جستجو در مقالات منتشر شده



دکتر رضا سامه، آقای سید محسن موسوی،
دوره 10، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

از آنجایی که برج‌مقبره‌ها از جایگاه ویژه‌ای در معماری کهن ایران‌زمین برخوردار هستند، با شناخت دقیق و گونه‌بندی آنها می‌توان به بسیاری از ریشه‌های فرهنگی و هنری ایران پی برد. به همین دلیل فراهم آوردن زمینه‌ی تحقیق در برجمقبرهها به عنوان یکی از جلوه‌های شاخص معماری ایران ضروری به نظر می‌رسد. مقاله‌ی حاضر به دنبال تحلیل دگرگونی تهرنگ برج‌مقبره‌های تاریخی ایران بر اساس دوره‌های تاریخی و در بستر جغرافیایی است که این موضوع منجر به شناخت الگوهای پلان برج‌مقبره‌ها و روند تحولات آن خواهد شد. رهیافت بکار رفته در پژوهش حاضر کیفی است و از راهبرد تاریخی پیروی می‌کند. مطالعه‌ی اسنادی و کتابخانه‌ای از راهکارهای راهبرد مورد نظر می‌باشد که شامل تاریخ‌نگاری و گونه‌شناسی می‌شود. گونه‌بندی برج‌مقبره‌ها، بررسی تهرنگ و ساختار فرمی و انطباق با موقعیت جغرافیایی و اقلیم آنها از راه‌حل‌های مورد نظر این مقاله است. اطلاعات لازم نیز از منابع مکتوب بدست آمده که به تحلیل مفاهیم نظری می‌پردازد. نمونه‌هایی به تعداد 24 برج‌مقبره با تنوّع تهرنگ و پراکندگی جغرافیایی و سرزمینی انتخاب شده و دادههای مکتوب مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند که در سه دسته کلی مربع، دایره و چندضلعی تقسیم شده‌اند. نتایج پژوهش حاضر مؤید آن است که در برخی از بازههای زمانی یا ادوار حکومتی فراوانی و در یک بستر جغرافیایی خاص، بیشتر یک گونه‌ی فرمی یا تهرنگ دیده میشود ولی به علت عدم تکرار این موضوع در رابطه با بستر جغرافیایی یا دوره‌ی حکومتی، نمیتوان این نوع نسبت را عاملی اساسی در شکلیابی برجمقبره‌ها دانست.

- مهسا میرسلامی، - علی عمرانی‌پور، - سارا شریعتی،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مسجد به‌عنوان یک قرارگاه رفتاری، پیوند عمیقی با مخاطب خود برقرار می‌کند. این هم‌پیوندی در طول قرون متمادی از پیدایش مساجد تا به امروز بخشی تفکیک‌ناپذیر از عملکرد مسجد بوده است. عوامل متعددی بر تجربه‌های رفتاری و ادراکی مخاطب در فضاهای انسان‌ساخت ازجمله مساجد نقش دارند. از این عوامل تغییرات شکلی، تنوع گونه‌بندی و کالبدی در ساختار مساجد بر تجربیات رفتاری و فضایی مخاطب دخیل می‌باشند. در دهه اخیر می‌توان شاهد افزایش شکل‌گیری مساجد محله‌ای در شهر قزوین بود که اکثر این مساجد فاقد سرزندگی، پویایی، و میزان حضور مطلوب مخاطب می‌باشند و صرفاً تبدیل به فضاهای نمازخانه‌ای شده‌اند که این امر سبب عدم قابلیت ایجاد پیوند مابین فضا و مخاطبان می‌شود. هدف از انجام این پژوهش، کاوشی بر چگونگی نوع ارتباط بین ساختار شکلی- کالبدی مساجد و تاثیر آن بر ادراک مخاطب بوده است؛ به‌نحویکه نوع هندسه، تناسبات، دسترسی‌های هم‌سطح، طبقاتی و سلسله‌مراتب فضایی، تجربیات متفاوت ادراکی و رفتاری برای کاربران رقم می­زنند. از طرف دیگر، تنوع و انطباق‌پذیری فعالیتی و واسط‌های ادراکی متأثر از کالبد مساجد بر میزان حضورپذیری مخاطبین در مسجد موردبررسی قرار گرفته است.
در فرایند پژوهش، جمع‌آوری اطلاعات، با ثبت رویدادها و فنون کار میدانی، در سه مسجد با ساختار سنتی حیاط مرکزی و سه مسجد با ساختار طبقاتی در شهر قزوین موردمطالعه قرار گرفته است و به‌منظور بررسی نقش و جایگاه ساختار کالبدی و هندسی به روش کمی از تئوری نحو فضا با نرم‌افزار depthmap10 با به‌کارگیری شاخص‌های چیدمان فضایی بهره‌گیری شده است. ازآنجاکه برای ارزیابی وزن مؤلفه‌های مؤثر بر چگونگی ادراک و رفتار به‌صورت کیفی نمی‌توان به‌تنهایی از روش فوق بهره جست، در ادامه از طریق روش پیمایشی و طرح پرسشنامه و آنالیز داده‌ها توسط نرم‌افزار آماری Amous22 مورد تحلیل همبستگی قرار گرفت و روابط معنادار بین متغیرهای دخیل استنباط ‌گردید. یافته‌های پژوهش نشانگر آن می‌باشد که گونه‌بندی و مؤلفه‌های کالبدی معماری نظیر توزیع و هم‌پیوندی، عمق، اتصال فضایی، چیدمان و ارتباط دسترسی‌های داخلی بر تنوع، انطباق‌پذیری فعالیتی و همچنین نوع ادراک مخاطب با توجه به واسطه‌های ادراکی (نیازها و ترجیحات) با مدت توقف و میزان حضورپذیری کاربران مسجد، هم‌پیوندی قوی و مستقیم ایجاد می‌کنند.

مریم قاسمی سیچانی، فائزه شمشیری،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

خانه‌های تاریخی از لحاظ اصول معماری و ویژگی‌های هندسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند. این مطالعه به بررسی ویژگی‌های اصول هندسی اتخاذشده در خانه‌های دوره صفویه و قاجاریه می‌پردازد. هدف اصلی، شناخت ویژگی‌های هندسی خانه‌های تاریخی چند حیاط و نمای آن‌ها و بررسی تأثیر آن‌ها بر یکدیگر است. تحقیقات گسترده‌ای در این حیطه انجام‌گرفته است؛ اما مطالعه‌ای به بررسی نسبت طول حیاط به ارتفاع نما و نسبت طول به عرض حیاط انجام نگرفته است. جامعه آماری این مطالعه، متشکل از خانه‌های تاریخی یک یا چند حیاط مرکزی شهر اصفهان است. از میان این جامعه تعداد ۱۵ خانه به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و مورد بررسی قرارگرفته است. رویکرد روش‌شناختی تحقیق، مبتنی بر پایه مطالعات میدانی و تحلیل هندسی-حسابی است. ابزارهای مورد استفاده از طریق برداشت و نرم‌افزار ترسیمی اتوکد انجام‌شده است. نتایج حاکی از آن است که حیاط خانه‌ها عمدتاً به شکل مستطیل بوده است. چنانچه محور کشیدگی حیاط در خانه‌های مورد مطالعه شمالی- جنوبی بوده است؛ نماها در خانه‌های ۲، ۳، و ۴ جبهه ساخت به‌گونه‌ای قرار می‌گیرند که نمای شمالی ارتفاع بیشتری نسبت به ۳ نمای دیگر داشته و چنانچه محور کشیدگی حیاط شرقی- غربی بوده؛ عکس این پدیده صادق است. نماها و جهت قرارگیری آن‌ها در حیاط یکی از تأثیرگذارترین مؤلفه‌ها در به دست آوردن تناسب حیاط به‌نما است.

صبا آریان پور، دکتر حسن سجادزاده، دکتر غلامرضا طلیسچی،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

طبق نظر غالب در مطالعات معماری و شهرسازی، بازار به‌عنوان ستون فقراتِ ساختار فضایی و اجتماعی شهرهای ایران توصیف می‌شود. بااین‌حال مطالعات مختلف در مورد فضاهای عمومی به‌ویژه در مورد مراکز تجاری در ایران مبین این نکته هستند که علی‌رغم رشد کمی این ساختمان‌ها، در حوزه کیفی دچار ضعف‌های جدی هستند. به‌صورتی که موجب تنزل مؤلفههای کیفی و عدم موفقیت بسیاری از فضاهای طراحی شده در دوران معاصر دیده شده است. با شناخت این مسئله و کمبود مطالعات رفتاری-فضایی در بازارها و مراکز تجاری در این مقاله سعی شده است تا نسبت میان کیفیت محیط در ابعاد مختلف از جمله فضایی با فعالیت‌های جاری در بازارهای سنتی و مراکز تجاری جدید مطالعه شود. چرا که به نظر میرسد بین نوع فعالیت‌های جاری و موفقیت قرارگاه رفتاری ارتباطات معناداری وجود دارد. روش پژوهش آمیخته و مبتنی بر مشاهده طیف فعالیتهای جاری، تحلیل پیکره‌بندی فضایی و پرسشگری از کاربران فضاست. محدوده مطالعه شامل بازار سنتی بروجرد و مرکز خرید دیپلمات به‌عنوان دو الگوی معماری انتخاب شده است. بدین منظور دو قرارگاه رفتاری در بازار سنتی و یک قرارگاه در دیپلمات‌سنتر مورد مطالعه قرار گرفتند. متغیرهای تحلیل چیدمان فضایی شامل «هم‌پیوندی»، «عمق» و «میزان» اتصال بوده است. فعالیت‌های جاری بر اساس نظریه «یان گل» ذیل سه گروه «اجباری»، «اختیاری»، و «اجتماعی» تفکیک شده است و کیفیت محیط نیز به چهار دسته «عینی- ساختاری»، «عینی- عملکردی»، «عینی- محیطی»، «ذهنی- فضایی»، «ذهنی- معنایی» تقسیم شده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش تحلیل همبستگی در نرم‌افزار SPSS.23 صورت گرفته است. نتیجه شد که قرارگاههای رفتاری مورد مطالعه به دلیل کیفیت کالبدی بالا، امکان بروز فعالیتهای انتخابی را که بیش از سایر فعالیتها به شرایط فیزیکی و کالبدی محیط وابسته هستند؛ میسر میکند. همچنین میان فعالیت اختیاری و همپیوندی رابطه معناداری مثبت در قرارگاه‌های رفتاری مورد مطالعه برقرار  است.

دکتر مازیار سرداری، دکتر لیلا زارع، دکتر آویده طلایی، دکتر وحید قبادیان،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

معماری سنتی اصطلاحی است که پس از دوران مدرنیزاسیون در ایران، مطرح و در صحبت­های بسیاری از معماران، کتب و مقاله­ها، به آن پرداخته شده و در دانشکده­های معماری مورد نقد و گفتگو واقع شده است. در ادامه و پس از وقوع انقلاب اسلامی و بسته شدن شرکتهای ساختمانیِ خارجی در ایران، بسیاری از شرکت‌‌های بزرگِ معماری نیز تعطیل و یا نیمهفعال شدند. با بروز جنگ تحمیلی و تحریم اقتصادی، فعالیت‌های ساختمانی به شدت کاهش یافت و در طی هشت سال جنگ، اکثر فعالیت­‌های ساختمانی در مقیاس خرد و کوچک انجام شد و کار‌های دولتی غالباً در جهت تکمیل پروژه‌های ساختمانیِ قبل از انقلاب بود. برخی از این معدود ساختوسازها، منجر به تولید آثاری با سبک و سیاقِ سنتی شدند که شناسایی و تشریح آن‌ها واجد اهمیت است و در دستور کار تحقیق پیش‌رو قرار دارد؛ زیرا که عجین با فرهنگ، تاریخ، و کیفیت متعالیِ معماریِ گذشته است و غنای معماری و هویت تحلیل رفته در آثار معماریِ امروز را می­توان در آن‌ها جستجو کرد. اینکه چه سبک‌هایی­ و چه تعداد آثار بر اساس ایدئولوژی و شاخصه­های این سبک‌ها در جهت تداوم و زنده نگه داشتنِ معماری غنی و سنتی ایرانی، در برهه جنگ هشت‌ساله وجود دارد؛ مجهول اصلی تحقیق و دستیابی به آنها، هدف آرمانی پژوهش است. در پژوهش حاضر، که با روش تفسیری-تاریخی و تدابیر تحلیلی-مقایسه­ای است؛ به معرفی سبک‌های معماری در این دوره تاریخی پرداخته می­شود تا از میان آن‌ها، مکاتبی که واجد شاخصه­های معماری سنتی ایران هستند؛ استخراج گردند. گردآوری اطلاعات از طریق میدانی و اسنادی است که به شناسایی ساختمان‌­هایی با کالبد سنتی­، خواهد انجامید. نتایج تحقیق نشان می­دهد که در برهه جنگ هشت‌ساله، آثاری از سه مکتب «معماری سنت‌گرایی»، «معماری مدرن متاخر»، و «معماری پست‌مدرن» در کشور ساخته شدند. در این بین، معماری مدرن متاخر فاقد شاخصه‌های سنتی در کالبد آثار ساخته شده­ی خود است و در مقابل، دو سبک سنت­گرایی و پست‌مدرن که بر اساس نظریه‌های معماریِ آن­ها، یازده ساختمان شاخص طراحی و اجرا شدند؛ دارای مولفه­های معماری سنتی ایران خواهند بود. در انتها ویژگی‌های کالبدی هر یک مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

۱ هیراد حسینیان، ۲ جمال الدین سهیلی، ۳ فریبا البرزی،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

فرایند ساختار شکل و درک پیام به‌وسیله مخاطب از ارزش بسیاری برخوردار است. به­شکلی که عناصر مختلف بصری همچون نقطه، خط، سطح و حجم می‌توانند در شناسایی این فرایند، از یک‌سو در ارتباط با انسان و مسئله نیاز او در معماری تبیین شده، و از سوی­دگر در برخی از آرا در نسبت با خود اثر معماری، مجموعه نیروهای حادث از فرایند شکلی موجود در بنا را از طریق درک روند هندسی تعریف نمایند. لذا ارتباط این فرایند با اصلی چون «هندسه» گره ­خورده و در عین مرکب بودن، یکپارچگی فضا را به‌عنوان یک ترکیب خالق میسر می‌سازد. در فضای قانونمند هندسه است که برای تجزیه اشکال پیچیده به یک شکل‌ ساده، می‌توان به ساختار نظام‌های تولیدکننده برپایه مجموعه‌ای از قاعده‌های شکلی که به زایش طرح منجر می‌شوند؛ دست‌یافت. چنانچه در میدان نقش ­جهان اصفهان نیز که یکی از شاهکارهای معماری ایرانی-اسلامی است؛ الگوهای زاییده شده از فرایند شکلی خود را در تواریخ و ادوار مختلف نشان داده‌اند؛ تاجایی که برمبنای روش تفسیری- تاریخی در قالب شکل‌گیری کلیت میدان و با بهره از سفرنامهها و کتب تاریخی و پس از استنتاج اولیه صورت­گرفته و در امتداد آن با بهره از تحلیل هندسی میدان و تبدیل این استدلال به نوع توصیفی، بتوان با توجه به روند شکل گیری میدان وارد فاز استدلال قیاسی شده که در این راستا همسو با نظریه شکل‌گرایان، ازجمله دوراند1، کرایر2، هردگ3، و... که به‌عطف روند شکل در جهت ترکیبشان بر مبنای اصولی چون ادغام، همپوشانی، زاویه‌ای، و چرخشی سعی در تدوین اصولی جامع برای ترکیب اشکال در جهت تکامل تدریجی­شان داشته‌اند و هردگ این همپوشانی را وارد طبقات اجتماعی از فرد تا روحانیت می‌کند که به نوبه­ خود حلقه اتصالی میان شکل و نحوه ­نگرش اقشار مختلف به آن می‌باشد. در این پژوهش نیز سعی­ شده بابهره از طبقاتی چون فرد، جامعه، و حاکمیت و با کمک ابزار بصری چون نقطه تا حجم که در ادوار گوناگون در این میدان مورد تحلیل واقع‌شده و سپس با تشخیص الگوی هندسی میان آنها و اشتراک‌گذاری با نظام حرکت لایه‌­های هرکدام از اقشار برمبنای ترکیب شکل مجموعه و با پاسخ به فرضیه‌ای چون «گمان می‌رود میدان نقش­جهان در ادور مختلف به‌دلیل همپوشانی الگوی هندسی میدان با نظام فرایند شکلی لایه­ های اقشارگوناگون اعم­از فرد تا حاکمیت تکامل ­یافته است»؛ بتوان به درک صحیح تقدم و تاخر از منظر تاثیر اصول اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی به‌شکل صرف در روند شکل­گیری میدان از منظر نیازهای اقشار یادشده دست­یافت؛ تا بتوان الگوی هندسی مجموعه را در ارتباط با نظام فرایند شکلی لایه­ های این اقشار در جهت تفهیم روند شکل گیری میدان در ادوار مختلف اثبات نمود.

دکتر سید عبدالهادی دانشپور، آقای بابک اکبری،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده

آیین‌های عاشورایی مانند هر پدیدار اجتماعی دیگری ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی دارند که قبض و بسط تاریخی آن‌ها تأثیرات مکانی خاص خودش را در پی ‌دارد. به‌عبارت‌ دیگر، مکانمند شدن امر آیینی در گروِ عبور از یک فرآیند تاریخی و اجتماعی است. این پژوهش در پی آن ‌است که با شناخت چیستی پدیدار آیین از منظر علوم‌اجتماعی و یافتن جنبه‌های مختلف آن، چگونگی نمودهای کالبدی و فضایی هرکدام از این جنبه‌ها و چگونگی فرآیند تاریخی و اجتماعی مکانمند شدن امر آیینی عاشورایی را توضیح ‌دهد. برای این منظور، داده‌های نظری و تاریخی بر مبنای روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی داده‌ها بررسی‌ می‌شوند. نخست، یک کدگذاری باز بر مبنای چیستی امر آیینی صورت‌ می‌گیرد که تعریفی سه‌وجهی از آن را به ‌دست می‌دهد و عبارت ‌است از تعریف آیین به‌مثابه امر استعاری و امر انضباطی و امر نمایشی. سپس با دسته‌بندی داده‌های تاریخی بر اساس کدگذاری باز مذکور، مفاهیم پایه‌ای تحلیل تولید می‌شوند. این مفاهیم نمودهای فضایی و کالبدی ناشی از تکوین، تحول و تکامل تاریخی جنبه‌های استعاری، انضباطی و نمایشی امر آیینی را روشن‌ می‌کنند که در نهایت، با جمع‌بندی آن‌ها می‌توان تم‌ها یا همان نتایج نهایی را تبیین‌کرد که بیانگر فرآیند تاریخی مکانمند شدن آیین‌های عاشورایی‌اند. یافته‌های این پژوهش نشان ‌می‌دهند که این فرآیند سه دورۀ تاریخی متفاوت را از سر گذرانده ‌است. دورۀ نخست مقارن است با دوران امارت آل‌بویه که تکوین وجه انضباطی آیین عاشورایی منجر به برپایی خیمه‌‌هایی در بازارگاه‌های شهرها می‌شود تا نخستین مرحله از مکانمند شدن امر آیینی با تولید فضاهای آیینی نقطه‌ای در بازار به‌عنوان قلب شهر شکل‌ بگیرد. همچنین تکوین وجه استعاری آیین‌‌های عاشورایی در این دوران صورت‌ می‌گیرد؛ اما آیین از این منظر فرصت بروز فضایی و مکانی نمی‌یابد تا در دورۀ دوم، در حکومت صفوی، با تکامل وجه استعاری، امر آیینی در فضای خصوصی منازل با برپایی مراسم روضه‌خوانی مکانمند گردد. این امر هم‌زمان عامل تکوین وجه نمایشی آیین‌ نیز است. تکامل وجه انضباطی آیین در این دوران با تلاش‌ها در بسط و کنترل هم‌زمان نزاع‌های محلی، امر آیینی را در معابر شهری به‌عنوان محمل حرکت دسته‌های سوگواران مکانمند می‌کند که در نهایت، برای کنترل حکومت بر اجرای مراسم، این مسیر‌ها به میادین حکومتی ختم می‌شوند. در دورۀ سوم، مقارن حکومت قاجاریه، فضاهای آیینی خصلتی تماشاخانه‌ای و موزه‌ای پیدا می‌کنند که ناشی از تحول وجه استعاری امر آیینی است. در این دوره، تکامل وجه نمایشی، امر آیینی را در واپسین مرحله از فرآیند مکانمند شدن خویش به گسترش ساخت تکایا و حسینیه‌ها با الهام از خانقاه‌های صوفیان و حلقوی‌کردن مسیرهای حرکت دسته‌های سوگواران در شهرها وامی‌دارد.

بابک عالمی، پریسا اشرفی،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده

اصطلاح تاب‌آوری در عرصۀ معماری و شهرسازی مفهومی تازه است که اخیراً موردتوجه کارشناسان و نظریه‌پردازان این حوزه قرار گرفت. این واژه در طول زمان گسترش یافت و به وجوه دیگر مرتبط با جوامع شهری همچون اجتماعی و اقتصادی و... نیز توجه شد. یکی از ابعاد مهم تاب‌آوری بُعد فضایی است که به‌معنای پایداری و حیات بنا طی تغییر و تحولات مختلف تاریخی با حفظ هویتشان است. مسجدجامع یکی از انواع فضاهای شهری است که با وجود تحولات و آسیب‌های مختلف محیطی، در تاریخ به‌نحو مطلوبی به حیاتش ادامه داده‌ است. بنابراین، این سؤال مطرح می‌شود که چه عواملی سبب تاب‌آوری مساجد تاریخی، به‌طور خاص مسجدجامع اصفهان، طی دوره‌های گذشته شده‌اند؟ لذا در این پژوهش به بررسی مسجدجامع شهر اصفهان و عوامل تأثیرگذار در تاب‌آوری این فضای تاریخی پرداخته شد. روش پژوهش توصیفی‌تحلیلی و رویکرد تحلیل محتواست. ابتدا با شیوۀ استدلال قیاسی و مراجعه به منابع معتبر، دو عامل اجتماعی و کالبدی تاب‌آور از لابه‌لای مفاهیم نظری این حوزه استخراج شدند و به‌عنوان شاخص‌های مدل مفهومی تاب‌آوری فضایی ارائه گردیدند و سپس با بررسی نمونۀ موردی تحقیق، سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. نتیجۀ اجمالی این تحقیق حاکی از این است که هندسۀ بنا، انعطا‌ف‌پذیری، آسایش محیطی، خوانایی، نظام دسترسی و حرکت سبب ارتقای تاب‌آوری کالبدی این مسجد و عواملی همچون تنوع، هویت اجتماعی، ایمنی و امنیت، آگاهی، مشارکت اجتماعی، عدالت اجتماعی، آسایش روان‌شناختی و توجه به عوامل زیبایی‌شناختی باعث تاب‌آوری اجتماعی بنا شده‌اند که سرانجام به تاب‌آوری فضایی مسجدجامع اصفهان انجامیده‌اند.


محمد رضا عطایی همدانی، لطیفه ربیعی،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده

نقوش گچ‌بری در معماری خانۀ تاریخی بروجردی‌ها به‌عنوان تزئین، جلوه‌گر زیبایی بصری و به‌عنوان نماد، منتقل‌کنندۀ مفاهیم خاصی‌اند. تنوع به‌کاررفته در این گچ‌بری‌ها بسیار چشم‌گیر و بیان‌کنندۀ معماری ارزشمند عصر خودش در شهر کاشان است. در بسیاری از خانه‌های تاریخی کاشان که عمدتاً متعلق به دورۀ قاجارند، نقوش برجستۀ گچ‌بری با تنوع و جایگاه‌های متفاوت دیده می‌شوند. در این میان، خانۀ بروجردی‌ها به‌لحاظ کثرت و تعدد نقوش جایگاه ویژه‌ای دارد. هدف اصلی از این پژوهش مستند‌نگاری و پرداختن هرچه بیشتر به یکی از مهم‌ترین هنرهای عصر قاجار (گچ‌بری) است. در گام اول، دسته‌بندی نقوش گچ‌بری، در گام دوم، تعدادشماری و ثبت موقعیت مکانی و در گام سوم، بررسی مفاهیم نمادین مستتر هر نقش انجام پذیرفت. پژوهش حاضر به‌روش آمار توصیفی و تحلیل محتوا و بر اساس مشاهدات میدانی و انطباق آن با مفاهیم به‌دست‌آمده از مطالعات کتابخانه‌ای انجام شده است.در این مطالعه از تکنیک‌های مختلف گردآوری اطلاعات همچون مشاهده، پیمایش، تصویربرداری و کدگذاری بهره گرفته شده است. در بررسی‌های انجام‌شده، نقوش اشیا، گیاهان، میوه‌ها، حیوانات خصوصاً نقوش گرفت‌وگیر با تنوع بسیار زیاد، انسان و موجودات ماورایی (جن) مشاهده شده‌اند. علاوه بر این موتیف‌های پُرکننده، به‌ویژه نقوش خُتایی نیز در سطوح متعدد به‌عنوان پس‌زمینه وجود دارند. یافتۀ پژوهش این است که به‌لحاظ تعداد ۴۵۰ نقش شمارش شده‌اند که در ۸ موقعیت مکانی شامل سردر، شاه‌نشین، مهتابی، ضلع شمالی حیاط، تاج بنا، تالار اصلی و گوشواره‌های غربی و شرقی پراکنده‌اند. محتوای نقوش برگرفته از اساطیر باستانی، باورهای دینی، حرفه و وضعیت معاش ساکنان و تعدادی از نقوش نیز تحت‌تأثیر هنر غرب طراحی شده‌اند.

دکتر محمد تقی پیربابایی، دکتر لیلا مدقالچی، آقای احمد میراحمدی،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده

هندسه یکی از مشخصه‌های مهم فضای معماری است؛ انسان با فضای معماری در ارتباط است و در ایجاد آن نقش دارد. حوزه معماری، بیان‌کننده مقوله‌ای فرهنگی است که ابزار شکل‌دهنده فضا در آن، هندسه است. شکل‌گیری فضای معماری متاثر از فرهنگ است و هندسه فضا در چارچوبی فرهنگی و در تعامل و پیوستگی بین ابعاد و سطوح مختلف فضا قرار دارد. با رویکرد واقع‌گرایی انتقادی که در آن تبیین پدیده­­‌ها در یک قالب کلی امکان‌پذیر است و به‌صورت لایه‌لایه و همه‌جانبه قابل بررسی­اند، هندسه فضا مبتنی بر فرهنگ در معماری تبیین می­گردد. در این رویکرد، واقعیت پدیده­‌ها در سه لایه تجربی، حقیقی و واقعی قابل بررسی­اند. لایه واقعی در آخرین لایه قرار دارد و علت و سازوکارهای تولید رویدادهای قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده است که بر امور فرهنگی دلالت دارد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با اتخاذ راهبرد کلی پس­کاوی، به‌دنبال تبیین فرهنگی هندسهِ فضا در معماری است. هندسه فرهنگی، پدیده‌ای به‌طور مطلق واقعی و یا کاملا بازنموده نسبی نیست. در تحلیل هندسهِ فضا با توجه به واقع­گرایی انتقادی، سه سطح از هندسه در فضای معماری شناسایی شد: اول، شکلی- کالبدی که بر پایه اصول و قواعد منطقی و ریاضیاتی قابل مشاهده و اندازه­گیری است؛ دوم، ادراکی- رفتاری که بالفعل در فضای معماری وجود دارد و باعث قابلیت­های محیطی می­گردد اما لزوما به­صورت ظاهری و صریح قابل مشاهده نیست، سوم، اعتباری- معنایی که به سازوکارهای شکل‌­گیری فضای معماری با تکیه بر مسائل انسان‌شناسی، جامعه­شناسی و به بیان جامع­تر مسائل فرهنگی می­پردازد. این سطوح دارای شاخصه‌های مختلفی هستند و هرچند که به‌صورت مستقل قابل بررسی‌اند، اما در فضای معماری، با هم در ارتباط‌اند و بر هم تاثیر می‌گذارند. هندسه در لایه واقعی و علّی شکل­گیری فضای معماری، اعتبار و برساخته می‌شود و در نتیجه، هندسه با دریافت مکانیسم‌ها و سازوکارهای خاصی از مقام ذهنی به مقام عینی در می‌آید و هندسهِ فرهنگیِ فضا شکل می‌گیرد. با کنش‌های انسانی در فضای معماری، نیازها و تحولات جدید مطرح می‌شود که ارتباطات فرهنگی و اجتماعی در آن تولید و بازتولید می‌شوند.

نرگس لقمانی، نیما ولی بیگ، حامد مظاهریان،
دوره 11، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده

احداث مدارس، در کشور ایران سابقه­‌ی طولانی دارد. شهر اصفهان از جمله کانون­‌های معماری ایرانی است که به دارالعلم شرق شهرت دارد و از دوره آل‌بویه و آل زیار ساخت مدارس علمیه در کنار مساجد آن آغاز شده‌­است. اما در گذر زمان، تعدادی از آن­ها از دست رفته‌­اند و یا اینکه چهره­‌ی آن­ها دچار تغییرگردیده‌­است و اطلاعات مدونی از وضعیت فضاهای آن­ها در دسترس نیست. مطالعاتی که پیش از این بر روی مدارس صورت گرفته در چند حوزه تفکیک قابل تفکیک است. بخشی تحلیل کالبدی و کارکردی است، دسته­‌ای دیگر گونه­‌شناسی و در بخش آخر، مطالعات جنبه­‌ی تاریخی دارند. بر اساس مطالعات انجام شده، کمتر پژوهشی را می­‌توان در حوزه‌­ی مدارس تاریخی مشاهده نمود که ساختار کارکردی فضاهای مدارس را تقسیم‌بندی نموده باشد. لذا در این مقاله، برای نخستین بار، با بررسی ویژگی­‌های کارکردی به تحلیل مدارس تاریخی شهر اصفهان پرداخته‌­شده‌­است. پژوهش پیش­رو درصدد پاسخ به این پرسش‌­ها است که شاخص­‌ترین معیارها در پلان مدارس تاریخی شهر اصفهان که در تحلیل کارکردی پلان آن­ها جای می­‌گیرند، کدام‌اند؟ و معیارهای مذکور چگونه در ریزفضاهای این مدارس قابل بررسی است؟ با پاسخ به این پرسش‌­ها می­‌توان بخشی از هویت معماری مدارس تاریخی شهر اصفهان را بازشناخت و بسیاری از اصول و مفاهیم تکرار‌شونده معنادار در این کاربری‌­ها آشکار نمود. این پژوهش، از لحاظ چیستی به صورت کیفی و بر اساس هدف، بنیادین است. همچنین با رویکرد تحلیلی-توصیفی نمونه­‌ها را مطالعه می­‌کند. نمونه­‌ها به گونه­­‌ی هدفمند گزینش شده­‌است و متنسب به قرن هشت تا چهارده هجری شمسی و تعداد آن­ها 16 عدد است. جمع‌­آوری اطلاعات بر پایه‌­ی مطالعات کتابخانه­‌ای و میدانی نگارندگان حاصل شده‌­است. در طی این پژوهش، معیارهای شاخص تحلیل کارکردی پلان مدارس تاریخی شهر اصفهان مشخص شده­است. این معیارهای شاخص پنج‌­گانه که وجوه اشتراک و افتراق در نمونه­‌ها را مشخص می‌­کند شامل، تنوع فضایی (فضای باز، نیمه‌­باز، و بسته)، کاربری­‌های موجود در مدارس و عملکردهای بخش­‌های مختلف بنا (آموزشی، اقامتی، نیایشی، فرهنگی)، سیرکولاسیون بنا (سیرکولاسیون دستگاه ورودی، دسترسی به حجره‌­ها، دسترسی به فضای نیایشی در مدارس دارای فضای نیایشی و گنبدخانه‌­ها، و سیرکولاسیون حرکتی در گوشه­‌های حیاط مرکزیمکان و فرم دستگاه‌­پله (الحاق به بنا و محصور در بنا) و در نهایت نوع نظام فضایی (مرکزی-محوری) است. این پنج معیار ایجادکننده ساختار کارکردی و فضایی متفاوت در پلان مدارس این شهر شده­است.

دکتر علی اکبر حیدری، دکتر یعقوب پیوسته گر، خانم مریم کیایی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

طیف متنوعی از فعالیت­‌ها در یک خانه انجام می­‌گیرد که از خصوصی­‌ترین رفتارهای مربوط به اعضا تا فعالیت‌­های جمعی و اجتماعی آن‌ها را شامل می­‌شود. سازماندهی این فعالیت‌­ها باید به گونه‌­ای باشد که ضمن تسهیل آن‌ها در بخش­‌های مختلف خانه، از تداخل ناسازگار آن‌ها نیز جلوگیری به عمل آید. این مفهوم که تحت عنوان سازگاری عملکردی شناخته می­‌شود، ارتباط مستقیمی با موضوع راندمان عمکردی دارد. بر همین اساس تحلیل این ارتباط، مبنای پژوهش حاضر قرار گرفته است. همچنین بررسی سیرتحول این مفاهیم در جریان تحولات ساختاری معماری که بر اثر گذشت زمان حاصل شده است، از دیگر اهداف این تحقیق می‌­باشد. بر همین اساس با انتخاب 18 نمونه از خانه‌­های دوره قاجار در شهر تبریز سعی در بررسی این مهم شده است. علت انتخاب تبریز به عنوان قلمرو مکانی تحقیق، موقعیت استراتژیک آن در تبادل با دنیای غرب است و علت انتخاب دوره قاجار به عنوان قلمرو زمانی تحقیق نیز، آغاز ورود جریان‌های نوگرا به معماری ایران در این دوره بود. تئوری پایه در این تحقیق، تئوری نحو فضا است و ابزارهای مورد استفاده جهت تحلیل نیز نرم‌­افزارهای دپث مپ و پلاگین سینتکس در نرم ­افزار گرس‌هاپر می­‌باشد. پس از بررسی ادبیات، شاخص‌های مؤثر بر موضوع سازگاری عملکردی در خانه‌­ها استخراج و ابزارهای نحوی مناسب جهت تحلیل هر کدام در قالب چارچوب نظری تحقیق معرفی گردید. سپس با تحلیل هر نمونه در محیط نرم­‌افزارهای مربوطه، داده‌­های مرتبط با هر شاخص استخراج و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که مهم‌ترین تغییری که در این دوره بر نظام پیکره‌­بندی خانه‌­ها در شهر تبریز در دوره قاجار به وجود آمد، تبدیل الگوی حیاط مرکزی در اوایل و اواسط قاجار به الگوی کوشکی در اواخر این دوره است. همچنین با تغییر در نظام پیکره‌­بندی خانه­‌ها از الگوی درون‌گرا به الگوی برون‌گرا در اواخر دوره قاجار، موضوع سازگاری عمکردی در ارتباط با بعضی شاخص­‌ها تغییر و در ارتباط با بعضی دیگر، تغییر چندانی به خود ندیده است. این موضوع در ارتباط با راندمان عملکردی این خانه‌­ها نیز قابل ذکر است. بر این اساس می­‌توان چنین برداشت نمود که راندمان عملکردی، مفهومی نسبی است که بسته به شرایط مختلف، معیارهای متفاوتی بر ارتقا یا نزول آن تأثیرگذار هستند.

دکتر اکرم حسینی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

دوره صفوی علاوه بر شکوفایی کشور در زمینه­‌های مختلف و ایجاد یک حکومت ملی پس از دوره­ای طولانی، برای اولین بار در مقیاس وسیع، تشیع مذهب رسمی کشور گردید. اندیشه­‌های جاری در این دوره مبعث از رویکردهای ایرانی- شیعی از خصوصیات منحصر‌به‌فردی برخوردار بود. به دلیل نقش عمده مساجد در این دوره در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور، انتظار می­رود معماری مساجد نیز متاثر از اندیشه‌­های مذکور باشد. از طرفی دیگر استفاده از هندسه را می‌توان بن­‌مایه‌­ای در آفرینش معماری ایرانی دانست. این تحقیق با هدف پاسخ­گویی به این سوال شکل گرفته که رویکردهای حاکم بر دوره­ صفوی چه تغییراتی را در مشخصات فیزیکی گنبدخانه مساجد دوره صفوی سبب شده­اند و این تغییرات چه تاثیراتی بر ادراک انسان از فضای معماری داشته است.
هدف تحقیق از طریق مقایسه مشخصات فیزیکی گنبدخانه مساجد دوره صفوی، با مساجد قبل از این دوره به دست آمده است. از آنجا که مساجد گنبدخانه‌­ای از دوره سلجوقی رواج یافته‌­اند، جامعه آماری تحقیق، ده گنبدخانه­ سلجوقی، ده گنبدخانه­ ایلخانی، دوازده گنبدخانه­ تیموری، و یازده گنبدخانه­ صفوی می­باشد که بر اساس ابعاد دهانه به دو گروه مساجد بزرگ و کوچک تقسیم شده­اند. این 43 مسجد، دربرگیرنده تعداد عمده­ای از کل جامعه آماری مستندشده می‌­باشند. به دلیل ماهیت تاریخی این تحقیق، روش تفسیری-تاریخی در ترکیب با روش­‌های کمی مورد استفاده قرار گرفته و داده‌­ها به شیوه استنتاج منطقی تحلیل گردیده‌­اند.
نتایج تحقیق نشان می­‌دهد ویژگی­‌های هندسی و تناسبات گنبدخانه­‌های دوره صفوی، بیشترین انطباق را با گنبدخانه­‌های سلجوقی نشان می­دهند. در گنبدخانه مساجد بزرگ صفوی تمامی مولفه­‌های فیزیکی مورد مطالعه نسبت به مساجد دوره­‌های قبل، در جهت خلق گنبدخانه‌­های رفیع‌­تر، افزایش قابل توجهی نموده‌­اند. مساجد بزرگ به نسبت مساجد کوچک، تفاوت‌های ساختاری بیشتری را با مساجد دوره­‌های قبل خود نشان می­‌دهند. فارغ از ابعاد مسجد، کاهش محسوس تناسبات داخلی فضای گنبدخانه مساجد صفوی نسبت به گنبدخانه­‌های دوره‌­های قبل، باعث می‌شد که مساجد احساس راحتی و تعامل مثبت با محیط داخلی را القا کنند. از این طریق ضمن اینکه فضا موجب ادراک حسی ناخوشایند در مخاطب نمی‌­گردد، معماری مسجد به عنوان زمینه‌­ساز ارتقای کرامت انسانی عمل کرده و از این طریق معماری مسئولیت اجتماعی- مذهبی خود را به انجام می‌­رساند.

مهندس زهرا عزتی کرعلیا، دکتر ازیتا بلالی اسکویی، مهندس یحیی جمالی، دکتر عارف منادی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

حیاط از جمله فضاهای اصلی خانه‌ها به خصوص در معماری سنتی ایران بوده است که نقش بسزایی در شکل‌گیری نظام فضایی خانه‌ها داشته است. سوال اصلی پژوهش این است که چه ارتباطی میان سازماندهی فضایی خانه‌های تاریخی تک‌حیاطه و دو‌‌حیاطه با تعداد حیاط‌ها برقرار است؛ و هدف پژوهش، کشف ارتباط میان تعداد حیاط‌ها‌‌ با سازمان ‌فضایی خانه‌های تاریخی است. به این منظور، مولفه‌های تأثیرگذار بر سازمان ‌فضایی خانه‌های تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته و با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد کیفی، به تجزیه و تحلیل مولفه‌ها در نمونه‌های موردی پرداخته شده است. جامعه‌ی آماری، خانه‌های قاجاری تک‌‌حیاطه و دو‌‌حیاطه شهر تبریز می‌باشد. بر اساس یافته‌های پژوهش، در خانه‌های تک‌‌حیاطه و دو‌‌حیاطه عوامل مختلفی نظیر هندسه چیدمان فضایی (الگوی چیدمان مرکزی و شعاعی و الگوی هندسی فضای پیرامون حیاط‌ها)، محوربندی (محورهای حرکتی داخلی و خارجی، محور بصری و محور تقارن) و سلسله‌مراتب فضایی و دسترسی (کشیدگی حیاط‌ها، عمق فضاها نسبت به ورودی و نفوذپذیری) در مجموع نشانگر نوع خاصی از سازمان فضایی مرتبط با هر یک از دو گونه‌ی مذکور است. بررسی هندسه چیدمان فضایی نشانگر تفاوت در نوع قرارگیری فضاها نسبت به حیاط‌، تفاوت در توده‌گذاری و تعداد جبهه‌های ساخته‌ شده پیرامون حیاط، میزان درونگرایی نسبت به نوع حیاط، و غیره است. بررسی محوربندی نشانگر تفاوت‌های موجود در مسیرهای حرکتی و ارتباطات درون فضایی، تفاوت در جهت محورهای بصری و در نحوه‌ی رعایت تقارن، و غیره است. بررسی سلسله‌مراتب نشانگر تفاوت در تقسیم عرصه‌های خانه، تفاوت در قرارگیری فضاها در عمق‌های مختلف نسبت به ورودی با توجه به کاربری آنها، و غیره است.

فاطمه بوجاری، عبدالله ابراهیمی، مهدی حمزه نژاد، محمود تیموری،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده

اصالت معنایی در آثاری معمارانه همچون یادمان‌های شهیدان دفاع مقدس، علاوه بر پیوند تاریخی میان ادوار مختلف، منجر به زنده‌ نگه ‌داشتن یاد شهدای جنگ تحمیلی برای آیندگان نیز می‌شود و هویت و تاریخ و فرهنگ ایران را به نمایش می‌گذارد. بر این اساس، یادمان‌های شهدا دارای نشانه‌هایی حامل معنا هستند. هدف پژوهش تبیین نشانه‌های نهفته در یادمان‌های شهدا مبتنی بر اصالت معنایی آن‌ها در معماری ایرانی است. سؤال پژوهش این است که از منظر نشانه‌شناسی، اصالت معنا در معماری یادمان‌های شهدای دانشگاه امام حسین علیه‌اسلام و دانشگاه علوم تحقیقات پونک چگونه است؟ پژوهش حاضر از روش تحقیق روش نشانه‌شناسی تحلیلی با شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه‌ای از اسناد مطروحه استفاده کرده است و برای مدون نمودن تحلیل‌های انجام‌شده، کلیات و ساختار یادمان‌های یادمان‌ شهدای گمنام در دانشگاه امام حسین علیه‌السلام و دانشگاه علوم تحقیقات پونک در پنج نظام محیطی، ساخت، دسترسی، کالبدی- عملکردی و منظر انجام گرفته است و مفاهیم نشانه‌های به‌کاررفته استخراج شدند. سپس با دسته‌بندی اولیه، مفاهیم نهفته در سطوح معنای صریح و ضمنی و نمادین بیان شدند. نتایج نشان داد که در یادمان‌های امام حسین علیه‌السلام و دانشگاه علوم تحقیقات پونک، نشانه‌شناسی و اصالت معنا در نظام‌ها و سطوح مطرح‌شده، مبتنی بر دیدگاه و فرهنگ و اعتقادات و باورهای معمار این دو یادمان بوده است تا ذات شهیدان و اصالت و پایداری آن‌ها در دفاع از میهن را از طریق عوامل ساختاری و کالبدی به هویت و فرهنگی ایرانی پیوند عمیق بزند و این پیوند و اسطوره ‌بودن شهدای ایران زمین را همراه با وجه جاودانگی آن‌ها در نظام‌های نشانه‌شناسی، از دسترسی که ورود به یادمان است و سپس با ورود به منظر و محیط پیرامون و در انتها حجم اصلی یادمان و کالبدش نشان دهد. به‌طورکلی، معماری یادمان‌های بررسی‌شده مبتنی بر وجوه معمارانه که در کالبد و فرم ساختاری آن‌ها بر اساس اصول معماری ایرانی- اسلامی نهفته است، موجب پیوستار معانی ضمنی از طریق مؤلفه‌های عینی شده‌اند و ازاین‌رو، می‌توانند نمادی از جعبۀ سفید معمارانه‌ای باشند که از عرفان و معنویت و پیوستار عمیق میان این دو مهم حکایت می‌کنند.

شیرین اسلامی، حمیدرضا آرامی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده

بارگذاری تراکم بالای جمعیتی در کشور هم‌نوا با رویکردهای نظام سرمایه‌داری در دهه‌های اخیر، منشأ چالش‌های آشکار و نهان متعددی نظیر پیشروی از آستانۀ جمعیتی مطلوب در بسیاری از کلان‌شهرها، عدم کفایت زیرساخت‌های اقتصادی، کارکردی، فرهنگی، معضلات زیست محیطی و غیره شده است. امروزه نسبت و رابطه میان بارگذاری انواع و سطوح تراکم جمعیتی در شهرسازی با پیامدهای مثبت و منفی سبک زندگی افراد در سال‌های گذشته، کانون رصد و نظریه‌پردازی در بسیاری از کشورهای دنیا شده است؛ موضوعی که علی‌الرغم اهمیت در کشور ما کمتر مورد تفحص و مداقه قرار گرفته است. ازاین‌رو، مطالعۀ حاضر در پی پاسخ به پرسش‌ اصلیِ «چیستی آسیب‌های بارگذاری تراکم بالای جمعیتی در ابعاد مختلف نظام شهرسازی» متمرکز است. به‌منظور نیل به هدف تحقیق، مطالعۀ کاربردی حاضر با بهره‌گیری از پارادایم کیفی و روش‌ تحقیق تحلیلی انجام پذیرفته‌ است. در فراتحلیل حاضر، یافته‌اندوزی داده‌ها با بهره از مطالعات کتابخانه‌ای-اسنادی پیرامون ادبیات موضوع و تحلیل و تفسیر داده‌ها با استفاده از فن استخوان ماهی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی انجام گرفته است. نتایج مطالعۀ حاضر مؤید آن‌اند که بارگذاری تراکم بالا، مسائل عدیده‌ای بر سکونتگاه‌های انسانی به دنبال داشته است که در هفت بُعد اقتصادی-عملکردی، فضایی-کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، سیاسی-نهادی، ادراکی-روانی، منظرین و زیست‌محیطی، 27 عامل اصلی و 111 عامل فرعی، طبقه‌بندی می‌شود. در این میان، بُعد «اجتماعی-فرهنگی»، بیشترین فراوانی عوامل اصلی و فرعی را میان آسیب‌شناسی‌ انجام‌شده در این پژوهش به خود اختصاص داده است. در نتیجه، ارائۀ چهارچوبی بومی با تداعی قابلیلت‌ها و هنجارهای درون‌زا در بارگذاری تراکمی با در نظر گرفتن شرایط مؤثر بر ظرفیت قابل حمل، تنوع الگوهای سکونت، ارزش‌‌های فرهنگی، سازمان اجتماعی هر زمینه و حفاظت از ارزش‌های ملموس و ناملموس سبک زندگی اسلامی-ایرانی ضرورت دارد.

دکتر نسیم اشرافی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

شناخت و نقد یک اثر معماری به‌واسطه شناخت تغییرات معماری در طول زمان ممکن می‌شود؛ به عبارتی بایستی بتوان تغییرات قبل، حال، و آینده یک اثر را مشاهده نمود و سپس جهت رسیدن به وضعیت مطلوب توصیه‌هایی داشت. لذا مطالعه یک موضوع و مفهوم یا معنا در یک اثر معماری و مقایسه تطبیقی آن با آثار دیگر در بین زمان‌های مختلف نیاز به اوصاف مشترک دارد تا میزان تغییرات در اوصاف مشترک، مورد سنجش قرار بگیرد و در نهایت هدایت تغییرات ممکن شود؛ چرا که شناخت و هدایت تغییرات با تکیه بر اوصاف ثابت نسبت به اوصاف متغیر سهل‌تر است. بر این اساس به نظر می‌رسد مفهوم مرکز از جهتی به دلیل عام بودن در آثار معماری و از جهت دیگر  به دلیل ذومراتب بودن در ساختار معنایی و کالبدی، قابلیت تبدیل شدن به یک وصف مشترک در آثار معماری را دارد و تقریباً نظریه‌پردازان مختلفی (آرنهایم، نوربرگ شولتز، کریستوفر الکساندر) علی رغم رویکردهای متفاوت، بر وجود مرکز در همه آثار معماری بدون قید زمانی و مکانی اشاراتی داشتند؛ به عبارتی می‌توان تغییرات آثار معماری را با تکیه بر عملکردهای مختلف یک وصف مشترک (مانند مرکز) شناخت و راه کارهایی را جهت رسیدن به وضعیت مطلوب با تکیه بر همان وصف پیشنهاد نمود که این امر نیاز به رویکرد سیستمی دارد؛ در این راستا دستگاه فلسفه نظام ولایت (ارائه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم) روش‌شناسی تکاملی - سیستمی را برای شناخت و کنترل تغییرات ارائه نموده است و پژوهش حاضر سعی داشته است با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد سیستمی و مدل‌سازی تکاملی به بررسی اطوار مفهوم مرکز پرداخته و شناخت و هدایت تغییرات آثار معماری در طول زمان را با معرفی اوصاف نظام فاعلیت مراکز ممکن سازد.

حامد حیاتی، مرضیه الزهرا نصیرپور،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

هندسه و تناسبات از اصول بنیادین معماری ایرانی محسوب می‌شوند و در سازماندهی فضایی خانه‌های تاریخی قم، به‌ویژه در دوره‌های قاجار، اواخر قاجار و پهلوی، نقش مهمی داشته‌اند. این پژوهش باهدف تحلیل تطبیقی تناسبات فضایی در ۲۳ خانه تاریخی قم، نسبت‌های ابعادی فضاهای اصلی (حیاط، اتاق، سه‌دری و پنج‌دری) را استخراج کرده و میزان تطابق آن‌ها را با سه نظام تناسب شناخته‌شده (تناسبات طلایی ۱.۶۱۸، مستطیل زرین ایرانی ۱.۷۳ و گز و پیمون ۱.۰۶۶) مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش از نوع تحلیلی - تطبیقی بوده و داده‌ها با اندازه‌گیری میدانی و بررسی نقشه‌های دقیق گردآوری شده است. سپس با استفاده از آزمون‌های آماری آنالیز واریانس و تی تک نمونه‌ای در نرم‌افزار R تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد اصول کلی تناسبات در سه دوره از ثبات نسبی برخوردار بوده است؛ اما فضاهای مختلف هریک انطباق متفاوتی با نظام‌های تناسبی بررسی‌شده داشته‌اند. در دوره قاجار، اتاق‌ها بیشترین هماهنگی را با هر سه نظام تناسبی داشته‌اند؛ درحالی‌که در اواخر قاجار، پذیرایی‌ها عمدتاً با تناسب طلایی انطباق بیشتری پیدا کرده‌اند. در دوره پهلوی نیز حیاط‌ها مجدداً گرایش به گز و پیمون نشان می‌دهند که احتمالاً به ملاحظات استانداردسازی در این دوران بازمی‌گردد. از سوی دیگر، عدم تبعیت حیاط‌ها در دوره‌های قاجار و اواخر قاجار از نظام‌های تناسبی بررسی‌شده، برخلاف فضاهای داخلی، می‌تواند ناشی از محدودیت‌های زمین، تغییر نیازهای زیستی و تحولات اجتماعی - اقتصادی آن دوران باشد. این پژوهش بر اهمیت بازشناسی اصول هندسی سنتی در معماری معاصر تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند برای تداوم هویت بومی در اقلیم گرم و خشک قم، از دستاوردهای این الگوهای تناسبی استفاده شود.

خانم نرگس لقمانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 3-1404 )
چکیده

در معماری مدارس ایران، گستره‌ی فرم و عملکرد عرصه‌ای است برای دسته‌بندی ویژگی‌های فضاهای باز و نیمه‌باز که شباهت‌ها و تفاوت‌های آن را آشکار می‌سازد. این گستره، تاکنون برای یک مطالعه‌ی مقایسه‌ای جهت دسته‌بندی ویژگی‌های فضاهای باز و نیمه‌باز در معماری مدارس ایران به کار بسته نشده‌است. هدف این پژوهش پاسخ به دو سوال است. الگوی چینش فضاهای باز و نیمه‌باز در مدارس تاریخی مناطق کویری و مرکزی ایران چگونه است؟ و چه عواملی بیشترین تأثیر را در ایجاد تفاوت‌ها و شباهت‌ها در فرم مدارس این مناطق داشته‌است؟ در این راستا، از میان مدارس تاریخی پابرجای این مناطق، نه نمونه به صورت هدفمند گزینش شدند. در آخر الگوهای رایج در طراحی فضاهای باز و نیمه‌باز بر اساس روش تحقیق مقایسه‌ای و به صورت تحلیلی-توصیفی بازشناسی شدند. داده‌های این پژوهش، به شیوه میدانی، مطالعات کتابخانه‌ای، و اسناد میراث فرهنگی بدست آمده‌اند. نتایج نشان داد در برخی شهرها همچون یزد و کاشان به علت استفاده از گودال‌باغچه الگوها شباهت بیشتری دارند. همچنین مسئله‌ی کارکرد و اضافه شدن کاربری‌های جدید به مدارس، فضاهای باز به صورت متعدد ظاهر شدند. در نهایت مسئله‌ی کارکرد، بیشترین سهم را در ایجاد تفاوت‌ها داشته‌است در مقابل، اقلیم و هندسه به ویژه در بخش تناسبات (نسبت‌های زرین ایرانی)، در ایجاد شباهت‌ها تأثیرگذار بوده‌اند.

ماریا حسین پورنادر،
دوره 13، شماره 2 - ( 3-1404 )
چکیده

معماری دوره‌های گذشته ایران، همیشه بر اساس به‌کارگیری قوانین و اصول هندسی انجام می‌شده است و همین امر، عامل اصلی غنی بودن ترسیمات و دقت در ساخت بناها به شمار می‌رود. به‌عبارت دیگر آگاهی از قواعد ریاضی و ترسیمات هندسی بر پایه ریاضیات همواره از وظایف اصلی معماران گذشته به حساب می‌آمده‌است. موضوعی که در معماری امروز ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته و اصول و مفاهیم سنتی معماری از جمله قوانین هندسی و تناسبات به فراموشی سپرده شده و حضور آن در بناهای معاصر کشور به‌صورت چشمگیری کمتر شده است. در میان گونه‌های متعدد معماری ایران، گرمابه‌ها یکی از بناهای مهم شهری محسوب می‌شدند که همواره در طراحی و ساخت آن‌ها از نظر ایستایی، تنظیم شرایط محیطی، زیبایی و کارآیی توجه ویژه‌ای صورت می‌گرفته است. با توجه به تعدد گرمابه‌ها در دوره قاجار در شهر قزوین و نیز تنوعی که در ساختار آن‌ها وجود دارد، سوالات اصلی در این زمینه مطرح می‌گردد که از نظر شکلی، کدام‌یک از اشکال هندسی غالب در معماری ایرانی جهت طراحی اجزای اصلی کالبدی این گرمابه‌ها استفاده شده است؟ و نیز در طراحی اجزای اصلی کالبدی گرمابه‌های مذکور، از نظر ابعاد و اندازه، تناسبات خاصی رعایت گشته است؟ هدف کلی از این پژوهش، کشف نظام هندسی حاکم بر طراحی دو جزء اصلی کالبدی این بناها است. به عبارت دیگر اهداف این پژوهش بررسی اجزای اصلی کالبدی نمونه‌های منتخب از نظر شکل و فرم آن‌ها و همچنین دسته‌بندی‌شان از نظر الگوی ساختاری و نیز استخراج نظام هندسی، شکلی و ابعادی در اجزای نامبرده در این گرمابه‌هاست. این پژوهش از نوع کمی و کیفی بوده و بر پایه روش‌های تفسیری-تاریخی، پیمایشی و استدلال منطقی به تحلیل نظام‌های معماری و تناسبات ابعادی در سربینه و گرمخانه، به‌عنوان دو جزء اصلی این بناها در نُه گرمابه دوره قاجار شهر قزوین پرداخته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند که در طراحی و ساخت دو جزء اصلی گرمابه‌های مذکور از نظام‌های معماری و تناسبات هندسی مختلفی با فراوانی‌های متفاوت استفاده شده است. از این یافته‌ها می توان نتیجه گرفت تناسب 3√ با کمترین فراوانی، تنها در نسبت طول به عرض پلان گرمخانه یک گرمابه رعایت شده است و الگوی تناسباتی غالب با بیشترین فراوانی، در طراحی و ساخت این اجزا، تناسب مربع یعنی وجود نسبت 1، بین طول و عرض فضاهای مذکور بوده است. 


صفحه 11 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهش های معماری اسلامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Researches in Islamic Architecture

Designed & Developed by : Yektaweb