<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش هاي معماري اسلامي </title>
<link>http://www.iust.ac.ir</link>
<description>مجله پژوهش های معماری اسلامی - مقالات نشریه - سال 1398 جلد7 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1398/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>مطالعه‌ی تطبیقی حجاب‌زدایی و حریم‌زدایی در البسه و ابنیه‌ی ایرانی قبل و بعد از ظهور سلسله‌ی پهلوی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1127&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;مسئله ی عدم رعایت حریم در البسه و ابنیه ی معاصر ایرانی، از مسائل مهم فرهنگی کشور است که به دلیل عدم تناسب با فرهنگ اسلامی ایرانی، تبعات فرهنگی اجتماعی مختلفی را در جامعه ی معاصر ایران به بار آورده است. این پژوهش با استفاده از روش تفسیری تاریخی و با استناد به منابع اسنادی، به ژرف کاوی این سؤال می پردازد که آیا به لحاظ تاریخی، در تحولات سده ی اخیر ایران، بین حجاب زدایی در البسه (به طور خاص لباس بانوان) و حریم زدایی در ابنیه (به طور خاص بناهای مسکونی) ارتباط معناداری وجود دارد؟ طبق یافته های این پژوهش و در پاسخ به سوال فوق چنین استنباط می شود که در تاریخ معاصر ایران، کنش های حجاب زدا و حریم زدا در البسه و ابنیه، ریشه در بینش مشترکی دارند که مکتب فکری لیبرالیسم، به عنوان یکی از مهم ترین وجوه مدرنیزاسیون و تجدّد مآبی با تأکید بر آزادی مطلق فرد، وجه شاخص این بینش است. در دوره ی پهلوی، ما به ازای این لیبرالیسم در البسه، به کشف حجاب و آزادی مطلق بانوان در پوشش و حجاب تعبیر شد؛ کما اینکه مابه ازای آن در معماری، به برونگرایی و حریم زدایی از بناها (لیبراسیون فضایی) تعبیر گردید. علاوه بر مبنای بینشیِ مشترک، از مهم ترین وجوه مشترک حجاب زدایی و حریم زدایی در البسه و ابنیه، برونزا بودن و بسط آنها از دولت به مردم در دوره پهلوی بوده است که شواهد این مدّعا در این پژوهش ارائه شده است.&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمد منان رئیسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تطبیقی ساختار کالبدی و کارکردی میدان صاحب آباد تبریز و میدان نقش جهان اصفهان در ادوار تاریخی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1128&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;حضور میدان؛ به عنوان یک فضای باز شهری؛ پیش از اسلام و نیز پس از آن؛ در شهرسازی اسلامی؛ مورد توجه بوده است. میدان صاحب آباد تبریز، میدان شاه قزوین و میدان نقش جهان اصفهان نمونه هایی از میادین شهری به جا مانده ازگذشته و نشان دهنده قدرت حکومت ها و باریک بینی رجال دولتی زمان خود (عصر صفوی 906-1148 ه.ق) می باشند. بر اساس نظریه های پژوهش های اخیر میدان نقش جهان اصفهان در زمان احداث (شاه عباس اول صفوی، &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;998-1038 ه.ق) از میدان صاحب آباد تبریز که پیش از صفویه و در زمان آق قویونلوها &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;(870- 896 ه.ق) طرح ریزی و احداث گردیده بود،&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt; الگو برداری شده و از آنجایی که کالبد &lt;/span&gt;به جامانده مجموعه صاحب آباد تبریز بیشتر مربوط به ساخت وسازهای دوره قاجار بر روی ویرانه های بناهای مجموعه حکومتی دوره های قبل می باشد،&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt; پذیرش نظریه مذکور، منجر به ارائه طرح های بازآفرینی صاحب آباد با تقلید صرف از کالبد امروزی نقش جهان و بدون توجه به ساختار اصیل این مجموعه در دوره های شکل گیری و اوج آن در گذشته شده است. بنابراین در پژوهش حاضر بر اساس تحلیل محتوا و راهبرد تاریخی- تطبیقی به مطالعه پیشینه، تاریخچه شکل گیری و تحولات و دگرگونی های مرحله به مرحله دو مجموعه صاحب آباد و نقش جهان در روند تاریخ پرداخته و در نهایت با مطالعه تطبیقی طرحواره های ترسیم شده، شناسایی تشابهات و تفاوت های ساختار کالبدی و کارکردی این دو مجموعه در چهار بازه زمانی محقق گشته است. نتایج حاصل حکایت از وجود بیشترین اشتراکات&lt;/span&gt; در پیشینه قبل از احداث دو مجموعه و بیشترین افتراقات در وضع موجود آنها داشته که در سیر تحول تاریخی نیز، دو مجموعه در بعد کارکردی و نوع کاربری ها و عملکرد های موجود شباهت های بسیاری نسبت به بعد ساختاری و شکلی را داره بوده اند.&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt; همچنین بزرگترین تفاوت کالبدی دو مجموعه عدم محصوریت میدان صاحب آباد نسبت به نقش جهان بوده که منجر به دگرگونی ها و افول مجموعه مذکور تا به عصر حاضر گشته است. پذیرش قطعی این فرضیه نیز که مجموعه نقش جهان اصفهان، در هر دو بعد کالبدی و کارکردی نمونه مشابه و عینا به جا مانده از مجموعه صاحب آباد تبریز می باشد صحیح به نظر نمی رسد و می توان عنوان کرد که &lt;/span&gt;ساختار کلی مجموعه صاحب آباد در دوره اوج شکوهش (دوره شاه طهماسب صفوی) می توانسته الگوی یک فضای شهری با عملکردهای مختلف حکومتی-سیاسی، اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;-فرهنگی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;، مذهبی و ورزشی برای احداث میدان نقش جهان گردد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>عیسی حجت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میدان اسب شاهی: جلوخان دولت‌خانۀ صفوی قزوین</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1129&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;بسیاری از افزوده های صفوی در شهر قزوین و به خصوص ساخته های دورۀ طهماسبی تخریب شده اند. میزان این تخریب ها و تغییرات بعدی به اندازه ای است که اکنون درکی از شکل یا جایگاه میدان اسب وجود ندارد. این مسئله، فهم بخشی از اعتبار فرهنگی قزوین را دچار خدشه می کند و مهم تر اینکه درک ما را از شهر صفویِ در حال تغییر و تحول و همچنین سیر تحول و تکوین شهر در ایران فرو می کاهد. علاوه براین؛ باید توجه داشت که میادین در پایتخت های صفوی از عناصر مهم حکومتی در جهت بازنمایی سیاست های شاه و دربار محسوب می شدند و نقشی حتی فراتر از یک فضای شهری مهم داشتند. لذا؛ حذف این عناصر از شهر، ممکن است به عدم فهم روابطی فراتر از کالبد و فضای شهر نیز منجر شود. در جهت شناخت و بازنمایی قزوین صفوی و اجزاء و عناصر اصلی آن، مطالعات پرشماری صورت گرفته و &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;نظرات متفاوتی در مورد آنها وجود دارد. ازجمله برخی معتقدند که خیابان مقابل سردر عالی قاپو -که ازجمله عناصر باقیمانده از دوران طهماسبی قزوین است- یکی از میادین شهر با نام &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;میدان اسب بوده ا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;ست. عده ای از محققان نیز برخلاف این نظریه، معتقدند میدان اسب جایی در شرق خیابان قرار داشته است. علاوه بر موقعیت و موجودیت این عناصر، نقش اجتماعی و سیاسی این فضاها نیز چندان مشخص نشده است. بنابراین هم در ابعاد فرهنگی و هم سازمان کالبدی فضایی شهر، نیاز به مطالعۀ دقیق تری وجود دارد. در &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;این پژوهش، با بررسی پژوهش های پیشین و همچنین مطالعۀ اسناد و مدارک دست اول، تلاش شده است تا زمینۀ ارائۀ تفسیری دقیق تر از بخشی از دارالسلطنۀ قزوین فراهم شود که معطوف به میدان اسب است. این که میدان یادشده از نظر فعالیت هایی که درونش صورت می گرفته؛ چه نسبتی با میدان دیگر قزوین یعنی میدان سعادت داشته است؛ کجا واقع بوده و صورت کلی آن چگونه بوده است و چطور با عناصر پیرامون خود، چه جدید و چه قدیمی تر ترکیب می شده است. در این پژوهش -که روشی تفسیری تاریخی دارد- تلاش شده است تا براساس تفسیرِ توصیفات تاریخی همچون اشعار شاعر دربار و متون تاریخ نویسان دورۀ صفوی، تصویری از دارالسلطنه و به خصوص میدان اسب ترسیم شود. در ادامه، این تصویر با کمک  گرفتن از سایر منابع تکمیل می شود و در مقایسه با بستر شهری موجود و نشانه های باقی مانده ازجمله سردر عالی قاپو، خیابان مقابل آن و مسجد حیدریه، مقیاس و دقت بیشتری خواهد یافت. در این راستا، منابع پژوهش ازجمله توصیفات عبدی بیگ شیرازی و متون تاریخی صفوی، سفرنامه ها و ترسیم های موجود از قزوین، جمع آوری، مطالعه و تحلیل شدند. به موازات مطالعات کتابخانه ای، بررسی های میدانی صورت گرفته و نشانه های موجود در محدودۀ میان دارالسلطنه و مسجد حیدریه در جنوب آن نیز پیمایش و مطالعه شدند. در این مقاله، اطلاعات به دست آمده از مجموعِ منابع بررسی شده در کنار مطالعۀ ساختار اجتماعی قزوین صفوی، رفتار شاه و رفت وآمدها و زدوخوردهای درون دربار، آشکارکنندۀ شکل و جایگاه میدان اسب و همچنین موقعیت آن در شهر هستند و علاوه براین نحوۀ ارتباط میدان را با خیابان و بناهای مهم مجاور روشن می کنند. براین اساس میدان اسب نه میدانی کاملاً عمومی، که جلوخانی در مقابل دارالسلطنه است که در شرق سردر عالی قاپو، جنوب کاخ جهان نما و شمال مسجد حیدریه واقع شده و با معبری به شمالی ترین بخش خیابان واقع در جنوب عالی قاپو متصل می شود. اگرچه این پژوهش تصویری از میدان را فرارو قرار می دهد؛ اما درک بهتر ابعاد و شکل میدان نیازمند مطالعات میدانیِ گسترده تر و گمانه زنی هایی است که یافته های این پژوهش مقدمات آن محسوب &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;می شوند&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>فاطمه رجبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روند دگرگونی‌های کالبدی مدارس ایران: از دورۀ سلجوقی تا دورۀ قاجار (از قرن پنجم تا چهاردهم هجری قمری)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1130&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b mitrafont-weight:normal;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;با ایجاد مراکز آموزشی نظامیه توسط نظام الملک در دوره سلجوقی، فضاهای آموزشی در ایران، هویت رسمی &amp;laquo;مدرسه&amp;raquo; را به خود گرفتند؛ و مدارس اجزایی نظیر حجره و ایوان و میانسرا و... پیدا کردند و بعبارتی دارای الگوی خاصی شدند. اما در دوره های تاریخی بعدی با پیشرفت تکنیک های معماری و همچنین با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر آن دوره، دگرگونی هایی در کالبد اجزاء مدارس ایران رخ داد. این نوشتار با این فرضیه که کالبد مدارس ایرانی از ابتدای پیدایش مدارس رسمی در دورۀ سلجوقی تا دورۀ قاجار، سیری تکاملی داشته است؛ در جستجوی یافتن ویژگی های کالبدی مدارس ایرانی در هر دوره تاریخی و نیز روند دگرگونی های آنها از طریق بررسی نمونه ها می باشد. روش تحقیق بصورت توصیفی، تحلیلی و مورد پژوهی می باشد. بدین صورت که داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای و در برخی موارد بصورت میدانی جمع آوری گردید. داده ها ابتدا با روش توصیفی ارائه و سپس با روش تحلیلی و تطبیقی ارزیابی شدند. یافته های پژوهش، نشان می دهد که مدارس در هر دورۀ تاریخی، خصوصیات کالبدی ویژه ای پیدا کردند و تحولاتی جهت تأمین فضای اقامتی، آموزشی و نیایشی مطلوب تر داشته اند. چنانچه، حجره ها ابتدا تک بخشی و مستقیم با میانسرا در ارتباط بوده اند؛ سپس دارای ایوانچه و پستو شدند. ایوان ها نیز در ابتدا کارکرد آموزشی داشته اند؛ و برخی از آنها هم کارکرد نیایشی داشته اند. اما برای سهولت در امر آموزش و ایجاد فضای بزرگتر برای پذیرش طلاب بیشتر، به مرور زمان، ایوان ها از لحاظ فضایی گشوده تر و سبک تر شدند. همچنین ایوان هایی که کارکرد نیایشی داشتند؛ جای خود را به گنبد خانه و شبستان نیایشی در مدارس دادند؛ تا جایی که اهمیت فضای نیایشی در دوره قاجار به حدی رسید، که برخی مدارس، حالت مسجد-مدرسه به خود گرفتند. با وسعت یافتن مدارس، نحوۀ ورود به مدارس نیز دچار تغییراتی شد. بطور کلی نتایج این پژوهش، فرضیه اولیه را -مبنی بر اینکه کالبد مدارس از دورۀ سلجوقی تا دورۀ قاجاری، از لحاظ ویژگی های اجزای اصلی مدارس و نحوۀ آرایش فضایی آنها، روندی تکاملی داشته اند- تأیید می کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>منصوره محسنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طبیعت، سیاست و معماری؛ بازخوانی برهم کُنش مؤلفه های طبیعت، سیاست و فرهنگ در فرآیند آفرینش معماری مسجد کبود تبریز</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1131&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;نوشتار حاضر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;حاصل یک بررسی درباره نحوه &amp;laquo;تعامل طرح و طبیعت&amp;raquo; در نظام معماری مسجد کبود تبریز می باشد؛ و در آن، به بررسی کیفیت تعامل این بنا با محیط پرداخته شده است. این مسجد -که یکی از آثار دوره پادشاهی قراقویونلوها است- در ابتدا عضوی از یک مجموعۀ معماری گسترده به نام مجموعۀ مظفریه بود؛ که اینک از آن مجموعۀ عظیم معماری، فقط مسجد کبود به یادگار مانده است. این مسجد پرشکوه، هنگامی بنا شد که دولت قراقویونلوها پس از چندین دهه کشمکش سیاسی و نظامی، به ثبات و آرامش نسبی رسیده و جهانشاه، پادشاه این سلسله پس از تثبیت قدرت و حذف رقبا، درصدد رسمیت بخشیدن به پایتخت خویش، یعنی تبریز، و اعتبارافزایی این شهر بود. مسألۀ پژوهش، چرایی غالب بودن ملاحظات زیبایی شناختی نسبت به الزامات طراحی محیطی در این بنا است. زیرا؛ به به موازات زیبایی های وجدانگیزی که در معماری این مسجد اندیشیده شده؛ به همان میزان به موضوع اقلیم و ملاحظات طراحی اقلیمی توجه نشده است. پژوهش به روش مطالعۀ موردیِ تبیینی انجام گرفته است؛ و با بررسی های عینی و کروکی های تحلیلی و استدلال منطقی از یافته ها مبرهن شد که در طراحی معماری مسجد کبود، کیفیت تعامل &amp;laquo;محیط مصنوع&amp;raquo; با &amp;laquo;محیط طبیعی&amp;raquo; بر اساس رویکردی حاصل شده که در آن، مؤلفۀ سیاست، غالب بر دیگر مؤلفه ها بوده است. نمایش قدرت و بیان اقتدار سیاسی از طریق شکوهمندسازی و عظمت گرایی، از ویژگی های معماری مسجد کبود است. این در حالی است که می شد مسجد را بسان دیگر مساجد سنتی منطقه، با ارتفاع متعادل تری ساخته و به میزان قابل توجهی آسایش حرارتی داخل بنا را افزایش داد. اما ارجحیت ملاحظات سیاسی در فرآیند برنامه دهی معماری مسجد کبود باعث شده اصل همسازی با اقلیم -که یکی از اصول بنیادین معماری ایرانی است- تحت الشعاع قرار گرفته و در اولویت توجه نباشد. سؤالات پژوهش عبارتند از: الف) اصول معماری همساز با اقلیم، چه الزاماتی را برای معماری در شهر تبریز -خصوصاً مسجد کبود- الزام می نماید؟ ب) معمار مسجد کبود تبریز در فرآیند آفرینش معماری این بنا به چه میزان، مقید به رعایت اصول معماری همساز با اقلیم بود؟ ج) عدم رعایت برخی قواعد بدیهی در همساز شدن نظام معماری مسجد کبود با ملاحظات طراحی اقلیمی ریشه در چه عواملی دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>محمدباقر کبیرصابر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شهر مربی کودک: بازتولید الگوی شهر دوست‌دار کودک در بستری ایرانی اسلامی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1132&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;ایدۀ  شهر دوستدار کودک با هدف تأمین رفاه کودکان، فضاهای شهری را برای کودکان، قابل فعالیت می کند. امروزه بسیاری کشورها اصول شهر دوستدار کودک را به کار می بندند؛ اما غالب فضاهای شهری طراحی شده برای کودکان در ایران، الگوبرداری از تجارب سایر کشورها، بدون درنظرگرفتن ارزش های فرهنگی است. از این رو، &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ این سؤال است که فضاهای باز محلات در ایران چگونه می توانند ضمن &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;توجه به خواست و نیاز کنونی کودکان، &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;در انتقال مفاهیم دینی اسلامی به آنان مؤثر باشند؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;با بررسی منابع فلسفی، عرفانی و کلام اسلامی، به عنوان مبانی نظری، و با استراتژی پژوهش قیاسی برای تبیین الگوی نظری و استراتژی پژوهش استقرایی برای آزمون الگوی نظری در بخش مورد پژوهی، الگویی ایرانی اسلامی با نام &amp;laquo;شهر مربی کودک&amp;raquo; ارائه می شود که مطابق آن،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt; شهر مناسب کودک از منظر اسلام در کنار توجه به رویکرد محتوایی (ماهیت نیازها و خواسته های کودک)، رویکرد فرآیندی (توجه به فرآیند رشد کودک) را اتخاذ می کند؛ و این دو رویکرد درکنار هم، محیط را به یک مربی فعال تبدیل می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;یافته ها نشان می دهند که &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;پنج معیار در ساختار &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background:white;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;شهر مربی کودک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt; دخیل هستند: محتوای آموزش دینی به کودک، روش آموزش دینی به کودک، ویژگی های محیطی، محیط فرهنگی رشد کودک، ویژگی های گروه سنی کودکان. ارتباط معیارها به این صورت است که&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt; محتوای آموزش از طریق روش آموزش و با کمک شاخص های محیطی، در یک بستر فرهنگی، به کودکان منتقل می شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;شاخص های محیطی اثرگذار بر انتقال مفاهیم دینی به کودکان از طریق روش دلفی تدقیق شدند؛ و برای یافتن پاسخ سؤال پژوهش، شش محله طبقه اجتماعی متوسط شهر تبریز، انتخاب؛ و با روش های مشاهده محقق و مصاحبه نیمه ساختاریافته جهت دار با هفتاد و دو کودک شش تا دوازده ساله، ارتباط شاخص های محیطی با محتوای آموزش دینی در هر یک از محلات بررسی شد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;یافته ها نشان می دهند محیط در کنار آموزش رسمی در خانه و مدرسه به کودک، می تواند در تربیت غیررسمی و انتقال مفاهیم دینی به کودک، نقش &amp;laquo;بازدارنده&amp;raquo; یا &amp;laquo;تقویت کننده&amp;raquo; داشته باشد؛ به طوریکه در برنامه ریزی فضا برای انتقال محتوای دینی به کودک، باید شاخص های محیطی تقویت کننده را شناسایی و شاخص های بازدارنده را برطرف کرد. همچنین، &amp;laquo;امکان ایجاد قلمرو شخصی&amp;raquo; و &amp;laquo;حمایت اجتماعی&amp;raquo; به عنوان شاخص های محیطی تقویت کننده، دارای بیشترین فراوانی، و در مقابل، &amp;laquo;تنوع قرارگاه های رفتاری&amp;raquo;، &amp;laquo;چیدمان های مطلوب دارای قابلیت&amp;raquo;، &amp;laquo;وجود ریسک های اجتماعی و کالبدی&amp;raquo; و &amp;laquo;پیچیدگی و چالش برانگیزی محیط&amp;raquo; به عنوان شاخص های محیطی بازدارنده، دارای کمترین فراوانی در محلات هدف تحقیق هستند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>مرتضی میرغلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین وجوه تنوع آفرین میراث مسکونی اصفهان</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=1133&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;طبقه بندی ها در حوزه میراث مسکونی شهر اصفهان، غالبا با دیدگاه گونه شناسی و ایجاد وحدت از طریق همانند  سازی و توجه به وجوه تشابه در صِرف صورت معماری بدون اعتنا به وجوه تنوع، تمایز و معنا و محتوای آن انجام شده است. برخی ویژگی های معماری خانه های تاریخی اصفهان در هیچ کدام از گونه های معرفی شده، قابل تشخیص و شناسایی نیستند. آنچه غالبا در این گونه شناسی ها ملاک عمل قرار گرفته، واکاوی وجوه شِکلی کالبد است که در هر دوره ی تاریخی ثابت فرض شده؛ اما در ساختارهای کالبدی خانه هایی که طبق گونه شناسی های انجام شده در یک رده قرار می گیرند نیز تنوع های فراوانی مشاهده می شود. این در حالی است که امروزه خانه های تاریخی بسیاری در شهر اصفهان به دور از تشخیص وجوه تنوع اصیل به دست فراموشی و نابودی سپرده می شوند&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;. همچنین غالبا شهرهای تاریخی کشور، با فقدان کلی اطلاعات و دانش مربوط به تنوع میراث مسکونی مواجه است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;عدم تبیین دقیق تفاوت ها و تنوعات در میراث مسکونی باعث شده که در نظام مدیریت و برنامه ریزی حفاظت از میراث فرهنگی و بافت های تاریخی، نتوان فرصت های لازم را برای باززنده سازی و خواناسازی این وجوه در راستای ارتقای هویت فرهنگی و اجتماعی بافت های تاریخی به انجام رسانید. این پژوهش در پی پاسخ به چرایی تبیین وجوه تنوع و تمایز در میراث مسکونی اصفهان و تحلیل عوامل تاثیرگذار در خلقِ وجوه تنوع و تمایز در خانه های تاریخی اصفهان به منظور واکاوی جایگاه این وجوه در فرآیند حفاظت بوده است. اهداف اصلی در پی پاسخ گویی به پرسش کلیدی به این قرار خواهد بود: با تحلیل و بررسی عوامل تاثیرگذار در ایجاد وجوه تنوع و تمایز در خانه های تاریخی اصفهان، بتوان به طبقه بندی جامع میراث مسکونی اصفهان براساس وجوه تنوع آفرین در راستای تبیین فرصت های لازم در فرآیند حفاظت برای باززنده سازی و خواناسازی وجوه تنوع آفرین و تمایز در خانه های تاریخی اصفهان پرداخت. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف توسعه ای و با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای، مطالعات میدانی و مصاحبه انجام شده و یافته ها با روش کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که وجوه تمایز و تنوع آفرین در کالبد میراث مسکونی اصفهان تحت تاثیر عوامل تاثیرگذار اقلیم، مذهب، شغل و موقیعت اجتماعی مالک و خرده فرهنگ های قومی شکل گرفته اند. بروز خلاقیت در هماهنگی با اقلیم و سازگاری با طبیعت و تطبیق با الگوهای رفتاری وابسته به مذهب و فرهنگ های قومی و از سوی دیگر ناهماهنگی با اقلیم و الگوهای رفتاری مذهبی و فرهنگی منجر به آفرینش خانه هایی با ساختار و اجزای کالبدی متنوع و متمایز شده است. تنوع در نظام کارکردی مسکن و تلفیق کارکردهای غیرمسکونی نیز باعث خلق وجوه تنوع آفرین در ابعاد کالبدی خانه های تاریخی اصفهان بوده است. &lt;/span&gt;</description>
						<author>بهنام پدرام</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
