خانههای سنتی عمدتا برپایه سازگاری با اقلیم و فرهنگ شکل گرفته و توجه به جریانات هوای داخلی این خانهها، در اولویت طراحان بوده است. شواهد نشان میدهد که عناصر کالبدی معماری حیاطهای مرکزی میتواند در فرآیند تهویه طبیعی فضاهای پیرامونی حیاط مرکزی تاثیرگذار باشد. سوال پژوهش این است که الگوی جریان هوای داخل حیاط مرکزی خانه سوزنگر دزفول به چه صورت است و چه تاثیری بر ویژگیهای فرهنگی دارد؟ هدف این پژوهش، بررسی وضعیت تهویه طبیعی در حیاط مرکزی خانه سوزنگر به عنوان نماینده رون قبله در جامعه آماری خانههای دارای حیاط مرکزی دزفول تحت تاثیر باد خارج است تا بتوان علاوه بر تحلیل الگوی جریان هوا، ارتباط این الگو با ویژگیهای فرهنگی را یافت. پژوهش پیشرو، کاربردی و دارای ماهیتی میان رشتهای است. روش تحقیق، ترکیبی است که ابتدا پس از بررسی خانههای سنتی و دارای حیاط مرکزی، الگویابی و تقسیم براساس رون و جهتگیری انجام و خانه سوزنگر انتخاب شد. عناصر کالبدی حیاط مرکزی (جهتگیری حیاط) بعنوان متغیر مستقل و الگوی گردش جریان هوای داخل حیاط مرکزی (سرعت و جهت جریان) بعنوان متغیر وابسته توسط دستگاه اندازهگیری دیتالاگر با روش تجربی در دوره آزمون این پژوهش، مورد سنجش قرار گرفت. سپس دادهها توسط پیشپردازشگر گمبیت و نرمافزار انسیس فلوئنت (پس از اثبات روایی و پایایی) با روش دینامیک سیالات محاسباتی شبیهسازی و تحلیل گردید. نتایج نشان میدهد معماری سنتی دزفول با حیاط مرکزی و بهارخواب همراه است و فعالیتها در اطراف حیاط مرکزی انجام میگرفته و این مهم، بخشی از هویت فرهنگی دزفول میباشد. حیاط، فضای تأمین نور، تهویه و ارتباطات است. جریان هوای درون حیاط مرکزی، بصورت گردابهای شکل میگیرد و تهویه مناسبی را در بهارخوابها ایجاد میکند. همچنین با توجه به جریان باد غالب، جهتگیری مناسب بنا جنوب شرقی و کشیدگی حدودی شرقی-غربی مناسب است و مانع ایجاد جریان هوا در داخل بنا نمیشود. حیاط مرکزی با ایفاکردن نقشهای مختلف در زندگی روزمره ساکنین و بطورخاص، بهارخواب به عنوان یکی از فضاهای گردآمدن افراد با توجه به جریان هوای موجود در آن، از نمادها و هویتهای فرهنگی شناخته میشود. توجه به نتایج ارائه شده موجب بهبود وضعیت آشفتگی و الگوی گردش هوای داخل حیاط مرکزی و در نتیجه تهویه طبیعی موثرتری میگردد.