آزیتا بلالی اسکویی، فرناز نظرزاده عنصرودی، ائلناز نظرزاده عنصرودی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
قرآن کریم بهعنوان کتاب هدایتگر و تعالیبخش انسان، شامل مجموعهای از آیات الهی است که حقایق و اسرار بیشماری در آن نهفته شده و بزرگترین جلوه ظهور یک حقیقت در کالبد مادی به شمار میآید؛ بهطوریکه حقیقت بهشت در کالبد مادی و معماری باغ ظهور مییابد. برخلاف ظاهر ساده باغ ایرانی، پیچیدگیهای ساختاری و معنایی حاصل از آمیختگی عناصر چهارگانه در باغ ایرانی، اقتباسشده از باغ بهشتی است؛ و در حقیقت تأثیرپذیری الگوی باغ از عنصر آب بهعنوان اصلیترین عامل وجودی آن و به دلیل تقدس این عنصر در اندیشه دینی ایرانیان بهوضوح مشخص و از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ بهطوریکه میتوان گفت آب عنصری حیاتی در صیانت مقام و منزلت بهشت در تجلی و ظهور آن در باغ ایرانی است. روش این تحقیق تفسیری و بر اساس تحلیل محتوای آیات قرآن است. این پژوهش در پی یافتن تجلی صورت پذیرفته در مضمون عنصر آب در نظام کالبدی و کارکردی باغ ایرانی با تصویر آن در باغ بهشتی است. در این راستا با انطباق باغ ایرانی و باغ بهشتی از منظر قرآن کریم و با استناد به تفاسیر سوره آلعمران میتوان دریافت که نظام کارکردی در باغ ایرانی با اسامی باغ بهشتی -که متناسب با درجه و مراتب آن است- متناظر بوده و عنصر آب در نظام کالبدی باغ ایرانی، حاصل نمود صورتهای مختلف آب در کارکردهای باغ بهشتی است.
محمدمنان رئیسی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
یکی از مباحثی که طی سالهای اخیر، محل بحث فراوان در مجامع دانشگاهی و اجرایی بوده است؛ موضوع «مسکن آپارتمانی در معماری و شهرسازی معاصر ایران» است که تاکنون چالشهای نظری و عملی فراوانی پیرامون آن شکل گرفته است. اگرچه این موضوع در خصوص تمام ابنیه شهری محل بحث است اما در خصوص ابنیه مسکونی، اهمیت و ضرورت پرداختن به آن، مضاعف است. زیرا توسعه عمودی در ابنیه مسکونی با بسیاری از وجوه اعتقادی و فرهنگی جاری در کشور ما به عنوان کشوری اسلامی، تعارضات و تناقضاتی جدی را ایجاد کرده است که عمده این تناقضات را میتوان با استناد به آموزههای اسلامی (به ویژه آموزههای فقه شیعی) آشکار نمود. بر این اساس، مسئلهای که محور این پژوهش را تشکیل میدهد عبارت است از «تحلیل معماری مسکن آپارتمانی از منظر سبک زندگی اسلامی». در این مقاله برای پرداختن به این مسئله از تحلیلی میانرشتهای و روشی ترکیبی استفاده شده است؛ به نحوی که در مقام گردآوری دادهها از روش اسنادی و در مقام تحلیل دادههای حاصل از متون دینی از روشهای تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی استفاده شده است. طبق یافتههای این پژوهش، الگوی توسعه عمودی ابنیه مسکونی -که به طور خاص در قالب آپارتمان جلوهگر شده است- به دلایل متعدد از منظر متون دینی مطلوبیت ندارد که از مهمترین این دلایل میتوان به مواردی همچون تقابل با ترویج برخی شعائر دینی، ایجاد مزاحمت ساختمانهای بلند در تهویه ابنیه مجاور، تقابل با انجام برخی تکالیف اجتماعی، تقابل ضمنی با برخی از آیات و ادعیه و تضعیف فرهنگ عفاف و حجاب اشاره نمود که تحلیل درون دینی برخی از این موارد در مسکن آپارتمانی برای اولین بار در این پژوهش تبیین شده است که همین مهم، وجه بداعت این پژوهش را تشکیل میدهد.
علیرضا عندلیب، اکبر کاظمزاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
سرزمین ما ایران اسلامی که مادر همه تاریخ، سنت و فرهنگ ماست و همواره در پیچ و خم های تاریخی سرفراز و استوار باقی مانده است؛ مدت مدیدی است که در وضعیت مطلوبی بسر نمیبرد. در چنین وضعیتی، ضرورت دارد همه کسانی که به نوعی از این سرزمین برخاسته و هویت خویش را از آن دارند؛ متعهدانه و دلسوزانه به خروج از این وضعیت و دستیابی به موقعیت مطلوب، اهتمام ورزند؛ و مسیر آن را در جهت سعادت آیندگان و فرزندان این مرز و بوم که همانا تحقق تمدن نوین اسلامی است هدایت نمایند.
از همین رو، تدوین مستندات توسعه کشور و بهویژه تدوین سند آمایش سرزمین که با توجه به دامنه شمول و اثر بخشی آن، زیربناییترین سند توسعه و انسجامبخشترین آنها جهت کلیه اسناد برنامهریزی برای پیشرفت کشور بهشمار میرود؛ ضرورتی تام در طی فرآیند فوق خواهد داشت؛ و بهعنوان سندی جامع، میتواند میثاق تمامی دستاندرکاران کشور بوده تا با رویکردی فراگیر و یکپارچه، سیمایی مطلوب از طرحریزی سازمان فضایی و بهینه توسعه کشور ارائه دهد. به همین منظور این مقاله در پی آن است تا مدخلی برای تبیین ابعاد بنیادین تمدن نوین اسلامی در تدوین مستندات توسعه کشور و بهویژه تدوین سند آمایش سرزمین فراهم نماید. مقاله حاضر متناسب با طرح مسئله، اهداف و ماهیت پژوهش در زمره پژوهشهای بنیادی محسوب شده که در آن از روش تحلیل محتوا و بهرهگیری از مطالعات اسنادی و تجزیه و تحلیل دادههای ثانویه استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که «ابعاد بنیادین نهگانه عدالت، سلامت، امنیت، معرفت، معنویت، آزادی، ثروت، قدرت و منزلت» و همچنین توسعه همهجانبه، متوازن و پایدار از منظر اسلامی در تدوین مستندات توسعه کشور بهعنوان سه مولفه کلیدی تحقق تمدن نوین اسلامی، باید مورد توجه و ملاحظه قرار گیرد.
مسعود ناریقمی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
تعیین مخاطب ایدهآل، یک امر پایه در مبانی نظری طرّاحی شهری است. در این نوشتار، وضعیت مخاطب ایدهآل در سه دسته از نظریههای اجتماعی مرتبط با فضای شهری (نظریههای سوسیالیستی، نظریه اکولوژی اجتماعی و نظریه نمایش اجتماعی) بررسی؛ و نشان داده شده است که هیچیک، بر مدل اسلامی از روابط اجتماعی و کالبد منطبق نیست؛ و با آن تفاوت ذاتی دارد. نفی گروههای کوچک پایه اجتماعی (خانواده و محله) در نظریههای سوسیالیستی و فردگرایی و عدم نگاه ایدهآلگرا در نظریههای اکولوژیک، آنها را برای مقاصد اسلامی نامناسب مینماید. غیراخلاقی بودن نمایشگری در نظریه نمایش اجتماعی از دید اسلامی نیز به نوبه خود، این دیدگاه را از دور بحث برای اسلام خارج میکند. در مقابل، نظریه جدیدی در این زمینه براساس مرور آیات و روایات مرتبط با قلمروهای شهری، سامان داده شده است که خلاصه آن، چنین است: در اسلام عرصه فراخانگی بر حسب حقوق و تکالیف متقابلی که اسلام برای قلمروهای مختلف (از فردی تا گروهی) قرار میدهد؛ مکانی برای تعامل افراد برحسب گونهای تحدیدشده از روابط خانگی است؛ و به همین دلیل هم، عرصه شهر از خانه به بیرون، توسیعی است از خانه. اجتماع در این مدل، یک کلّ متشکل از افراد متفرّد شده در اثر خروج از حوزه خانواده و پیوستن به عرصه غیرخانوادگی نیست؛ بلکه جامعه از توسیع هستههای خانواده و اشتراک لبههای میدانهای جمعی شکلگرفته حول این هستهها حاصل میشود و به همین ترتیب نیز، فضای شهری از هستههای خانگی رشدیابنده فراهم میآید؛ و نه اجتماع فضاهای شخصی و عمومی و پیوند آنها با فضاهای واسط. در اینجا تعریف فضای شهری نمیتواند آن عرصه عمومی دانسته شود که از حوزه مؤثر خانه، خارج شده و افراد در آن از روابط خانگی منفصل و در جستجوی روابط نوین برآمدهاند؛ به بیان دیگر ما در شهر اسلامی با «فلانر» اسلامی مواجه نیستیم؛ بلکه با بلکه با انسانی مواجهیم که اسلام برای او تکالیفی را برای تبدیل شدن به انسان ایدهآل تعیین کرده است و مسئولیت فضا کمک به رسیدن مخاطب از وضع موجود به وضع ایدهآل است.
الناز بهنود، لیدا بلیلان، داریوش ستارزاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مجموعه آرامگاهی چلبی اوغلو با فضایی عرفانی- معنوی، از جمله بناهایی است که با تفکر بنیادین عرفان ارتباط داشته و این مفاهیم در شکلگیری معماری این مجموعه تاثیرگذار بوده اند. یکی از کهن الگوهای مهم و محوری که در روانشناسی تحلیلی یونگ مطرح است، کهن الگوی «فرایند فردیّت» (خودشناسی) می باشد که در رابطه با پرسش های معنوی در مورد معنای زندگی و هدف هستی مطرح می شود. این کهن الگو همواره در بسیاری از آثار پژوهشی ادبی و روانشناسی با سلوک عرفانی که در مکتب اسلام و توسط عرفای اسلامی بوجود آمده، تطبیق و مقایسه شده و سلوک عرفانی به عنوان یکی از انواع فرایند فردیّت مطرح شده است. هدف از این مقاله پاسخگویی به این سؤال است که آیا با دستیابی به مفاهیم معنایی این کهن الگو می توان به درک مفاهیم کهن الگویی و نحوه عینیّت یافتن آنها در فضای عرفانی این مجموعه آرامگاهی رسید یا خیر. بر اساس هدف پژوهش حاضر، ضمن بهره گیری از روش تفسیری- تاریخی، از رویکردهای مطرح در ادراک نشانه ها استفاده شده است. این تحقیق با مطالعه بر روی این لایه های نشانه ای سعی خواهد داشت تا کیفیت و نحوه ارتباط میان تفکر عرفانی، کهن الگوها و ساختار کالبدی مجموعه آرامگاهی چلبی اوغلو را روشن سازد. ساختار کالبدی این مجموعه آرامگاهی منطبق با مراتب هشتگانه عرفان و مراحل چهارگانه کهن الگوی فرایند فردیّت شکل گرفته و واسطه ای برای بیان این حقایق همیشه زنده است که به صُور مختلف امکان تجلّی می یابند. در پایان فرایند فردیّت، کهن الگوی تمامیت و کمال شکوفا می شود و به سطح خودآگاه ذهن می رسد. به این ترتیب، با سازگاری و یکپارچگی خودآگاه و ناخودآگاه، «ماندالا» ی(دایره/چرخه)کمال شکل می گیرد. به عقیده اهل معرفت نیز سالک در پایان سیر کمالی خود، در منزل هشتم، انتهای قوس صعودی دایره کمال خویش را به ابتدای قوس نزولی پیوند می زند و به مقام کمّل می رسد. در معماری نیز دایره، علامت وحدانیت اصیل و آسمان است و در مرکز، همه چیز با همزیستی به وحدت می رسند، همچنین عدد هشت رمز از عالم برون به عالم درون است که در فضای عرفانی این مجموعه، در مرکز آرامگاه هشت وجهی نمایان است. در نهایت خوانش معنایی جدیدی از مجموعه بر اساس تحلیل کهن الگویی، زبان عرفان دوره ایلخانی و رمزگان معماری بدست می آید.
پریسا محمد حسینی، علی جوان فروزنده، اسماعیل جهانی دولتآباد، علی اکبر حیدری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
انسانها همواره و در طول زندگی خویش در معرض انتخابهای مختلف قرار دارند. این انتخابها میتواند در ابعاد مختلف زندگی آنها شامل نوع پوشش، نحوه رفتار، آداب مختلف زندگی فردی و اجتماعی، شیوههای انجام فعالیتهای مختلف و نیز شکل سکونتگاه افراد تاثیر گذار باشد. بر همین اساس افراد از میان گزینههای مختلف، مواردی را انتخاب میکنند که با ساختارهای ذهنی و گرایشات فکری آنها سازگار بوده و به نوعی در انطباق با فرهنگ و شیوه زندگی آنها باشد. این موضوع در این پژوهش تحت عنوان انتخابهای فرهنگی معرفی شده است و هدف از انجام این تحقیق، فهم تاثیر "انتخابهای فرهنگی" در شکلگیری نظامهای فضایی و الگوهای رفتارهای جاری در خانههای بومی است. بر همین اساس تعدادی خانه مربوط به طبقه متوسط شهری از دورههای اواخر قاجار و اوایل پهلوی در بافت سنتی شهر اردبیل به عنوان نمونه موردی برگزیده شد و ابعاد کالبدی و مؤلفههای فرهنگی و رفتاری ساکنان آنها استخراج گردید. سپس با تحلیل "مظاهر انتخاب" در این خانهها و بررسی آنها از طریق "سنجههای انتخاب" که خود از مبانی فرهنگی زندگی مردم و شرایط محیطی (مولدهای انتخاب) استخراج شدهاند، به تحلیل الگوهای جاری رفتاری در این خانهها و نیز الگوهای فضاییـ کالبدی بکارگرفته شده متناسب با آنها، پرداخته میشود. روش تحقیق حاضر کیفی و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، توصیفیـ تحلیلی مبتنی بر روش استدلال منطقی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق استدلال منطقی از منابع اسنادی، تحلیل محتوای مصاحبهها و ثبت خاطرات، و بررسیهای میدانی، استخراج گردیده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که انتخابهای مختلف افراد در ارتباط با موضوعات مختلف از جمله خانه، از بستر مبانی فرهنگی آنها از یکسو و شرایط و تنگناهای محیطی از سوی دیگر شکل میگیرد. سپس توسط مجموعهای از بایدها ونبایدها، قوانین و انتظارات، مورد ارزشگذاری قرار میگیرد که نتیجه این امر شکلگیری معانی مختلف برای خانه است. این معانی درنهایت به شکل الگوهای رفتاری و الگوهای فضایی در ساختار خانه نمود مییابند.
سجاد بهزادی، سمانه جلیلی صدرآباد،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
بیان مسئله: در سالهای اخیر موضوع تعاملات اجتماعی به دلیل تاثیری که بر عواملی نظیر انسجام و همبستگی اجتماعی، مسئولیتپذیری و حس تعلق ساکنان، نظارت و امنیت اجتماعی و ... میگذارد، از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد. بدین منظور تلاشهای بسیاری به منظور ایجاد بستری مناسب جهت ایجاد یا افزایش تعاملات اجتماعی صورت گرفته است. در این راستا کانون توجه برنامهریزان به فضاهایی نظیر پارکهای محلی، پاتوقهای اجتماعی، مراکز محله و ... معطوف شده است که در اکثر مواقع نتوانسته انتظارات را برآورده سازد. در این میان مساجد با توجه به ظرفیت بالقوهای که در پذیرش کارکردهای متنوع دارد و از دیرباز تحت عنوان فضایی اجتماعی، نقش به سزایی در تعاملات اجتماعی میان ساکنان داشته است، مورد بیتوجهی قرار گرفته است. این بیتوجهیها تا جایی ادامه داشته که مساجدی که کانون تعاملات و روابط اجتماعی بودهاند، در حال حاضر تنها به نقش مذهبی خود بسنده کردهاند.
هدف پژوهش: در این پژوهش سعی شده تا جایگاه مساجد و تاثیری که بر تعاملات اجتماعی میان ساکنان میگذارد، مورد بررسی قرار گیرد.
روش پژوهش: به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، رویکرد پژوهش حاضر کیس محور میباشد. بدین منظور محله شهشهان اصفهان به دلیل برخورداری از تعداد زیادی مساجد به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مشاهده و پرسشنامه میباشد. جامعه آماری این پژوهش مطابق با فرمول کوکران 95 نفر انتخاب شد و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، ضریب همبستگی اسپیرمن مورد استفاده قرار گرفت.
یافتههای پژوهش: یافتههای پژوهش نشان داد که میان حضور ساکنان محله در مساجد و همچنین تاثیری که مساجد بر تعاملات اجتماعی میان ساکنان میگذارند، ارتباط و همبستگی نسبتا بالایی وجود دارد. همچنین مطابق با سطوح مختلف تعاملات اجتماعی، مساجد به دلیل قابلیت پذیرش نقشهای متعدد و همچنین ظرفیتی که در پذیرش و حضور اقشار مختلف جامعه دارد، میتواند تعاملات اجتماعی میان ساکنان را به بالاترین سطح ارتقاء دهد. لذا شناختی عمیق از کارکردها و عملکردهای این فضای مذهبی و همچنین نگاه دقیق و تحلیلی به ویژگیهای منحصر به فرد مساجد و به کارگیری آن در شهرهای امروزی میتواند در ارتقاء تعاملات اجتماعی میان ساکنان و افزایش کیفیت محیطی، موثر واقع شود.
میرزاعلی شیدانه مرید، معصـومه خامـه،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
ترکیه ازجمله کشورهایی است که از گذشتههای دور دارای تمدنهای گوناگونی بوده است. این کشور از دیدگاه معماری غنی و متأثر از معماری بیزانس بوده است. ورود اسلام به ترکیه و شکلگیری حکومتهای اسلامی در دورهی عثمانیان باعث شکلگیری نوع خاصی از معماری اسلامی در ترکیه گردید. معماری مساجد ترکیه، بارزترین گونه معماری اسلامی خصوصاً در شهر استانبول میشود.اهداف این تحقیق “دستیابی به سیر تحول معماری مساجد در ترکیه "و "الگویابی معماری مساجد ترکیه" بوده است. این تحقیق قائم بر این فرض است که الگوی معماری مساجد ترکیه ترکیبی از معماری مساجد اولیه اسلامی، ایرانی و معماری بومی ترکیه است. ریشهیابی ویژگیهای معماری مساجد ترکیه، موضوع این تحقیق است که تأثیرپذیری معماری مساجد ترکیه از معماری مساجد اولیه اسلامی، معماری غنی و با سابقه طولانی بیزانسی و یونانی قبل از ورود اسلام و معماری تمدنهای اسلامی پیشرفته در همسایگی ترکیه مانند ایران پرداخته شده است. ویژگیهای معماری مساجد ترکیه به طور کلی شامل شبستانهای رو به قبله، حضور مسجد در محله، ورود از حیاط به گنبد خانه روی محور مستقیم، هماهنگی هندسه ناشی از ستونها با هندسه پلان و سازماندهی فضاها در جهت قبله، تقسیم شبستان به فضای کارآمد با مقیاس انسانی، استفاده از عنصر نور در زیر گنبد خانه و ایجاد فضای روحانی، نیمگنبدهای عظیم که گنبد اصلی را تقویت میکنند، سیمای خارجی موجدار به وجود آمده توسط گنبدهای چندتایی، منارههای مدادی شکل، گنبدهای بیزانسی، استفاده از نقوش هندسی و گل و بته و خطاطی روی سنگ، ایوان برای درگاه و برای ورودیهای شبستان است. ریشهیابی ویژگیهای معماری فوق در این پژوهش رهنمون به کشف الگوی معماری مساجد ترکیه شده است. این پژوهش با روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا گرا و کتابخانهای و مرور متون و توصیفی تحلیلی و درانتها مقایسه و تطبیقی انجام شده است.
مهدی حمزهنژاد، مرضیه اصلانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
نظام جمهوری اسلامی مانند سایر نظامهای سیاسی در تلاش برای یافتن الگویی مناسب برای محیط است تا از طریق آن تحقق مقاصد سیاسی خود را امکانپذیر سازد. از آنجا که مقاصد سیاسی هر نظام متأثر از بینش آن دربارۀ اصالت فرد یا اجتماع است، نقش این موضوع در الگوی محیطی مناسب برای جمهوری اسلامی نیازمند تعمق و بررسی است. به این منظور این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که آزادی و کنترل محیط در جمهوری اسلامی متأثر از چه عواملی است و باید از چه الگویی تبعیت کند؟ لذا این پژوهش با هدف بررسی مفاهیم اصالت فردی و اجتماعی در نظام جمهوری اسلامی و معرفی الگوی محیطی مناسب برای تحقق مقاصد آن به انجام رسیده است. روش این پژوهش مطالعۀ تطبیقی است که با ابزار استدلال منطقی به بررسی انواع نظامهای حاکمیتی و حالتهای گوناگون محیط در آن پرداخته است و دست آخر به معرفی الگوی محیطی مناسب برای نظام جمهوری اسلامی پرداخته است. در گام اول، به بررسی انواع محیط در نظامهای لیبرال و سوسیال بر اساس نحوۀ اصالتبخشی آنها به فرد یا اجتماع پرداخته شده است. در گام دوم، اصالت فرد یا اجتماع در اندیشۀ جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و نقش این باور در پیدایش محیط معرفی شده است. در گام سوم، محیطهای چندسرشتی به عنوان الگویی کارآمد برای بیان ویژگیهای محیط آزاد مطالعه شده در جمهوری اسلامی معرفی شدهاند.
در بررسیهای انجام شده محیط در جمهوری اسلامی، متأثر از باورهای دینی از آزادیهای فردی و ضرورتهای اجتماعی پیروی میکند که در بستر فرهنگ تحقق پیدا خواهد کرد؛ در نتیجه، مقاصد نظام جمهوری اسلامی در تحولات محیطی از طریق بستر فرهنگی جامعۀ دینی محقق خواهد شد. از این رو دیدگاههای محیطی که بیانگر ایجاد خصلتهایی چند سرشتی در محیط هستند برای نظریهپردازی در زمینۀ کیفیت پیدایش و تحولات محیط در جمهوری اسلامی الگو قرار داده شد. در نهایت این نتیجه به دست آمد که محیط آزاد مطالعه شده الگوی محیطی مناسب برای تحقق هر دو نوع اصالتهای فردی و اجتماعی در جمهوری اسلامی است که از طریق منطقهبندیهای هویتی در محیط و بر اساس فرهنگ و الگوهای معماری اصیل هر منطقه محقق میشود. در این حالت محیط آزاد مطالعه شده همزمان پاسخگوی ضرورتهای حاکمیت، سلیقه و خواست فردی مردم و شرایط زمانی و مکانی محیط است.
عبدالحمید نقرهکار، ریحانه سادات طباطبایی یگانه،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
یکی از مهمترین دلایل انحرافات مکاتب بشری در شرق و غرب عالم، به خصوص جریانهای نوگرایی (مُدرنیستی) و فرانوگرایی (پستمُدرنیستی) -که بعد از قرون وسطی و دوران رنسانس در فرهنگ غربی ایجاد شد؛ و تا زمان معاصر در جهان گسترش یافته است- انحرافاتی است که در ادیان الهی به خصوص دین یهود و دین مسیح توسط معتقدان به این ادیان اتفاق افتاده است. منابع معتبر اسلامی (کلام الهی و سنت معصومین(س))، این انحرافات را تبیین، تشریح و تحلیل نموده است. نمونهای از آن تحریفات، اعتقادات مسیحیان به مفاهیم (خدا، پیامبر، رابطه انسان با خداوند، پیامبر، علما، جامعه و طبیعت) است. در این مقاله، تأثیر این انحرافات بر یکی از مهمترین عناصر تمدن بشری یعنی (نیایشگاههای انسانی) و بهعنوان نمونه خاص (کلیساهای صلیبی) از منظر اسلامی، مبتنی بر نظریه (سلام) مورد تفسیر و تحلیل قرار گرفته است. نظریه (سلام) فرآیندهای انسانی نظیر ساختمان یک نیایشگاه را بهطور کلی مبتنی بر پنج مرحله (ایدهها، انگیزهها و روشهای هنرمند معمار، تا خلق کالبد اثر و تأثیرات اثر بر مخاطبین) تقسیم نموده است؛ و تأثیر انحرافات هر مرحله را به مراحل بعدی تا خلق اثر معماری و تأثیرات آن مورد تفسیر و تحلیل قرار میدهد. در این نظریه اعلام میشود که پیامبران و مکاتب الهی منابع و مبانی معصومانهای را برای سه مرحله اوّل از فرآیندهای انسانی با عناوین (اعتقادات، احکام و اخلاق) ارائه نمودهاند؛ و مرحله چهارم احتیاج به اجتهاد تخصصی و خلق اثر توسط انسانها در عالم طبیعت دارد. بنابراین اشکالات موجود در کالبد آثار تمدنی و از جمله (کلیساهای صلیبی) نتیجه انحرافات در (اعتقادات، احکام و اخلاق) ایجاد شده در فرهنگ مسیحی است. پژوهش حاضر بنیادی است؛ و روش تحقیق این پژوهش اسنادی و مبتنی بر منابع اولیه و ثانویه معتبر و مبانی مستدل اسلامی (تحیلی وتفسیری) و نیز اناجیل چهارگانه و متون متقدم مسیحی است. در نتیجهگیری، تأثیرات انحرافات (اعتقادی، رفتاری و روشی) مسیحیان بر کالبد کلیساهای صلیبی از ابعاد (ایدههای هندسی- فضایی، آرایه ها و نمادها) مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است.
رامین خورسند، رضا خیرالدین، مهران علیالحسابی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
تحقق مفهوم شهر 24 ساعته و زندگی شبانه شهری از همان ابتدای مطرح شدن حتی در خاستگاه اولیه یعنی شهرهای غربی با مناقشاتی مواجه بوده است. طرفداران شهر 24 ساعته، زندگی شبانه را به معنی افزایش رونق اقتصادی، حضورپذیری فضاهای شهری، ارتقای امنیت، برندسازی فضایی و غیره تلقی میکنند. در مقابل، مخالفان به دلایلی نظیر هدررفت انرژی، بروز رفتارهای ناهنجار اجتماعی، آسیبهای زیست محیطی، افزایش فردگرایی و تنزل انسجام اجتماعی و غیره، زندگی شبانه در شهرها را توصیه نمیکنند.
بررسی نمونههای تجربی زندگی شبانه در شهرهای مختلف حاکی از آن است که نمیتوان الگویی واحد را برای زندگی شبانه متصور بود. در هر جامعهای متناسب با اقتضائات و امکانات، فرهنگ عمومی و مناسبات اجتماعی و حتی سیاستهای دولتها و مدیران شهری، نمونهای متفاوت محقق شده است.
ورود این مفهوم به جوامع اسلامی -از جمله کشور ایران- نیز مدیریت شهری و شهروندان را با چالشهایی در این زمینه مواجه ساخته است؛ از جمله اینکه آیا همان مفهوم غربی شهر 24 ساعته و زندگی شبانه امکان تحقق در ایران را دارد؟ چه میزان آن مفاهیم و اهداف با فرهنگ و سبک زندگی ایرانی- اسلامی تطابق مییابد؟ و اساساً نسبت بین مفهوم شهر 24 ساعته و زندگی شبانه با آموزههای اسلامی چیست؟ و لذا زندگی شبانه شهری موافقان و مخالفان جدی را در ایران درپی داشته است.
بازخوانی ادبیات نظری در زمینه شهر 24 ساعته با نگاه به آموزههای اسلامی و ظرفیتهای بومی و درون فرهنگی، احتمالاً میتواند استنباطی از مفهوم شهر24 ساعته و زندگی شبانه شهری ارائه کند و الگویی بومی از آن را متناسب با شهرهای کشورهای اسلامی از جمله ایران ارائه دهد. پژوهش حاضر با روشی کیفی به دنبال پاسخگویی به سؤالات فوق و ارائه الگویی از شهرهای 24 ساعته و زندگی شبانه مبتنی بر فرهنگ اسلامی و ظرفیتهای سرزمینی- اعتقادی است.
فریبا البرزی، نوید جهدی، میلاد فتحی، امیرحسین یوسفی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
معماری، زاده بسترهای گوناگون است که با توجه به روح متغیر زمان و ماهیت همیشه در تغییر هستی، به صور سبکی و معنایی متفاوت بروز مییابد. از همین روست که نحوه برخورد سازندگان یک بنا با عناصر شکلدهنده معماری و راههای استفاده از آنها، علیرغم وجود شباهت در کلیت عناصر، دارای تجلیهای مختلف معنایی و کالبدی در بسترهای متفاوت بوده و هست. به عنوان مثال نور در مذهب شیعی اسلام نمودی از ذات اقدس الهی و بیانگر وجود است و همیشه در کانون توجه معماران مسلمان بوده است. تا آنجا که تصور ساختار و ادراک فضایی بسیاری از ساختمانهای این دوره بدون درنظرداشتن جایگاه معناشناختی نور، منجر به نقص و درکی ناقص از فضا شده که گویی ساختمان بر پایه نور طراحی شده است. این امر به خصوص در طراحی بناهای مذهبی به طور عام و مسجد به طور خاص قابل مشاهده است. مسجد که تجلیگاه ایدهآلترین اندیشههای مذهبی و کاملترین نماد معماری اسلامی است بهترین مکان جهت مشاهده و مطالعه پیوندهای نظری و عملی سازندگان آن بوده است. این در حالیست که امروزه در ساخت مساجد نقش نور تنها به عنوان یکی از عناصر اقلیمی و صرفاً جهت عملکرد روشنایی تقلیل پیدا کرده و خبری از جنبههای معنایی و معنوی آن به نحوی که در گذشته قابل پیگیری و بازشناسی بوده نیست! این پژوهش با این پیشفرض که شیوه ظهور و بروز نور در معماری اصفهان دوره صفوی فارغ از جنبههای عملکردی، با تأکید بر اصول معنایی حاکم بر فضای هنری آن دوره اندیشیده و در فضای معماری نمود پیدا کرده است، به بررسی چگونگی و ویژگیهای کیفی حضور نور و نورگذرها در ساختار معماری مسجد شیخ لطفالله اصفهان به عنوانی یکی از شاخصترین مساجد این دوره در شهر اصفهان میپردازد. جامعه آماری این پژوهش، مساجد دوره صفوی در شهر اصفهان میباشند که از آن میان، سه مسجد شیخ لطفالله، حکیم و امام به عنوان نمونه موردی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش در این مطالعه توصیفی-تحلیلی و بررسی نمونه موردی میباشد. دادههای مورد نیاز این پژوهش نیز از طریق مشاهدات میدانی، عکسبرداری و مطالعات کتابخانهای جمعآوری شده و به صورت کیفی مورد تحلیل قرار گرفتهاند. با بررسی معناشناختی حضور نور در مسجد شیخ لطفالله و تبیین نظام سلسلهمراتبی در طراحی نور در فضاهای این مسجد، نظامی سهگانه شامل انفصال، انتقال و اتصال (مکث، حرکت و تأکید) در طراحی این بنا بازشناسی شد. نظامی که به دنبال حرکت از ماده به سوی معنویت، حرکت از تاریکی به سوی روشنی، حرکت از سنگینی به سوی سبکی و در یک کلام حرکت از عالم ناسوت به سوی عالم لاهوت است و نتیجه ایجاد فضایی سراسر معنوی است که حضور خدا در هر سو احساس میشود.
آقای محمد امیر کاکیزاده، خانم ندا ناصری، آقای هژبر دباغ،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
بندر بوشهر، یکی از منحصربهفردترین معماریها را در دوران اسلامی دارا است. بافت تاریخی این شهر از ظرفیت بالای بصری، فرمی و عملکردی برخوردار است که در سیمای شهری بسیار تأثیرگذار بوده است؛ بهطوریکه عناصر و شاخصههای زیادی را میتوان در معماری و شهرسازی این شهر یافت که خاصِ خودِ بوشهر بوده و حتی در سایر شهرهای همجوار و هماقلیم بوشهر نیز دیده نمیشود. یکی از ظرفیتهای بصری بسیار شاخص و چشمگیر که از بومیترین و خاصترین عناصر معماری این بندر است، عنصر شناشیر بوده که در کشور ایران، تنها در معماری تاریخی بوشهر، بهکار گرفته شده است. بنابراین این پژوهش با هدف بازشناسی و بازبهکارگیری این عنصرِ ارزشمندِ معماری و تثبیت جایگاه و ارزش آن در معماری بومیِ منطقهی خلیجفارس صورت گرفت و نگارندگان در پی یافتن گونهها و ویژگیهای مختلف شناشیر و همچنین دلایل پیدایش آن در معماری منطقهی خلیجفارس، با تحقیقی توصیفی ـ تحلیلی به بازشناسی این عنصر معماری، پرداختند. در همین راستا با استفاده از مطالعات کتابخانهای، عنصر شناشیر و تاریخچه و جایگاه آن را مورد بررسی قرار گرفت و از طریق تحلیلی میدانی، بر اساس شواهد و نقشهها و تصاویر تاریخی موجود، به بررسی و مقایسه خواستگاه، الگوها، شاخصهها و ویژگیهای شناشیرها و گونههای متفاوت آن در بندر بوشهر، پرداخته شد. نتایج بررسیهای صورتگرفته نشان داد که تمامی شناشیرهای بوشهر را میتوان، در یکی از پنچ دستهی «استقراری»، «فرمی و شکلی»، «ساختار و سازهای»، «تزئیناتی» و همچنین «عملکردی»، گونهشناسی کرد؛ که هر یک از این دستهها دارای فراوانیهای متفاوتی هستند و ویژگیهای خاصی از آنها استخراج گردید که مختص شناشیرهای بهکار گرفته شده در بندر بوشهر هستند.
راحله عبدالهی، اسلام کرمی، احد نژادابراهیمی، لیلا رحیمی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
تابآوری فضایی بهعنوان یکی از ابعاد جدید در حوزه تابآوری به دنبال مسئله حیات و پویایی فضا با حفظ هویت و عملکرد از طریق توجه به ویژگیهای فضای معماری است. فضای تاب آور به عنوان بستر مناسب برای امکان تداوم حضورپذیری در طی زمان با حفظ کارایی پویایی را مهیا میسازد؛ ولی غالب فضاهای تازه احداثشده در مواجهه با بحران ها آسیب پذیر بوده و کارایی خود را سریع از دست داده و کاربران فضا به ترک و رهاسازی محل اقدام میکنند؛ ازاینرو، بازارهای تاریخی ایران به عنوان یکی از فضاهای ارزشمند که علیرغم تحولات در طی دوره ها به فعالیت خود ادامه داده و توانسته ما به ازای کالبدی نیازهای روز را برآورده سازد، قابل توجه است. بنابراین این پژوهش به دنبال پاسخ این سؤال است که چگونه تاب آوری در فضای تاریخی بازارها تحقق یافته است؟
هدف تحقیق حاضر، بررسی ویژگی های محیطی موثر بر فضاهای تابآور است. این مهم نیاز به خوانش قابلیت های کالبدی-عملکردی مستتر در این فضاها دارد؛ این بعد که ناظر بر قابلیتهای محیطی است به عنوان بعد غالب تابآوری فضا فراتر از ابعاد گوناگون مطرح به عنوان معیار اساسی یک فضای تابآور مؤثر است.
پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش تحقیق کیفی و با استفاده از مطالعه ی موردی بوده است. ابتدا با تحلیل چارچوب نظری، به روش قیاسی مدل مفهومی فضای تابآور استخراج و برای تحقّق هدف مذکور، کاربست این مدل بر نمونه مورد مطالعه با پژوهش استقرایی مورد آزمون قرار گرفت. برای گردآوری اطلاعات از روش مثلث بندی داده ها و به شیوه پیمایشی مستقیمِ مشاهده و مصاحبه و غیرمستقیمِ مبتنی بر سندکاوی استفاده شده و با راهبرد تحلیل تطبیقی، یافته های عملیاتی به روش استدلال منطقی مورد تحلیل کیفی قرار گرفته اند.
با مطالعه ادبیات موضوع قابلیتهای انعطافپذیری، تطبیقپذیری، تغییرپذیری و واکنشپذیری به عنوان یافته های نظری مورد آزمون قرار گرفت. با ایجاد ارتباط بین نتایج یافته های نظری و تجربی براساس مطالعات نمونهموردی میتوان نتیجه گرفت که نحوهی تاب آوری فضایی مجموعه امیر در بازار تاریخی تبریز نشان دهنده ی تاثیرپذیری محیط از قابلیت های این بعد فضاست. در بررسی میزان برخورداری مجموعه از قابلیتهای فضایی بهترتیب راسته بازار و تیمچه امیرجنوبی بهترین وضعیت را به خود اختصاص دادهاند. با رواج الگوی مصرف گرایی و تغییر کاربری کاروانسرا و تیمچه ها و با توجه به تبدیل خرید به تجربه فراغت راسته بازار امیر با در دستگرفتن نبض اقتصادی مجموعه بهواسطه متغیرهای چندظرفیتی، دسترسی و ارتباطات فضایی متعدد، فعالیت تکصنفی، تعداد زیاد حجره های خرده فروشی، پویایی کلیه واحدها، همسازی فرم با صنف جدید و گسترش صنف راسته در مجموعه در تداوم حیات و تاب آوری مجموعه نقش بسزایی ایفا کردهاست.
خانم مریم سلیمانی، دکتر عیسی حجت، دکتر پریسا هاشم پور،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
پیچیدگی و تضاد یکی از راهبردهای افزایش تنوع بصری است که امروزه در پی ساخت و ساز گسترده و تبعیت از الگوی فراگیر مدرن، کمتر بدان توجه شده است. مسألهای که در طولانی مدت یکنواختی و کسالت در خانههای معاصر را در پی داشته است. این در حالی است که عامل تضاد و پیچیدگی در تنوع بصری معماری سنتی دورههای مختلف، بخوبی دیده میشود و میتواند الگوی خوبی در جهت بکاربست پیچیدگی و ابعاد آن فراهم کند. در پی اهمیت این موضوع، محقق قصد دارد با اتکا به روش تئوریداده بنیاد، جمع اضداد را که بعنوان یکی از شاخصهای اصلی پیچیدگی محسوب میشوند، در خانههای سنتی یزد شناسایی و تبیین نماید. در این روند اطلاعات میدانی ابتدا با استفاده از مصاحبه باز و عمیق، مشاهده و عکسبرداری گرداوری و سپس با استفاده از کدگذاری سه مرحلهای باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج این پژوهش حکایت از آن دارد که ساختار کالبدی و فضایی خانههای سنتی یزد شرایطی را فراهم کرده است که در آن میتوان همنشینی مثبتی از جمع اضداد را در موقعیتهای مختلف تجربه کرد. در این روند مشخص شد که انواع اضداد که در چهار نوع تضاد حسی، ادراکی، بصری و نمادین قابل دستهبندی هستند، به ترتیب منجر به افزایش درک بهتر پدیده، به تعادلرسیدن کلیت فضا، افزاش تنوع و افزایش بارمعنایی فضا میشوند.
خانم نعیمه دانش،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
لرز زیباییشناسی به عنوان واکنشی که از طریق حواس پنجگانه به وجود میآید و با احساسات فیزیکی همراه است از حدود دو سده پیش مورد توجه برخی از اندیشمندان بوده و در نوشتههای خود اشاراتی به چنین واکنشی داشتهاند، اگرچه از اولین بررسیهای علمی در مورد آن بیش از چهار دهه نمیگذرد. این واکنش غالبا در مواجهه با یک محرک زیبا به وجود میآید اما اعمال مذهبی نیز میتوانند عامل بروز آن باشند. با تمرکز بر معماری مذهبی به عنوان بنایی که هم محرکهای زیباییشناختی در آن به وفور یافت میشود و هم محلی برای انجام اعمال مذهبی است و حرم امام رضا به عنوان یکی از مهمترین بناهای مذهبی در ایران، پژوهش پیشرو تاثیر فضای معماری بر بروز واکنش لرز زیباییشناسی را پیگیری میکند. فضای معماری حرم با بهرهگیری از مصالحی همچون مرمر و طلا و همچنین فرمهای زیباییشناسانه گوناگون تاثیری روانی بر بیننده میگذارد. همچنین مرمر با ویژگی آکوستیک در محیط، به سبب انعکاس صدا، مرتبط است که بر حس شنوایی در درک زیباییشناسی تاثیر فراوان دارد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس پیمایش میدانی از طریق پرسشنامه صورت گرفته است و بخشی از تحقیق بزرگتری است که علاوه بر تاثیر کیفیات فضای معماری، به تحلیل ارتباط میان ویژگیهای شخصیتی و دینداری با تجربه لرز زیباییشناسی پرداخته است. هدف پژوهش شناخت فضاها و اعمالی است که به عنوان متغیر مستقل بر احساسات انسانی به عنوان متغیر وابسته تاثیر میگذارند و باعث بروز واکنش لرز زیباییشناسی میشوند. با در نظر گرفتن بنای معماری به عنوان فضایی که درک آن فراتر از بینایی و مرتبط با حواس گوناگون است و سنجش واکنش لرز زیباییشناسی، نتایج آزمون از 307 شرکت کننده در مطالعه حاضر اینطور نشان میدهد که برخی فضاها همچون ضریح حرم با واسطه حس لامسه بیشترین تاثیر را بر واکنش لرز داشته باشند. همچنین صداهایی همچون صدای اذان و نقارهخانه در درجه بعدی از طریق حس شنوایی بر بروز لرز موثرند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که علاوه بر فضا و عناصر معماری، حس و حال روحانی نیز بر ایجاد لرز تاثیر دارد که میتواند نکته مورد توجهی باشد در ساخت بناهای مذهبی با فضاها و فرمهایی که حس تعلق فرد نسبت به بنا را تقویت نماید.
دکتر بهزاد وثیق، مهندس حسین ناصری،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
معماری اسلامی چین در طی سالهای رشد و شکوفایی خود گونههای بیانی مختلفی را در ساخت مساجد این کشور به وجود آورده است. از این رو نمادپردازی به عنوان یکی از روشهای بیان مفاهیم در معماری، دارای ساختاری است که از طریق آن میتوان به گفتوگوی بین متنی دو فرهنگ زمینه و مهمان دست یافت. هدف از این تحقیق یافتن زمینههای مشترک بین نمادپردازی چین و اسلاممبنا در مساجد چین است. این تحقیق با روش پژوهش در نمونه موردی و تحلیل محتوا و با تکیه بر اسناد کتابخانهای انجام شده است. در این پژوهش در ابتدا به بررسی نمادشناسی معماری چین پرداخته و سپس با بررسی نمونهها به این موضوع که نمادهای به کار رفته در این مساجد در سیر تاریخی معماری اسلامی چین و با توجه به موقعیت جغرافیایی (جمعیت مسلمانان آن منطقه) و تاریخ ساخت آنها، تا چه میزان از نمادهای سایر مساجد جهان اسلام تأثیر پذیرفته، پرداخته است. این تحقیق نشان میدهد که از بدو ورود مسلمانان به چین، معابد و خانه چینی به عنوان مساجد مورد استفاده قرار گرفته که برپایه نمادشناسی و کالبد بومی ساخته شد و تنها کشیدگی بنا به سمت قبله تغییر یافت. استفاده از چوب و رنگ سرخ در کالبد داخلی و خارجی این بناها، ماندالا و حیوانات مقدس به عنوان زمینه چینی و بودائی در این مساجد اولیه به وضوح دیده میشود. از ویژگیهای دورهی دوم، افزودن عناصری همچون گنبد و مناره و قوسهای جناغی است. در این بناها همچنا نمادگرایی بودائی به چشم میخورد. در ادوار بعدی معماری، رنگها، گنبدها، قوسها، منارهها و تورفتگی ورودی و مصالح کالبد داخلی و خارجی بنا (استفاده از آجر و سنگ و گچ به جای چوب)، مشابه سایر مساجد جهان اسلام دیده میشود. تغییر در مفهوم دیوارشمالی و شکل عمومی مساجد نیز نشانه تغییر سنت سازماندهی فضایی کنفسیوسی به اسلامی در ساختمان است. این امر در نواحی از کشور چین که حضور مسلمانان پر رنگتر است؛ بیشتر از سایر نواحی دیده میشود. با این وجود همواره در نقاطی از این کشور مساجد به همان شکل اولیه و سنتی خود پابرجا ماندند و یا اینکه تاثیرپذیری آنها از فرهنگ و نمادهای اسلامی کمرنگتر بوده، این موضوع بیشتر در مناطق اقلیت مسلماننشین به چشم میخورد.
زهرا مفتخر، کورش مؤمنی، محمد دیده بان،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
استفاده از تناسب بهدلیل ایجاد نوعی معماری که بهدور از برداشتهای سلیقهای است و همچنین تأثیری که بر کیفیت درک یک بنا از جمله خانه دارد، در معماری سنتی ایران و بهخصوص بعد از اسلام همواره مورد توجه بودهاست. براساس مطالعاتی که تاکنون انجام گرفته، در معماری بناهای مهم و حتی در معماری خانههای شهرهای معروفی همچون کاشان، یزد، اصفهان از نوعی تناسب استفاده شده، اما تاکنون پژوهشی در خصوص استفاده از تناسب در معماری سنتی شهرهای کوچکتر صورت نگرفتهاست. حال آنکه بررسی تناسب در بناهای هر منطقه در دورههای زمانی مختلف میتواند به تکمیل اطلاعات معماری در زمینه بناهای سنتی کمک نماید گام نخست برای رسیدن به این مهم، بررسی تناسبات در مناطق مختلف است. شهر بهبهان باتوجه به قدمت چندین هزار ساله خود از این قاعده مستثنی نیست. از آنجایی که خانه به عنوان جز اساسی بناهای هر دوره محسوب میشود و حیاط، در ساختار خانههای سنتی همواره نقش محوری را ایفا میکردهاست، این پژوهش سعی برآن دارد تا به بررسی تناسب در حیاط خانههای بهبهان بپردازد. تا بتوان به سؤال اصلی این پژوهش یعنی؛ "کدامیک از تناسبات بکار رفته در معماری سنتی ایران در ابعاد حیاط و نماهای پیرامونی حیاط خانههای بهبهان بهکار رفته است؟" پاسخ داده شود. در این راستا از روش تحقیق مورد کاوی و توصیفی – تحلیلی استفاده شدهاست و براساس مهمترین تناسبات، به بررسی نسبت طول به عرض پلان و نسبت طول به ارتفاع و عرض به ارتفاع نماهای پیرامونی حیاط خانهها پرداخته شدهاست. نتایج تحقیق نشان میدهد، از میان تناسبات موجود بهکار رفته در حیاط خانههای بهبهان در هر دو دوره قاجار و پهلوی اول، بیشتر آنها از تناسبات زرین ایرانی و هندسه مربع پیروی میکنند و تناسبات طلایی 1.618 کمتر مورد توجه معماران قرار گرفته است. همچنین در ابعاد حیاط و نماهای پیرامونی حیاط بعضی خانه ها از ترکیب دو تناسب در کنار هم استفاده شدهاست و یا در قسمتی از نمای حیاطها که از دید معمار مهمتر و شاخصتر از سایر قسمتها بودهاست، رعایت و کاربرد تناسبات مدنظر بودهاست و همین امر نشان دهنده اهمیت کاربرد تناسبات در دیدگاه معماران سنتی ایران است.
اقا عارف عزیزپور شوبی، دکتر پریسا هاشم پور، دکتر احد نژاد ابراهیمی،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
سقانفارها معماری مختص منطقه مازندران است و منشا شکل گیری آنها به سنتهای آیینی پیش از اسلام بر می گردد و در حال حاضر به عنوان معماری عاشورایی در راستای پاسداشت تقدس آب و منسوب به حضرت ابوالفظل (ع) شناخته می شود. معماری آن نشانی از ترکیب مولفه های معنایی در قالب نقوش و نمادهای تصویری، مکانی و ساختاری است که در دوره های مختلف تاریخی و براساس زمنیه ای فرهنگی دچار تحول شده اند؛ هدف پژوهش پاسخ به این پرسش است: چه عوامل فرهنگی موجب شده اند نفار برای پاسداشت واقعه عاشورا انتخاب شود و چه نشانه های از معماری آئینی قبل از اسلام در آن بر جای مانده است؟ این تحقیق از نوع پژوهش های بنیادی-نظری است که با روش توصیفی _ تحلیلی کار شده است و گردآوری اطلاعات براساس و مطالعات کتابخانه و پیمایش های میدانی انجام یافته است و با توجه به هدف پژوهش یافتن علل سیرتحول از نفار به سقانفار براساس زمینه فرهنگی می باشد؛ در یافتههای پژوهش انجام گرفته در دو شاخه نفار و سقانفار به همراه تطبیق آنها با مولفههای تصویر ذهنی، کالبد و فعالیت، مشخص شد که همخوانی کارکرد، معنا و کالبد نفار با ارزشهای اسلامی، بخصوص گرامی داشت آب سبب حفظ و تداوم معماری نفار به سقانفار شده است. بدین صورت که گرامی داشت آب از آئین کهن ایران سرچشمه می گیرد که پس از اسلام با نگرش های اسلامی همخوان شده است. نام نپ، وجود چاه ها، و درختان مقدس، و جغرافیای تاریخی در این منطقه بیانگر نشانی از ایزد بانوی آبهاست. پیش از اسلام دو سری نفار وجود داشت نوع اول: بناهای متعلق به ایزد بانوی آب در کنار منابع آب برای عبادت ، نوع دوم: در کنار مزارع برای مراقبت از آب کاربرد داشتند، بدین ترتیب نفار از ابتدا دو وظیفه حراست و عبادت را بر عهده داشت به این دلیل عبادی، بعد از اسلام به عنوان سقانفار انتقال دادند و از منظر ساختار-کالبدی و تزئینی تداوم یافته معابد کهن است که با نمادهای شیعی هم راستا شده است.
وحید افشین مهر، عباس غفاری، ریحانه زمانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
صدا به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای ارتباط انسانها با یکدیگر و محیط پیرامونشان در علم معماری مطرح میگردد و مساجد از آن دسته فضاهایی است که با توجه به نوع کاربری، ویژگیهای آکوستیکی در میزان عملکرد و تامین حس آرامش، تاثیر به سزایی دارد.
رمزگشایی هندسی معماری مساجد ایرانی از منظر مهندسی و درک پارامترهای موثر در قابلیتهای سازهای و عملکردی آنها از ملزوماتی است که جهت حفظ و احیای این آثار و کاربرد آنها در معماری معاصر مورد توجه قرار میگیرد. یکی از ناشناختهترین قابلیتهای عملکردی مساجد مخصوصا در گنبدخانهها وضعیت صوتی آنهاست که با توجه به دانش معاصر، مهندسی خوانایی نداشته و تناقضاتی را به همراه دارد. وضوح گفتار و زمان واخنش به عنوان اصلیترین پارامترهای آکوستیک معماری، شاخصههایی جهت بررسی آسایش صوتی در فضا هستند که عاملی به نام هندسه در معماری گنبدخانهها آنها را تحت تاثیر قرارداده است. در این پژوهش بنای زیبای مسجد جامع اصفهان که از بدو شکلگیری در قرن دوم هجری، به عنوان نقطه مرکزی بافت شهر اصفهان مورد توجه بوده است و با قدمت هزارساله خود و با ارزشهای والای سازهای، هنری، اسنادی، فرهنگی، و حتی علمی خود مایههای فخر بسیار را در خود دارد و گنبدخانه نظامالملک مسجد جامع اصفهان که در جبهه جنوبی آن قرار گرفته است و یادگاری ارزشمند از دوره سلجوقیان با فضای داخلی پوشیده از تزئینات زیبای آجری، گچبری، سنگ و کاشی است، به عنوان یکی از شاخصترین گنبدهای آجری از منظر تقابل هندسه و صدا مورد ارزیابی قرار گرفته است.
این پژوهش به صورت کمی با کمک شبیهسازی و محاسبات دقیق نزمافزار Ease 4.4 و با توجه به استانداردهای بینالمللی ارائه شده در کتب آکوستیک، کیفیت صدا و پارامترهای آکوستیک در گنبدخانه را مورد تحلیل قرار داده است و نتایج حاصل نشان میدهد که پارامترهای آکوستیکی (که RT مهمترین آنهاست) در گنبدخانه قابل قبول نمیباشند و نیاز به بهینهسازی دارند این درحالی است که وضوح گفتار (C50) در این فضا مناسب و قابل قبول است، همین تضاد،گویای هماهنگی اجزای گنبدخانه مانند ارتفاع، حجم، گوشهسازیها و مقرنسها و تاثیر آنها در کیفیت صدا میباشد، به عبارت دیگر صدای نامناسب در این فضا به سطوح بالاتر از ارتفاع انسانی سوق داده میشود تا قابلیت فهم و وضوح گفتار گنبد خانه را تامین نماید.