.jpg)
دانشجو نظام الدین عنبری روزبهانی در تاریخ 23 بهمن 95ساعت 11:00از پایان نامه خود تحت عنوان "ارائه یک مدل مفهومی در تحلیل ساختار فرمی پوسته های سازگار با محیط " در آمفی تئاتر دانشکده معماری دفاع خواهند نمود.اطلاعیه دفاع
چکیده
با تشدید بحرانهای زیستمحیطی و مصرف بیرویۀ انرژی، موضوع معماریهای سازگار با محیط که حداقل مصرف انرژی و تولید آلودگی را در پی داشته باشند به یکی از مهمترین چالشهای معاصرِ معماری بدل گردیده است. افزایش نگرانیها در این حوزه منجر به پیدایش سبکهای مختلفی از معماریهای بهاصطلاح پایدار شده است که علیرغم برخورداری از اصول بنیادین مشترک، عموماً از ساختار مفهومی مشخص و قابلتعمیمی برخوردار نبوده، تصویر جامعی از طراحی پایدار ارائه نمیدهند. از سوی دیگر نتایج مطالعات حاکی از آن است که یک ساختمان پایدار یا انرژی کارا ممکن است به معنای یک معماریِ باکیفیت نباشد. بنابراین متخصصین و محققین در پی دستیابی به چارچوبهای نظری و مفهومی درستی در زمینۀ طراحیهای پایدار هستند که به یک معماری باکیفیت نیز بیانجامد. پژوهش حاضر ضمن نقد و تشریح مناسبات موجود میان معماری و پایداری، سعی دارد تا از طریق ادغام دو مفهوم کلان پایداری و تکتونیک در معماری، چگونگی دستیابی به مدلی مفهومی در تحلیل ساختار فرمی پوستههای سازگار با محیط را موردتحقیق قرار دهد.
در این پژوهش، ابتدا از طریق نقد و بررسی نظریهها، مفاهیم، انگارهها و رویکردهای مختلفِ معماری پایدار، چارچوب نظری رساله تحت عنوان پایدارسازی معماری، طرح گردیده و در ادامه، سعی شده است تا در قالب این چارچوب و از طریق ایجاد همنهشتی میان دو ایده کلان «تکتونیک» و «پایداری»، مدل مفهومی پژوهش بهمنظور شناخت زوایای جدیدی از مناسبات میان معماری و پایداری استخراج گردد. به این منظور، پژوهش حاضر از روش تحقیق داده بنیاد (Grounded Theory) برای تحلیل کیفی و ساختاربندی متون، مدارک و مستندات مستخرج از 34 نمونه پروژه در گستره معماریهای پایدار، بهره میگیرد. با اتخاذ این روش و بهمنظور ارائه پاسخهای شفاف به پرسشهای پژوهش، ابتدا چارچوب مفهومی رساله با عنوان تکتونیک پایدار تبیین شده سپس با استفاده از پارامترهای تکتونیکی، مدلی بهمنظور تجزیهوتحلیل ساختار فرمی و کالبدی معماریهای پایدار ارائه گردیده است که به سادهترین شکل ممکن، کنش متقابل عناصر تشکیلدهنده ساختار کالبدی معماری (خرد و کلان) و ابعاد پایداری را نمایش میدهد و از این طریق قابلیت ارزیابی و خوانش طراحیهای پایدار بر مبنای عوامل تکتونیکی را فراهم مینماید. در انتها مدلهای زمینهای و مقولات بنیادین معطوف به رویکردهای اصلی کشفشده در پژوهش با در نظر گرفتن شرایط علی، زمینهای و مداخلهگر مربوطه ارائه شدند تا به این وسیله امکان نقد و گونهبندی رویکردهای غالب معماریهای پایدار به سه دسته اصلیِ معماریهای اصلاحکننده، مولد و مولد پایدار فراهم گردد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که نهتنها میتوان ساختار پیچیده فرمی و روشهای گوناگون سازماندهی پوستههای خارجی هر معماریِ منتسب به پایداری را بر اساس پارامترهای تکتونیکی سادهسازی نموده و مورد تجزیهوتحلیل قاعدهمند قرار داد بلکه از این طریق میتوان رویکردهای غالب طراحی را تعیین نمود. بر این اساس معماریهای پایدار با محوریت مقولات بنیادین خود (اصالت پایداری، اصالت معماری و اصالت کنش متقابل معماری و پایداری) به سه گونه اصلی از یک طیف تقسیمبندی میشوند که تمایزات آنها در ساختار کالبدی از تفاوتهای موجود در روابط میان پارامترهای تکتونیکی با ابعاد پایداری ناشی میشود.
واژگان کلیدی: معماری پایدار، پایدارسازی معماری، تکتونیک، تکتونیک پایدار، چارچوب نظری، چارچوب مفهومی، ساختار کالبدی.