<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش هاي معماري اسلامي </title>
<link>http://www.iust.ac.ir</link>
<description>مجله پژوهش های معماری اسلامی - مقالات نشریه - سال 1405 جلد14 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1405/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>الگویابی نقوش بازشوهای خانه های دوره پهلوی در شهر تهران</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1824&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;دوران پهلوی اول و دوم در ایران مصادف با ظهور&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;جریان های مختلف در&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ابعاد گوناگون زندگی مردم&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;بود.&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;در جریان این تحولات، نظام کالبدی شهرها دستخوش تغییراتی فراوانی گردیدند. با تغییر کارکرد معابر ماهیت ساختمان ها نیز از درون گرایی به برون گرایی تغییر یافت و مطابق آن، بازشوها و پنجره ها در نظام سیما و منظر شهری، کارکرد متفاوت تری نسبت به گذشته یافتند. این تغییرات میراث گرانبهایی از نقوش بازشوها و پنجره ها در معماری معاصر ایران به جای گذاشت. در سال های اخیر و در پی سیر تخریب ها و نوسازی های عجولانه، این میراث با ارزش&amp;nbsp; به ورطه زوال کشانده شده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;این تحقیق به دنبال پاسخ به دو سوال جامع بود، سوال اول: الگوی&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;غالب فرمی نقوش بازشوها در دوره پهلوی اول و دوم در شهر تهران در چند دسته قابل بررسی است؟ و سوال دوم: ریشه هریک از الگوهای غالب فرمی دردوره پهلوی اول و دوم در شهر تهران چیست؟ هدف این پژوهش حفظ و انتقال میراث تاریخ هنر و معماری معاصر ایران، برای پژوهشگران، نخبگان، سازمان ها و مراکز علمی و پژوهشی بود. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و رویکرد آن نیز کیفی تعیین گشت.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&amp;nbsp;برای رسیدن به هدف مذکور، خانه های تهران با محوریت مناطق 11 و 12 شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت و نقوشی که دارای اشتراکات فرمی بودند، شناسایی و در دسته های مختلف طبقه بندی شدند. این طبقه بندی ها عبارتند از: &amp;quot;الگوواره  های خالص&amp;quot;، &amp;quot;الگوواره های شکلی&amp;quot; ،&amp;quot;پیچ رها&amp;quot;، &amp;quot;پیچ شاخ قوچی&amp;quot;، &amp;quot;تک پیچ&amp;quot;،&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&amp;quot; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;پیج منظم&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&amp;quot;، &amp;quot;پیچ ترکیبی&amp;quot;، &amp;quot;نقوش ترکیبی&amp;quot;، &amp;quot;گل وگیاه&amp;quot; و &amp;quot;چهل تکه&amp;quot; که بر اساس دسته بندی های مذکور، الگوهای مادر مرتبط با هر دسته ترسیم گشته و الگوواره هایی که بیشترین فراوانی را در بین نقوش هر دسته داشتند به عنوان الگوی مادر استخراج گردید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>آزیتا بلالی اسکویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تطبیقی معماری مساجد شیعه و سنی از منظر مبانی فقه (آیات و روایات) مذاهب تشیع و تسنن (مورد مطالعاتی: مساجد شیعه و سنی دوره قاجار در کردستان و کرمانشاه)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1834&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;شناخت مذاهب اسلام و تعالیم فقهی آن ها در مسیر شناخت هنر و معماری اسلامی، امری ضروری است که زوایای بیشتری از مبانی حکمت عملی اسلام و نمود آن در معماری را آشکار می سازد. معماری مسجد به عنوان درخورترین بنای بازتاب دهنده عقاید اسلامی، با شناخت مبانی اعتقادی مذاهب بزرگ اسلام، یعنی تسنن و تشیع به طور کامل تری امکان پذیر خواهد بود. مطالعه تطبیقی میان مساجد مربوط به این مذاهب علاوه بر شناسایی ویژگی های معماری اسلامی بخش بزرگی از تاریخ و فرهنگ نقاط گوناگون تمدن اسلامی را نیز مشخص می سازد. هدف این پژوهش چگونگی تأثیر مبانی فقهی هر یک از مذاهب شیعه و سنی بر معماری مساجد آن ها و یافتن شباهت ها و تفاوت های این مساجد می باشد. به این منظور بامطالعه آیات و روایات اهل تشیع و تسنن، مهم ترین مبانی فقهی هریک از مذاهب به دست آمده و نمود آن ها در پنج مسجد سنی و پنج مسجد شیعی دوره قاجار در استان های کردستان و کرمانشاه بررسی شد. سپس با استفاده از روش تحلیل تطبیقی، موارد اشتراک و افتراق مشخص گردید. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;مبانی فقهی هریک از مذاهب شیعه و سنی به دو صورت کلی مستقیم و غیرمستقیم بر معماری مسجد تأثیر می گذارد. براین اساس می توان مؤلفه های کالبدی مساجد را در پنج گروه تقسیم بندی کرده و مطابقت آنها را با مبانی فقهی سنجید. مساجد شیعی موردمطالعه در این پژوهش تأثیرپذیری بیشتری از مبانی فقهی دال بر شیعه بودن را نشان می دهند و محوریت تمدنی بیشتری در آنها به چشم می خورد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>داود رنجبران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گونه‌شناسی خانه‌های تاریخی شهر اصفهان، از دوران صفوی تا  اواخر قاجار</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1829&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;در عصر حاضر بی  توجهی و فراموشی شیوه  های معماری گذشته و هویت آن  ها، کیفیت مسکن امروزی را تحت تاثیر قرار داده است؛ در صورتی که درک و شناخت ساختار خانه  های تاریخی می  تواند هم چون پلی برای ارتباط معماری گذشته و معماری مسکن مناسب امروزی، سودمند واقع شود. خانه  های تاریخی ایران همواره در هم سازی با بستر جغرافیایی و همچنین پاسخگویی به ابعاد متنوع نیازهای فرهنگی و معیشتی انسان بنا شده است. در این میان، خانه  های تاریخی شهر اصفهان از برجسته  ترین نمونه  ها بوده و مستلزم شناخت و تحلیل  های عمیق تر است. نوشتار حاضر با هدف دستیابی به الگوهای ساخت خانه در شهر اصفهان به تحلیل گونه  شناسی این بناها می  پردازد. در این پژوهش، 33 خانۀ مسلمان  نشین واقع در بافت تاریخی شهر اصفهان از دوران صفوی تا اواخر قاجار مورد مطالعه قرار می  گیرد. رویکرد روش  شناسی، کیفی و از نوع گونه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;شناسی است. در اینجا گونه به مثابه یک واقعیت چند بعدی، مرکب از اندام  های کالبدی و طرحواره  ها در نظر گرفته شده است. برای مطالعه اندام  های کالبدی مراجعه مستقیم به بناها، برداشت  های دو بعدی و ترسیم سه  بعدی انجام شده و بررسی طرحواره  ها از طریق مطالعات کتابخانه  ای و تکمیل پرسشنامه  های باز کیفی در محل، صورت پذیرفته است. یافته  های پژوهش نشان می  دهد، خانه  های تاریخی شهر اصفهان بر اساس اندام فضایی اصلی واقع در جبهه اصلی حیاط مرکزی، به سه گونه شکم  دریده، تالاردار و ایوان  دار قابل دسته بندی است. این گونه  ها، هر یک به مثابه قالب  هایی هستند که با داشتن تفاوت  های عمده  در اندام  های کالبدی و نظام فضایی ـ سازه  ای، شیوه خاصی از زندگی در درون شان جاری است. در گونه شکم  دریده، اندام چلیپایی شکل در محور مرکزی حیاط با یک سازه ای مشخص شامل چهار طاق کژاوه حول طاق کلمبو، واقع شده است. در گونه تالاردار، در محور میانی حیاط، فضایی مستطیل شکل قرار می  گیرد. در گونه ایوان  دار، در جبهه اصلی حیاط، ایوان ستون داری مستقر است. در مجموع هر یک از این قالب ها، قابلیت  های متفاوتی پیش رو گذاشته و در موقعیت های مختلف پاسخگوی نیازهای ساکنین می  باشند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محسن دهقانی تفتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل هندسه نظری و عملی کاربندی با تاکید بر گوشه‌سازی و نقاط اتصال در چپیره</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1794&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;کاربندی نوعی پوشش است که از ترکیب لنگه تاق هایی(باریکه تاقها) تشکیل می شود و برای پوشش زمینه به روش های مختلفی قابل اجرا است. از کاربندی در نقش چپیره سازی در محل انتقال گنبد از زمینه مربع به پرهون(دایره) استفاده شده است. چپیره سازی به دو دسته گوشه سازی و شکنج قابل تقسیم است که در زمینه های مختلفی اجرا شده اند؛ کاربندی توانسته است علاوه بر رفتار سازه ای، زیبایی معماری را نیز ایجاد کند. در هنگام ترسیم کاربندی بر روی زمینه ی مشخص؛ تعیین نقاط اتصال و هندسه نظری در ترسیم و هندسه عملی در زمان ساخت مرحله  مهمی محسوب می شود. هنگام ترسیم و اجرای کاربندی باید به آن توجه کرد زیرا در مرحله گوشه سازی گنبد بر روی زمینه دایره هندسه نظری و عملی متفاوت ز هم هستند. در پژوهش حاضر به بررسی نقاط اتصال و هندسه نظری و عملی در دو زمینه مربع و مستطیل، کاربندی اجرا شده در گوشه سازی پرداخته می شود. این پژوهش از نوع پژوهش های نظری است که با روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از تحلیل های کمی و کیفی کار شده است. و اطلاعات لازم از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش های میدانی و تحلیل نمونه های در دسترس انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد: اول: گوشه سازی از لحاظ شکلی فیل گوش یا سکنج و از لحاظ زمینه به دو دسته مربع و مستطیل قابل اجرا است. دوم: برای ترسیم دو بعدی گوشه سازی در زمینه مربع و مستطیل باید عدد بدست آمده از شمارش شاپرک ها را به اضافه عدد 4 کرد ولی برای مدلسازی سه بعدی در زمینه مربع نیازی به اضافه کردن عدد 4 نیست ولی در زمینه مستطیل باید به اضافه عدد 2 کرد. عدد های مذکور کست و افزود می باشد. سوم: برای اجرا و مدلسازی یک کاربندی باید نقاط اتصال بدست آمده از شمارش ردیف ها را منهای عدد 1 کرد زیرا زمانی که منهای عدد 1 نکرده و شروع به اجرا و ترسیم گردد یک ردیف شاپرک اضافه در کاربندی به وجود می آید و این نشان می دهد: هندسه نظری و هندسه عملی نقاط اتصال کاربندی یکسان نیست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>احد نژاد ابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین سطوح و شاخصه‌های فضای درون در نیایشگاه صخره‌ای قدمگاه آذرشهر</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1855&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;مفهوم &amp;laquo;درون&amp;raquo; به عنوان کیفیتی بنیادین در معماری نیایشگاهی، نقشی تعیین کننده در شکل دهی تجربۀ حضور دارد. با این حال امروزه، این کیفیت اغلب به دلیل غلبۀ جنبه های صوری و عملکردی، تضعیف شده است و نیازمند بازتعریفی نظام مند و تحلیلی است. این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی تحلیلی برای مفهوم فضای &amp;laquo;درون&amp;raquo;، چگونگی نمود آن در نیایشگاه صخره ای قدمگاه آذرشهر و همچنین مقایسه ای تحلیلی با معماری امروزی در گونه های مشابه، با به کارگیری روش تفسیری-کیفی و استراتژی مطالعه موردی در فضای مذکور انجام شد. بر این اساس، پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که نخست، مفهوم درون در حوزه معماری از منظر نظریه پردازان دارای چه مراتب، سطوح و شاخصه هایی است؛ و دوم، فضای درون در معماری نیایشگاه صخره ای قدمگاه آذرشهر چگونه تعریف می شود. داده ها از طریق مشاهدات میدانی نظام مند، مستندنگاری فیزیکی، مطالعات کتابخانه ای گردآوری و با رویکرد تلفیق تفسیری و با اعتبارسنجی راهبرد مثلث سازی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که فضای &amp;laquo;درون&amp;raquo; پدیده ای رابطه ای و ایجادی است که در فرآیند تعامل میان انسان و فضا در یک فرآیند سلسله مراتبی سه سطحی شکل می گیرد: (۱) در سطح ساختاری، راهبردهایی چون محصورسازی، تأکید بر جرم و نورپردازی نمادین، یک زمینه فیزیکی معنادار ایجاد می کنند؛ (۲) این زمینه، الگوهای سطح کارکردی، شامل هدایت حرکتی و تمرکز بر مرکز، را ممکن می سازد؛ (۳) تعامل کاربر با این دو لایه، به تجربیات غنی سطح معنایی، مانند حس غوطه وری و اتصال معنوی، منجر می شود. دستاورد اصلی پژوهش، ارائه مدل سه سطحی تحلیلی فضای درون است. کاربست این مدل به عنوان معیاری برای نقد، نشان می دهد که تضعیف کیفیت فضای درون در بسیاری از فضاهای امروزی در گونه های نیایشگاهی، عمدتاً نتیجه توجه نامتوازن و غالب شدن افراطیِ سطح ساختاری &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;(شکوه بصری و مقیاس) بر هزینه غفلت از سطوح کنشی و ادراکی (خلوت، سکون و تعلق پذیری) است. از منظر عملی، این چارچوب راهنمایی برای طراحی فراهم می آورد که بر لزوم ایجاد توازن سیستمی میان فرم، عملکرد و تجربه تأکید دارد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>زینب حیاتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل اثر زمینه مقرنس بر نوع شمسه در طرح مقرنس‌های اصغر شعرباف
نمونه‌ مطالعاتی: طرح‌های با پلان بیش از 4ضلع در کتاب گزیده‌ی آثار</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1826&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;ترسیم مقرنس در زمینه های دایره و بیضی، به دلیل آن که گوشه ای در پلان وجود ندارد، انتخاب شمسه را با محدودیتی (به جهت زمینه) مواجه نمی کند. اما اگر زمینه دارای گوشه های متعدد باشد، گزینش شمسه بر اساس زمینه و هماهنگی زوایای منبعث از آن با زوایای زمینه (تقاطع امتداد زوایای شمسه با گوشه های زمینه) یا نقش غیرفعال زمینه در انتخاب شمسه مقرنس، مسئله ای در طراحی خواهد بود. با توجه به سبقه ی اصغر شعرباف (استادکاری شناخته شده) در طراحی مقرنس و طرح های مکتوب شده ی ایشان در کتاب گزیده آثار، پژوهش پیش رو، مسئله ی مطرح شده را در مجموعه ای از طرح های ایشان مورد بررسی قرار می دهد. &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که چگونه زوایای گوشه های زمینه بر انتخاب شمسه&amp;nbsp; تأثیر می گذارد؟ آیا ترسیم شمسه در طرح های با زمینه ی چندضلعی شعرباف، با زوایای شعاعی مساوی انجام می شود؟&amp;nbsp; هدف اصلی پژوهش پیش رو آن است که تاثیر زمینه در مقرنس های با پلان بیش از 4 ضلع را بر چگونگی شمسه در طرح های مقرنس اصغر شعرباف &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;مورد ارزیابی قرار دهد. &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;واکاوی ارتباط شمسه و زمینه ی مقرنس علاوه بر شناخت بیشتر پلان &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;مقرنس ها، راهکارهایی را برای انتخاب نوع شمسه و ترسیم آن ارائه می کند. داده اندوزی از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسکن طرح های مقرنس و تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از روابط هندسه ی مسطحه انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که در زمینه های منتظم، نوع شمسه با ضریبی از تعداد اضلاع زمینه به دست می آید اما در زمینه های نامنتظم انتخاب شمسه بر اساس ضریبی از تعداد اضلاع، الزاما به شمسه های هماهنگ با زمینه منجر نمی شود. غالبا شمسه در طرح های مقرنسِ شعرباف در زمینه های بیش از 4ضلع، با زمینه هماهنگ است، یعنی امتداد زاوایای شعاعی آن از گوشه های زمینه می گذرد، در غیر این صورت، گوشه های زمینه با محور برخی آلت های تخت طرح هماهنگ می گردد. به علاوه می توان شمسه را به دلیل هماهنگی با زمینه، با تفاوت اندک در اندازه ی زوایا، منتظم درنظر نگرفت. یافته های پژوهش می تواند راهکاری برای گزینش و ترسیم شمسه ی مقرنس در زمینه های دارای گوشه ی متعدد ارائه کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>الهام رضائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل ارزیابی چندسطحی برای محیط‌های فیزیکی یادگیری فعال: مطالعۀ تطبیقی سه مدل فیلیپس، ریو و مک‌کلوسکی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1814&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot;&gt;محیط فیزیکی یادگیری نقش مهمی در شکل دهی به تجربه های یادگیری دانش آموزان، به ویژه از طریق تعامل آنها با فرآیندهای انگیزشی و شناختی دارد. در این زمینه، مدل های نظری مطرحی چون &amp;laquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;LEPO&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot;&gt;، فیلیپس&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot;&gt;&amp;raquo;، &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot;&gt;&amp;laquo;درگیری دانش آموز، ریو&amp;raquo; و &amp;laquo;کارکردهای اجرایی، مک کلوسکی&amp;raquo; در حوزۀ یادگیری،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot;&gt;با وجود اهمیت بنیادین شان در تبیین جایگاه محیط فیزیکی در یادگیری، تاکنون کمتر در طراحی و تحلیل محیط های فیزیکی مورد بهره برداری قرار گرفته اند. لذا ارائۀ مدلی در زمینۀ محیط های یادگیری فعال با رویکرد ساختن گرا، برای ارزیابی و شناخت ظرفیت های مکمل و تلفیقی محیط فیزیکی، خلأیی پژوهشی محسوب می شود که پرداختن به آن می تواند به غنای طراحی فضاهای یادگیری بیانجامد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot;&gt;لذا این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی جایگاه مدل های نامبرده، در تحلیل و ارزیابی محیط فیزیکی یادگیری فعال به انجام رسیده است. پرسش های پژوهش عبارتند از: هریک از مدل های نامبرده چه ابعاد و شاخص هایی را برای تحلیل رابطۀ محیط فیزیکی و یادگیری دانش آموز ارائه می کنند؟ مقایسۀ تطبیقی سه مدل چه دستاوردی برای ارزیابی محیط فیزیکی در محیط های یادگیری فعال دارد؟ به این منظور، این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از روش سنتز نظری به تحلیل تطبیقی سه مدل و بررسی جایگاه  آنها در ارزیابی محیط فیزیکی یادگیری پرداخته است. گردآوری اطلاعات با روش مطالعات اسنادی و کتابخانه ای صورت گرفته و داده ها از طریق بررسی منابع علمی، تحلیل محتوای مفاهیم کلیدی و همچنین استخراج کاربردهای آن ها در ارزیابی محیط فیزیکی گردآوری و تطبیق داده شده است تا در نهایت قابلیت های سه مدل در ارزیابی محیط فیزیکی از دو بعد مفهومی و روش شناختی بیان شود و مدل ارزیابی محیط فیزیکی فعال در سه سطح ارائه شود. مدل  ارزیابی نهایی، به ارائۀ قابلیت های محیط فیزیکی در سه سطح تسهیلگری، حمایتگری و تنظیم گری منجر می شود که به معماران و طراحان محیط های یادگیری فعال این امکان را می دهد تا فضاهایی متناسب با نیازهای یادگیرنده در این سه سطح طراحی کنند؛ فضاهایی که نه تنها یادگیری را تسهیل می کند، بلکه حمایتگری انگیزشی برای انواع درگیری، و تقویت کنندۀ مهارت های خودتنظیمی در دانش آموزان هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی حمزه نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
