهای طراحی است (با هدف کاربست). روش تحقیق، در چارچوب پارادایم واقعگرایی استعلایی است؛ که با راهبرد «پسکاوی» برنامهریزی شده است. در فرآیند تحقیق، پس از تخیل (فرض) مدلی توصیفی-تمثیلی و هسته-پوستهای از چارچوب نظری معرفتشناسی حکمت متعالیه، آزمون کارکرد مکانیسم مدل با شواهد تجربی طراحی پژوهی، در ده قضیه مربوط به اقسام و فرآیند معرفت، بررسی شده است.
مکانیسمهای مدل شامل دانش حضوری/حصولی، تصور/تصدیق، وحدت/کثرت، علم اجمالی/تفصیلی، مراتب فرآیند ادراک، حرکت جوهری و کمال، صعود/نزول، حکایت و وجود ذهنی، اتحاد نفس، و فاعلیت نفس است؛ که به ترتیب با شواهد تجربی طراحی پژوهی شامل دانش ضمنی/صریح، تصور/ارائه/آزمون، کل/جزء، طرحمایه/جزئیات، مراتب طراحی، خبرگی، خودآگاه/ناخودآگاه، تفکر انعکاسی، راه حل محوری، قاب، و سازندهگرایی، مقایسه و تطبیق داده شده است.
یافته های حاصل از تطبیق حاکی از آنست که، شواهد تجربی طراحی پژوهی در فرآیند دانستن خاص طراحان، با کلیات مکانیسم نظری معرفت وجودی حکمت متعالیه، در مقوله روش، اقتران دارد، که بصورت مدل توصیفی-تمثیلی و هسته- پوسته ای ترسیم گردید. دامنه این تطابق، به فرآیند شناخت)اقسام علم و فرآیند کسب آن( محدود است، و به مباحثی همچون مبانی، محتوا، هدف و غایت معرفت، قابل تعمیم نیست. بنابراین در پژوهش پیرامون فرآیند طراحی، معرفت شناسی وجودی حکمت متعالیه، و طراحی پژوهی )هرمنوتیک( اخیر، نظریه های رقیب و هم عرض یکدیگر نیستند، بلکه تفاسیر عام و خاص)مِن وَجه( از یک فرآیندِ شناخت هستند، که در مراتب متفاوت تأمل و عمل، بعنوان وجوه تجربه
واحد، قرار دارند. پس شناخت شناسی تجربی-علمی طراحی، قابلیت قیاس طولی از گستره معرفت شناسی نظری-فلسفی صدرایی را دارد.
آقای ابوذر ایزدپور، دکتر مهدی حمزهنژاد، دکتر طاهره نصر، دکتر محمدعلی اخگر،
دوره 11، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
در سه دههی اخیر مطالعات گستردهای در فرآیند طراحی صورت گرفته است و در برخی از آنها، مطالعات میان رشتهای با نگاهی روانشناسانه یا فلسفی به این فرآیند دیده میشود. در ایران هم نمونههای اندکی از نگاه فلسفی به فرآیند طراحی وجود دارد. یکی از نگرشهای مهم در نگرشهای جهانی و ایرانی که ریشهی فلسفی قوی نیز در اندیشهی غربی دارد؛ نگرش دوگانهگرا و فرآیند تکامل طرح از طریق نوسان دوگانههاست. این تحقیق با مبنا قراردادن فلسفهی صدرایی سعی دارد تأثیر این فلسفه را در تعریف این فرآیند روشن نماید. هدف این تحقیق کاربردی است و قصد دارد نتایجی سازگار با مبانی فلسفی؛ و امیدبخش برای بهرهی بیشترْ طراحانه؛ در اختیار طراحان قرار دهد. روش تحقیق استدلالی- تحلیلی بر مبنای قواعد فلسفی است که ابتدا مروری بر فرآیندهای طراحی معماری موجود و استخراج مؤلفههای مربوطه داشته و بعد از آن طی بررسی و قیاسهای بدست آمده از فرآیندهای موجود، دوگانههای نهفته در دل نظریات مختلف نیز استخراج گشتهاند که عبارتند از: «شناختضمنی- شناختعلمی»؛ «ناخودآگاهی- خودآگاهی»؛ «واگرایی- همگرایی»؛ «جعبهسیاه- جعبهشفاف»؛ و «نظریههای هنجاری- اثباتی»؛ که هرکدام نقش مهمی در ایجاد میدان لازم جهت شکلگیری فرآیند طراحی دارند. این دوگانهها تحت نظریههای فلسفی ساختارگرایی یا ساختارشکنی و با ریشهی کهنترِ دیالکتیک هگلی شکل گرفتهاند و گاه نگاههای روانشناسانهی عمیق همچون «خودآگاه» و «ناخودآگاه» هم در آن نقش دارند. پژوهش حاضر همهی دوگانهها را تحت لوای دو مؤلفهی عامتر، با تعبیرِ زایش توأمِ «جزء و کل» از درون یکدیگر برخواسته از قاعدهی بسیطالحقیقهی صدرایی، تعریف میکند. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که این دوگانه ماحصل تجارب نسل اول و سوم فرآیند طراحیاند و هر شقِّ آن در مقطعی از مقاطع مختلف طراحی کاربرد داشته و لذا میتوان از هر دو توأمان در فرآیند طراحی و شکلگیری طرح بهره برد. بر این اساس، هر مؤلفهی معماری در هر بخش از مراحل طراحی، از دو جنبهی متفاوت قابل بررسی و شناخت میشود و در راستای هدف این پژوهش میتواند بر فرآیندهای طراحی معماری کنونی مؤثر باشد: ۱. از آن جنبه که جزء بوده، به خود نگریسته، تَعَیُّن یافته و در کثرت است؛ ۲. از آن جنبه که کل بوده، به بسیط خود (ورای خود) نظر افکنده و به وحدت میگراید. نوآوری این تحقیق، مسیریابیِ تعریفِ «کل از دل جزء» و «جزء از دل کل» است که بهنظر میرسد میتواند مسیرهای لازم و ارزشمندی برای فرآیند طراحی ایجاد نماید که نویدبخش نگاه جامع بین سه نسل قبل از فرآیند طراحی معماری؛ و تعریفگر نسل چهارم باشد.
مژگان رضائی، آزیتا بلالی اسکوئی، محمد علی کی نژاد،
دوره 11، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
آب به مثابهی سرچشمه و نماد حیات، ارزشی والا در زندگی بشریت، به ویژه جامعه اسلامی دارد. معهذا در دهههای اخیر مشمول بیمهری فراوانی شده است. این بیمهری، از یک طرف زمینه تهدید زندگی مادی را در سرزمینهای اسلامی، که غالباً در مناطق کمآب قرار دارند، فراهم آورده است و از طرف دیگر جایگاه کارکردی و نمادین آن در معماری اسلامی-ایرانی را تضعیف نموده است. آب مادهای زندگیبخش است که نه تنها در بعد حسی و تجربی بشری، وجودی ملموس دارد، بلکه بنا بر حکمت متعالیه با بعد باطنی انسان نیز در ارتباط بوده و در طی مراتب سعادت و کمال همیار اوست. معماری اسلامی که به دلیل غنای محتوایی آن با تجلیات معنوی، قدسی و عرفانی در آمیخته است، آب را چه در عالم ظاهر و چه در عالم باطن خود متجلی مینماید. آب در مفهوم باطنی با فضای قدسی معماری در هم آمیخته و در مفهوم ظاهری در حین آمیزش با فضای واقعی موجبات تنظیم و تعدیل شرایط اقلیمی محیط را فراهم میآورد. لذا آب یکی از باارزشترین، جامعترین، و ساختاریترین عناصر معماری در جوامع اسلامی میباشد. آنگونه که میتوان به استعانت از حرکت جوهری ملاصدرا آب را یکی از هستههای نمادین حرکت تکاملی زندگی دانست. در متن قرآن کریم بیش از 63 بار اشکال مختلف شاهد بودن و باشیدن آب تذکر داده شده است. تبلور این فرازهای کمی شهودگونه با تکیه بر مراتب ادراک صدرایی در سه نوع معرفت حسی، خیالی، و عقلی مورد ملاحظه قرار گرفته است. این ملاحظات آنگونه که در چارچوب مفهومی نشان داده شده است، قابلیت تعمیم ارزشهای جامع حیاتی، قدسی، بیولوژیک، و فناورانه را در معماری و فضای شهری نمودار میکند. در همین راستا، زیبایی، سرزندگی، زندگی به طور عام، و زندگی در خداگونگی یافتههای نهایی سنجش کارآمدی آب در معماری اسلامی است.
جانا عرب زاده، حسن بلخاری قهی، سید مجید مفیدی شمیرانی، ایرج اعتصام، آزاده شاهچراغی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
بیان مسئله: طبیعت نخستین مامن و آغازگر حیات انسان میباشد. عَرَض و جوهر ارکان نظریه حرکت جوهری صدرالمتالهین است که به بیان حرکت از صورت به معنا میپردازد و اصل انتفاع و سودمندی تحقق پیدا میکند. موارد یاد شده با عالم علمی کنونی در ظاهر متناقض میباشد درصورتی که غایت هر دو عالم یکی است. طراحی زیستدوست در پی ایجاد شرایط همزیستی با طبیعت در سکونتگاههای کنونی انسان میباشد. تحقق شکلگیری معماری زنده بر بنیاد نظریه حرکت جوهری صدرالمتألهین، امکان ایجاد شرایطی جهت ارتقای کیفیت زندگی را ایجاد می نماید.
سوال و هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش دستیابی به مقوله معماری زنده جهت ارتقای کیفیت زندگی و توجه به معنویت در معماری برای آرامش روح است. این پژوهش جهت دستیابی به هدف ذکر شده یعنی نسبت حرکت جوهری ملاصدرا با معماری زیستدوست، قابل تبیین و تحقیق است.
روش پژوهش: پژوهش انجام شده به روش کیفی (نظریه زمینهای) با راهبرد تحلیل داده، کدگذاری توسط نرمافزار MaxQDA با روش سیستماتیک اشتراوس و کوربین انجام شده است. دادههای پژوهش به صورت متنی و معنایی و از طریق مصاحبه عمیق بدست آمدهاند؛ سپس با منطق استقرایی و به صورت تحلیل تفسیری مورد بررسی قرار گرفتهاند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، تبدل جوهری در هر رکنی از ارکان هستی صورت میپذیرد و معماری زیستدوست با در نظر گرفتن عناصر زنده، امکان تداعی حیاتمندی هستی همراه با تحول جوهری آدمی را یادآور میشود. مقولاتی چون کمالگرایی، بالندگی، همبستگی روح و جسم، لازمان بودن مفاهیم، در انسان و عناصر هستی وجود دارد. امکان تبدل جوهری در معماری هدفمند با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و توجه بیشتر به مقولاتی چون ارتباطات، هماندیشی نوین، و حقیقتجویی میسر خواهد شد؛ نتایج آن آفرینش زیبایی و دستیابی به معماری زنده میباشد.
منا متولی حقیقی، سید محمد خسرو صحاف، طاهره کمالی زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
حرکت در فضا، لازمهی ادراک معمارانه است. فلسفه نیز عامل حرکت را مبنایی برای ادراک جهان مادی میداند. به گونهای که فلاسفهی اسلامی نیز از دیرباز بر این مهم تاکید داشتهاند و حرکت را دارای کمال و غایت میدانستند. ملاصدرا بنیانگذار حکمت متعالیه با بیان نظریهی حرکت جوهری خود معتقد است که وجود مادی با حرکت دائمی خود به سوی وجود عقلانی و مجرد، با طی مراتب و گذر از عوالم سهگانه (محسوس، خیال، و معقول) به ادراک حقایق جهان نایل خواهد شد. در این ارتباط مسئله حرکت جوهری و ادراک فضا در معماری موضوع اصلی این پژوهش خواهد بود. حال سوال پژوهش اینگونه خواهد بود که چگونه میتوان به ادراک فضای معماری _بالاخص مورد پژوهش حاضر یعنی رواق اللهوردیخان در حرم مطهر امام رضا(ع)_ با نظر به حرکت جوهری ملاصدرا نائل آمد و تفسیری جدید از این ادراکات ارائه نمود؟ هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی مراتب ادراک فضا در رواق اللهوردیخان با نگاهی به مفهوم حرکت جوهری ملاصدرا میباشد. بدین منظور، در این مقاله ابتدا به بررسی مفهوم حرکت جوهری ملاصدرا پرداخته و سپس به بررسی مراتب ادراک فضا در رواق اللهوردیخان پرداخته شده است. پژوهش پیشرو از نوع کیفی تحلیلی-توصیفی بوده و راهبرد آن پرداختن به مطالعات موردی با رویکرد تفسیری میباشد. این مقاله با تحلیل تجربهی ادراکی ناظر در رواق الله وردیخان، مقارنهی حرکت و ادراک در فلسفه و معماری را مورد بررسی قرار میدهد. نتایج مطالعات نشان داده است که سلسلهمراتب فضایی در رواق اللهوردیخان، عدم تنوع مصالح در فضای داخلی این رواق و مواجههی انسان از ورودی تا مرکز آن مبتنی بر دیدگاه تجربه فضایی است که منجر به بهبود ادراکات حسی و تجربه فضایی زائران از رواق و فضامندی آن شده است. ضمن اینکه بستری برای کشف و شهود درونی ناظر فراهم میسازد، با توجه به تجربهی ادراکی از نازل به سوی کاملترین آن هدایت خواهد شد. همچنین با توجه به نوع فضاها و حرکت زائر در فضای رواق میبایست بیان نمود که تجربه فضایی به گونهای چندحسی بوده و کالبد این رواق به نحوی ساخته و پرداخته شده که حواس پنجگانه زائران را درگیر خودش مینماید.
دکتر سعید علی تاجر، مهندس فاطمه محمدعلی نژاد،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
طرحواره، مفهومی با پیشینه نظری گسترده در حوزه روانشناسی و به معنای ساختارشناختی انسان است. این مفهوم در پژوهشهای میانرشتهای نیز مورد توجه پژوهشگران بوده و دستاوردهای ارزندهی را به ارمغان آورده است. در مطالعات نظری معماری بر غنای طرحوارههای ذهنی معماران برای نقشآفرینی در ادراک و خلق آثار معماری تأکید شده است. در برخی از آثار معماری اسلامی، این غنای ذهنی به گونهای در کالبد اثر تجلی یافته که توصیف ماهیت جامع آن بر پایه نظریات روانشناسان، امکانپذیر نمیباشد. این مسئله، تدقیق ماهیت طرحواره ذهنی طراحان معماری را با اتکا به فلسفه اسلامی ضروری مینمایاند. از این رو هدف پژوهش حاضر، ارائه تبیینی نو از ماهیت طرحوارههای ذهنی معماران بر پایه نظام معرفتشناسی در اندیشه فیلسوف مسلمان، صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازی، در نظر گرفته و این سؤالات مطرح شد: کدام بخش از دیدگاه روانشناسان در خصوص طرحواره منطبق با دیدگاه صدرا و کدام بخش متفاوت از آن میباشد؟ در نظریه طرحواره، کدامیک از اصول فلسفی و مبانی معرفتشناسی صدرا مغفول مانده است؟ تعریف جامعتر از طرحوارههای ذهنی معماران چیست؟ در این پژوهش که از نوع پژوهشهای بنیادی است، دادهها بر پایه مطالعات کتابخآنهای گردآوری و با رویکرد تطبیقی وجوه اشتراک و افتراق میان دو دیدگاه بدست آمد و در گام بعدی با استفاده از روش استدلال منطقی در تبیینی صدرایی از ماهیت طرحواره ذهنی معماران مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در نهایت این نتیجه حاصل شد که اشتراکاتی در میان دو دیدگاه وجود دارد نظیر رابطه عین و ذهن، تغییر و گسترش ادراکات و تشکیک در ادارک یک پدیده محسوس. با این حال وجوه افتراقی نیز بدست آمد که از میان آنها سه مورد، بنیادیتر است. اولین مورد، اطلاق انتزاعِ صورت ذهنی در مراحل شکلگیری طرحوارههای ذهنی است که همسو با دیدگاه صدرا نمیباشد. از نظر ایشان در حرکت جوهری نفس، تأویل رخ میدهد و نفس انسان متناسب با هر مرتبه هستی که در آن حضور دارد، میتواند به ادراک پدیده در مرتبه متناظر با آن نائل آید. علاوه بر این صدرا در سیر صعودی معرفت، حرکت جوهری نفس را سیری همگرا به سوی مرتبه والای ذات الهی تعریف میکند ولی در نظریه طرحواره، غایتی واحد برای نظام سلسلهمراتبی شناخت تعریف نمیشود. تفاوت دیگر، معرفت شهودی در دیدگاه صدرا است که به آن در نظریه طرحواره اشاره نشده است. با توجه به تشابهات و تفاوتهای بدست آمده بازتعریف طرحواههای ذهنی معماران مبتنی بر دیدگاه صدرا ارائه شد.