3 نتیجه برای سازمان فضایی
محمد حبیب زاده عمران، علیرضا عینی فر، آزاده شاهچراغی،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده
رضایت از مسکن و محیط مسکونی یکی از جنبههای رضایت از زندگی است. ارتباط میان خلوت در فضاهای شخصی و تعامل جمعی در سازمان فضایی واحد مسکونی آپارتمانی از عوامل تعیینکننده مولفههای موثر بر سنجش رضایت ساکنان است. تامین خلوت اعضای خانواده در فضای کالبدی واحد مسکونی، بسترساز و پیشنیاز رعایت محرمیت و تنظیم روابط درونی و ارتباط با بیرون از واحد مسکونی است. پرسش تحقیق این است که، رابطه فضاها در گونههای سازمان فضایی واحدهای مسکونی آپارتمانی چیست؟ ارتباط فضاهای شخصی و جمعی و میان- فضاهای واحد مسکونی چه تاثیری بر میزان رضایتمندی ساکنان دارند؟ و چگونه میشود این رضایتمندی را با راهکارهای طراحی ارتقا بخشید؟ هدف اصلی پژوهش ارتقای آگاهی جهت طراحی مطلوبتر واحدهای مسکونی آپارتمانی است. اهداف دیگر تحقیق میتواند به درک بهتر ارتباط انسانی میان عناصر سازمان فضایی واحد مسکونی، چگونگی ایجاد بستر خلوت فردی و ارتباط جمعی میان اعضا و میهمانان خانواده، ایجاد خلوت شنیداری و دیداری در فضای داخلی واحد مسکونی و مشرف با واحدهای مجاور اشاره کرد. تحقیق فوق جهت گردآوری دادهها و تکمیل پرسشنامه از ساکنان بهرهمند شده است. مطالعه موردی به مسکن متداول آپارتمانی شهر آمل (مجموعههای ردیفی با ارتفاع متوسط در سه تا شش طبقه به همراه فضاهایی مانند ورودی، پله ارتباطی، فضای باز و سایر عناصر مشترک سازهای و تاسیساتی)، محدود شده است. در این بناها، براساس مطالعه اسناد پایانکار ثبت شده در شهرداری مرکزی آمل، چهار گونه واحد مسکونی شناسایی شده است که سازمان فضایی آنها بیشترین فراوانی را دارند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساکنان واحدهای مسکونی آپارتمانی از فقدان تمهیدات لازم در رعایت انتقال دید و صدا مابین فضاهای داخلی، رعایت فاصله لازم میان فضاهای جمعی و شخصی، دید از بخش ورودی واحد و از گشودگیهای نما به فضاهای داخلی ابراز نارضایتی نسبی کردهاند. نتیجه پژوهش پیشنهاد راهکارهای طراحی ورودی، هندسه و تناسب پلان، کنترل انتقال صدا مابین فضاهای واحد مسکونی، کنترل دید از بیرون واحد و ایجاد فضای مفید مکث و حرکت در فضاهای مابین دو بخش اصلی واحد است. نتایج تحقیق میتواند به فرهنگها و شهرهای مشابه در شمال کشور قابل تعمیم باشد. جدول راهکارهای طراحی پژوهش مطابق با شرایط فرهنگی-اقلیمی مناطق دیگر کشور جهت تدوین راهنماهای طراحی متناسب با فرهنگهای محلی و محیطهای خاص قابل تنظیم است.
مهندس زهرا عزتی کرعلیا، دکتر ازیتا بلالی اسکویی، مهندس یحیی جمالی، دکتر عارف منادی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
حیاط از جمله فضاهای اصلی خانهها به خصوص در معماری سنتی ایران بوده است که نقش بسزایی در شکلگیری نظام فضایی خانهها داشته است. سوال اصلی پژوهش این است که چه ارتباطی میان سازماندهی فضایی خانههای تاریخی تکحیاطه و دوحیاطه با تعداد حیاطها برقرار است؛ و هدف پژوهش، کشف ارتباط میان تعداد حیاطها با سازمان فضایی خانههای تاریخی است. به این منظور، مولفههای تأثیرگذار بر سازمان فضایی خانههای تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته و با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد کیفی، به تجزیه و تحلیل مولفهها در نمونههای موردی پرداخته شده است. جامعهی آماری، خانههای قاجاری تکحیاطه و دوحیاطه شهر تبریز میباشد. بر اساس یافتههای پژوهش، در خانههای تکحیاطه و دوحیاطه عوامل مختلفی نظیر هندسه چیدمان فضایی (الگوی چیدمان مرکزی و شعاعی و الگوی هندسی فضای پیرامون حیاطها)، محوربندی (محورهای حرکتی داخلی و خارجی، محور بصری و محور تقارن) و سلسلهمراتب فضایی و دسترسی (کشیدگی حیاطها، عمق فضاها نسبت به ورودی و نفوذپذیری) در مجموع نشانگر نوع خاصی از سازمان فضایی مرتبط با هر یک از دو گونهی مذکور است. بررسی هندسه چیدمان فضایی نشانگر تفاوت در نوع قرارگیری فضاها نسبت به حیاط، تفاوت در تودهگذاری و تعداد جبهههای ساخته شده پیرامون حیاط، میزان درونگرایی نسبت به نوع حیاط، و غیره است. بررسی محوربندی نشانگر تفاوتهای موجود در مسیرهای حرکتی و ارتباطات درون فضایی، تفاوت در جهت محورهای بصری و در نحوهی رعایت تقارن، و غیره است. بررسی سلسلهمراتب نشانگر تفاوت در تقسیم عرصههای خانه، تفاوت در قرارگیری فضاها در عمقهای مختلف نسبت به ورودی با توجه به کاربری آنها، و غیره است.
دکتر بهزاد وثیق،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
آسیای میانه به واسطه قرارگیری در میانه شاهراههای اقتصادی-فرهنگی و نیز نقشی که در بازسازی و رواج دوباره فرهنگ ملی دارد؛ زمینه مناسبی جهت مطالعه و شناخت بروندادهای مانند هنر و معماری است. در این میان تحولات سیاسی و تعدد و دوام حکومتها، امارتها و خوانین که در عمده موارد پشتیبان هنر و معماری بودهاند؛ باعث شده تا تنوع ویژهای در ابنیه فراهم شود. مدارس یکی از این کاربریها هستند که در میان این ابنیه جایگاه ممتازی داشته و به دلایل دینی، سیاسی و فرهنگی مورد اقبال حاکمین بودهاند. ضرورت این تحقیق توجه کمتر به مدارس این مناطق در سابقه تحقیقات معماری فارسی است. سوال اصلی تحقیق آن است که سیر تحولات فضایی مدارس آسیای میانه در دوران تیموری تا اشترخانی چیست؟ روش تحقیق بر مبنای پژوهش در نمونههای موردی و تحلیل نحو فضا بر پایه ایزوویست و سنجه محوری است. تلاش شده است تا با تطبیق مولفههای فضایی، ساختی و کالبدی در مدارس این جغرافیا، ریشههای برنامهریزی کالبدی این مدارس دربازه زمانی یاد شده، به دست آید. این تحقیق نشان میدهد، رویههای طراحی بر پایه تنوع در تعداد حیاط، نحوه مرزبندی میان عرصه عمومی شهر و فضای آموزش، جداسازی اقامت و تدریس شکل یافته است و از منظرکالبدی شیوه سازماندهی حجمی اعم از دارابودن منار، شکل قرارگیری اندام ورودی، نحوه تثبیت حجم در گوشهها و از جنبه فضایی، شکل حیاط، وجود مسجد و فضاهای جنبی دیگر بر نظام ساخت مدارس موثر بوده است. همچنین نتیجه تحلیلهای این پژوهش نشان میدهد معماری مدارس طی این سه دوره به سمت افزایش کنترل فضایی، تقویت حریم خصوصی و تعادل میان ارتباط اجتماعی و محرمیت آموزشی حرکت کرده است.