جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای تحلیل تطبیقی

حامد حیاتی، مرضیه الزهرا نصیرپور،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

هندسه و تناسبات از اصول بنیادین معماری ایرانی محسوب می‌شوند و در سازماندهی فضایی خانه‌های تاریخی قم، به‌ویژه در دوره‌های قاجار، اواخر قاجار و پهلوی، نقش مهمی داشته‌اند. این پژوهش باهدف تحلیل تطبیقی تناسبات فضایی در ۲۳ خانه تاریخی قم، نسبت‌های ابعادی فضاهای اصلی (حیاط، اتاق، سه‌دری و پنج‌دری) را استخراج کرده و میزان تطابق آن‌ها را با سه نظام تناسب شناخته‌شده (تناسبات طلایی ۱.۶۱۸، مستطیل زرین ایرانی ۱.۷۳ و گز و پیمون ۱.۰۶۶) مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش از نوع تحلیلی - تطبیقی بوده و داده‌ها با اندازه‌گیری میدانی و بررسی نقشه‌های دقیق گردآوری شده است. سپس با استفاده از آزمون‌های آماری آنالیز واریانس و تی تک نمونه‌ای در نرم‌افزار R تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد اصول کلی تناسبات در سه دوره از ثبات نسبی برخوردار بوده است؛ اما فضاهای مختلف هریک انطباق متفاوتی با نظام‌های تناسبی بررسی‌شده داشته‌اند. در دوره قاجار، اتاق‌ها بیشترین هماهنگی را با هر سه نظام تناسبی داشته‌اند؛ درحالی‌که در اواخر قاجار، پذیرایی‌ها عمدتاً با تناسب طلایی انطباق بیشتری پیدا کرده‌اند. در دوره پهلوی نیز حیاط‌ها مجدداً گرایش به گز و پیمون نشان می‌دهند که احتمالاً به ملاحظات استانداردسازی در این دوران بازمی‌گردد. از سوی دیگر، عدم تبعیت حیاط‌ها در دوره‌های قاجار و اواخر قاجار از نظام‌های تناسبی بررسی‌شده، برخلاف فضاهای داخلی، می‌تواند ناشی از محدودیت‌های زمین، تغییر نیازهای زیستی و تحولات اجتماعی - اقتصادی آن دوران باشد. این پژوهش بر اهمیت بازشناسی اصول هندسی سنتی در معماری معاصر تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند برای تداوم هویت بومی در اقلیم گرم و خشک قم، از دستاوردهای این الگوهای تناسبی استفاده شود.

مرضیه اصلانی، محمدعلی خانمحمدی، مهدی حمزه‌نژاد، محمود تلخابی، فرهنگ مظفر،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

محیط فیزیکی یادگیری نقش مهمی در شکل‌دهی به تجربه‌های یادگیری دانش‌آموزان، به‌ویژه از طریق تعامل آنها با فرآیندهای انگیزشی و شناختی دارد. در این زمینه، مدل­های نظری مطرحی چون «LEPO، فیلیپس»، «درگیری دانش­آموز، ریو» و «کارکردهای اجرایی، مک­کلوسکی» در حوزۀ یادگیری، با وجود اهمیت بنیادین­شان در تبیین جایگاه محیط فیزیکی در یادگیری، تاکنون کمتر در طراحی و تحلیل محیط‌های فیزیکی مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. لذا ارائۀ مدلی در زمینۀ محیط­های یادگیری فعال با رویکرد ساختن­گرا، برای ارزیابی و شناخت ظرفیت‌های مکمل و تلفیقی محیط فیزیکی، خلأیی پژوهشی محسوب می‌شود که پرداختن به آن می‌تواند به غنای طراحی فضاهای یادگیری بیانجامد. لذا این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی جایگاه مدل­های نامبرده، در تحلیل و ارزیابی محیط فیزیکی یادگیری فعال به انجام رسیده است. پرسش­های پژوهش عبارتند از: هریک از مدل­های نامبرده چه ابعاد و شاخص­هایی را برای تحلیل رابطۀ محیط فیزیکی و یادگیری دانش‌آموز ارائه می­کنند؟ مقایسۀ تطبیقی سه مدل چه دستاوردی برای ارزیابی محیط فیزیکی در محیط­های یادگیری فعال دارد؟ به این منظور، این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از روش سنتز نظری به تحلیل تطبیقی سه مدل و بررسی جایگاه ­آنها در ارزیابی محیط فیزیکی یادگیری پرداخته است. گردآوری اطلاعات با روش مطالعات اسنادی و کتابخانه­ای صورت گرفته و داده‌ها از طریق بررسی منابع علمی، تحلیل محتوای مفاهیم کلیدی و همچنین استخراج کاربردهای آن‌ها در ارزیابی محیط فیزیکی گردآوری و تطبیق داده شده‌است تا در نهایت قابلیت‌های سه مدل در ارزیابی محیط فیزیکی از دو بعد مفهومی و روش­شناختی بیان شود و مدل ارزیابی محیط فیزیکی فعال در سه سطح ارائه شود. مدل­ ارزیابی نهایی، به ارائۀ قابلیت­های محیط فیزیکی در سه سطح تسهیلگری، حمایتگری و تنظیم­گری منجر می­شود که به معماران و طراحان محیط‌های یادگیری فعال این امکان را می‌دهد تا فضاهایی متناسب با نیازهای یادگیرنده در این سه سطح طراحی کنند؛ فضاهایی که نه‌تنها یادگیری را تسهیل می‌کند، بلکه حمایتگری انگیزشی برای انواع درگیری، و تقویت­کنندۀ مهارت­های خودتنظیمی در دانش­آموزان هستند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهش های معماری اسلامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Researches in Islamic Architecture

Designed & Developed by : Yektaweb