3 نتیجه برای قربانی
مهران علیالحسابی، ابوالفضل قربانی،
دوره 2، شماره 4 - ( زمستان 93 1393 )
چکیده
بناها و بافتهای تاریخی هر کشوری همچون آیینه تمامنماست که اصول و ارزشهای حاکم بر آن جامعه را به نمایش میگذارد. یکی از مهمترین اصول در معماری سنتی ایران بهویژه ایران پس از اسلام، اصل محرمیت است که تأثیر شگرف آن را میتوان در شکلگیری شهرها و روستاهای تاریخی کشور مشاهده کرد. لذا بازشناخت نقش این اصل در شکلگیری محلهها، خانهها و فضاهای مرتبط با آنها بهعنوان قلمرو سکونت اهمیتی خاص مییابد. ورودی خانه با قرارگیری در مرز میان درون و بیرون یکی از مهمترین تجلیگاههای تأثیر محرمیت در شکلگیری فضاهای سکونتی تاریخی است که غفلت از آن تحت تأثیر شتاب تحولات در عرصهی شهری و روستایی کشور، مشکلات متعددی را سبب شده است. این نوشتار تلاش دارد با شناسایی و معرفی فضای ورودی خانهها در بندر لافت بهعنوان نمونهای از سکونتگاه های دارای بافت تاریخی کشور -که وجه مشخصهی آن، دو ویژگی فشردگی و محصوریت بوده است- جایگاه و نقش فضاهای ورودی را در تبیین اصل محرمیت در بافت کهن آن بررسی نماید. در این راستا علاوه بر تعمق در منابع مکتوب، از مطالعات اکتشافی در حوزه میدانی جهت برداشت نمونهها و مشخص کردن گونهها استفاده شده است. سپس با بررسی اصول مکانیابی، تناسبات و عملکرد هر یک از گونهها در تدارک اصل محرمیت و کنترل دید، ابداعات و اصول بکار رفته در این فضاها احصاء و بهعنوان رهیافتی برای طراحی معاصر ارائه گردیده است.
ابوالفضل قربانی، سید عبدالهادی دانشپور،
دوره 7، شماره 4 - ( زمستان 1398 1398 )
چکیده
سازههای قوسیشکل بهویژه تاقها، بهعنوان یکی از پرکاربردترین عناصر سازهای در معماری سنتی، از اهمیت ویژهای در منظر سکونتگاههای تاریخی برخوردارند. این در حالی است که بیشتر پژوهشهای انجامشده در این حوزه به مباحث تاریخی و فنی اختصاصیافته و کارکردهای بصری این عنصر در ورای نقش سازهای آن پنهان مانده است. غفلت از کارکرد فراسازهای عناصر تاقی، سبب گردیده تا با ابداع شیوههای نوین ساخت و از دست رفتن نقش سازهای این احجام، کارکردهای بصری این عناصر در منظر شهری، علیرغم نقش بارز هویتی به فراموشی سپرده شود. در این نوشتار تلاش میشود با دریافت و تبیین نحوهی کارکرد سازههای تاقی در ساماندهی منظر میدانهای شهری طراحیشدهی تاریخی، راهکارهایی متناسب با نیازهای معاصر برای طراحی و ساماندهی میدانها ارائه شود. روند این پژوهش با مطالعات کتابخانهای شروع گردید؛ و با برداشت نمونهها از طریق مطالعات میدانی ادامه یافت. در این راستا ابتدا میادین هشتگانهی موردمطالعه بر اساس نوع کارکرد سازههای تاقی در جدارهی آنها به سه گونهی دارای «رواق»، «حجره و حجره تاقنما» و «تاقنما» تقسیم شدند. سپس نقش این عناصر در پوشش جدارهها در دو راستای عمودی و افقی و در دو مقیاس خرد و کلان، بررسی و تحلیل شد. در مقیاس خرد نحوهی ایجاد ریتم، اتصال جدارهها به ابنیهی پیرامونی و سردرب میدان و اتصال جدارهها با یکدیگر در بدنهی میدانها بررسی گردید. نتایج تحقیق مبین بهرهگیری از سه شیوهی مبتنی بر «تاق کامل»، «ابنیه و ورودیها» و «ترکیب تاق کامل با نیمتاق» جهت ایجاد ریتم در جدارهها است. بهرهگیری از «ترکیب تاق کامل با نیمتاق» در جدارهی میادین، علاوه بر ایجاد ریتم، برای اتصال جدارهی میدان به ابنیهی پیرامون نیز استفادهشده است. تحلیلهای صورت گرفته همچنین چهار شیوهی بهکاررفته در پیوند جدارههای میدانها با یکدیگر شامل «تاق کامل»، «نیمتاق»، «مورب با زاویه 45 درجه» و «بدون ارتباط» را آشکار میکند. در ادامه نحوهی استقرار دو اشکوب میدان بر روی یکدیگر در راستای عمودی، موردمطالعه قرار گرفت. در اینجا با بررسی ساختار کلی طبقهی فوقانی به ریشهیابی ایجاد راهروی بیرونی در طبقهی اول میدانها بهعنوان عرصهای برای دسترسی و نظارهی میانهی میدان پرداختهشده است. سپس با بررسی نقش عناصر تاقی در مقیاس کلیت میدان، الگویی سهگانه از نحوهی ترکیب این عناصر در جدارهها شامل «خلق محصوریت»، «زمینهسازی جهت تأکید بصری» و «تأکید بصری» احصا و بهعنوان نتیجهی دیگر این پژوهش ارائه گردید. درنهایت با توجه به اینکه تزیینات یکی از شاخصههای مهم معماری ایرانی-اسلامی است؛ شیوههای مختلف تزئین شامل «آجرکاری»، «کاربندی»، «کاشیکاری»، «نقاشی دیواری» و «ستون» و محل کاربست آنها بر سطح سازههای تاقی احصا؛ و جهت تبیین پیشینهای محکم جهت بهسازی و طراحیهای معاصر بهعنوان رهیافت دیگری از این پژوهش معرفی شد.
حامد حیاتی، احسان قربانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 3-1404 )
چکیده
سالمندان و حس سرزندگی آنها در محلات مسکونی و مسکن، بهعنوان تأمینکننده نیازهای متنوع انسانی و یکی از انسانیترین موضوعات معماری، زمینهساز سلامت، آرامش، پرورش و خودشکوفایی افراد هستند. مسکن بهواسطه ارتباط مستقیم و طولانیمدت با سالمندان، در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم، به یکی از اصلیترین مفاهیم مطرح در معماری و شهرسازی تبدیل شده است. این موضوع ساختار اصلی پژوهش حاضر را شکل داده است که به کاهش حس سرزندگی سالمندان در الگوی کالبدی بافت مسکونی محلات شهرهای معاصر ایران میپردازد. در این راستا، پژوهش حاضر تلاش کرده است به پرسش اصلی تحقیق، یعنی «چه ارتباطی میان ساختار کالبدی بافتهای مسکونی و حس سرزندگی سالمندان وجود دارد؟» پاسخ دهد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه گردآوری دادهها، توصیفی-تحلیلی بوده و با ترکیبی از روشهای کمی و کیفی انجام شده است. برای تحلیل روابط بین متغیرها، از رویکرد تحقیق همبستگی با استفاده از نرمافزار SPSS بهره گرفته شده است. دادهها به دو روش کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) جمعآوری شدهاند. پرسشنامهها میان ۲۹۰ سالمند در دو منطقه مسکونی شهر قم توزیع شده است؛ یکی از این مناطق دارای بافت ویلایی و دیگری دارای بافت آپارتمانی میباشد. همچنین، در انتخاب نمونهها تلاش شده است تا حد امکان متغیرهای مستقل ساختار کالبدی کنترل شوند و دیگر عوامل تأثیرگذار بر حس سرزندگی سالمندان، مانند وضعیت جسمانی، روانی و مدت سکونت آنها در محله، نیز در نظر گرفته شده است. بر اساس نتایج ضریب همبستگی، میزان همبستگی بین ساختار کالبدی و حس سرزندگی سالمندان در بافت ویلایی ۰.۷۲۸ بهدست آمده است که نشاندهندهی رابطهای مستقیم و معنادار میان حس سرزندگی سالمندان و کالبد مسکونی است. از سوی دیگر، ضریب همبستگی در بافت آپارتمانی ۰.۴۳۲- محاسبه شده است که بیانگر رابطهای معکوس و غیرمستقیم بین حس سرزندگی سالمندان و زندگی در آپارتمان میباشد. همچنین، یافتههای پژوهش نشان میدهد که میزان حس سرزندگی سالمندان در محلهی انسجام ۱.۹۳ و در محلهی دانیال نبی ۲.۰۲ است که بیانگر تفاوت معنادار میان حس سرزندگی سالمندان در این دو محله میباشد. بر این مبنا میان ساختار کالبدی بافت مسکونی در دو منطقه مورد مطالعه و حس سرزندگی سالمندان رابطه معناداری وجود دارد.