<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش هاي معماري اسلامي </title>
<link>http://www.iust.ac.ir</link>
<description>مجله پژوهش های معماری اسلامی - مقالات نشریه - سال 1396 جلد5 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1396/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>بومی‎سازی بازآفرینی یکپارچه شهری بافت‎های تاریخی شهر اسلامی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=763&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;نارسایی حاصل از تسلط الگوهای غیربومی، تاکنون تبعات سنگینی را بر سازمان شهری  ما تحمیل کرده است. تقلید سطحی و لحاظ نشدن بنیان های فرهنگی- اجتماعی بومی، علاوه بر اینکه نتوانسته اند به دلیل ناسازگاری با هویت شهر ایرانی- اسلامی مسأله ای را حل کنند؛ گاه اجرای نابجایشان معضلی مضاعف ایجاد کرده است. تمدن اسلامی سرشار از شواهدی است که نشان می دهد مسلمانان با هوشمندی، تعامل و تعاطی با دیگر فرهنگ ها همواره توانسته اند رهیافت های مثبت را در خدمت تدوین الگوهای بومی درآورند؛ لذا بومی سازی و بهره مندی از دستاوردهای مثبت، به ویژه تجارب موفق می تواند در دستیابی به الگویی متناسب با ساختار فرهنگ خودی، تسهیلگر و تسریع کننده باشد. برای پاسخ به چالش معنادار میان مقوله های توسعه و حفاظت در بافت های تاریخی شهرهای اسلامی، در این پژوهش سیاست بازآفرینی یکپارچه  شهری مورد مداقه واقع شده و با توجه به مؤلفه های آن و منطق زمینه گرایانه اش، جستجوی الگوی بومی از بازآفرینی یکپارچه ی شهری در بافت های تاریخی شهر اسلامی در دستور کار قرار گرفته است. بدیهی است که این موضوع به دنبال تک ساحتی شدن انسان امروز و به تبع آن ناهماهنگی در ساختار شهر اسلامی در پی گسست فرهنگی و تزریق مؤلفه های بومی نشده، تنها از طی طریق در مسیر بازشناسی هویت اسلامی شهر و اجزای آن مبتنی بر اساس فکری اسلامی میسر می شود. روش کیفی پژوهش حاضر، با رویکرد توصیفی-تحلیلی، گردآوری اطلاعات را از طریق شیوه ی اسنادی دنبال می کند. منابع اصلی پژوهش، ادبیات مبسوط بازآفرینی شهری، نظریات اندیشمندان اسلامی، قرآن کریم، روایات ائمه ی معصومین، میراث به جامانده از شهرهای اسلامی در این بافت هاست و نتایج بدست آمده ارائه ی مؤلفه های بومی شده ی بازآفرینی شهری مستخرج از منابع اصیل اسلامی و ارائه ی مدل مفهومی بازآفرینی یکپارچه شهری در بافت های تاریخی شهراسلامی است. اصل وحدت اصل راهبردی در میان بقیه ی اصول است که تمام مؤلفه های بازآفرینی یکپارچه شهری به منظور تحقق آن شکل می گیرند و تحقق یکپارچگی در بازآفرینی با رویکرد اسلامی مشروط به تحقق اصل وحدت است. باید رویه های متوازن، چندوجهی و یکپارچه را در قالب بازآفرینی یکپارچه به عنوان سیاستی منسجم اتخاذ نمود؛ و قاعدتاً در این مسیر باید زمینه های بومی، الزامات و شرایط منحصربه فرد هر بافت و هویت خاص ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی را بطور خاص لحاظ نمود. &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>امیرحسین شبانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هستی‌شناسی مکان تاریخی (تأملی هستی‌شناسانه در مکان تاریخی در پرتو اصالت وجود)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=769&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;مروری بر تاریخ حفاظت معماری گویای آن است که تلقی هستی شناسانه ی اندیشمندان و نظریه پردازان حفاظت از مکان های تاریخی یکی از مهم ترین مبادی نظریه های حفاظتی بوده است. غالباً ویژگی   هایی از مکان تاریخی -که در هنگامه ی شناخت، از اهمیت بالاتری برخوردار شده- به موضوعی برای حفظ، تبدیل گردیده است. این در حالی است که جامعه ی امروز ایران، تلقی  روشنی از این موضوع ندارد.    آن چه به طرح این سؤال می انجامد که تلقی فرهنگ ایرانی-اسلامی از حقیقت هستی مکان های تاریخی چیست؟ در این راستا، تحقیق حاضر با استناد به تبیین های اصالت وجودی حکمت متعالیه منسوب به صدرالمتألهین از هستی موجودات مادی و با تکیه بر استدلال منطقی و روش قیاسی، به هستی شناسی مکان تاریخی می پردازد. بر این مبنا، حقیقت مکان تاریخی، از سه وجه مورد توجه قرار می گیرد. در وجه اول، مکان تاریخی به عنوان یک &amp;laquo;کل واحد اندازه مند&amp;raquo; مورد توجه قرار می گیرد؛ با مراتبی از اندازه شامل &amp;laquo;معنا&amp;raquo;، &amp;laquo;صورت و تعینات عرضی اش&amp;raquo; و &amp;laquo;ماده&amp;raquo;. در نسبت این مراتب نیز به ترتیب، معنا بر صورت، صورت بر تعینات عرضی اش و تمامی این ها بر ماده، اصالت می یابند. اگرچه در نهایت، مکان تاریخی، کل واحد و دارای وحدت و یکپارچگی وجودی است. پس از آن، با تکیه بر نظریه ی حرکت جوهری، مکان تاریخی به مثابه یک &amp;laquo;کل متغیر&amp;raquo; مورد تأمل واقع می شود. مکان تاریخی از این  جهت نمی تواند بقا و ثباتی داشته باشد و تنها می توان قائل به استمرار و تداومی در هستی آن شد. استمرار بدین معنا لاجرم به واسطه ی &amp;laquo;صیرورتی پیوسته بر مدار اندازه مندی های ناظر به هستی خاصش&amp;raquo; ممکن می شود. پس از آن، پرسش از اندازه مندی های ناظر به هستی مکان تاریخی و نیز توجه به ملازمت با تغییر، وجه دیگری از هستی مکان تاریخی را مورد اشاره قرار می دهد و آن درآمیختگی اش با مقیاس های مختلفی از عالم پیرامونی است. از آن جهت که برای فهم هستی شناسانه ی مکان تاریخی نمی توان آن را به خودی خود موضوع شناخت قرار داد. در این &amp;nbsp;وجه، مکان تاریخی به عنوان یک &amp;laquo;وجود محدود&amp;raquo;، در بستر عالم پیرامون و به معنای کلی تر، &amp;laquo;عالم وجود&amp;raquo; قرار می گیرد. از این  منظر، اعتبار &amp;laquo;مکان تاریخی&amp;raquo; به عنوان یک &amp;laquo;موجود&amp;raquo;، به مظهریت &amp;laquo;وجود&amp;raquo; است. مکان تاریخی در مقام مظهریت وجود، در ذیل نظامی از اندازه های وجودی یا قاعده مندی های هستی و از جمله، قواعد متجلی در عالم طبیعت (و تجلیات نسبی آن در عالم فرهنگی) قرار می گیرد. از این جهت، وجه ثابتش در ضمن تغییر نیز همان نظم ها یا اندازه های وجودی متجلی در آن خواهد بود.&amp;nbsp; &lt;/span&gt;</description>
						<author>فرهنگ مظفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی جایگاه نهاد فقهی- حقوقی در ساختار شورای عالی شهرسازی با ارائه ی پیشنهاد اصلاحی در مراجع دادرسی و کمیسیو نهای تخصصی شورا</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=764&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اخلاق اسلامی به عنوان نظام کنتر لکننده ی رفتارها به تعریف حقوق فرد و جامعه پرداخته و فقه الگوهای رفتاری مطابق با شریعت&lt;br&gt;
را بیان م ینماید. نظر به اینکه هر فضا متناسب با الگوی رفتاری ساکنینش شکل م یگیرد؛ سازوکار تفسیر و اجرای شریعت اسلامی&lt;br&gt;
در فرآیند معماری و شهرسازی شهرهای سنتی رخ داده و محیط آنها در واقع به عنوان تعاملی بین این علوم و فرآیند برنامه ریزی&lt;br&gt;
و اجرا محسوب م یگردد. این مقاله برای فهم دلایل نابسامانی در شهرهای معاصر ایران با این سؤال روبرو بوده که مصوبات&lt;br&gt;
شورای عالی شهرسازی و معماری تا چه اندازه با اخلاق اسلامی و قوانین بالادستی همانند قانون مدنی تطابق داشته و آیا اصولاً&lt;br&gt;
نهاد مشخص فقهی-حقوقی جهت تطابق مصوبات با یکدیگر و عدم تعارض با شریعت اسلامی تعریف شده است؟ این پژوهش&lt;br&gt;
که با روش مطالعات تحلیلی- توصیفی شروع شده؛ با تطابق برخی از مهمترین مصوبات شورای عالی شهرسازی و کمیسیون ماده&lt;br&gt;
پنج با یکدیگر و با قواعد اخلاقی نشان م یدهد که قوانین معاصر همانند قانون مدنی در هماهنگی با اخلاق و فقه شکل گرفته ولی&lt;br&gt;
جدایی این رابطه در تدوین ضوابط شهری معاصر موجب توزیع نامتعادل ثروت شده و مهم ترین دلیل شک لگیری حکومت اسلامی&lt;br&gt;
-که رعایت عدالت اجتماعی و گسترش دوستی مابین مردم می باشد- را به شدت مورد تعرض قرار داده است. در شریعت اسلامی&lt;br&gt;
مسلمانان موظف شد هاند هر یک از رفتارهای خود را در ترازوی صفاتی چون &amp;laquo;واجب &amp;laquo; ،&amp;raquo; مستحب &amp;laquo; ،&amp;raquo; مباح &amp;laquo; ،&amp;raquo; حرام &amp;raquo; و &amp;laquo;مکروه &amp;raquo;&lt;br&gt;
قرار داده؛ درستی یا نادرستی آنرا سنجیده؛ و نسبت به انجام یا دوری از آن اقدام نمایند. لذا؛ عمل حرامی همانند تعرض به حریم&lt;br&gt;
خصوصی خانه دیگران اصولاً با طبیعت انسان ناسازگار است. این مقاله با تطبیق نتایج نشان داده برای سهولت فروش تراکم&lt;br&gt;
-که یکی از مهمترین دلایل نابسامانی کلان شهرهای ایران از جمله تهران می باشد- ساختار کمیسیون ماده پنج شورا یعالی&lt;br&gt;
شهرسازی تغییر یافته است؛ و با نبودن نهاد فقهی- حقوقی همانند شورای نگهبان در ساختار این کمیسیون و شورای عالی این&lt;br&gt;
شورا از منظر حقوقی و شرعی دچار مشکل جدی شده است. ه ماکنون دیوان عدالت اداری در موارد خاصی که از مصوبات شکایتی&lt;br&gt;
مطرح شود؛ از شورای نگهبان استعلام می نماید در برخی از موارد اختیارات قانونی کمیسیون ماده پنج بعنوان دلیل شرعی بودن آن&lt;br&gt;
اعلام شده که البته اختیارات ضرورتاً مجوز شرعی بودن آنها نم یباشد. لذا پیشنهاد م یشود در راستای تهیه و تدوین مصوباتی که در&lt;br&gt;
انطباق با قواعد فقهی&amp;nbsp; حقوقی شریعت اسلامی باشند؛ شورای فقهی&amp;ndash;حقوقی با حضور کارشناسان و متخصصان حقوق اسلامی و&lt;br&gt;
فقه معماری و شهرسازی در شورای عالی شهرسازی تشکیل شود. لازم به ذکر است که هیچ قاعده و قانونی در حوزه زندگی شهری&lt;br&gt;
نباید رذایل اخلاقی را رشد دهد و فضایل اخلاقی چون توجه به حلال و پرهیز از حرام را در نزد مردم کوچک و حقیر جلوه دهد.</description>
						<author>سیدمجید هاشمی طغرالجردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پژوهشی بر کاربرد یک فرم تزیینی در کتیبه نگاری محراب های گچ بری 
دوران سلجوقی و ایلخانی در ایران</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=768&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;کتیبه ها، یکی از بارزترین تزیینات به کار برده شده در محراب ها به شمار می روند که همواره حضوری مستمر داشته و غالباً دربردارنده؛ آیات قرآنی، احادیث، مضامین مذهبی و هم چنین تاریخ و رقم سازندگان این آثار، هستند. محراب های گچ بری دوره سلجوقی و ایلخانی نیز، از این قاعده مستثنی نیستند و نحوه کتیبه نگاری در این محراب ها؛ دارای ویژگی های بصری متعددی است که از جمله آن ها می توان به؛ کاربرد یک حرف/کلمه یا فرم تزیینی، در زوایای 45 درجه کتیبه های موجود در حاشیه دورتادور محراب ها، اشاره نمود. لذا این پژوهش، با هدف معرفی انواع این حروف/ کلمات یا فرم های تزیینی در کتیبه های محراب های گچ بری قرون ششم تا هشتم هجری و مقایسه آن ها با یکدیگر، شکل گرفته است. در راستای دستیابی به این هدف، پرسش اصلی این پژوهش چنین است: انواع این فرم تزیینی در کتیبه نگاری محراب های گچ بری دوره سلجوقی و ایلخانی کدام است و چه شباهت ها و تفاوت هایی در تنوع این فرم تزیینی و نحوه کاربرد آن، وجود دارد؟ روش یافته اندوزی بر اساس پژوهشی میدانی (عکاسی &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:times new roman,serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family:b mitra;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt; طرح خطی&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; تصاویر) و با استناد به منابع مکتوب انجام شده که به روش تاریخی- تطبیقی، به تحلیل داده های بدست آمده از نمونه های مطالعاتی می پردازد. نتایج حاصله، که از بررسی &lt;u&gt;22&lt;/u&gt; محراب گچ بری تاریخ دار یا منسوب به دوره سلجوقی و ایلخانی (دارای حرف/ کلمه یا فرم تزیینی) به دست آمده، حاکی از آن است که؛ در هر دو دوره، استفاده از کلمه شبه &amp;laquo;لا&amp;raquo; یا فرم تزیینی در زوایای 45 درجه کتیبه حاشیه محراب ها رواج دارد که بخش تزیینی غالباً گره خورده و &amp;nbsp;به شکل &amp;laquo;مثلث&amp;raquo;، &amp;laquo;مربع/ مستطیل&amp;raquo; یا &amp;laquo;دایره&amp;raquo;، است. این فرم، هم به صورت مستقل و گاه در ارتباط با کادر حاشیه، تعبیه شده و معمولاً به لحاظ تزیینات و ساخت و ساز خود، با حروف کتیبه قرابت دارد. هم چنین بر اساس نمونه های مطالعاتی به نظر می رسد که کمیت استفاده از این فرم تزیینی و تنوع آن، در محراب های دوره ایلخانی نسبت به دوره سلجوقی بیشتر است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</description>
						<author>احمد صالحی کاخکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین مفهوم شفافیت در دوره‌های مدرن، پست‌مدرن و ارزیابی آن در معماری اسلامی ایرانی</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=766&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با آغاز معماری مدرن، واژگان جدیدی با مفاهیم متعدد، وارد ادبیات معماری جهان شدند که از آن جمله می توان به اصل شفافیت در معماری اشاره کرد. این اصل را -که همواره در این سبک به دیده ی مثبت به آن نگریسته می شود- می توان به نوعی تجلی تفکرات مدرن دانست. در دیدگاه پست مدرن، گسترش شفافیت در قالب معماری شیشه ای، زمینه ی نقد کاربرد وسیع آن، توسط منتقدان مدرنیسم را به وجود آورد و آنها شفافیت واضح را به عنوان شفافیت ادراکی یا دیدنی و شفافیت پدیداری را به عنوان شفافیت ذهنی یا خواندنی طبقه بندی کردند. از طرفی در بررسی معماری ایرانی اسلامی که ارزشمندترین و متعالی ترین میراث به جا مانده از پیشینیان این دیار، شفافیت، مفاهیم نور و نمود و بروز آن به انحای گوناگون در حکمت، فلسفه، هنر و... می باشد؛ این سؤال مطرح است که نمود و بروز شفافیت در معماری اسلامی ایرانی چگونه می باشد و چه تفاوت های مفهومی بین شفافیت در معماری مدرن و پست مدرن با معماری اسلامی ایرانی می باشد. اهمیت این موضوع، بیشتر از آن روست که با بررسی مقایسه ای نگرش ها و دیدگاه های پیرامون مفهوم شفافیت در دوره های مدرن، پست مدرن و معماری اسلامی ایرانی، مبانی شکل گیری این مفهوم و انواع آن با هدف نیل به تعریفی دقیق و ساختاری از مفاهیم عینی و ذهنی تبیین گردد. این مقاله از نوع استدلال منطقی بر پایه ی تحلیل متون است و اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش اسنادی جمع آوری شده است. در ابتدا به بیان انواع شفافیت در معماری مدرن، پست  مدرن و معماری اسلامی ایرانی می پردازد و سپس به مقایسه ی تطبیقی موارد فوق پرداخته و در نهایت تبیین و ارزیابی شفافیت معماری اسلامی ایرانی انجام می گیرد. در بررسی دستاورد تحقیق حاضر نسبت به نمونه های قبلی به این نکته می توان اشاره نمود که آنچه تحت عنوان شفافیت فضایی در سیر تکاملی معماری ایرانی که به معنای افزایش فضا و کاهش ماده توسط میرمیران مطرح شده است؛ بیشتر بر مبنای خصوصیات شفافیت &amp;laquo;دقیق و واضح&amp;raquo; بوده و منطبق بر تفکر مدرنیستی و دیدگاهی مشابه نظریه ی برونو زوی می باشد. در حالیکه طبق یافته های تحقیق حاضر، علاوه بر موارد فوق، در معماری اسلامی ایرانی شفافیت پدیداری و معنایی نمود بیشتری دارد و تفسیر معماری ایران با زبان غیرایرانی-اسلامی همچون زبان مدرن، امری ناقص است و در واقع با پرداختن به این مفاهیم ظاهری، بسیاری از مفاهیم عمیق فرهنگ این معماری نادیده گرفته می شود.</description>
						<author>داود سعادت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر فرهنگ و اخلاق اسلامی بر مسکن و کالبد فضایی خانه‌ها
(نمونه موردی: خانه‌های عصر قاجار در شهر اردبیل)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=767&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با ورود دین مبین اسلام به سرزمین ایران و همسویی تفکرات و اندیشه های برگرفته از قرآن و مفاهیم دینی-اعتقادی، با تکنیک های ساخت در معماری ایران، معماری این سرزمین، با محتوایی مقدس، همراه شد. با گذشت زمان، گسست فرهنگی و بحران هویت، در کالبد خانه ها و سیمای شهرهای ایرانی پدیدار گشت؛ به طوریکه دیگر نمی توان رابطه ای منطقی بین معماری معاصر و معماری غنی و پرمحتوای گذشته این سرزمین یافت. در راستای حل این بحران، با توجه به میان رشته ای بودن پژوهش، ابتدا با روش استدلالی و مطالعه ی استنادی، به شناخت عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ و همچنین تأثیرات مذهبی بر کالبد فضایی خانه ها پرداخته شد. سپس با بررسی و واکاوی چند نمونه از خانه های عصر قاجار در شهر اردبیل، به شناخت ارزش های حاصل از فرهنگ و اخلاق اسلامی -که در نهایت به الگوی معماری (شکل خانه ها) منجر می شود- پرداخته شد. در ادامه به ذکر ارزش های حاصل از فرهنگ و اخلاق اسلامیِ تأثیرگذار بر مسکن و تجلی این ارزش ها در کالبد فضایی خانه های مورد بررسی در این پژوهش پرداخته شد که به قرار زیر می باشد: حجاب، تعاون، طهارت، قناعت، خدامحوری و اطاعت، تواضع.&lt;br&gt;
حجاب، در کالبد مسکن به صورت تقسیم مسیرها (هشتی)، ارتباطات تعریف شده ی فضاها، بکارگیری کوبه های متمایز درب ورودی، رعایت سلسله مراتب و دسترسی از فضای عمومی تا خصوصی، ارتباطات تعریف شده و محدود با محیط بیرون و همچنین سهولت دسترسی فضاها به هم نمود یافته است. تعاون، در کالبد خانه های مورد بررسی به صورت اختصاص فضایی جهت ارتباط با همسایگان و اختصاص بهترین فضا (شاه نشین) به مهمان جلوه گر شده است. طهارت که از دو وجه جسمی و روانی تشکیل یافته، با قرارگیری سرویس در بیرون از خانه، تعبیه ی فضایی جهت کفش کن (ایوان ورودی)، حضور گل و گیاه و بهره گیری از نور و هوای مناسب و همچنین حضور حوض آب در فضا نمودار گشته است.&lt;br&gt;
قناعت با توجه به تناسبات ابعاد کالبد خارجی (نما)، توجه به تناسبات ابعاد فضای داخلی، سادگی فرم بنا و توده گذاری صحیح جهت کاهش مصرف انرژی در ابنیه مورد بررسی شکل یافته است. خدامحوری و اطاعت در کالبد خانه های مورد بررسی، با پرداختن به تزئینات انتزاعی (القای حس روحانی) در فضای داخل بنا، و توجه به اختصاص فضای عبادت، نمود ظاهری یافته است. تواضع نیز با توجه به پرهیز از خودنمایی و همسویی کالبد بنا با محیط (پرهیز از تشخص کالبدی) ظاهر گشته است. در نهایت، با سنجش ارزش های فرهنگی یاد شده در خانه های قاجاریِ شهر اردبیل، نتایج حاصله نشان از تبعیت قابل قبول این خانه ها از اصول عملی و ارز ش های فرهنگ و اخلاق اسلامی دارد. در پایان، با شناخت این عوامل و ارزش ها می توان به احیای معماری غنی و برخاسته از فرهنگ گذشته این سرزمین پرداخت.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>علی یاران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شکل‌گیری فضا در اثر پیوند مفهومی «موسیقی – ریاضی» و معماری
(مطالعه‌ی موردی: جلوخان و آسمانهِ گنبدخانهِ مسجدِ شیخ‌لطف‌الله اصفهان)</title>
						<link>http://www.iust.ac.ir/jria/browse.php?a_id=765&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>قواعد و تناسبات در اعداد، هندسه و موسیقی، از دیرباز مورد توجه محققان بوده است. استخراج و تطبیق برخی از این قواعد، تناسبات و بررسی آن ها با معماری بناهای فاخر، از موضوعات پیچیده و همهِ جانبه ی درخور توجه می باشند. از این رو می توان در بررسی میان موسیقی و ریاضی، اقدام به تعریف معیارهایی مشخص نمود. معیارهایی که امکان تطبیق آن ها با معماری مورد سؤال و کنکاش است. هدف این نوشتار یافتن رابطه ی بین &amp;laquo;موسیقی و ریاضیات&amp;raquo;، &amp;laquo;معماری و موسیقی&amp;raquo; و &amp;laquo;معماری و ریاضیات&amp;raquo;، و تعیین مرزبندی و نقاط مشترک میان این علوم است تا از این طریق به الگویی هندسی در جلوخان مسجد شیخ لطف الله، و نمودِ این رابطه ها میان آسمانه ی گنبدخانهِ این مسجد با موسیقی دست یافت. برای تحقـــق هدف مذکور، روابط بین معمــــاری و موسیقـــی و معمـــاری و ریاضیــــات، جهت تطبیق در قالب یک مفهوم به عنوان موسیقــی &amp;ndash; ریاضـــی، تحلیل شده که متغیرهایی نظیر تعادل، توازن و تقارن، تزئینات و تناسبات، احساس شنیداری، فلسفه ی اعداد، تناسبات عددی، هندسه ی ترسیمی و روابط عددی، از عوامل مؤثر در آن هستند. این تحقیق از نوع پژوهش های نظری می باشد که بخش مبانی نظری آن با روش تفسیری تاریخی انجام شده و در مطالعه ی موردی که بر معماریِ جلوخان و آسمانهِ ی گنبدخانهِ مسجدِ شیخ لطف الله، صورت می گیرد؛ از استدلال منطقی استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد: اکثر نقاط هندسی جلوخان از نقاطِ شروع تا پایان، خطوط اصلی، خطوط تقارن ها، خطوط طاق ها، خطوط مقرنس ها و بسیاری از جزئیات جلوخانِ مسجد بر الگوی پیش فرض منطبق است. الگویی که با استفاده از تشابه دستگاه شورِ سُل، در مدولی تلفیقی از ریاضیات و موسیقی شکل گرفته است و هارمونی زیبای این دستگاه ایرانی در جلوخان مسجد و جداره های میدان نقش جهان نیز دیده می شود. همچنین هارمونی دستگاه شور در تزئیناتِ اوج گیرانهِ آسمانه مسجد نیز دیده می شود و این تزئینات هارمونیکِ، گواهی از زیرتر شدن نت های موسیقی و یا به عبارتی، بیشتر شدن فرکانس  نت ها در دستگاه شور نیز می باشند.</description>
						<author>علی تخمچیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
