مکتب سلیمانی ذخیره مدیریتی و فرهنگی
برای ملت ایران و الگویی برای جهانیان
به قلم: عبدالمجید ارجمندی؛ معاون فرهنگی و اجتماعی
دانشگاه علم و صنعت ایران

سردار سلیمانی چه ویژگیهایی داشت که او را باید صاحب مکتب و منش و راهش برای ما درس و سرمشق باشد؟ دراین راستا لازم است دراین موضوع اندکی کنکاش کنیم و به حجت ها و دلایلی اشاره نمود که باعث ایجاد این اندیشه و مکتب شده است.
مکتب سلیمانی باید در همان ترازی طرح شود که چیستی مکتب در حوزه اندیشه تعریف میشود. شاید بسیاری از خوبیهای سردار شهید مرتبط با مکتب نباشد، اما قابل دفاع و ترویج باشد. اگر مکتب یک مشرب و چارچوب فکری است باید ابتدا گرایش مکتب سلیمانی احصا شود. بدون تردید مکتب سلیمانی یک مکتب تخصصی، فقهی، فلسفی یا سیاسی نیست. او نه فقیه بود و نه فیلسوف و نه سیاستمدار به معنای جانمایی در حوزه قدرت بود. اما خوشبختانه بین نیاز امروز جامعه ما و مشرب فکری و مکتب سلیمانی همبستگی و رابطه حداکثری وجود دارد. مکتب سلیمانی یک «مکتب تربیتی» است. جذابیت شخصیت ایشان برای جوانان مسلمان نمود این مهم است. تأثیر بر شخصیت آدمی و جهتدهی به رفتار و بینش وی خاصیت مکتب سلیمانی است.
تأثیر بر شخصیت آدمی و جهتدهی به رفتار و بینش وی
خاصیت مکتب سلیمانی است
قطعاً حصر شخصیت وی در حوزه نظامی منجر به تولد و گسترش مکتب سلیمانی نخواهد شد، بلکه «سلوک مکتبی» وی در همه ابعاد اجتماعی، اعتقادی و رفتاری موضوعیت دارد. شهید سلیمانی دارای اصول، جوهره و ویژگیهایی است که جمیع آنها او را در قالب یک مکتب متمایز به تصویر میکشد .
که می توان ارکان و ویژگی های این مکتب را در چند مورد زیر بیان کرد:
۱_ فروتنی و مهربانی نسبت به ضعفا، کودکان ، پیران و همه مردم در هر صنف و سلیقه ای شالوده ارکان «مکتب حاج قاسم» را تشکیل میدهد.
ممکن است آدم مهربان زیاد پیدا کنید، ولی آدمی مثل حاج قاسم که در مقابل دشمن بایستد، و دشمنشناسیاش قوی باشد و در مقابل دشمن وجود مؤثری باشد، و با فقر او نیازمندان و آسیب دیدگان مهربان، کم است.
صفای باطن و مهربانی و لطافت روحی در کنار صلابت وحماسهسازی که ایشان در میدان جنگ نسبت به دشمنان داشت، ترکیب زیبایی میآفریند که مصداق آیه شریف «أَشِدَّاء عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ»؛
۲- جنبه های روحانی و معنوی: جذابترین ویژگی سلوک رفتاری سردار شهید معنویت و گرایش به دعا و نجوای الهی، ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت، اخلاص، خضوع و خشوع و در یک کلمه الهامبخشی مؤمنانه بود.
۳_ عقلانیت: اگر سردار مهربان بود، بر اساس یک خصلت شخصیتی فردی نبود، بلکه عقلانیت دینی ایجاب میکرد که مهربان باشد و خدمت بکند. اگر ایشان نمیترسید، بهخاطر عقلانیت دینی است که کار را به دست خدا میداند. اگر شهید سلیمانی مذاکرهکنندهی قوی در دیپلماسی بود، بهخاطر عقلانیتی است که از دین پیدا کرده بود که باید مذاکرهکنندهی قوی باشد.
اگر شهید سلیمانی مذاکرهکنندهی قوی در دیپلماسی بود،
بهخاطر عقلانیتی است که از دین پیدا کرده بود، که باید مذاکرهکنندهی قوی باشد
اگر مقابل آمریکاییها قدرتمندانه نیروها را بسیج میکرد و موفق میشد، بهخاطر عقلانیتی بود که به ایشان میگوید دشمن ضعیف است و کدخدا نیست. پس عقلانیت پایه شخصیت اوست.
۴- تشکیل امت واحده: سردار سلیمانی از معدود مجاهدان این زمانه جهان اسلام بود که به عزت و عظمت امت اسلامی فکر میکرد. مانند سیدجمال به سراغ آنان میرفت، سخن میگفت و بشیر و نذیر بود. برای دور کردن توطئهها از امت اسلامی جهاد میکرد و مأمن و پناهگاه رزمندگانی بود که از سراسر جهان اسلام در ذیل پرچم اسلام جمع شده بودند. پاکسازی جهان اسلام از نظام سلطه هم مأموریت و هم آرمان وی بود. او بیش از ۲۰ سال با امت اسلامی زندگی کرد، به دیگران آموخت و خود نیز تجربه آموخت.
می توان گفت یکی از مصادیق آیهی «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه» ایشان قوای امت اسلامی را برای جبههی مقاومت گردهم آورد و ثابت کرد که میشود این کار را انجام داد. میزان تأثیرگذاری این شهید هم تا این حد است که ما در مورد واقعهی عاشورا یک جملهی مشهوری داریم که میگوید کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود؛ و دربارهی انقلاب اسلامی هم میتوانیم بگوییم، انقلاب در ایران میماند اگر سردار سلیمانی نبود.
و سرانجام در راه اعتلای وحدت جهان اسلام و مبارزه با سلطه غرب بر جهان اسلام از یکسو و مبارزه با تحجر از سوی دیگر شهید شد.
۵_ وفاداری به آرمان شهدا:
خداوند در سورهی مائده میفرماید: اگر شما پای دین نایستید و از دین رویگردانی کنید و مقاومت نکنید، من قوم دیگری را بهجای شما میآورم. من آنها را دوست دارم، و آنها هم من را دوست دارند. اینجا پرده از اخلاص و صفای باطن و نورانیت شهدا مانند شهید سلیمانی برمیدارد، که به شدت در مقابل مؤمنین فروتن است. یکی از عواملی که به شدت ایشان را برای شهید شدن مضطر و روحانی کرده بود، احساس وفاداری به یاران شهیدش بود و دیگر نمیتوانست فرزندان شهدا را ببیند و تمنای شهادت از آنها نکند. ما این خصلت را هم در امام حسین علیهالسلام میبینیم. وقتی که امام حسین علیهالسلام خبر شهادت مسلمبنعقیل را میدهند، میفرمایند بعد از اینها زندگی دیگر فایدهای ندارد، و خیری در آن نیست. یا در روایتی از امام باقر علیهالسلام داریم که ظهر عاشورا از جانب خداوند الهامی رسید که حسین خودت بین شهادت و یا نابودی دشمنانت یکی را انتخاب کن. ما میتوانیم دشمنانت را نابود کنیم، اما امام حسین علیهالسلام شهادت را انتخاب کرد. امام میتوانست پیروز آن میدان باشد و جان خودش را با کمک الهی نجات بدهد، اما اباعبداللّهحسین علیهالسلام فرمودند من میخواهم به این شهدا ملحق بشوم.
ما جلوهای از این احساس تعلق خاطر سیدالشهدا علیهالسلام نسبت به یاران با وفای خودش را در سردار سلیمانی دیدهایم. به ایشان میگفتند شما محبوبترین شخصیت جمهوری اسلامی هستید ولی ذرهای دلش نلرزید و بهسمت این محبوبیت نرفت. یا به ایشان میگفتند نقش شما خیلی حساس است، و در منطقه دارید کار بزرگی را انجام میدهید، اما خیلی راحت میگفت کارها دست خدا است.
۶- ولایت مداری: سردار سلیمانی هشت سال به فرمان امام جنگید، ۲۲ سال به فرمان امام خامنه ای آسایش و زندگی را بر خود حرام کرد. او خیر دنیا و آخرت جوانان را در همراهی با نظام جمهوری اسلامی دانست. حکمت را برجستهترین شاخص رهبری خویش میدانست و نگاه و تصمیم او را همیشه راهگشا میدانست، خود را سرباز ولایت میدانست و عشق دوطرفه ایشان و رهبری شاید نمونهای کمنظیر در طول تاریخ انقلاب اسلامی است. رهبر معظم انقلاب بعد از امام برای هیچکس بهاندازه شهید سلیمانی نسوخت و نگریست و وصیت شهید سلیمانی نیز نشان داد که نقطه مرکزی گفتمان این وصیتنامه «خامنهای» است.
خود را سرباز ولایت میدانست و عشق دوطرفه
ایشان و رهبری شاید نمونهای کمنظیر
در طول تاریخ انقلاب اسلامی است
۷- بصیرت ودشمنشناسی: شهید سلیمانی کانون های دشمنی با ایران و جهان اسلام را شناخته بود. آرایش صحنه برای او آرایش حق و باطل بود. او همانند امام جنگ همهجانبه غرب با ما را جنگ ایمان و رذالت تفسیر میکرد و کشته شدن در این مسیر را «توفیق شهادت» میدانست و برای وصول به آن سالها تلاش و خودسازی کرد. او امریکا و صهیونیسم و تحجر را سه عامل تهدیدکننده جهان اسلام و امت اسلامی میدانست و مبارزه را نیز در این نقطه متمرکز کرده بود.
۸_عمل گرای دررفتار: او جوانان با ظاهر نامناسب را نیز فرزندان ملت مسلمان ایران میدانست و از نگاههای سطحی و نازل به آنان رنج میبرد و معتقد بود فقط با سلوک، اخلاص و عمل (نه به زبان) میتوان جوانان را به آبشخور حق وارد و فتحالفتوح امام را مجدداً زنده کرد.
۹- دوری از زخارف دنیا : تلاش ۴۰ ساله و بدون وقفه در راه هدف و تلاش برای دوری از زخارف دنیا برای ثابتقدم ماندن در مسیر مجاهدت، سیره عملی شهید سلیمانی بود. دنیا برایش بسیار کوچک بود و مجاهدت شبانهروزی خود را با هدف رسیدن به قرب الهی تنظیم کرده بود که اوج آن شهادت بود.
۱۰- مردمواری: دور بودن از پرستیژ، درجه و حصارهای مدیریتی و قاطی بودن با مردم ویژگی دیگر شهید سلیمانی است. این همان سیره و آورده انقلاب اسلامی است که توسط بخش زیاد از مدیران ومسئولین آسیب فراوانی دید، اما سردار سلیمانی این خصلت را در خود حفظ کرد. بیآلایش و خاکی بود با مردم بودن و برای مردم بودن، درسیل در زلزله در مرز و امنیت در هر شرایطی در کنار مردم.
👈این است اندیشه و مکتب حاج قاسم و دانشگاهیان و آموزش و پرورش و حوزه های علمیه و مدیران و وزرا و وکلا و سیاست مداران در حوزه های داخلی و خارجی
👈 این است مکتب حاج قاسم و فیلم نامه نویسان و کارگردانان و هنرمندان و داستان نویسان
👈 این است مکتب سلیمانی ودیعه الهی به ملت ایران به عنوان یک ذخیره بزرگ و غنی فرهنگی و مدیریتی و الگوی برای همه جهانیان
|