353 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
سجاد ریش سفید نوش آبادی، آزیتا بلالی اسکویی، محمد علی کی نژاد،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
معرفت و شناخت ذات انسان و آشنایی با ابعاد وجودی وی فرد را در کنترل و هدایت نیازها در مقابل تنوع و تغییر سریع سبکها راهنمایی مینماید؛ درحالی که هنر و معماری امروزه با هدف جلب نظرات همگانی و با تنوع و فرمهای پیچیدهی خود روز به روز در حال دگرگونی است تا متناسب با سبک، فرهنگ، سلیقه و تکنولوژی روز، نیازها را، بیتوجه به باطن آن، برطرف سازد؛ اما آنچه در این میان نادیده انگاشته می شود؛ توجه به محتوای انسانیت میباشدکه متناسب با روز حرکت نکرده و همواره قدیم است. بر این اساس توجه به شناخت انسان به عنوان عالم در بردارندهی کلیت عالم صغیر، و هم به عنوان سازنده و استفادهکنندهی اثر، و در پی آن عبور از سطح موارد و پرداختن به باطن، نقش مؤثری در علوم متعددی همچون معماری دارد؛ که بی توجهی به آن منجر به توسعهی شکاف بین خواهشها و نیازهای حقیقی میشود. به همین منظور مقالهی حاضر در پی پرسشهای مقابل شکل گرفت که ابعاد وجودی انسان در حیطهی معرفتشناسی چیست و چه اهمیتی در معماری و ساخت دارد؟ رویکردهای طراحی به کمک سلیقهی جمعی چه تشابهاتی با آن دارد؟ و ابعاد معرفتی معمار و مخاطب تا چه زمینههایی را می بایست دربرگیرد؟
در این بحث به کمک روش توصیفی- تبیینی و استدلال منطقی، در ابتدا نظریات متفکرین منباب ابعاد وجودی انسان بررسی شده و به ضرورت شناخت انسان به عنوان سوبژه، آبژه و در نهایت محل نمایش اثر اشاره میشود. نتایج بحث در باب ابعاد وجودی انسان به ذاتی واحد و بدون تغییر، که انسان را به سوی تعالی و امور فطری و پایدار سوق میدهد؛ اشاره میکند که در طول زمان ثابت بوده اما در اثر عوامل مؤثره در حین ظهور به ماده، متکثر شده است. سپس به منظور جلوگیری از خلط مفاهیم معرفتشناسی انسان با رویکردهای توأم با سلیقهی جمعی بعضی از جوانب متفاوت این دو رویکرد بررسی میشوند که در نتیجه در چهار سطح سلیقهی زمان، تفاوت سلایق جمعی و اجتماعی، اشتراک مجموعهها و کثرت خواستهها از یکدیگر متمایز شدند. در نهایت بحث، ارتقاء زمینههای شناختی معمار -از خود، مخاطب، اثر و محیط- و زمینههای شناختی مخاطب -از خود، محیط و اثر- به عنوان مهمترین مؤلفههای شناختی ارزیابی شد. به گونهای که مشخص شد ارتقاء معرفتشناختی مخاطب موجب برآوردن حد متعالی نیازهای خود، عدم تکرار آثار بیمعنی و فاقد هویت، و ارتقاء رابطهی طراح و کاربر میشود.
سارا طاهرسیما، هما ایرانی بهبهانی، کاوه بذرافکن،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
در فضاهای آموزشی، کیفیت فضای معماری با تأثیر بر شناختهای حسی، فکری و ادراکی، میتواند نقش و عملکردی آموزشی ایفا نماید. بررسیها نشان میدهد فرایند آموزش در تعامل با فضای باز، به دلیل فضاهای گردهمآورنده، امکان تمرین کار گروهی و مشارکت بیشتر دانشآموزان، انعطافپذیری و امکان گسترش فضا میتواند در افزایش شوق یادگیری بسیار تأثیرگذار گردد. این پژوهش بر آن است تا بر پایهی شیوه تحقیق ترکیبی شامل روشهای توصیفی، تحلیلی و در نهایت استدلال منطقی، روند تحولات فضای باز و نیمهباز مدارس ایران و نقش آموزشی آنها را از دریچه تحولات آموزشی مورد توجه و بررسی قرار دهد. روش کلی تحقیق این است که منشأ تحول در ساماندهی ساختار فضایی فضای باز در مدرسه، در مرحلهی نخست به دگرگونیهای نظام آموزشی ارجاع داده شود و سپس با بهرهگیری از روانشناسی محیط، مطالعات کتابخانهای، مشاهده و برداشت میدانی، شبیهسازی به وسیله نرمافزار تخصصی نحو فضا و مقایسه تطبیقی، عملکرد فضای باز در روند آموزش و یادگیری مورد تبیین قرار گیرد. به این منظور، فضای بازِ 3 مدرسهی چهارباغ به عنوان شاخصی از مدارس سنتی، دارالفنون به عنوان اولین بنای آموزشی به سبک نوین و البرز به عنوان شاخص تحولات مدارس جدید در ایران، انتخاب و مورد بحث و بررسی قرارمیگیرند. بررسیها نشان میدهد الگوی مدارس سنتی ایران با توجه به نقش فعال آموزشی برای فضای باز و نیمهباز شکل گرفته است و به عنوان ابزاری آموزشی و در جریان تعلیم مطرح بودهاند و در ارتباط با محله به کانون تعاملات اجتماعی نیز تبدیل شدهاند. در حالیکه در اغلب مدارس معاصر و کنونی، آموزش در محیطی بسته و قطعی به نام کلاس صورت میگیرد و با کاهش اهمیت و یا حذف فضای نیمهباز، فضای باز، بدون نقش آموزشی، تنها به منظور گذران اوقات فراغت و نظمبخشی به حرکت دانشآموزان است.
محمدباقر کبیرصابر، مهناز پیروی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
قضاوتهای سیاحان خارجی دربارهی آثار معماری ایرانی لزوماً قرین صحت و ثواب نیست؛ زیرا این گروه از خارجیان به دلیل شناخت سطحی و نازل از واقعیات جامعهی ایرانی، از درک تمامی حقایق پیدا و پنهان معماری این سرزمین عاجز بودهاند. در نوشتار حاضر که حاصل پژوهشی تاریخی دربارهی مسجد کبود تبریز است؛ موضوع مورد اشاره، به بحث و تحلیل گذاشته شده است. مسألهی پژوهش، کنکاش دربارهی صحت و سقم ادعای برخی سیاحان خارجی در وجود نسبت بین «مذهب بانیان» مسجد کبود و «کیفیت بقای کالبدی» آن است؛ ادعایی که بر اساس آن، به ناروا اهالی شهر را بیاعتنا به عمران مسجد معرفی کردهاند. در مقابل، برخی از نویسندگان ایرانی، نقیض این ادعا را برقلم آورده و نظری متفاوت داشتهاند. با این حال در طول تاریخ، صاحبان این دو دیدگاه، استدلال و یا اسناد کافی ارائه ننمودهاند؛ مضاف آنکه تاکنون پژوهش مستقلی نیز برای تنویر مسأله انجام نیافته و ضرورت توجه بدان احساس میشود. در مواجهه با این خلأ علمی، هدف از انجام پژوهش حاضر، شفافیت بخشیدن به فضایی بود که پیرامون مسأله را احاطه کرده و پاسخ به این پرسشها قصد عمل بوده است: الف) منشأ اظهار نظرهای مختلف دربارهی مذهب قراقویونلوها چیست؟ ب) چه ارتباطی بین مذهب قراقویونلوها و نحوهی بقای ساختاری مسجد کبود وجود دارد؟ ج) در طول تاریخ چه گروههایی میتوانستند از طرح شایعهی ارتباط بین ویرانی مسجد کبود با مذهب بانی آن بهره ببرند؟ پژوهش، به روش تفسیری-تاریخی انجام گرفته و در طی آن روشن شد که برخی مؤلفین خارجی در پی کشف علت ویرانی مسجد، از طریق پیگیری پیشینههای فکری برآمده و بر این مدار، بانیان آن (قراقویونلوها) را سُنیمذهب و جماعت شیعه شدهی شهر را عامل بیسامانی مسجد معرفی کردهاند. همچنین دانسته شد که حجت محکمی در اثبات دشمنی قراقویونلوها با تشیع در دست نیست؛ بلکه اغلب منابع تاریخی، به تمایلات و حتی تعصبات شیعی آنان صحه میگذارند. البته مذهب قراقویونلوها نیز نوعی بود که نتوانستند مثل صفویان، حمایت علمای شیعه را جلب کنند؛ در بستر چنین شرایطی، زمینهی مضاعفی مهیا میشد تا سیاحانی که شناخت نازل و سطحی از واقعیات جامعهی ایرانی و بخصوص تبریز داشتند؛ تحلیلهای ناصواب دربارهی کیفیت ساختاری و کارکردی مسجد کبود ابراز کنند.
محمد مسعود، احمد امین پور، حمید آقاشریفیان اصفهانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
چهارباغ، یکی از نامدارترین خیابانهای اصفهان و شاید ایران باشد. خیابانی سرسبز و خرم که هم در کنارهها و هم در میانه آن، ردیفهای درختان و پیادهروها و جویها گسترده شده است. دربارهی چهارباغ همچون یک خیابان ویژه و هم چنین یک باغ ایرانی ویژه نوشتهها و پژوهشهایی چند، نوشته و گفته شده است.
این دیدگاههای گوناگون درباره چهارباغ هم چنین پرسشهایی را بر میانگیزد. یک) گستره معنایی واژه چهارباغ چه اندازه است؟ دو) پیشینه این واژه و روند تاریخی کاربرد آن چگونه بوده است؟
در این مقاله تلاش شده است که در جستاری در واژهنامهها، نوشتهها و کتابهای تاریخی که بستر کار هستند. با رویکردی کیفی، به معنای درونی و بیرونی و به پیشینهی آن در کتابها و نوشتههای تاریخی سدههای اول تا یازدهم هجری پرداخته و با به نمودار در آوردن دادهها، به تحلیل و بررسی آنها پرداخته و به پرسشهای یادشده پاسخ گوید.
در قلمرو معنا، چهارباغ همه ویژگیهای باغ را در خود داشته و گستره معنا و درونمایه آن را افزایش داده و پیوند آن را با انسان و معنای زندگی او، با نظم کیهانی، نظم زمینی، نظم آیینی و دینی، نظم دانشوری استوارتر و ریشهدارتر میکند. آن چنان که بیشترین معناها و جوهر زیست انسان را در بر میگیرد.
چهارباغ هرگز یک باغ ساده، یک سرای حاکمنشین ساده و تنها یک خیابان ساده نبوده است و آن چنان که در معنای درونی آن یاد شد؛ آمدن چهار یا چار در آن گستره معنایی و کاربردی گستردهای را برای آن پدید آورده بود همچون ساختاری نظمدار، ویژه، بزرگ، باشکوه، در شهر و برای مردم شهر، همگانی و با معناهای آرمانی و آسمانی. جای بسی شگفتی است که با ساختن یا بکاربردن یک واژه این همه معنا در آن گذارده و نهفته گردد و شاید آن بازنمایی همان راز جادویی و عرفانی «وحدت و کثرت» یا «یگانگی و چندگانگی» باشد.
عاطفه شکفته، حسین احمدی، امید عودباشی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
تزئینات آجرکاری سلجوقیان، از لحاظ تکنیک و تنوع طرح، کمال آن را در این دوره از معماری ایران نشان میدهند؛ بطوری که پس از سلجوقیان چنین تزئیناتی در نهایت زیبایی و مهارت بی بدیل کمتر یافت شده است. درباره انواع چیدمانهای آجری دوره سلجوقی و رگچینهای شاخص آجرکاری این دوره و خصوصاً چگونگی تداوم اینگونه تزئینات در دورانهای بعدی اطلاعات بسیار ناچیزی موجود است و هنوز آن طور که درخور این هنر گرانمایه است به آن پرداخته نشده است. بنابراین، ضروری است که در این زمینه با توجه به اهمیت آن در معماری ایران، تحقیق و تفحص بیشتری در این زمینه صورت گیرد. در این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانهای و مطالعات میدانی-پیمایشی و با روش توصیفی-تحلیلی، تزئینات آجرکاری عهد سلجوقی با هدف معرفی تزئینات، شناسایی انواع چیدمانها، شناسایی رگچینهای شاخص، و چگونگی تداوم آن در دوران بعدی (خوارزمشاهی و ایلخانی) مورد مطالعه قرار گرفتهاند. در دوره سلجوقی بخش اعظم تزئینات سطوح بیرونی توسط آجرکاری با نقوشی متنوع از جمله انواع گلچینها و گرهها ایجاد شد. علاوه بر آن ابتکاراتی مانند تلفیق آجر با کاشی و یا گچ و همچنین کوفی بنایی نیز برای اولین بار در ایران توسط هنرمندان این دوره صورت گرفت؛ بطوری که در دوران بعد از آن ترکیب آجرکاری با کاشی بخش اعظم تزئینات را در بر گرفت. تنوع تکنیک، تحولات و ابداعات مختلف رخ داده در این دوره در عرصه تزئینات آجرکاری، موجب شکلگیری تکنیکهای متفاوت آجرکاری در آن عصر و دورههای بعد از آن شده و به مرور انواع جدیدی از تزئینات معماری از لحاظ نقش، کارکرد و نحوه اجرا در معماری اسلامی ایران بر پایه تحولات رخ داده در این دوره تکوین یافتند.
Abdolhamid Noghrekar، Samaneh Taghdir،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
Gholam hosein Memarian، Seyyed Mahdi Madahi، Arash Sayyadi،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
Seyed Gholamreza Islami، Niloufar Nikghadam، Seyed Yahya Islami،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
Reza Kheyroddin، Omid Khazaeian،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
Mohammad Manan Raeesi،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
Zahra Barzegar، Maryam Rasaeipoor، Heydar Jahan Bakhsh،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
Omid Rahaei،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
Mitra Ghafourian، Elham Hesari، Mina PeySokhan،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
محمدرضا پورجعفر، علی پورجعفر، سیما صفدری،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
در دهههای اخیر متون متعددی در مورد شهر اسلامی منتشر شده است. در این پژوهش، نخست به تشریح آنچه بسیاری به عنوان شهر اسلامی تلقی کردهاند و سپس به شفافسازی موضوع پرداخته میشود. بررسی ادبیات موجود موضوع نشان میدهد در بیشتر مطالبی که تاکنون ارائه گردیده، به صورت موردی به نکاتی در مورد شهرهای موجودی که مسلمانان در آنها زندگی میکنند و یا به برخی از اصول کلی اسلام اشاره شده است. اندیشمندان مسلمان کمتر به مطالعاتی پیرامون تعریفی شفاف از شهر اسلامی، شاخصسازی، نحوه اسلامی کردن و تبلور فیزیکی آموزههای دینی (به خصوص آنچه در قرآن کریم، نهجالبلاغه و دیگر احادیث معتبر آمده است) پرداختهاند.
دین مبین اسلام که در بین ادیان الهی از کاملترین ادیان محسوب میشود؛ دارای آموزههای مفید و مثمر ثمری است که بلاشک میتوان با مطالعه و تجزیه و تحلیل مطالب موجود، به معیارهای پسندیدهای در مورد برنامهریزی و طراحی شهری دست یافت. همچنین موارد و مصداقهای بسیاری در شهرهای سنتی ایرانی-اسلامی وجود دارد که میتوان با مطالعه آنها به تبیین معیارهای برای برنامه ریزی و طراحی شهری ایرانی- اسلامی پرداخت. در این پژوهش از طریق روش توصیفی- تحلیلی نخست به مروری بر پیشینه مطالب ارائه شده در مورد شهر اسلامی و سپس به بررسی مصداقهایی موجود پرداخته شده است.
یافتههای این پژوهش و اظهارات صاحبنظران در مورد تعابیر رایج در اسلام در مورد شهر همچون اوصاف شهر مناسب از نظر کالبدی و عملکردی در قرآن و احادیث نشان میدهد که مطالب موجود را میتوان به دو دسته تقسیم نمود. نخست آنهایی که شهر اسلامی را بر اساس شهرهای سنتی و آنچه موجود است تعریف کردهاند. دوم آنهایی که شهر اسلامی را آن طور که باید باشد توصیف نمودهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد شاخصهایی که توسط مسلمانان صاحب اندیشه در راستای دستیابی به شهری آرمانی- اسلامی از آموزههای دینی استخراج میشود؛ در مجموع دو دستهاند. برخی به طور مستقیم در برنامهریزی و طراحی شهری قابل بهکارگیری و برخی غیرمستقیم قابل بهرهبرداری است. در این مقاله ضمن اشاره به نحوه شاخص سازی، به یک الگوی پیشنهادی ممکن بر اساس احادیث برای محلههای اسلامی، نیز اشاره شده است.
ابوالفضل مشکینی، مهدی حمزه نژاد، کیمیا قاسمی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
یکی از فضاهای جغرافیایی که از دیرباز انعکاسدهندهی ایدئولوژی نظامهای حاکم بوده، پدیده شهر است. بر این اساس، شهر ایرانی اسلامی میبایست بازتاب اندیشههای متعالی دین مبین اسلام در تمامی جوانب باشد. به منظور متجلّی ساختن ارزشهای اسلامی در کالبد شهر، شناسایی ارزشهایی که میتوانند و باید با تظاهر در مجتمعی اسلامی هویّت ایرانی اسلامی آن را نمایش داده و تضمین نمایند؛ ضرورت تام دارد. هدف این پژوهش، شناسایی ارزشها، اصول و شاخصهای شهرسازی ایرانی اسلامی و تدقیق مفهومی و تشریح راهکارهای تحقق بخش آنها است؛ از این رو برای انجام این پژوهش علاوه بر مطالعه اسنادی از تکنیک دلفی در دو مرحله جهت پالایش مؤلفهها، معیارها و زیرمعیارها بهره گرفته شده است. چهار اصل مسجدمحوری، درونگرایی، محلهمحوری و طبیعتگرایی به عنوان مهمترین و اساسیترین اصول شهرسازی ایرانی-اسلامی در مطالعات اولیه در میان صاحبنظران دارای اولویت دیده شد و با تدقیق ریشههای نظری آنها، اصل مسجدمحوری در 2 بعد، 7 معیار و 15 گویه، اصل طبیعتگرایی در 2 بعد، 8 معیار و 12 گویه، اصل درونگرایی در 2 معیار و 8 گویه و اصل محلهمحوری در 3 بعد، 7 معیار و 20 گویه ارائه گردید. این مطالعه در چارچوب کاری خود شهر ایرانی- اسلامی را در قالب شاخصهای مشترک در شهرهای اسلامی مورد مطالعه قرار داده است. شاخصهای اساسی در همهی شهرهایی که اکثریّت آن را مسلمانان تشکیل میدهند؛ میتواند مبنا قرار گیرد. از اینرو، در چارچوب این مطالعه به تفکیک شهر ایرانی و اسلامی و تعاریف و مفاهیم آن پرداخته نشده است.
حسن سجادزاده، رویا اعتصامیان، لیلا خزایی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
در فرهنگ و سنت مردم ایران زمین، از دیرباز میل به مستوری و پوشیده بودن وجود داشته و یکی از باورهای آنها، مسئلهی محرمیت و حرمت زندگی شخصی بوده است. از طرفی، ما همواره شاهد انعکاس دیدگاهها و فرهنگهای دیرینهی مردم این سرزمین در معماری خویش بودهایم. از اینرو مسئلهی درونگرایی نیز به زیبایی در معماری سنتی ایران کالبد یافته و آثار و نتایج عمیقی در سازماندهی فضایی و نحوهی قرارگیری عملکردهای گوناگون داشته است؛ چنانکه ویژگی درونگرا بودن در آثار و ابنیهای مانند خانه، مسجد، مدرسه، کاروانسرا، حمام و... ریشهای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی- فلسفی این سرزمین دارد. فرضیهای که در این پژوهش مطرح میباشد؛ اینست که تأثیر این اصل (درونگرایی) صرفاً در زمینه معماری نیست؛ بلکه میتواند بر الگوهای رفتاری افراد حاضر در فضاهای شهری نیز تأثیرگذار باشد و موجب ایجاد حالات درونگرایانه در تفکرات ذهنی و الگوهای رفتاری آنها گردد؛ چنانچه علیرغم عملکردی که فضاهای شهری در غرب مبنی بر محلی برای تجمع و دیدن و دیده شدن دارند؛ این فضاها در ایران همواره محلی برای دیدن و دیده نشدن بودهاند. در نهایت نیز به بررسی عوامل تأثیرگذار بر درونگرایی بازارهای ایرانی در دو بعد انسانی و اجتماعی پرداخته میشود؛ عواملی از قبیل محرمیت و حس نیاز به خلوت و حفظ حریم خصوصی برای افراد حاضر در بازار، منع حضور بیهدف در فضاهای عمومی از طرف متون اسلامی و در نتیجه به حداقل رسیدن مدت زمان حضور در این فضاها، عدم ایجاد حس مالکیت حضور در فضاهای عمومی در نتیجه حضور حداقلی در اینگونه فضاها، کم بودن عرض بازارها و عدم وجود فضای کافی برای نشستن در آنها، و همچنین ارزشی که اسلام برای خانواده و اهل آن قائل شده و خانه را به عنوان محلی برای آرامش و آسایش انسان معرفی کرده است. روش تحقیق در این پژوهش روش کیفی و همچنین روش استنباطی مبتنی بر تحلیل محتوا میباشد؛ لذا ابتدا در گام اول به مطالعهی متون اسلامی و بررسی اسناد و مدارک مرتبط با ادبیات موضوع پرداخته و به تدوین چارچوب نظری و فرآیند پژوهش و تحلیل شاخصهایی که میتوانند دلیل بر درونگرایی بازارهای سنتی ایران باشند؛ مبادرت شده و تأثیر این اصول بر کارکرد بازارها مورد بررسی قرار داده شده است.
محمّد نقی زاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
علیرغم آن که به تناسب و در مواضع و جایگاههای گوناگون، افراد بسیاری (از جوامع علمی، آموزشی، مدیریتی، حرفهای و اجرایی) از «شهر اسلامی» و «شهر آرمانی اسلام» سخن میگویند؛ امّا تعریف دقیق متّکی بر متون و نصوص اسلامی به ویژه دربارهی «شهر آرمانی اسلام» در دسترس نیست. به نظر میرسد که مناسبترین تعریف را میتوان و باید از متون اصیل اسلامی و به ویژه از قرآن کریم استنتاج کرد. به همین جهت، با تبیین ویژگیهایی که برای شناخت و تعریف هر پدیده لازم است (که در «مبانی»، «ارکان»، «الگو»، «صفات» و «اصول» خلاصه میشوند)؛ مقالهی حاضر بر آن خواهد بود تا این ویژگیها را برای «شهر آرمانی اسلام» از قرآن کریم استنتاج نماید.
به بیان دیگر، مقاله این نظریه را مطرح میکند که شناخت شهر آرمانی اسلام و ویژگیهای اصلی و اصیل آن با مراجعه به قرآن کریم امکانپذیر است. طبیعی است که در مراجعه به قرآن کریم (با عنایت به جامعیت و جاودانگی و جهانی بودن مفاهیم و مطالب وحیانی این کتاب الهی) تعریف و ویژگیهایی که استنتاج خواهند شد موضوعاتی اصیل و جامع و عام خواهند بود؛ که عینیّت و ظهور و بروز یافتن آنها منوط به رعایت فرهنگ بومی، شرایط سرزمینی، وضعیت اقتصادی، فنآوری در دسترس و سایر شرایط زمانی و مکانی خواهد بود؛ که البتّه همهی این شرایط باید در فضای تفکّر دینی (جهانبینی توحیدی) مورد توجّه قرار گیرند.
در تبیین سؤالات اصلی تحقیق که مقاله در پی پاسخگویی آنها برای اثبات نظریهی خویش است نیز عبارتند از:
1. روش بهرهگیری از متون مقدّس (و به ویژه قرآن کریم) برای شناخت ویژگیهای اصیل شهر آرمانی اسلام کدام است؟
2. برای شهر آرمانی اسلام چه تعریفی را میتوان ارائه کرد؟ و اصلیترین ویژگیهای آن مطابق آموزههای قرآنی کدامند؟
دربارهی روش تحقیق مورد استفادهی مقاله نیز قابل ذکر است که با توجّه به زمینههای بحث و موضوعات متنوّعی که در آن مطرح میشوند؛ از روشهای تحقیق اکتشافی، تفسیری، قیاسی و تحلیلی استفاده خواهد شد.
لیدا بلیلان اصل، فهیمه دوستار،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
شهر تبریز پیشینهای کهن دارد که مدیون موقعیت جغرافیایی و اقلیمی مناسب آن است. این وضعیت جغرافیایی تبریز را از دیرباز به یک مرکز زیستگاهی همیشگی مبدل کرده است. این شهر در قرون اولیهی اسلامی بر محوریت مسجد جامع، بازار، میدان و قصر حکومتی گسترش یافت. در دورهی ایلخانی، با انتقال مرکز حکومت از مراغه به تبریز توسط آباقاخان بیش از پیش، مورد توجه عرفاء، شعراء، اولیاء و وزرای زیادی از مناطق مختلف ایران و ممالک همجوار گردید. این افراد در زمان حیات خود در شهر، در برخی از مواقع باعث پدیدآمدن فضاهای معماری جدیدی همچون زوایا و خانقاه شدند که پس از فوت نیز، اغلب شاهد شکلگیری مزارات و حظیرهها به عنوان فضاهای جدید شهری پس از اسلام هستیم. این روند همچنان تا اواسط حکومت صفوی و اعتبار شهر تبریز به عنوان پایتخت ادامه داشته است. سؤال اصلی مقاله حول این موضوع است که آیا مزارات عرفاء، شعراء، اولیاء و وزراء تأثیری در توسعهی ساختار شهریِ شهر تبریز در دورهی پایتختی این شهر یعنی ایلخانی و صفوی داشته است؟ از این رو، هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مزارات در توسعهی ساختار شهریِ شهر تبربز از قرون 7 الی 10 ه.ق. یعنی دوران حکومت ایلخانی تا صفوی در تبریز میباشد. برای اثبات این موضوع نیز معرفی کتابهایی چون روضات الجنان، روضه اطهار، اولادالاطهار و منظر الاولیاء لازم بنظر میرسد. برای دستیابی به هدف اصلی پژوهش، گردآوری اطلاعات به روش توصیفی با بهرهگیری از ابزار کتابخانهای و میدانی انجام گرفته است. همچنین تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده به شیوه تحلیلی-تطبیقی صورت پذیرفته است. یافتههای پژوهش حاکیست در دورهی ایلخانی مزارات یکی از عوامل مؤثر در احداث باروی غازانی بودهاند. همچنین شکلگیری حظیرهها و آرامگاههای افراد مشهور تأثیر چشمگیری در گسترش برخی از راهها از جمله راه ارتباطی دو مجموعهی ربعرشیدی و شنبغازان در شرقیترین و غربیترین نقطهی شهر و مکانیابی برخی از عناصر شاخص معماری از جمله عمارت دمشقیه، مقبره شاه حسین ولی و خانقاه کمال خجندی و به تبع آن فضاهای شهری همچون مجموعه سیدحمزه که بنام مقبره الشعرا نیز شهرت یافته است؛ داشتهاند. علاوه بر آن وجود این حظیرهها و تجمع قبور منجر به شکلگیری گورستانهای معروفی همچون سرخاب، گجیل، چرنداب و قله در شهر تبریز گشتهاند.
زهرا توکلیان، سارا بهمنی کازرونی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
مسجد به عنوان یکی از شاخصترین بناهای معماری اسلامی در طول سالهای متمادی متأثر از زیرسامانههای ثابت و متغیر زمانی و مکانی روند شکلگیری و تکامل یا زوال خود را سپری کرده است. با توجه به اینکه معماری مساجد شیراز متفاوت از بسیاری نقاط ایران در همان الگوی اولیه شبستانی مسیر خود را پیش میگیرد؛ این مقاله تلاش دارد با تمرکز بر اصلیترین اندام این معماری یعنی شبستان، چگونگی انتظام و ساماندهی آن را در تعامل با زیرسامانههای متفاوت و تأثیرگذار بررسی نماید. بنابراین، پرسش محوری این است که نحوهی ساماندهی و انتظام شبستان در مساجد تاریخی شیراز چگونه است. بدین منظور با بررسی تعداد، جانمایی و تناسبات شبستان در هر مسجد نحوهی انتظام آن تحلیل میگردد. نتایج حاصل از این مقاله به شناخت معماری مساجد تاریخی شیراز و راهبردهای طراحی معماران این خطه در مواجهه با مسائل متفاوت کمک میکند و میتواند انگیزهای برای کاربردی کردن برخی از این اصول ثابت و تداوم آن در معماری مساجد معاصر به ویژه مساجد شیراز باشد. روش تحقیق استفاده شده در این مقاله توصیفی- تحلیلی و از نوع مطالعات میدانی میباشد؛ روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی از طریق مشاهده و استفاده از کروکی و نقشه است. بدین منظور به بررسی بیست و چهار مورد از مساجد تاریخی شیراز پرداخته میشود. ابتدا ادبیات موضوع مطرح و با تحلیل و بررسی مساجد در نهایت دو گونه انتظام شبستان در معماری مساجد بازشناسی و دو مسجد وکیل و نصیرالملک به عنوان مصادیق این دو گونه معرفی میشوند. شیوهی انتظام که بیش از هر چیز متأثر از دو زیرسامانهی فرهنگی (جهت قبله) و زیرسامانهی محیطی (شکل زمین و همسایگیها) است؛ در نهایت با محوریت معمار در سیاست طراحی منجر به دو گونه انتظام مجزا شده است که نشاندهندهی وابستگی انتظام شبستان به تناسبات حیاط است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که به طور خاص مساجد گونهی دوم متفاوت با بسیاری مساجد مشابه در شهرهای دیگر شکل خاصی را در انتظام فضای شبستان دنبال میکنند و آن عدم استفاده از شبستان جنوبی است و علت این مسأله میتواند به عنوان موضوعی برای پژوهشهای آتی معرفی گردد و مقاله اگرچه فرضیاتی را مطرح میکند؛ اما درصدد پاسخ گویی به این مطلب نیست.
عاطفه شکفته،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
در معماری اسلامی و خصوصاً مساجد توجه اصلی به روح نمازگزار و عالم وحدانیت است؛ بدین سبب کتیبههای قرآنی بیشترین سطوح تزئینی را به خود اختصاص داده است. در این بین، محراب به لحاظ جایگاه آن در معماری مساجد همواره یکی از عناصر پرتزئین معماری بوده است که شامل کتیبههایی از آیات و مضامین قرآنی است. کتیبههای تزئینی مساجد منبع مهمی برای بررسی دیدگاهها و تفکرات مذهبی ملهم از آیات قرآنی هستند. این مقاله با هدف شناخت کتیبههای قرآنی اجراشده در محرابهای گچی عصر ایلخانی و درک مضامین آنها نگاشته شده است، از این رو، در جهت دستیابی به چیستی مضامین آیات و ارتباط آنها با محل کاربردشان در ابنیه، تحقیقاتی با روش تفسیری- تحلیلی صورت گرفته است. حاصل تحقیقات حاکی از آن است که آیاتی برگرفته از یک تا چهار سوره از قرآن در یک محراب بکار رفته است. کتیبههایی با مضمون «آیات توحیدی»، «برپایی نماز»، «شرح خصوصیات مؤمنان»، «توصیف ویژگی بانیان مساجد» و «پیروزی مسلمانان بر دشمنان» بیشترین حجم از کتیبهنگاری در تزئینات گچی محرابهای عصر ایلخانی را به خود اختصاص دادهاند. گاهی کتیبهها با مضامین ذکرشده در کنار یکدیگر در یک محراب اجرا شدهاند که اشاره به ذات پروردگار، پرستش او، برپایی نماز دارند. بطور کلی آیات مربوط به «خداشناسی»، «برپا داشتن نماز» و «بانیان مساجد» بیشترین کاربرد را داشتهاند؛ بنابراین کتیبههای قرآنی محرابها مرتبط با کاربرد و جایگاه آنها در مساجد در جهت هدایت افراد و غنا بخشیدن به روح نمازگزار بکار گرفته شدهاند.