<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش هاي معماري اسلامي </title>
<link>http://www.iust.ac.ir</link>
<description>مجله پژوهش های معماری اسلامی - مقالات نشریه - سال 1404 جلد13 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1404/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>بازشناسی و نقد اثر معماری با تکیه بر نظام فاعلیت مراکز در دستگاه فلسفه نظام ولایت (فلسفه شدن)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1467&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;شناخت و نقد یک اثر معماری به واسطه شناخت تغییرات معماری در طول زمان ممکن می شود؛ به عبارتی بایستی بتوان تغییرات قبل، حال، و آینده یک اثر را مشاهده نمود و سپس جهت رسیدن به وضعیت مطلوب توصیه هایی داشت. لذا مطالعه یک موضوع و مفهوم یا معنا در یک اثر معماری و مقایسه تطبیقی آن با آثار دیگر در بین زمان های مختلف نیاز به اوصاف مشترک دارد تا میزان تغییرات در اوصاف مشترک، مورد سنجش قرار بگیرد و در نهایت هدایت تغییرات ممکن شود؛ چرا که شناخت و هدایت تغییرات با تکیه بر اوصاف ثابت نسبت به اوصاف متغیر سهل تر است. بر این اساس به نظر می رسد &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background:white&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;مفهوم مرکز از جهتی به دلیل عام بودن در آثار معماری و از جهت دیگر &amp;nbsp;به دلیل ذومراتب بودن در ساختار معنایی و کالبدی، قابلیت تبدیل شدن به یک وصف مشترک در آثار معماری را دارد و تقریباً نظریه پردازان مختلفی (آرنهایم، نوربرگ شولتز، کریستوفر الکساندر) علی رغم رویکردهای متفاوت، بر وجود مرکز در همه آثار معماری بدون قید زمانی و مکانی اشاراتی داشتند؛ به عبارتی می توان تغییرات آثار معماری را با تکیه بر عملکردهای مختلف یک وصف مشترک (مانند مرکز) شناخت و راه کارهایی را جهت رسیدن به وضعیت مطلوب با تکیه بر همان وصف پیشنهاد نمود که این امر نیاز به رویکرد سیستمی دارد؛ در این راستا دستگاه فلسفه نظام ولایت&amp;nbsp;(ارائه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم) روش شناسی تکاملی - سیستمی را برای شناخت و کنترل تغییرات ارائه نموده است و پژوهش حاضر سعی داشته است با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد سیستمی و مدل سازی تکاملی به بررسی اطوار مفهوم مرکز پرداخته و شناخت و هدایت تغییرات آثار معماری در طول زمان را با معرفی اوصاف نظام فاعلیت مراکز ممکن سازد.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نسیم اشرافی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>واکاوی و تحلیل تناسبات هندسی در خانه‌های تاریخی قم: مطالعه تطبیقی یک سده تحولات معماری (۱25۰–۱۳۵۰ هجری شمسی)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1692&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;هندسه و تناسبات از اصول بنیادین معماری ایرانی محسوب می شوند و در سازماندهی فضایی خانه های تاریخی قم، به ویژه در دوره های قاجار، اواخر قاجار و پهلوی، نقش مهمی داشته اند. این پژوهش باهدف تحلیل تطبیقی تناسبات فضایی در &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;۲۳&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt; خانه تاریخی قم، نسبت های ابعادی فضاهای اصلی (حیاط، اتاق، سه دری و پنج دری) را استخراج کرده و میزان تطابق آن ها را با سه نظام تناسب شناخته شده (تناسبات طلایی &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;۱.۶۱۸&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;، مستطیل زرین ایرانی &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;۱.۷۳&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt; و گز و پیمون &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;۱.۰۶۶) &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;مورد بررسی قرار داده است. روش پژوهش از نوع تحلیلی - تطبیقی بوده و داده ها با اندازه گیری میدانی و بررسی نقشه های دقیق گردآوری شده است. سپس با استفاده از آزمون های آماری آنالیز واریانس و تی تک نمونه ای در نرم افزار &lt;/span&gt;R&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt; تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد اصول کلی تناسبات در سه دوره از ثبات نسبی برخوردار بوده است؛ اما فضاهای مختلف هریک انطباق متفاوتی با نظام های تناسبی بررسی شده داشته اند. در دوره قاجار، اتاق ها بیشترین هماهنگی را با هر سه نظام تناسبی داشته اند؛ درحالی که در اواخر قاجار، پذیرایی ها عمدتاً با تناسب طلایی انطباق بیشتری پیدا کرده اند. در دوره پهلوی نیز حیاط ها مجدداً گرایش به گز و پیمون نشان می دهند که احتمالاً به ملاحظات استانداردسازی در این دوران بازمی گردد. از سوی دیگر، عدم تبعیت حیاط ها در دوره های قاجار و اواخر قاجار از نظام های تناسبی بررسی شده، برخلاف فضاهای داخلی، می تواند ناشی از محدودیت های زمین، تغییر نیازهای زیستی و تحولات اجتماعی - اقتصادی آن دوران باشد. این پژوهش بر اهمیت بازشناسی اصول هندسی سنتی در معماری معاصر تأکید دارد و پیشنهاد می کند برای تداوم هویت بومی در اقلیم گرم و خشک قم، از دستاوردهای این الگوهای تناسبی استفاده شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حامد حیاتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوهای سلامت‌بخش مسکن برای حالت بهینه و اصلاح وضع موجود (نمونه‌موردی: شهرکاشان)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1727&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Char&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;مسکن راه حل پناه انسان از شرایط ناسازگار طبیعی و تأمین آسایش و سلامت انسان است و در هر منطقه این الگو با حساسیت خاصی شکل می گیرد. عوامل مؤثر در طراحی مسکن کنونی، نیازهای انسان را به جنبه های کمّی و اقتصادی و شماری عامل های زیستی فروکاسته است. حال آن که از شرایط اولیه مسکن مطلوب، تأمین آسایش و ایجاد محیطی سالم برای انسان است و چنان به نظر می رسد که امروزه معماران این وظیفه را به پزشکان محول کرده اند. این در حالی است که در سامانه سنتی، با رویکردی کل نگر به مسائل، معماران از توصیه های طبی و دینی برای ساخت مسکن بهره می بردند و با آگاهی از عوامل محیطی و انسانی مؤثر بر سلامت جسم و به تبع آن سلامت روح و روان انسان، رعایت این موضوع از بدیهیات طراحی هایشان محسوب می شد. با توجه به بحران های گوناگون سلامت بازنگری آن الگوهای تجربه شده اولویت دارد. مسئله اصلی پژوهش یافتن الگوهای طراحی مسکن سلامت بخش در حالت ایده آل و اصلاح وضع موجود در اقلیم گرم و خشک است. هدف اصلی کشف ریشه های پزشکی فرم و الگوهای سلامت کالبد خانه است تا پس از امکان سنجی، تداوم این الگوها در کالبد مسکن مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش از گونه پژوهش کیفی با راهبرد تحلیلی و استدلال منطقی می باشد. شاخصه ها با رویکرد طب سنتی حاصل مطالعات تطبیقی و تفسیری طب و معماری با استناد به پژوهش های اخیر و مراجعه به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;پژوهشگران طب و معماری برای صحت سنجی بوده است&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;Char&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;. الگوها بر پایه نمونه پژوهی با بررسی طیفی از خانه های سنتی و معاصر کاشان و گزینش جنبه های سلامت بخش آنها طراحی شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span class=&quot;Char&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;اقلیم گرم و خشک به دلیل فراگیری بخش اعظم کشور انتخاب شده است. نتایج پژوهش الگوهای سلامت بخش مسکن را در مقیاس شهری با دو متغیر الگوهای سویابی بلوک مسکونی و ساختار عرصه و اعیان برای حالت وضع بهینه شامل هفت الگو و اصلاح وضع موجود شامل نه الگو نشان می دهد. در مقیاس معماری عرصه بندی فضاهای مسکن شامل هشت الگوی بهینه و اصلاحی بر اساس عوامل محیطی حفظ سلامت -هوا، خواب و بیداری، حرکت و سکون نفسانی و جسمانی- انجام شده است. طراحی جزءفضاهای خانه برای دو حالت بهینه و اصلاحی در راستای الگوهای ارائه شده برای مقیاس شهری و معماری صورت گرفته است. این فضاها شامل الگوی فضای باز برای حیاط و بام، الگوی فضای سرپوشیده برای ایوان و تراس، الگوی فضای بسته برای اتاق نشیمن، اتاق خواب، آشپزخانه، حمام، آبریزگاه و پلکان می باشد.&lt;/span&gt;&lt;u&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:12.0pt&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدیه امیرآبادی فراهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>خانه مولد: بنیانی برای آمایش متوازن سرزمین</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1751&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;برنامه های آمایش سرزمین، تلاش می کنند که توزیع مناسب و متوازن جمعیت و فعالیت هایی نظیر صنایع و کشاورزی را پیشنهاد کنند. برخی از این برنامه ها در ایران، این توزیع مناسب را از طریق ایجاد شهرهای جدید (عمدتا مسکونی) و شهرک های صنعتی و مشخص کردن محدوده ی زمین های کشاورزی مشخص می کنند. برنامه های شهری (نظیر طرح های جامع و تفصیلی و یا هادی) هم می کوشند که از طریق تعریف خط محدوده، مانع تداخل عرصه های سکونت با محدوده های دیگر به ویژه اراضی کشاورزی شوند. با این حال، مقاله ی حاضر سعی دارد نشان دهد که این تفکیک (منطقه بندی یا زونینگ) کاربری ها، تنها رویکرد ممکن و مطلوب نیست. پیشنهاد پژوهش حاضر، ترکیب کاربری ها در مقیاس خانه و محله است. پیش از این از اختلاط کاربری ها به معنای استقرار کاربری های مختلف در قطعات همجوار هم سخن گفته شده است. اما در این مقاله، از ترکیب کاربری ها دفاع می شود که به معنای فعالیت همزمان سکونت، کشاورزی و صنعت در یک قطعه زمین است. به عبارت دیگر این مقاله نشان می دهد که اگر کاربری مسکونی، با فضاهای کارگاهی و کشاورزی ترکیب می شود، می تواند الگوی مناسب تری از لحاظ اقتصادی و فرهنگی ایجاد نماید. روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت تطبیقی و با استناد به ترازیابی با روش &lt;/span&gt;Best Practice بوده است. بدین منظور، نمونه هایی از تجارب جهانی موفق تلفیق مسکن و کشاورزی و نیز تلفیق سکونت و صنعت بررسی خواهد شد و ضمن بررسی آموزه ها برای ایران، برخی پیش فرض های حاکم بر سیاست گذاری شهری و منطقه ای در شرایط کنونی مورد نقد قرار خواهد گرفت. یافته ها نشان می دهد که پیش فرض هایی مثل آسیب دیدن امنیت غذایی در صورت ترکیب مسکن و کشاورزی، صرفه جویی ناشی از مقیاس در اثر ایجاد مزارع و صنایع بزرگ، ضرورت ایجاد تمایز مشخص میان اراضی داخل محدوده های شهری و اراضی اطراف (از نظر تراکم و کاربری و طبقات) احکامی مطلق و جهان شمول نیستند. در مقابل، ایجاد خانه ی مولد، به معنی فضایی که امکان سکونت و کسب و کارهای خرد و خانوادگی را در کنار هم فراهم می سازد می تواند به افزایش عدالت اجتماعی و جلوگیری از انحصار امکانات سرزمینی به بنگاه های صاحب سرمایه، کاهش فقر، افزایش تولید، توسعه ی شهرهای کوچک و روستاها و در نهایت توازن در آمایش سرزمین کمک نماید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدصالح شکوهی بیدهندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش فاصله زمانی و وضو داشتن افراد بر دامنه آسایش حرارتی دانشجویان در محیط‌های آموزشی؛ (مطالعه موردی: دانشجویان رشته معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1772&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;اثربخشی محیط های آموزشی به تعامل هماهنگ بین فرایندهای آموزشی و محیط داخلی بستگی دارد. بااین حال، عدم وجود آسایش حرارتی، می تواند باعث ایجاد اختلال در این دینامیک پیچیده شود. قرارگرفتن طولانی مدت در معرض شرایط حرارتی نامطلوب می تواند منجر به کاهش بهره وری و رضایت کلی از محیط یادگیری شود. بسیاری از کلاس های دانشجویان پس از اذان ظهر قرار دارند و نوع ارتباط افراد با آب در فرهنگ اسلامی به واسطه وضوگرفتن و شستشوی دست و صورت است که موجب تعدیل دمای سطح پوست بدن و در نتیجه بهبود وضعیت آسایش حرارتی افراد می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی میزان وسعت آسایش حرارتی دانشجویان بعد از وضو در مقایسه با دانشجویان بدون وضو در سطوح زمانی 30، 60، 90، و 120 دقیقه در محیط های آموزشی است. این پژوهش با شبیه سازی آموزشی در یک اتاقک اقلیمی با دماهای از قبل تنظیم شده در محدوده (17، 21، 25، 29) درجه سانتیگراد مورد آزمایش قرار گرفتند. شرکت کنندگان شامل 20 مرد در 4 گروه به صورت تصادفی در دو شرایط آزمایشی یک روز با وضو و روز بعد بدون وضو در سطوح زمانی 30، 60، 90، و 120 دقیقه مورد آزمایش قرار گرفتند. روش بکاررفته در این پژوهش از نوع مطالعات آزمایشگاهی و با استفاده از تحلیل آماری درون موردی با نرم افزار &lt;/span&gt;spss27 &lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;انجام شده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;. نتایج نشان داد وضو گرفتن افراد قبل از حضور در اتاقک اقلیمی می تواند دامنه آسایش حرارتی افراد را به میزان 5/1 ساعت بیشتر از افرادی که فاقد وضو هستند بهبود بخشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>کارن فتاحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ماهیت طرحواره‌های ذهنی معماران، مبتنی بر نظام معرفت‌شناسی صدرایی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1775&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:2;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;طرحواره، مفهومی با پیشینه نظری &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;گسترده &lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;در حوزه روانشناسی و به معنای ساختارشناختی انسان است. این مفهوم در پژوهش های میان رشته ای نیز مورد توجه پژوهشگران بوده و دستاوردهای ارزنده ی را به ارمغان آورده است. در مطالعات نظری معماری بر غنای طرحواره های ذهنی معماران برای نقش آفرینی در ادراک و خلق آثار معماری تأکید شده است. در برخی از آثار معماری اسلامی، این غنای ذهنی به گونه ای در کالبد اثر تجلی یافته که توصیف ماهیت جامع آن بر پایه نظریات روانشناسان، امکان پذیر نمی باشد. این مسئله، تدقیق ماهیت طرحواره ذهنی طراحان معماری را با اتکا به فلسفه اسلامی ضروری می نمایاند. از این رو هدف پژوهش حاضر، ارائه تبیینی نو از ماهیت طرحواره های ذهنی معماران بر پایه نظام معرفت شناسی در اندیشه فیلسوف مسلمان، صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازی، در نظر گرفته و این سؤالات مطرح شد: کدام بخش از دیدگاه روانشناسان در خصوص طرحواره منطبق با دیدگاه صدرا و کدام بخش متفاوت از آن می باشد؟ در نظریه طرحواره، کدامیک از اصول فلسفی و مبانی معرفت شناسی صدرا مغفول مانده است؟ تعریف جامع تر از طرحواره های ذهنی معماران چیست؟ در این پژوهش که از نوع پژوهش های بنیادی است، داده ها بر پایه مطالعات کتابخآنهای گردآوری و با رویکرد تطبیقی وجوه اشتراک و افتراق میان دو دیدگاه بدست آمد و در گام بعدی با استفاده از روش استدلال منطقی در تبیینی صدرایی از ماهیت طرحواره ذهنی معماران مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در نهایت این نتیجه حاصل شد که اشتراکاتی در میان دو دیدگاه وجود دارد نظیر رابطه عین و ذهن، تغییر و گسترش ادراکات و تشکیک در ادارک یک پدیده محسوس. با این حال وجوه افتراقی نیز بدست آمد که از میان آنها سه مورد، بنیادی تر است. اولین مورد، اطلاق انتزاعِ صورت ذهنی در &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;مراحل&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt; شکل گیری طرحواره های ذهنی است که همسو با&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;دیدگاه صدرا نمی باشد. از نظر ایشان در حرکت جوهری نفس، تأویل رخ می دهد و نفس انسان متناسب با هر مرتبه هستی که در آن حضور دارد، می تواند به ادراک پدیده در مرتبه  متناظر با آن نائل آید. علاوه بر این صدرا در سیر صعودی معرفت، حرکت جوهری نفس را سیری همگرا به سوی مرتبه والای ذات الهی تعریف می کند ولی در نظریه طرحواره، غایتی واحد برای نظام سلسله مراتبی شناخت تعریف نمی شود. تفاوت دیگر، معرفت شهودی در دیدگاه صدرا است که به آن در نظریه طرحواره اشاره نشده است. با توجه به تشابهات و تفاوت های بدست آمده بازتعریف طرحواه های ذهنی معماران مبتنی بر دیدگاه صدرا ارائه شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سعید علی تاجر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأمّلی بر تحول مفهوم معماریِ بومی در دورۀ معاصر</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1798&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span calibri=&quot;&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; lang=&quot;FA&quot; mitra=&quot;&quot;&gt;معماری بومی را برآیند تعاملِ خودبخودی انسان با بومِ پیرامونش می دانند. بومی که مجموعه ای از مؤلفه های جغرافیایی و انسانی آن را شکل داده است؛ و قابلیت های نهفته در آن، در تعامل با انسان های هر زمان و هر مکان، به فعلیت می رسد. معماری حاصل از این تعامل دوسویه میان انسان و بوم، در طولِ دوره های تاریخی به پیش  می رفت تا آنجا که با گذار از سنت به مدرنیته رو به افول نمود و به  تدریج، وضعیت بحرانی امروز معماری را پدید آورد. تأمل در مفهوم معماری بومی می تواند به شناسایی نحوۀ بهینۀ تعاملات میان انسان و بوم، و استخراج مؤلفه های مؤثر رهنمون شود تا زمینه ساز دستیابی معماران به ارزش های پایدار و لایه های عمیق معماری بومی شود که می تواند در دوره های مختلف تسری یافته و به روز گردد.&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family:&quot;B Mitra&quot;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span calibri=&quot;&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; lang=&quot;FA&quot; mitra=&quot;&quot;&gt;از این رو، این پژوهش با رویکرد کیفی بنیادی در پی آن است تا با بازخوانی مسیرِ پیدایش معماری بومی به شیوۀ تاریخی-تحلیلی، از زمانِ نخستین نمونه های مصنوعِ کالبدی تا وضعیتِ کنونی معماری، تأملی بر تحولات مفهوم معماری بومی از منظر پیدایشی و تکاملی داشته باشد. به همین منظور، با مرور نظام مند ادبیات موضوع در این حوزه، فراترکیب یا متاسنتزی در خصوص پیدایش معماری بومی انجام گرفته و معیارها و زیرمعیارهای مؤثر بر آن بومی شناسایی شده است. با استفاده از نرم افزار &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span new=&quot;&quot; roman=&quot;&quot; times=&quot;&quot;&gt;Gephi&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span b=&quot;&quot; mitra=&quot;&quot;&gt; و تحلیل وابستگی این زیرمعیارها با نگاه شبکه ای، اثرگذاری و اثرپذیری آنها در نتیجۀ مقایسۀ زوجی، استنتاج و با بهره گیری از روش استدلالِ منطقی، ابرماتریس تبیین مؤلفه های مؤثر بر مفهوم معماری بومی تدوین گردیده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span calibri=&quot;&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; lang=&quot;FA&quot; mitra=&quot;&quot;&gt;نتایج پژوهش، حکایت از آن دارد که معماری بومی یک مفهوم سیال و پویا است و در طول زمان ها و در گسترۀ مکان ها، جاری و ساری است. از این رو، معماری بومی را نمی توان صرفاً مقید به دورانِ گذشته دانست؛ بلکه در هر دوره بر اثر تعامل دو خوشه کلان از مؤلفه های انسانی و مؤلفه های جغرافیایی پیدایش می یابد. معیارهای خوشۀ جغرافیایی، عبارتند از آب و هوا، عوارض طبیعی، منابع طبیعی، گونه&amp;rlm;های گیاهی، و گونه&amp;rlm;های جانوری که مجموع این 5 معیار، منجر به پیدایش 22 زیرمعیار از جمله بارش و رطوبت، تابش و دما، وزش باد و تهویه، و... می شود. معیارهای خوشۀ انسانی هفت مورد به شرح جسمانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، معنوی-دینی، هنری-ادبی، و فنی-مهندسی هستند که 21 زیرمعیار را پدید می آورند و معیشت، عادات و هنجارها، خوراک، و پوشاک، و... را در بر می گیرند. تعاملات این دو خوشه، به پیدایش 43 زیرمعیار مؤثر بر معماری بومی منتج می شود. این زیرمعیارها، مفاهیمی ثابت، فرامکان، و فرازمان هستند که در هر دوره وابسته به زمان و مکان، مشخصه های کالبدی متنوعی پیدا می کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سارا متولّی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
