جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای Heuristic Algorithm

، ، ،
جلد 20، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

در این مقاله، مسأله زمانبندی تولید کارگاه منعطف (Flexible Job Shop) با تعریف جدیدی از انعطاف پذیری مورد بررسی قرار می­گیرد. در این نوع انعطاف پذیری برای مساله فرض می­شود که در هر ایستگاه عملیاتی چند ماشین وجود دارند که کارها در هر ایستگاه می­توانند به یکی از آنها تخصیص داده شود. تابع هدف کمینه­سازی بازه ساخت (make span) است. ابتدا مدل ریاضی مساله ارائه شده و سپسNP-hard بودن مسأله نشان داده می­شود. بعلت NP-hard بودن مساله استفاده از روشهای دقیق برای حل آن در زمان چندجمله­ای ممکن نیست و باید از الگوریتمهای ابتکاری برای حل آن استفاده نمود. ­به این منظور دو الگوریتم ابتکاری به نامهای H1 و H2 به ترتیب برای مسائل با ابعاد بزرگ و معمولی برای حل مساله ارائه می­شود. بعلت اینکه این مسأله تا کنون در ادبیات موضوع مورد مطالعه قرار نگرفته است، معیار مناسبی برای ارزیابی الگوریتم­های ارائه شده وجود ندارد. بنابراین بمنظور ارزیابی الگوریتمهای ارائه شده، سه الگوریتم ابتکاری با نامهای H3، H4 و H5 و همچنین یک کران پایین برای آن ارائه می­شود و نتایج الگوریتمهای H1 و H2 با آنها مقایسه شده است. نتایج محاسبات نشان می­دهد که الگوریتم پیشنهادی  H2برای مسائل با ابعاد کوچک، جوابهای بهتری را نسبت به الگوریتمهای دیگر ارائه می­دهد. اما در مسائل با ابعاد بزرگ H1 به طور مجانبی کاراتر از H2 است. همچنین کارائی الگوریتم H3 پایین­تر از سایر الگوریتمها است.


، ، ،
جلد 21، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده

در این مقاله، مسأله زمانبندی جریان کارگاهی جایگشتی دوباره وارد شونده با هدف کمینه­سازی حداکثر دیرکرد کارها مورد بررسی قرار می­گیرد. محیط جریان کارگاهی دوباره وارد شونده (RFS) همان جریان کارگاهی است با این تفاوت که کارها، ماشین­های مشخصی را بیش از یک بار ملاقات می­کنند. در نوع RFS، اگر ترتیب کار روی هر ماشین در هر سطح یکسان باشد، به چنین مسایلی، مسأله جریان کارگاهی جایگشتی دوباره وارد شونده (RPFS) عنوان می­گردد. در این مقاله، ابتدا مدل ریاضی مسأله کمینه­سازی حداکثر دیرکرد کارها در RPFS چند ماشینه، توسعه داده می­شود. برای حل این مسأله، سه الگوریتم فراابتکاری مبتنی بر الگوریتم­ ژنتیک، شبیه­سازی تبرید و جستجوی ممنوع طراحی و بکار گرفته می­شود. الگوریتم­های فراابتکاری همچنین با حل­های بهینه ایجاد شده توسط رویکرد برنامه­ریزی عدد صحیح مقایسه می­گردند. نتایج آزمایشی نشان می­دهد که الگوریتم ژنتیک در اکثر موارد کارایی بهتری نسبت به الگوریتم­های تست شده دیگر دارد.


قاسم مصلحی، علی حکیمیان، مصطفی ابویی اردکان،
جلد 23، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

در این مقاله مسئله زمان‌بندی فلوشاپ دو ماشین با در نظر گرفتن ورود غیر همزمان و با هدف کمینه‌سازی تعداد کارهای دیرکرددار بررسی شده‌است. در ابتدا پیچیدگی مسأله بررسی و ثابت شده که مسأله NP hard است. بنابراین برای حل مسئله فوق یک الگوریتم ابتکاری که قابلیت حل مسائل با ابعاد خیلی بزرگ را دارد، ارائه شده است. همچنین به منظور حل بهینه مسئله از روش شاخه و کران با در نظر گرفتن الگوریتم ابتکاری به عنوان حد بالا بهره گرفته شده‌است. نتایج محاسباتی نشان می‌‌دهد که رویه شاخه‌و‌کران مسائل با ابعاد 28 فعالیت در گروه High و 20 فعالیت در گروه Low را در زمان منطقی و به طور کامل حل می‌کند، که این امر کارآیی حد بالا، حدود پایین و اصول غلبه ارائه شده برای مسئله را نشان می‌دهد. همچنین نشان داده شد که متوسط نسبت جواب بهینه به الگوریتم ابتکاری با هدف ∑(1-Ui) حداکثر 11/1 برابر می‌باشد که در مقایسه با الگوریتم‌های ارائه شده در تحقیقات مرتبط با کارهای دیرکرددار نسبت کوچکی می‌باشد. این نسبت نشان دهنده کارایی بالای الگوریتم ابتکاری است. با توجه به کارآیی بالای الگوریتم ابتکاری، مسائل نمونه با ابعاد بزرگ نیز حل و نتایج آن ارائه شده است.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه بین المللی مهندسی صنایع و مدیریت تولید می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق