<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش هاي معماري اسلامي </title>
<link>http://www.iust.ac.ir</link>
<description>مجله پژوهش های معماری اسلامی - مقالات نشریه - سال 1400 جلد10 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>شاخص سازی اصل محرمیت در شهرسازی ایرانی- اسلامی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1571&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصل &amp;quot;محرمیت&amp;quot; یکی از&amp;nbsp; اصول جهان بینی و فرهنگ اسلامی است که در زندگی اجتماعی مسلمانان، به عنوان یکی از ارزش های &amp;nbsp;مهم اخلاقی و فرهنگی در نظر گرفته می شود. در طول تاریخ شهرنشینی در ایران مفهوم محرمیت و &amp;nbsp;رعایت حریم خصوصی &amp;nbsp;از شکل گیری فضای معماری تا سازماندهی فضایی شهرها و نحوه قرار گیری و مکان گزینی عملکردهای شهری در کنار یکدیگر تاثیر گذار بوده است. از طرف دیگر، شهرسازی ایرانی- اسلامی باید به گونه ای باشد که علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای ساحت مادی حیات انسان بتواند نیازهای ساحت های دیگر حیات انسانی(ساحت های روانی و روحی حیات) را نیز پاسخ گویی و تامین نماید و در این میان رعایت اصل محرمیت در تامین چنین نیازهایی نقش مهمی را بر عهده دارد. در شهرسازی معاصر کشور با به کارگیری اندیشه ها و نظریات غربی و تقلید از الگوهای مدرنیستی، اصل محرمیت نیز مانند بسیاری از&amp;nbsp; مفاهیم با ارزش دیگر به فراموشی سپرده شده است، به طوری که در حال حاضر کمتر به این مفهوم در برنامه ها و طرح های توسعه شهری توجه می شود. هدف از تحقیق حاضر تدوین معیارها و شاخص هایی جهت ظهور و تجلی مفهوم محرمیت در شهرسازی ایرانی- اسلامی است. روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر بازبینی سیستماتیک متون، مطالعات و تحقیقات مرتبط با موضوع و تحلیل محتوای اطلاعات جمع آوری شده است. مقاله حاضر در نتیجه گیری شاخص های مرتبط با اصل محرمیت را در مولفه های مختلف محیط شهری شامل مولفه های کالبدی- فضایی، عملکردی و اجتماعی- فرهنگی ارائه نموده &amp;nbsp;و به کارگیری آن ها در برنامه ها و طرح های توسعه شهری جهت ارتقاء کیفیت محیط های شهری را توصیه می نماید&lt;/span&gt;</description>
						<author>عمید الاسلام ثقه الاسلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>برنامه‌ریزی راهبردی توسعه محلات شهری با استفاده از اصول شهرسازی ایرانی-اسلامی و رویکرد توسعه محلات سنتی (TND)؛ نمونه مطالعاتی: محله فهادان نو شهر یزد</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1538&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>رویکرد &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TND&lt;/span&gt; واجد مفاهیمی باهدف بالا بردن سطح کیفی زندگی و تقویت و بهبود فضای کالبدی محله، افزایش تعاملات اجتماعی و بهبود حس تعلق به مکان و خوداتکایی اقتصادی می باشد. شهرسازی ایرانی اسلامی نیز مانند خاستگاه آن یعنی دین مبین اسلام و فرهنگ شیعی پویا بوده و مدام روش هایی نو فراروی جوامع بشری عرضه می دارد و بیش تر یک فرآیند پویا و همه جانبه برای کمک به بشر در دستیابی به قرب الهی است نه یک محصول. لذا تطابق اصول &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TND&lt;/span&gt; با اصول و ارزش های اسلامی کاملاً مشهود است.&lt;br&gt;
هدف اصلی این مقاله دستیابی دقیق و روشن به اصول شهرسازی ایرانی اسلامی به عنوان نمادی از شهرسازی بومی در مقایسه با رویکرد &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TND&lt;/span&gt; &amp;nbsp;که در دهه های اخیر در جوامع غربی مورد توجه قرار گرفته ، می باشد در هر رویکرد در کنار مروری بر برخی از مهم ترین منابع مکتوب مرتبط با موضوع، سعی گردیده در قالب جداولی مشخص، سیاهه ای از مهم ترین اصول و آموزه های هر&amp;nbsp; رویکرد ارائه و در صورت لزوم یا یکدیگر مقایسه گردند، در انتها نیز، از طریق مقابله ی آموزه های مستخرج از شهرسازی ایرانی اسلامی با معیار ها و شاخص های&amp;nbsp; رویکرد &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TND&lt;/span&gt; ، افتراقات و اشتراکات میان آن ها مورد تحلیل قرار گرفته و بر مبنای چنین قیاسی، آموزه های پیشنهادی نوشتار به منظور برنامه ریزی جهت توسعه ی محله ی تاریخی و فرسوده ی فهادان نو در شهر یزد به کارگرفته شود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;پژوهش حاضر ازنظر روش شناسی، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف گذاری کاربردی می باشد. داده ها و اطلاعات پژوهش با استفاده از مطالعات اسنادی و میدانی گردآوری شده است. داده های کیفی بوسیله ی پرسشنامه باز و از طریق مصاحبه و بررسی اسناد به کار گرفته شد و داده های کمی به صورت عددی و از طریق وزن دهی پرسشنامه های دلفی تهیه شد. &amp;nbsp;یافته های این پژوهش نشان میدهد که میان دو رویکرد &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TND&lt;/span&gt; و شهرسازی ایرانی اسلامی تمایز های کم و مقاربت های زیادی دیده می شود در واقع تحلیل قیاسی این دو جریان، بیش از آنکه تعارض و ناهمخوانی بین ویژگیهای این دو رویکرد را نشان دهد همسو و یکسان بودنشان را اشکار می سازد و تمایزاتی هم که وجود دارد به دلیل ناهم زمانی این دو رویکرد می باشد به بیان بهتر بر اساس مقتضیات و شرایط زمانه این تمایزات ایجاد شده اند. جهت کاربست اصول بدست آمده در نمونه ی موردی با بررسی شاخص ها و تحلیل محله ی تاریخی و فرسوده ی فهادان نو به شیوه سوات&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و تحلیل و ارزیابی عوامل داخلی و خارجی از طریق ماتریس کیو.اس.پی.ام&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;به ارائه ی راهبردها برای برنامه ریزی توسعه ی محله ی فهادان نو در شهر یزد بر اساس اصول شهرسازی ایرانی اسلامی و رویکرد &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;TND&lt;/span&gt; پرداخته شد. نتایج دیگر پژوهش نشان می دهد 16 راهبرد استخراج شده از ماتریس کیو.اس.پی.ام&amp;nbsp; دارای اولویت برای برنامه ریزی به منظور توسعه ی محله ی فهادان نو می باشند که بر اساس ان ها می توان پروژه های اجرایی تعریف نمود.
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سمانه جلیلی صدر آباد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اصول نظری معماری اخلاق مدار در قرآن کریم، با تکیه بر منطق صوری ارسطویی در اندیشه اسلامی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1545&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش پیش  رو، پژوهشی قرآنی است که با بررسی تأثیر اخلاق بر معماری از منظر قرآن کریم، به شناخت معماری غیر اخلاقی پرداخته و با هدف تبیین اصول نظری معماری اخلاق مدار، به استقراء، استنتاج و معکوس سازی منطقی مفاهیم استخراج شده بر اساس منطق صوری ارسطویی می پردازد. پرسش این مقاله این است که چگونه می توان با تکیه بر آموزه های منطق صوری ارسطویی، به تبیین اصول نظری معماری اخلاق مدار از منظر قرآن کریم پرداخت؟ با توجه به اولویت دوری جستن از رذائل اخلاقی بر کسب فضائل اخلاقی در دین مبین اسلام و نیز جایگاه معماری به عنوان عمل اختیاری انسان که مؤثر از صفات درونی فرد و جامعه پیرامونش می باشد، می توان رذائل اخلاقی را مهمترین عامل شکل گیری اصولی غیراخلاقی برای معماری در نظر گرفت، و رذیلت های مذکور در قرآن مجید، این اصول را از منظر کتاب آسمانی مسلمین مشخص می نماید و بستری می شود برای شناخت اصول معماری اخلاقی. این پژوهش در گونه استدلال منطقی و با رویکردی تحلیلی تفسیری به بررسی مستندات و منابع می پردازد و یافته های پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه سازمان یافته، اعتبارسنجی می شوند. مصاحبه ها حاکی از تأیید متخصصین در زمینه مفاهیم مطرح شده در اصول و نیز کامل بودن وکافی بودن اصول نظری استخراج شده از فرآیند منطقی پژوهش می باشد. این اصول نظری تأیید شده در پژوهش عبارتند از: 1) معماری باید راه ایجاد یاد و ذکر خداوند باشد. 2) معماری باید ابزار تکریم مخاطب و عدم تفاخر بر آن ها باشد. 3) معماری باید موجب و سبب ایجاد هدفمندی نسبت به نیازهای دنیوی و اخروی انسان باشد. 4) معماری باید موجب رفع و محو فاصله طبقاتی شده و ابزار ایجاد برابری با دیگر انسان ها باشد. 5) معماری باید موجب ایجاد تعادل در لذات و امیال انسان  شود. 6) معماری باید بواسطه ساختاری اقتصاد  محور و طبیعتگرا موجب اعتدال گرایی در تأمین نیازهای انسان  شود. 7) معماری باید با توجه و اعتقاد به عدم بقا و جاودانگی دنیوی انسان، قائل به استحکام در ساخت بنا باشد. بنابراین نتیجه این پژوهش نشان دهنده امکان استخراج منطقی اصولی منسجم از قرآن کریم به منظور خلق معماری اخلاق مدار است که می تواند با تکیه بر پایه هایی محکم و استدلال پذیر، در عرصه نظر و عمل مورد بهره برداری قرار گیرد.</description>
						<author>بشری عباسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>چیستی فلسفه معماری اسلامی (تحلیل فلسفه مضاف در معماری مبتنی بر تئوری دیده‌بانی)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1556&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>عدم توجه به جایگاه فلسفه معماری اسلامی به عنوان یک علم واسطه بین فلسفه مطلق اسلامی و علم معماری باعث شده است؛ اکثر پژوهشگران بسیاری از مؤلفه های پژوهشی را بدون واسطه روش شناختی به فلسفه مطلق پیوند داده و حاصل این امر را فلسفه معماری اسلامی معرفی نمایند؛ درحالی که فلسفه معماری اسلامی یک فلسفه مضاف است که فلسفه مطلق صرفاً مبانی آن را تأمین می کند؛ لذا عدم توجه به شناخت دقیق فلسفه مضاف معماری و روش شناسی تولید آن، بستر نظریه پردازی برای تولید علم معماری را مخدوش می نماید. بر این اساس پژوهش حاضر در تلاش است با روش توصیفی &amp;ndash; تحلیلی به معرفی یکی از روش شناسی های تولید فلسفه مضاف (تئوری دیده بانی) پرداخته و چیستی فلسفه معماری اسلامی را مبتنی بر این تئوری شفاف نماید و در این راستا فلسفه معماری با دو رویکرد تاریخی و منطقی معرفی می شوند که هر یک از آن ها نیز بر دو قسم خواهد بود: قسم اول، فلسفه ای است که بر تولید اثر و واقعیت معماری تمرکز دارد و قسم دوم، فلسفه ای است که بر علم معماری به معنای دانش رشته ای می پردازد که حاصل آن ها چهار نوع فلسفه مضاف معماری تحت تئوری دیده بانی خواهد بود که دراین بین فلسفه مضاف علم معماری نقش اصلی و سهم زیادی در تولید علم معماری اسلامی دارد که پژوهش حاضر دست یابی به آن را با مدل پیشنهادی ترکیبی (تاریخی و منطقی) معرفی می نماید.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>نسیم اشرافی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربست روش داده بنیاد در ظهور یک نظریه ی شهری (بازآفرینی بخش مرکزی مشهد)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1560&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>موضوعات شهرسازی پیچیده و متنوع هستند به همین دلیل معمولا در مطالعات شهری، عرصه نظریه پردازی، موضوع بحث برانگیزی می باشد. زیرا غالب نظریاتِ مورد استفاده در مطالعات شهری، برآمده از مطالعات پژوهشگرانِ کشورهای عموما توسعه یافته است که کاربستِ آن ها را در شهرهای با ویژگی های کالبدی، اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی گوناگون با چالش هایی جدی مواجه می نماید. از طرفی فقدان نظریات معتبر و بومی در عرصه شهرسازی خصوصا شهرهای ایرانی اسلامی و وجود متغیرهای گوناگون و منحصربفرد در این حوزه لزوم بازتعریف و بازاندیشی نظریه های بومی برای شهرهای ایرانی اسلامی و کاربست آن در مطالعات شهری را دوچندان می کند.&lt;br&gt;
لذا این مطالعه با هدف کاربست روش شناسیِ داده بنیاد در استخراج چارچوب بازآفرینی بخش مرکزی شهر مذهبی مشهد، به منظور پاسخ به سوالِ چگونگی استفاده از روش داده بنیاد برای تدوین چارچوب بازآفرینیِ مناسب، به تشریح فرآیند استفاده از نظریه داده بنیاد می پردازد. برای این مهم از دو روش توصیفی تحلیلی (برای تشریح فرآیند نظریه داده بنیاد) و پیمایشی (به منظور بهره مندی از تجربه عملی در قالب مصاحبه ها) استفاده شده است. این پژوهش به تشریح فرایندی مبتنی بر تعابیر کنشگران اجتماعی می پردازد که برای توصیف و فهم و تدوین چارچوب بازآفرینی بخش مرکزی مشهد، کاربرد داشته و می تواند به شکل روشمند، مدل نظری را از ادراک ذی  نفعان محیط استخراج می  کند.&lt;br&gt;
&lt;a id=&quot;_Hlk90293566&quot; name=&quot;_Hlk90293566&quot;&gt;نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که روش داده بنیاد به فهم لایه های زیرینِ موثر بر تغییرات کالبدی، اجتماعی و غیره کمک نموده و برای تولید نظریه لازم است از نظرات ذینفعان گوناگون، بهره برده شود. تحلیل مبتنی بر داده های زمینه ای از منظر ذینفعان، منطبق بر فضای فکری آن  ها می باشد. علاوه بر فضای فکری لازم است مدیریت شهری، برای مداخله در بافت های شهرهای مذهبی، به فضای عینی و عملی نیز در ابعاد شش گانه مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی، کارکردی و زیست محیطی توجه نموده و&lt;/a&gt; نوسازی در این بافت  ها، حول محور سنت و مذهب تعریف و اصالت یابد. لذا پیش از اجرای هر طرحی، تاثیر آن در این فضاهای سه گانه، مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد تا آسیب های احتمالی به حداقل ممکن برسد.</description>
						<author>ایمان قلندریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر جنسیت کودکان بر طراحی فضای باز مهد کودک و پیش دبستانی براساس آموزه های اسلامی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1548&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام درباره نقش جنسیت، تعیین و بکارگیری آن، نهایت دقت و نکته بینی را دارد تا آنچه رفتار و منش ویژه دختر یا پسر معرفی می شود، صرف نظر از پذیرش اجتماعی- فرهنگی، بستر رشد و کمال را نیز بیابد. امروزه در پرتو مطالعات عمیق پزشکی،&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;روانی و اجتماعی تفاوت های قابل توجهی میان دختران و پسران کشف شده است. این تفاوت&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ها از دو مسیر &amp;quot;هویت جنسی&amp;quot; و &amp;quot;نقش آموزی جنسیتی&amp;quot; برفرآیند تربیت افراد و شیوه آموزش آن ها اثرگذار است. بر این اساس توجه به این تفاوت ها در تعیین الزامات طراحی فضای باز واجد اهمیت است. هدف این تحقیق بررسی اثر تفاوت های جنسیتی طبق آموزه های اسلامی بر طراحی فضای باز مهد و پیش دبستانی است. در تحقیق حاضر بعد از مرور تفاوت های ذکر شده بین دختر و پسر در قرآن و سایر متون اسلامی، بر تفاوت های ذهنی و مغزی دختران و پسران تمرکز شده است. همچنین با مرور ادبیات در زمینه تفاوت های رشدی و ساختاری، تفاوت های شیمیایی و تفاوت های کارکردی چارچوب یک مصاحبه باز&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاسخ برای شروع فرآیند دلفی آماده شد. تحقیق حاضر کاربردی و کیفی است و به اجرای روش دلفی بین 7 روانشناس و 15 متخصص معماری پرداخته است تا ضمن احصای یک فهرست موثر از تفاوت های کالبدی/عملکردی در فضای باز آموزشی کودکان که برای دختران و پسران باید وجود داشته باشد، دستورالعمل های معماری متناسب با آن را برای طراحی فضای باز آموزشی ویژه کودکان دختر و پسر بدست آورد. نمونه تحقیق با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شد. نتیجه تحقیق حاضر یک فهرست کاربردی از عواملی است که باید در طراحی فضای باز آموزشی متناسب با تفاوت های ذکر شده رعایت شود. از جمله یافته های تحقیق، استفاده از رنگ های تند، گرم و روشن، وجود فضای کارکردی مناسب برای دور هم نشینی، هندسه ساده، گوشه های منحنی در فضا، فضای نقاشی و المان ها مینیاتوری برای دختران است. همچنین برای پسران فضایی با رنگ ملایم یا رنگ گرم و سرد تلفیقی، فضای تقابل و بازی دو نفره، هندسه پیچیده، فضا برای آشنایی با حرفه ها و مشاغل و کشاورزی، وجود اختلاف سطح، فضای مناسب برای ورزش های توپی و تعادلی و وجود فضای مانور قابل پیشنهاد است.&lt;/span&gt;</description>
						<author>ریحانه سادات طباطبایی یگانه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوی «زیست‌شهر»های نوین مولد، پیشران حرکت به سوی شهرسازی اسلامی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1572&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>معماری و شهرسازی خنثی نبوده است و می تواند بسترساز پروش انسان و جامعه ی خاصی شود. انسان و جامعه ی مطلوب، بر اساس ارزش های فرهنگی هر اجتماعی تعریف شده و &amp;nbsp;الگوها و نظریات معماری و شهرسازی با اتکا به ارزش ها، خلاقیت انسانی و تجربه نگاری نمونه های منتخب، بازتعریف و بهینه سازی می شوند. لذا در مقابل سبک کنونی شهرسازی کشور که متاثر از الگوی مدرنیستی غرب است، می توان به الگوهایی اندیشید که ارزش هایی نظیر &amp;laquo;خانه ی مولد&amp;raquo;، &amp;laquo;تعامل سازنده و ذاکرانه با طبیعت&amp;raquo;، &amp;laquo;نظام اجتماعی مبتنی بر اخوت&amp;raquo;، &amp;laquo;کاهش قیمت زمین&amp;raquo;، &amp;laquo;عدالت فضایی و رفع جدایی گزینی&amp;raquo;، &amp;laquo;خانواده بنیانی&amp;raquo;، &amp;laquo;مسکن وسیع&amp;raquo;، &amp;laquo;مسجد محوری&amp;raquo; و &amp;laquo;محله مقیاسی&amp;raquo; را پاس دارند. ایده ی &amp;laquo;زیست شهر&amp;raquo; تلاشی برای نیل بدین ارزش هاست. این الگوی پیشنهادی در قالب مجتمع های زیستی-معیشتی و با توجه به مولفه های سبک های بومی و همچنین مطلوبیت ها وآموزه های فرهنگ ایرانی- اسلامی ارائه شده است. طراحی زیست شهر تلاشی برای بازتعریف الگوی ساخت در محلات و شهرک های جدید التاسیس است، به نحوی که دربرگیرنده ی واحدهای مسکونی یک طبقه ی وسیع و مولد باشد، خدمات شهری را تدارک ببیند، و&amp;nbsp; بستر توان مندسازی خانواده ها و امکان شکل دهی و هویت دهی به محیط توسط ساکنان را فراهم گردد. با این حال، تحقق این ایده نیازمند انجام مطالعات امکان سنجی است. چهار مسأله اصلی برای امکان سنجی عبارتند از: مسأله زمین و کمبود آن، مسأله تأمین آب و انرژی، مسأله هزینه های اجرایی و ساخت وساز و درنهایت بررسی ظرفیت های قانونی.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
یافته ها نشان می دهد از نظر تأمین زمین، ایده ی زیست شهر می تواند جمعیتی معادل کل کشور را در وسعتی معادل 2% مساحت ایران اسکان دهد. از نظر تأمین آب و انرژی راهکارهایی برای طراحی پایدار زیست شهر وجود دارد که در مقاله تبیین شده است. هزینه های فنی و اجرایی نیز برای هر واحد مسکونی، معادل مسکن مهر خواهد بود. این الگو می تواند علاوه بر اصلاح الگوی شهرها و شهرک های نوبنیاد، بستری برای مهاجرت معکوس به روستاها و ایجاد توازن و تمرکززدایی در آمایش سرزمین را فراهم نموده و به عنوان پیشرانی برای اصلاح شهرها و روستاهای موجود ایفای نقش نماید.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>محمدصالح شکوهی بیدهندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ریشه های فکری برنامه‌ریزی مذاکره ای و تحلیل آن از منظر دموکراسی غربی و مردم‌سالاری دینی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1567&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برنامه  ریزی به عنوان یکی از ابزارهای اساسی جهت نیل به شرایط مطلوب زیستی می باشد. در این بین مذاکره از مهمترین رویکردها در نظام  های جدید برنامه  ریزی بوده که در عصر کنونی برنامه ریزی و حکمروایی شهری از جایگاه ویژه ای برخوردار است. برنامه  ریزی مذاکره ای یا به بیانی دیگر گفتمانی یکی از روش های نوین در امر مطالعات شهری است که به خصوص در جوامع پیشرفته دموکراتیک کاربرد فراوانی دارد. جین هیلیر به عنوان واضع این نظریه، از نظریات اندیشمندانی همچون هابرماس و فوکو در تبیین مبانی این نظریه استفاده نموده است. در منظر اسلامی نیز مشورت و مذاکره جایگاهی متعالی و ویژه دارد. در آیات قرآن و مکتب بزرگان دین، نقش مشورت از اهمیت بسزای برخوردار بوده و مردم و نگاه آنها به مسائل مختلف اجتماعی، حکومتی و ... جایگاهی عظیم داشته است. این پژوهش به دنبال آن است تا با بررسی ریشه های نظری رویکرد برنامه ریزی مذاکره ای و استخراج نحله های فکری آن به مطالعه ساختاری آن پرداخته و در نهایت ویژگی ها و اصول این نوع برنامه ریزی را از منظر آموزه های اسلامی و نظریات اندیشمندان معاصر اسلامی در ارتباط با موضوع حکومت و مردم سالاری دینی و دموکراسی مورد مطالعه قرار دهد. با توجه به موضوعات متداخل در این مورد پژوهش، از روش بررسی اسنادی و تحلیل محتوا&lt;ins cite=&quot;mailto:Lenovo&quot; datetime=&quot;2021-11-12T11:26&quot;&gt; و استدلال منطقی&lt;/ins&gt; و همچنین روش کیفی و توصیفی و &lt;del cite=&quot;mailto:Lenovo&quot; datetime=&quot;2021-11-12T11:27&quot;&gt;همچنین &lt;/del&gt;انجام مصاحبه با خبرگان امر&lt;ins cite=&quot;mailto:Lenovo&quot; datetime=&quot;2021-11-12T11:27&quot;&gt; (مصاحبه با 14 نفر از خبرگان دانشگاهی در رشته های شهرسازی و جامعه شناسی و همچنین اساتید حوزه)&lt;/ins&gt; در بیان نتایج پژوهش استفاده شده است. در نهایت با مقایسه تطبیقی اصول و قواعد این نوع برنامه ریزی با معیارهای شهرسازی اسلامی و اصول و قواعد دموکراسی و شورا از منظر اسلامی به بررسی نقاط قوت و ضعف این نوع برنامه ریزی پرداخته &lt;ins cite=&quot;mailto:Mirgholami&quot; datetime=&quot;2021-11-12T10:12&quot;&gt;شده&lt;/ins&gt;  و بیان شده که در رویکرد برنامه ریزی مذاکره ای، تکیه صرفاً بر نظر و آرا مردم بوده و ارتباطی با هنجارهای دینی و اعتقادی برقرار نمی نماید. لذا به نظر می رسد این رویکرد تنها در بخش های از مدیریت شهری که دارای طرح های مردم محور می باشند &lt;ins cite=&quot;mailto:Mirgholami&quot; datetime=&quot;2021-11-12T10:12&quot;&gt;می تواند &lt;/ins&gt;کارایی داشته باشد. از سوی دیگر رویکرد مردم سالاری دینی بیشتر نگاه به ارزش های اعتقادی داشته و نظر مردم در درجه دوم اهمیت می باشد. این موضوع از یکسو مراقب آن است که طرح ها و برنامه ها بر محور دین و شریعت باشد ولی از سوی دیگر با طرح های اومانیستی و انسان گرا ارتباط خاصی ندارد. بنابراین می توان بیان نمود که چنانچه در مطالعات شهری، صرفاً تکیه بر نظریات مردم باشد، نمی توان صلاحیت آن را از منظر دین تأیید نمود لیکن چنانچه در مدیریت مسائل شهری، نظر مردم در کنار اصول و قواعد دینی و فقهی و بر مبنای آنها شکل گرفته باشد، می تواند در اداره یک شهر و جامعه اسلامی یاری رسان باشد.</description>
						<author>حسین خانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>درجه‌بندی اصول و معیارهای طراحی مسکن بر مبنای فراوانی در ارزیابی برخی منابع تخصصی معماری</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1283&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>یکی از مهم ترین موضوعات و نیازهای انسان در زمینه ی طراحی معماری، &amp;laquo;مسکن&amp;raquo; است. از گذشته تا کنون همواره اصول متفاوتی برای طراحی مسکن وجود داشته که با توجّه به ضرورت های مورد توجه کاربران مورد استفاده قرار گرفته اند. مجموعه ی نیازها و سبک زندگی انسان ها نشان داده که برخی ویژگی ها در تمامی مسکن های طراحی شده یکسان و مشترک است. این ویژگی های مهم در بسیاری از منابع تخصصی معماری که بدین امر پرداخته اند، تحت عنوان اصول، معیارها و شاخص های طراحی مسکن گردآوری شده و مورد استفاده ی طراحان و پژوهشگران در حوزه ی مسکن قرار گرفته اند. از این رو منابع گوناگونی می توان یافت که ضمن پرداختن به مقوله ی مسکن، هر کدام از زاویه ی خاصی آن را مورد مطالعه قرار داده اند. برخی از این منابع ویژگی های عام یک مسکن مناسب و مطلوب را برشمرده اند و برخی دیگر اصول خاصی را برای طراحی آن معرفی نموده اند. مقاله حاضر ضمن مرور آن منابع، این اصول را بصورت درجه بندی شده بر اساس اهمیت ارائه نموده است. پرسش اصلی آن است که چگونه می توان این اصول را اولویت بندی کرد و به لحاظ اهمیتِ آنها را در طراحی مورد توجه قرار داد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی حداکثری کتب و مقالات معماری در حوزه ی مسکن به منظور تحلیل و ارزیابی اولویت ها و ارزش گذاری اصول طراحی است. در این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی داده های حاصل از منابع و همچنین با تکیه بر راهبرد منطقی نتایج مورد نظر حاصل شد. بنابراین روش اصلی، ارزش گذاری کمی داده های کیفی بوده و معیارهای طراحی در منابع تحصصی معماری به گونه ای درجه بندی شده اند که اهمیت آنها مشخص گردد. در این راستا رهیافت کلی پژوهش مبتنی بر استدلال قیاسی بوده که پس از مراحل گردآوری و دسته بندی داده ها، تحلیل منابع بر مبنای مقایسه انجام شده است. سرانجام یافته های پژوهش نیز در قالب معیارها درجه بندی شده و بر اساس میزان فراوانی آنها به شکل جدول و نمودار ارائه گردیده که مطابق آنها، میزان توجه به اولویت ها در منابع مورد مطالعه نسبت به معیارهای طراحی مسکن بیان شده  است.</description>
						<author>رضا سامه</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
