جستجو در مقالات منتشر شده


21 نتیجه برای تخصیص

، ،
جلد 19، شماره 4 - ( 10-1387 )
چکیده

در این مقاله، مساله پوشش مجموعه چند هدفه مورد نظر، یکی از مدل­های مسائل مکان­یابی- تخصیص بوده که هدف آن کمینه سازی هزینه استقرار تسهیلات و افزایش تامین فرکانس تقاضا در ساختار مورد نظر می­باشد بطوریکه، هر مشتری (منطقه) حداقل تحت پوشش یک تسهیل قرار گیرد. این مساله به دلیل پیچیدگی­های محاسباتی در زمره خانواده مسائل NP-Hard قرارگرفته و حل آن از راه­های معمول و دقیقی همچون: روش وزن دهی، روش حدی، روش GP، روش LP متریک و ... با توجه به ابعاد بالای مساله، زمان بر و غیرکارا می­باشد. در این مقاله، الگوریتم شبیه سازی تبرید به عنوان یکی از الگوریتم­های فوق ابتکاری کارا که مبتنی بر جستجوی همسایگی در فضای جواب و پذیرش جواب­های احتمالی و نا مرغوب (جهت فرار از دام بهینه محلی و دستیابی به جواب بهتر) در حل مساله MOSCP می­باشد، مورد استفاده قرار گرفته است. در ادامه نحوه کارکرد الگوریتم پیشنهادی ارائه و روائی و پایائی آن از طریق حل تعداد متنابهی از مسائل مختلف نشان داده شده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که الگوریتم پیشنهادی از کارائی بالائی برخوردار بوده که فادر است در مدت زمان کوتاهی حل مناسبی برای مساله ارائه نماید.


، ،
جلد 21، شماره 1 - ( 2-1389 )
چکیده

موضوع بهینه یابی سبد سرو یس مسا یل مسیریابی وسایل نقلیه چند ایستگاهی - چند محصولی و چند سطحی یکی از مهم ترین و در عین حال مشکل ترین مسائل تصمیم گیری در حوزه مسائل حمل ونقل میباشد. تاکنون الگوریتم های دقیق ، ابتکاری و فوق ابتکاری متنوعی برای حل مدلهای مختلف مسائل مسیریابی وسایل نقلیه ارائه شده است . دراین مقاله یک مدل برنامه ریزی خطی صفر ویک (BLP) برای بهینه یابی سبد سرو یس درمسایل مسیریابی وسایل نقلیه چند ایستگاهی – چند محصولی و چند سطحی با هدف حداقل نمودن هزینه های توزیع ارائه شده است . بعبارت بهتر هدف ا ین مقاله تعیین میزان نسبت بهینه حمل ونقل برا ی هر یک از محصولات در وسا یل نقلی ه برا ی هر ی ک از مسیرها, نواحی و سطوح با حداقل هز ی نه توز یع می باشد . سپس برای حل این مدل یک الگوریتم کارا طراحی گردید. این الگوریتم با استفاده از تخصیص منابع محدود بر پایه ضرایب لاگرانژ، مسئله مسیریابی چند محصولی را به چند مسئله تک محصولی تبدیل میکند . بعداز حل مدل ریاضی هریک از مسائل مسیریابی تک محصولی ، با مقایسه ظرفیت تخصیص داده شده و مورد نیاز هر یک از محصولات ، میزان ظرفیت باقیمانده و کل را محاسبه و سپس عملیات تسطیح منابع و بهینه‌ یابی سبد سرو ی س دربین مسائل مسیریابی تک محصولی انجام میشود . براین اساس بعداز چند مرحله، تسطیح ظرفیت های باقیمانده، در صورتی که بهبود قابل توجهی در جواب مسئله حاصل نشود، جواب مسئله اصلی حاصل شده است. طراحی آزمایشات واعتبار سنجی انجام شده دراین مقاله بیانگر استفاده بهینه این روش از منابع کمیاب و کاهش قابل توجه هزینه های توزیع میباشد. این آزمایشات اعتبار الگوریتم طراحی شده را نسبت به مدل برنامه ریزی خطی صفر ویک در سطح 95 درصد تائید نموده و زمان حل مسائل را بمیزان 5 برابر کاهش داده است .


احمدرضا صیادی، محمد حیاتی، عادل آذر، ،
جلد 22، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده

رتبه‌بندی ریسک‌های یک پروژه به‌ویژه زمانی که تعداد عوامل ریسک‌زا افزایش می‌یابد به عنوان بخشی مهم از فرایند پیچیده مدیریت ریسک محسوب می‌شود. در این تحقیق نخست ساختار جامعی از ریسک‌های اصلی پروژه­های تونل‌سازی در قالب 17 دسته اصلی و 196 زیر سطح تهیه شده و سپس این ریسک­ها در عملیات تونل­سازی سد سیمره در جنوب غرب ایران رتبه­بندی شده است. بدین منظور از روش تصمیم­گیری گروهی و میانگین وزین جهت جمع­آوری و تجمیع نظر خبرگان و از روش تخصیص خطی به­عنوان یکی از روش­های تصمیم­گیری چند شاخصه جهت تعیین رتبه ریسک­ها استفاده شده است. شاخص­های رتبه­بندی در دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم شده­اند. شاخص اولیه بر مبنای احتمال و میزان اثر­گذاری ریسک­ها بر اهداف اصلی پروژه (زمان، هزینه، کیفیت و عملکرد) با وزن­های متفاوت تعیین شده است. دسته دوم شاخص­ها شامل اثرات اجتماعی- اقتصادی، اثرات زیست محیطی، نزدیکی زمان وقوع ریسک، میزان مواجهه با ریسک، عدم اطمینان تخمین و میزان مدیریت­پذیری ریسک است. با کمک روش تخصیص خطی ریسک‌ها با توجه به شاخص‌های گوناگون بهتر ارزیابی می‌گردند و در نتیجه واقع بینانه‌تر رتبه‌دهی می‌شوند. بر اساس نتایج بدست آمده، عوامل اقتصادی و شرایط حقوقی به ترتیب بیشترین و کمترین رتبه ریسک را به خود اختصاص می­دهند


علیرضا عیدی، ، حجت عبدالرحیمی، ،
جلد 23، شماره 3 - ( 8-1391 )
چکیده

امروزه با توجه به افزایش جمعیت و گسترش شهرها و در پی آن افزایش تقاضا برای دریافت کالا و خدمات، مسائل مربوط به حمل و نقل اهمیت بسزایی پیدا کرده­اند. یکی از مسائل مهم در بحث حمل و نقل که توجه محققین بسیاری را به خود معطوف ساخته است مسأله مسیریابی وسیله نقلیه می­باشد. در این پژوهش، مدل جدیدی از مسأله مسیریابی چند قرارگاهی و برای چند دوره متوالی به صورت برنامه­ریزی خطی عدد صحیح فرموله می­شود که در آن الزامی به بازگشت وسائل نقلیه به قرارگاه اولیه نبوده و قرارگاه ابتدایی و انتهایی برای هر مسیر در هر دوره با توجه مشتریان سایر دوره­ها مشخص می­گردد. هدف اصلی مدل ارائه شده نیز سرویس­دهی به مجموعه­ای از مشتریان در طی دوره­های مختلف از طریق چندین قرارگاه می­باشد. سپس یک الگوریتم فرا ابتکاری(الگوریتم ژنتیک) به عنوان راه حل مدل ارائه شده مورد مطالعه و توسعه قرار خواهد گرفت. از نتایج مهم این مقاله می­توان به کاهش مجموع هزینه­های مسیریابی با لحاظ نمودن ویژگی انعطاف­پذیری در تعیین قرارگاه پایانی هر مسیر اشاره نمود. معتبر بودن و کارایی محاسباتی الگوریتم ارائه شده در بررسی تعدادی از مسائل نمونه تولید شده نشان داده شده است.


احمدرضا تحسیری، نجمه خیری،
جلد 23، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

تغییر و تحولات ساختاری محیط های تجاری و صنعتی که از نیمه دوم قرن بیستم آغاز شد، مدیریت فرآیند تولید فیلم که یکی از بخش-های مهم در اقتصاد کشورهای توسعه یافته قلمداد می گردد، را نیز متحوّل نموده است. تهیه کنندگان، که وظیفه تولید فیلم را بر عهده دارند، ناچار به استفاده از روش های سازمان دهی و سبک های مدیریتی هستند که سازگار با شرایط عدم قطعیت و تنوع کمی و کیفی نهاده-های تولید، امکان ارائه ی اقتصادی محصولات خود در یک فضای رقابتی را داشته باشند. در این مقاله، ضمن بررسی روند تاریخی توسعه روش های مدیریت تولید فیلم، مدل "فیلم سازی مستقل" به عنوان شیوه ای سازگار با تغییرات سریع بازار و تنوع تقاضای مشتریان، مورد توجه واقع شده است. مشخصه بنیادی روش فیلم سازی مستقل در مقایسه با روش ماقبل خود، فیلم سازی استودیویی، در انعطاف پذیری ساختاری آن است، که امکان سازماندهی و کنترل یکپارچه فرایند تولید فیلم در شرایط وجود عوامل تولید متنوع و جایگزین در محیطی متغیر را برای تهیه کننده فراهم می آورد. اختصاص مناسب ترین فرد از مجموعه افراد متخصص قابل دسترس در محدوه ی جغرافیایی مورد نظر، برای انجام یک فعالیت مشخصِ تعریف شده، با توجه به نیازمندی های متفاوت، و کیفیت و سطوح تخصصی متعدد، به مساله اساسی در این مبحث تبدیل شده است. و لذا در سال های اخیر دستیابی به ابزار هایی مناسب برای تعیین چگونگی این امر توجه جدّی گروه های تخصصی تولید فیلم را به خود جلب نموده است. سؤال مرکزی در این تحقیق چگونگی سازماندهی نیروی انسانی، به عنوان یکی از پایه های اساسی مدیریت تولید در روش فیلم سازی مستقل، و سازگاری تخصصی و رفتاری بهینه آن با وظیفه ای که باید انجام دهد، می باشد. و بالتّبع، تمرکز محتوایی مقاله طراحی یک مدل ریاضی منطبق و سازگار با فضای فیلم سازی مستقل به گونه ای است که امکان پیکربندی تمامی گزینه های ممکن "فرد- وظیفه" و سپس انتخاب گزینه برتر، در یک فضای تصمیم گیری غیر قطعی، متنوع و با تغییرات سریع را فراهم نماید. نتیجه ی نهایی تحقیق، ارائه ی یک مدل تخصیص با ضرایب فازی است، که طی آن از یک روش ترکیبی تحلیل سلسله مراتبی و الگوریتم ژنتیک برای پیکربندی مسأله و حل مدل در محیط فازی استفاده شده است. پاسخ نهایی به صورت رجحان نسبی گزینه های فازی امکان تصمیم گیری سازمان یافته را برای تهیه کننده فراهم می نماید. در پایان از یک شبیه سازی عددی برای نمایش کاربرد مدل و روش حل مسأله استفاده شده است.
مرتضی راستی برزکی، سید رضا حجازی،
جلد 24، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده

در این مقاله مساله یکپارچه تخصیص موعد تحویل و زمانبندی تولید و ارسال سفارش‌ها در حالت چند مشتری برای سیستم تولیدی "تولید برای سفارش" در یک زنجیره تامین مورد بررسی قرار گرفته است. یک تولید کننده n سفارش از طرف K مشتری دریافت می کند. برای سفارشات هر مشتری موعد تحویل اولیه ای در نظر گرفته می شود که افزایش آن از طرف تولید کننده دارای هزینه می باشد؛ بنابراین از نظر تولید کننده موعد تحویل سفارشات هر مشتری یک متغیر تصمیم می باشد که باید تعیین شود. سفارشات لازم است توسط یک ماشین پردازش و در قالب دسته‌هایی توسط وسایلی با ظرفیت محدود به مشتری ارسال شود. هدف تخصیص موعد تحویل سفارشات هر مشتری، تعیین توالی پردازش کارها و تعیین دسته‌بندی آنها برای ارسال است به طوری که مجموع هزینه های تخصیص موعد تحویل، مجموع وزنی تعداد کارهای تاخیری و هزینه‌های ارسال کمینه شود. در این مقاله، مدل برنامه ریزی ریاضی مساله (شامل مدل غیرخطی مختلط) به همراه تست محاسباتی ارایه شده است. نتایج تست محاسباتی برای مسائل با ابعاد کوچک کارایی روش ابتکاری را نشان می دهد.
یزدان موحدی ، مهدی دولتخواه، مهدی کرباسیان، وحید راستی،
جلد 24، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

دوربین از مهم ترین اجزای تجهیزات نوین ارتباطی می باشد که عدم کارکرد آن باعث از دست رفتن درصد زیادی از اهداف این گونه تجهیزات می شود. به منظور جلوگیری از صدمات وارده به لنزها مخصوصا در ماموریتهایی که در محیطهای دشوار مانند فضا صورت می گیرد، یک درپوش بنام شاتر بر روی لنز نصب می گردد. شناسایی انواع خرابی های احتمالی در این گونه دستگاه های بسیار حساس و محاسبه قابلیت اطمینان آنها با توجه به ساختار پیچیده اینگونه سیستم ها قبل از عملیات، نقش موثری در بهبود طراحی این سیستم ها ایفا می کند. از سوی دیگر محاسبه قابلیت اطمینان این چنین سیستم هایی بدلیل کمبود بعضی از داده های ضروری با دشواری روبرو می باشد. روش شبکه های بیزین روشی بسیار قدرتمند در محاسبه قابلیت اطمینان سیستم های پیچیده است که مشکل کمبود داده را نیز از بین می برد. در این مقاله ابتدا با ترسیم بلوک دیاگرام کارکردی جریان(FFBD) و ماتریس N2، اجزای کارکردی مهم شاتر دوربین شناسایی شده و سپس با استفاده از روش تخصیص FOO و زنجیره مارکوف، قابلیت اطمینان تک تک اجزاء و زیر سیستم ها محاسبه گردیده اند. در مرحله بعد بر اساس درخت خرابی (FTA) شاتر، شبکه بیزین آن رسم شده و در نهایت قابلیت اطمینان شاتر بدست آمده است.
امیر البدوی، حمیدرضا کوشا،
جلد 25، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده

به‌کارگیری ریاضیات تصمیم‌ در تخصیص بودجه‌های ارتباط با مشتری حمیدرضا کوشا1 ,امیر البدوی2 چکیده: ریاضیات تصمیم‌ (DC) رویکردی مبتنی بر قضاوت است که در مدل‌سازی دنیای واقعی، نظر مدیریت را نیز در نظر می‌گیرد. به عبارت دیگر، نظر مدیریت در مدل-سازی آنچه در دنیای واقعی اتفاق می‌افتد، به گونه‌ای اعمال می‌گردد که مدیر با مدل یکپارچه ‌گردد. این شیوه مدل‌سازی نخستین بار توسط لیتل معرفی گردید و در حوزه‌های مختلف به خصوص در حوزه بازاریابی و ارتباط با مشتری به کار گرفته شد. هدف اصلی این تحقیق ارایه کاربرد رویکرد ریاضیات تصمیم در تخصیص بودجه-های ارتباط با مشتریان و بازاریابی است. در این مقاله پیشنهاد شده است که در صورت وجود اطلاعات بازار و پیچیدگی بالا از مدل‌های ترکیبی استفاده شود. مدل‌های ترکیبی طبق تعریف این مقاله علاوه بر آنکه از قضاوت مدیریت استفاده می‌کنند، از اطلاعات گذشته نیز حداکثر استفاده می‌نمایند و مدلی متکی بر داده‌های گذشته و قضاوت مدیریت فراهم می‌کنند. در این مقاله بر اساس رویکرد ترکیبی مدلی ساده برای تخصیص بودجه ارایه می‌شود. سپس رویکردی پیچیده‌تر برای تخصیص بودجه‌های ارتباط با مشتری متکی بر ریاضیات تصمیم و مدل زنجیره مارکوف ارایه می‌گردد. پیش‌بینی می‌شود که نتایج این تحقیق به تحلیل‌گران حوزه مدیریت ارتباط با مشتری کمک کند که بتوانند در مورد استفاده از مدل‌های ریاضی یا مدل‌های مبتنی بر قضاوت مدیریت، تصمیم‌گیری بهتری در خصوص نحوه تخصیص بودجه‌های ارتباط با مشتری داشته باشند. کلمات کلیدی: ریاضیات تصمیم‌ (DC)، تخصیص بودجه ارتباط با مشتری، قضاوت مدیریت، رگرسیون، زنجیره مارکوف، ماتریس انتقال.
محمد رضا رزازی، مهسا بانک توکلی،
جلد 25، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

انتخاب بهترین مجموعه ممکن تأمین­کنندگان برای یک زنجیره تأمین – سیستمی هماهنگ از تأمین‌کنندگان، تولید‌کنندگان، ترابران، خرده­فروشان و مشتریان- تأثیر چشمگیری بر سودآوری و موفقیت کل زنجیره تأمین دارد. به همین دلیل، بهینه ساختن کلیه فرایندهای تجاری و استفاده از راهکارهای سودمند­تر جهت صرفه­جویی در هزینه­ها مطلوب می­باشد. این مقاله بر روی فعالیت انتخاب تامین کنندگان در یک زنجیره تامین تمرکز دارد. بنابراین فرض می کنیم زنجیره تامین از دو لایه خریدار و تامین کنندگان تشکیل شده است به گونه ای که خریدار در هر زیر دوره زمانی تعدادی از تامین کنندگان را برای تامین اقلام مورد نیازاش براساس معیارهای قیمت، هزینه تراکنش و هزینه نگهداری در انبار انتخاب می نماید. این پژوهش به ارائه یک الگوریتم جدید جهت انتخاب بهترین مجموعه تامین کنندگان در هر زیر-دوره می­پردازد. این الگوریتم حداکثر زمان مدنظر خریدار در هر زیر-دوره زمانی و خطای مورد قبول خریدار را به عنوان ورودی دریافت می کند و پاسخ خریدار را در متوسط مدت زمان نزدیک حداکثر زمان مدنظر خریدار با خطای کمتر از خطای مورد قبول بر می گرداند. پاسخ خریدار عبارت از اینست که به کدام تامین کننده چه نوع قلمی و به چه تعداد سفارش دهد و حتی ممکن است تعدادی از اقلام مورد نیاز در زیر-دوره‌های آتی را در زیر-دوره جاری تامین شود و در انبار نگهداری شوند. در هر زیر-دوره تغییراتی در محیط ایجاد می شود بنابراین مدل تصمیم گیری [1] در این پژوهش تغییرات احتمالی محیط را در نظر گرفته و هزینه­های ناشی از انتخاب را بشدت کاهش می­دهد . این مدل بر پایه تکنیک­های خوشه­بندی داده­ها استوار است. برخلاف سایر مدل­های انتخاب، که از ابتدا به اجرای مجدد الگوریتم خود در هر زیر-دوره انتخاب، بر روی کل محیط می­پردازند؛ این مدل تنها تغییرات صورت گرفته در محیط را در نظر گرفته و با اعمال این تغییرات، بهترین مجموعه جدید را برای زیر-دوره کنونی پیدا می­نماید. بنابراین با حذف محاسبه مجدد عناصر تغییر نیافته محیط، هزینه­های انتخاب به طرز چشمگیری کاهش می­یابند. ارزیابی­های عددی نیز، کاربرد عملی این الگوریتم را تأیید می نماید.

  [1] مدل تصمیم گیری همان مدل تصمیم گیری در [1] است.


مرتضی راستی برزکی، سید رضا حجازی،
جلد 26، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

در این مقاله مساله یکپارچه تخصیص موعد تحویل، تخصیص منابع و زمانبندی تولید و ارسال سفارش‌ها در حالت تک مشتری در یک زنجیره تامین بررسی شده است. برای کل سفارشات یک موعد تحویل اولیه‌ای در نظر گرفته می شود که افزایش آن از طرف تولید کننده دارای هزینه می باشد. سفارشات لازم است توسط یک ماشین پردازش و در قالب دسته‌هایی توسط وسایلی با ظرفیت محدود به مشتری ارسال شود. زمان پردازش کارها با اختصاص منابع قابل کنترل است. هدف تخصیص موعد تحویل، تخصیص منابع، تعیین توالی پردازش کارها و تعیین دسته‌بندی ارسال است به طوری که مجموع هزینه های تخصیص موعد تحویل، تخصیص منابع، مجموع وزنی تعداد کارهای تاخیری و هزینه‌های ارسال به طور همزمان کمینه شود. در این مقاله، یک روش برنامه ریزی پویای شبه چند جمله ای، یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح و یک الگوریتم تقریبی با زمان چندجمله‌ای کامل برای مساله مذکور ارایه شده است.


دکتر علی مروتی شریف آبادی،
جلد 26، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

تخصیص و مکان‌یابی ایستگاه‌های امداد جاده‌ای، به دلیل داشتن تأثیرات زیاد بر نحوه‌ی خدمت‌دهی به رخدادهای جاده‌ای، مورد توجه محققان زیادی قرار گرفته است. هدف اصلی این مسائل، مکان‌یابی بهینه‌ی ایستگاه‌های امداد جاده‌ای و تقسیم‌بندی نواحی تحت خدمت، جهت تخصیص مناسب آن‌ها به خدمت‌دهنده‌ها است. این مسائل معیار‌های عملکردی سیستم از جمله مدت زمان انتظار مشتری را بهبود داده و از طرفی اهداف سازمان خدمت‌دهنده را برآورده ساخته و رضایت مشتری و خدمت‌دهنده را در پی خواهد داشت. در این تحقیق تخصیص ایستگاه‌های امداد خودرو ایران در طول بزرگراه تهران-قم، با استفاده از مدل صف هایپرکیوب (یکی از معروف‌ترین مدل‌های صف در زمینه‌ی مکان‌یابی)، مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور، پس از تعیین تعداد حالات سیستم، معادلات تعادلی هر حالت سیستم با استفاده از نمودارهای آهنگ تعادل استخراج شده است. سپس با استفاده از احتمالات حدی به‌دست آمده، معیار‌های عملکردی سیستم، مانند میزان بار ‌کاری هر خدمت‌دهنده و مدت زمان انتظار مشتری جهت دریافت خدمت محاسبه شده است. در ادامه با طراحی و اجرای الگوریتم ژنتیک، تغییر بهینه‌ی قابل اجرا در عمل، در اندازه‌ی نواحی تخصیص‌داده‌شده به هر خدمت‌دهنده، با هدف کمینه کردن میزان عدم توازن بار کاری خدمت‌دهنده‌ها و مدت زمان انتظار مشتری، انجام شده است.


دکتر حسن خادمی زارع، مهندس امید کاوندی،
جلد 27، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده

در این مقاله، با استفاده از تکنیک ارزش افزوده یک روش کارا و موثر برای موازنه هزینه – زمان در بین پروژه های صنعتی و تجاری یک سازمان با هدف حداقل نمودن مجموع هزینه های زودکرد و دیرکرد پروژه های صنعتی و حداکثر نمودن درآمد پروژه های تجاری ارائه شده است. بکارگیری تکنیک ارزش افزوده در مدیریت پروژه مستلزم یک تعریف جامع و کامل از پروژه، در ابتدای کار می باشد این تعریف سبب ایجاد یک طرح کلی از پروژه می شود. در این صورت با توجه به چرخه حیات پروژه می توان مراحل اصلی اجرای پروژه را از یک درصد تا صد در صد اندازه گیری کرد. بر این اساس در هر مرحله از پیشرفت پروژه، بر اساس عملکرد پروژه، پیش بینی دقیق و قابل اطمینانی از وضعیت نهایی پروژه از لحاظ مدت زمان و هزینه لازم برای تکمیل پروژه ارائه می شود. این پیش بینی دقیق باعث می شود، قبل از تحمیل هرگونه زیان بیشتر، تصمیم به توقف پروژه و یا تغییر روند اجرایی فعلی گرفته شود. تغییرات روند اجرایی شامل تغییرات زمانبندی، تخصیص و تسطیح مجدد منابع پروژه های صنعتی و یا اجرای پروژه های تجاری جدید با استفاده از تکنیک ارزش افزوده در راستای تامین اهداف پروژه می باشد. برنامه ریزی اولیه ومجدد پروژه، شامل سه مرحله زمانبندی فعالیت ها، تخصیص و تسطیح منابع و پیش بینی دقیق از وضعیت آینده پروژه می باشد. استفاده از تکنیک ارزش افزوده در این مقاله ضمن ایجاد تعادل در زمان و هزینه، افزایش دقت در برنامه ریزی اولیه و مجدد پروژه، بهبود میزان تسطیح منابع، باعث کاهش قابل توجه زمان و هزینه در پروژه های صنعتی و افزایش درآمد پروژه های تجاری مورد مطالعه شده است.


خانم محبوبه پیمانکار، دکتر محمد رنجبر، آقای مهدی لطفی،
جلد 27، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

با توجه به نقش و اهمیت چیدمان تسلیحات دفاعی دریایی در صحنه نبرد و نحوه تخصیص تسلیحات موجود به تهدیدهای مهاجم، استفاده از مدل‌های ریاضی و بهینه‌سازی در این‌گونه مسائل ضروری است. در این مقاله یک مدل برنامه‌ریزی غیرخطی مختلط عدد صحیح برای مسأله چیدمان حامل‌های جنگی و تخصیص سلاحهای آن‌ها به تهدیدها با هدف وارد کردن بیشترین تخریب به تهدیدها ارائه می‌شود. از آنجایی که حل دقیق مدل ارائه شده با استفاده از نرم‌افزارهای موجود در زمینه تحقیق در عملیات امکان‌پذیر نیست، روش-های جستجوی محلیِ بیشترین بهبود، سریع‌ترین بهبود و روش فرا ابتکاریِ جستجوی ممنوعه برای این مسأله طراحی شده‌است. نتایج به دست آمده از این روش‌ها با روش شمارش کامل مقایسه شده و مشخص می‌شود، روش جستجوی ممنوعه کارایی بیشتری نسبت به سایر روش‌های پیشنهادی دارد.


دکتر علی بزرگی امیری، مهندس حامد وفاآرانی،
جلد 27، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

در مواقع اضطرار ناشی از حوادث و بلایای طبیعی و انسان‌ساز، تامین برخی اقلام که ارتباط مستقیم با زندگی انسان‌ها دارند، از اهمیت بالایی برخوردارند. در این مقاله، مدلی چند هدفه برای مکان‌یابی تسهیلات موقت جهت جمع‌آوری خون و تخصیص اهداکنندگان خون به این مکان‌ها ارائه شده است. در مدل پیشنهادی، مراکزی برای جمع‌آوری و ذخیره خون‌های جمع‌آوری شده توسط تسهیلات موقت در نظرگرفته شده است. علاوه براین، اهدا کنندگان می‌توانند به طور مستقیم به این مراکز برای اهدای خون مراجعه نمایند. اهداف در نظر گرفته شده در مدل برنامه ریزی ریاضی دو هدفه عبارتند از: (1) کمینه سازی عدم پاسخ‌گویی به تقاضای خون، (2) کمینه سازی هزینه های انتقال خون از تسهیلات موقت به مراکز خون، هزینه اهدای خون به تسهیلات موقت و مراکز خون، هزینه جابجایی تسهیلات موقت و هزینه کمبود خون در دوره های مختلف. مدل ارائه شده دارای محدودیت ظرفیت برای تسهیلات موقت و مراکز خون می‌باشد. در نهایت، جهت صحه گذاری مدل پیشنهادی، مسئله با روش محدودیت اپسیلون برای مثال عددی حل شده است.


دکتر جعفر باقری نژاد، مهندس مریم میرزایی،
جلد 27، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

هدف این مقاله، تعیین مکان های بهینه جهت احداث ایستگاه های توزیع سوخت برای وسایل نقلیه شهری در شبکه های شامل مسیرها و تقاطع ها است. در مسئله مورد مطالعه، اولا نگرش به تقاضا و مکان تسهیل از حالت معمول مبتنی بر گره در شبکه، به حالت مبتنی بر یال در نظر گرفته شد . ثانیا محدودیت سرویس دهی توسط ایستگاه های سوخت به عنوان یک محدودیت صف ( درنظر گرفتن ازدحام ) در شبکه لحاظ گردید. در این پژوهش براساس دو مدل ریاضی ماکزیمم پوشش و مکان یابی جریان-سوخت، مدل ریاضی برای تعیین مکان های بهینه جهت احداث ایستگاه سوخت، ارائه شد. برای حل مدل، الگوریتم ابتکاری متناظر در قالب الگوریتم حریصانه توسعه یافته، طراحی و با نرم افزار" متلب " اجرا شدو به کمک نرم افزار " گمز" نیز قادر به تولید جواب بود. برای نشان دادن کارایی الگوریتم پیشنهادی به حل عددی مسئله با داده واقعی پرداخته شد. یافته ها حاکی از آنند که، جوابهای حاصل از نرم افزار گمز، دارای اختلاف کمی با جواب های حاصل از الگوریتم پیشنهادی است و مقایسه جواب های حاصل از روش دقیق " قواعد کاهش" با الگوریتم ابتکاری توسعه یافته پیشنهادی، نیز موید کارایی آن در یافتن مکان بهینه است


الهام هاشمی شاد، انوشه رحمانی، پونه بلوک نخجیری، سیده فائزه موسوی، نرگس شهرودی،
جلد 28، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

آزمون مهارت یکی از تکنیک‌های کنترل کیفیت خارجی است که می‌تواند اثربخشی برنامه کنترل کیفیت هر آزمایشگاه­ها را مشخص نماید. هدف از این مقاله بررسی مهارت‌ آزمایشگاه‌های سیم و کابل در خصوص اندازه‌گیری اندازه‌ده مقاومت الکتریکی هادی در آزمون مهارت و همچنین تعیین عوامل موثر در ارتقاء عملکرد آزمایشگاه‌ها می‌باشد. با توجه به نیاز احساس شده مطابق با نتایج طرح اجرای هماهنگ استاندارد (طاها) درکشور در سال 1392، تعداد قابل ملاحظه آزمایشگاه‌های همکار استاندارد و همچنین اهمیت ایمنی در صنعت برق، کابل با هادی تک رشته به عنوان قلم آزمون مهارت انتخاب گردید. در این مقاله، تاثیر رعایت شرایط هم دمایی با محیط، نوع و کالیبراسیون تجهیزات و استقرار نظام کیفیت در آزمایشگاه بر اساس استاندارد بین المللی17025 به عنوان عوامل موثر در نتایج اندازه گیری مورد بررسی قرار گرفت. این آزمون به صورت الگوی مشارکت متوالی در 19 آزمایشگاه برگزار گردید. پس از تحلیل آماری داده ها، آزمایشگاه ها بر اساس نمره Z و D (اختلاف) رتبه بندی شدند. 15/63 % شرکت کنندگان در اندازه‌گیری پارامتر مقاومت الکتریکی هادی، نمره Z و D قابل قبول به دست آوردند. تحلیل های آماری نشان می‌دهد 60 % از شرکت کنندگانی که موفق به کسب رده کیفی A شدند، دارای ویژگی های تجهیز قابل قبول وکالیبره در محدوده اندازه‌گیری، رعایت هم دمایی و استقرار استاندارد  ISO/IEC 17025 بودند.


پروانه سمویی، دکتر پرویز فتاحی، دکتر مصطفی زندیه،
جلد 28، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

یکی از مهمترین مسائل در خطوط مونتاژ دو طرفه، تخصیص مناسب نیروی انسانی و فعالیت­ها به ایستگاه­های کاری است، تا بتوان کارایی خط را به حداکثر مقدار ممکن رساند. اما موردی که در اغلب مسائل بالانس خطوط مونتاژ از آن غفلت می­شود، آن است که آیا با بالانس انجام شده، گلوگاهی در سیستم به وجود می­آید یا خیر. همچنین اگر در سیستم گلوگاهی وجود دارد، آیا می­توان با جابه­جا کردن افراد ایستگاه­ها همچنان حداکثر تقاضای پیش­بینی شده را تامین کرد و یا نیاز به تعیین ترکیب تولید می­باشد. بدین منظور، پس از ارائه­ی یک مدل ریاضی دوسطحی تک­هدفه-چندهدفه، به حل این مدل توسط الگوریتم­ هیبریدی بهینه­سازی توده­ی ذرات و تئوری محدودیت­ها اقدام شده است. علاوه بر این، نیز چند کران پایین برای تعداد ایستگاه­ها پیشنهاد شده است. نتایج حاصل از الگوریتم به کمک مثال­های عددی مختلف تشریح شده است.


مهدی نجفی، علیرضا پورسعید،
جلد 28، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

در حال حاضر، روزانه تعداد قابل توجهی از افراد در کشور ما به دلیل نرسیدن عضو مورد نیاز جهت پیوند، جان خود را از دست می­دهند. به دلیل کمبود شدید عضو در مقابل تقاضای آن، توجه به عضوهای اهدا شده و نحوه استفاده از آنها حیاتی به نظر می­رسد. از آنجایی­که شبکه پیوند عضو شامل مراکز پیوند، فراهم آوری، بیمارستان­ها، اهدا کنندگان و بیماران خواهد بود با تعیین مکان مناسب بخش­ها، جابه­جایی در کمترین زمان و تخصیص بهینه اعضا می­توان تا حدودی از دست رفتن جان این نوع بیماران جلوگیری نمود. در همین راستا در این تحقیق تلاش شده است یک مدل برنامه­ریزی ریاضی جهت بهینه­سازی سیستم تخصیص در شبکه پیوند اعضا ارائه شود. با توجه به اهمیت زمان در این فرایند، تلاش شده است برنامه­ریزی به نحوی انجام پذیرد تا کلیه زمان­های موجود در سیستم شامل زمان­های جابه­جایی بین مراکز مختلف، زمان خارج سازی عضو و عمل پیوند و زمان انتظار بیماران کمینه شود. ضمنا با توجه به اولویت متفاوت بیماران نیازمند پیوند عضو، در این مدل از تئوری صف اولویت دار به منظور ایجاد حق اولویت بیماران اورژانسی نسبت به بیماران عادی، بهره گرفته شده است تا با استفاده از آن علاوه بر کاهش دادن زمان انتظار بیماران، تعداد بیمارانی که در صف انتظار پیوند جان خود را از دست می­دهند کاهش ­یابد. هم­چنین با توجه به متفاوت بودن زمان در دسترس برای پیوند زدن هر عضو، روش متمایزی به منظور ارسال هر یک از آن­ها در نظر گرفته شده است. در نهایت با توجه به غیر خطی و ماتریسی بودن متغیرهای موجود در صف روشی ابتکاری جهت حل مسائل بزرگ ارائه شده و یک مثال عددی منطبق با مراکز کشور ایران حل و نتایج حاصل از مدل ارائه می­شود.


مجید رفیعی، عطیه محمدی طلب،
جلد 28، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

یکی از مهمترین مسائل در سیستم تولید سلولی مبحث تخصیص منابع به خصوص نیروی انسانی می­باشد. نوآوری این پژوهش نسبت به کارهای انجام شده، در نظرگیری اثر یادگیری و فراموشی اپراتور ضمن خدمت است، مسئله­ای که می­تواند در میزان مهارت کسب شده­ی اپراتور در انتهای دوره­ی برنامه­ریزی و تخصیص فعالیت­ها در دوره­ی آتی موثر واقع شود. در این مدل عواملی دیگر همچون استخدام و اخراج، حقوق و دستمزد، سطح­بندی مهارتی و جابه­جایی اپراتور پرداخته شده است و سعی در ارائه­ی مدلی جامع در مبحث تخصیص نیروی انسانی شده است. در این مطالعه یک رویکرد بهینه‌سازی استوار برای مدل‌سازی عدم قطعیت در سیستم تولید سلولی ارائه شده است. استواری مدل ارائه شده باعث شده است تا جواب بدست آمده به ازای تمامی مقادیر پارامتر‌های غیرقطعی، شدنی بودن خود را حفظ نماید و در این محیط غیر قطعی به دنبال یافتن جواب بهینه باشد. مدل ارائه شده با استفاده از تکنیک­های خطی­سازی به مدلی خطی تبدیل شده­است. پس از کدنویسی مدل ارائه شده، با استفاده از نرم‌افزار گمس به تحلیل­هایی از جمله بررسی مقادیر بهینه و زمان حل هر یک از مدل­های خطی و غیرخطی پرداخته شده است. همچنین یک مطالعه موردی از مرکز ریخته گری شرکت سایپا مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج بدست آمده هزینه استخدام اپراتور بیشترین تاثیر را بر روی میزان بهینه تابع هدف در شرایط عدم قطعیت مدل داشته است. 


دکتر مهدی نجفی، اقای احمد محمدی،
جلد 28، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

بیماری‌های عفونی امروزی همواره تهدیدی برای بشریت بوده و از بزرگ‌ترین عوامل مرگ‌ومیر کودکان و جوانان هستند. اگرچه این بیماری‌های تهدیدی جدی برای سلامت عموم هستند، منابع برای کنترل این بیماری‌ها محدود است. به همین دلیل استفاده کارا از منابع موجود در جهت کنترل این نوع بیماری­های از اهمیت زیادی برخوردار است. در این راستا، تحقیقات زیادی در جهت استفاده از مدل­های ریاضی جهت انتخاب استراتژی کارا در کنترل این نوع بیماری­ها انجام شده است که در اغلب آن­ها از مدل‌های اپیدمی استفاده شده است. بطور کلی این مدل­ها ابزار سودمندی برای مطالعه روند رشد بیماری‌ها هستند. محققان از این ابزار برای بررسی نحوه تخصیص منابع در همه‌گیری‌ها استفاده می‌کنند. این مدل‌ها انواع گوناگونی دارند که اغلب با عنوان مدل‌های کرماک-مک‌کندریک شناخته می‌شوند و بیماری‌ها را بر اساس حالت افراد به حالت‌های مختلف دسته‌بندی می‌کنند. تمرکز ما در این مقاله بر مدل اپیدمی SEIR تصادفی با نواحی جغرافیایی مختلف و تعامل بین آن‌ها است. اثر مداخلات مختلف سیستم سلامت بر مدل اپیدمی بررسی می‌شود. پس‌ازآن مدل برنامه‌ریزی ریاضی برای تخصیص منابع در مداخلات مختلف سیستم سلامت ارائه می‌شود و از تحلیل هزینه-اثربخشی برای یافتن مقرون‌به‌صرفه ترین استراتژی استفاده می‌شود. بودجه‌ای به عنوان محدودیت هزینه در نظر گرفته می‌شود و بهترین استراتژی بر اساس آن ارائه می‌شود. در انتها با مثال عددی نتایج حاصل از مدل موردبررسی قرار می‌گیرد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه بین المللی مهندسی صنایع و مدیریت تولید می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق