[صفحه اصلي ]     [ English ]
School Of Architecture And Environmental Design
بخش‌هاي اصلي
صفحه اصلی::
دانشکده::
معرفی افراد::
امورآموزش::
امور پژوهش::
فضاهای تحقیقاتی::
اخبار::
آیین نامه ها و فرمها::
تسهیلات پایگاه::
::
مجله بين المللی مهندسی معماری

AWT IMAGE

..
فراخوان مقاله

AWT IMAGE

..
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
..
نظرسنجي
سایت دانشکده معماری را چگونه ارزیابی می کنید:
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
   
..
اطلاعات تماس

AWT IMAGE

تهران - نارمک - دانشگاه علم وصنعت ايران

کد پستی: 16846-13114

تلفن :  77240467  دورنگار : 77240468

پست الکترونيک

 Info AT arch.iust.ac.ir

..
RSS

AWT IMAGE 

..
:: اخبارعلمی : دفاعيه دکتری ::

 آقای سلمان نقره کار در تاريخ 9/4/89 ازرساله دکترای خود تحت عنوان " در جستجوی مدلی برای برنامه آموزش معماری، مبتنی بر انديشه اسلامی و پيشنهادهايی برای ارتقای آموزش معماری در ايران " در دانشکده معماری و شهرسازی دفاع خواهندنمود. اساتيد راهنمای اين پروژه مهندس نقره کار و دکتر مظفر ميباشند.

  چکيدۀ رساله

  «کيفيت مکان» زندگی انسان، چه معماری و چه شهر، بخشی از «کيفيت زندگي» اوست که حداقل بعنوان بستر و زمينه، در «کمال» وی مؤثر است. عوامل گوناگونی در شکل گيری «مکان» مداخله دارند. در ميان اين عوامل، نقش «معمار» که موجد «معماري» است، بعنوان تصميم گيرنده نهايی يا رهبر ارکستر موسيقی مکان، از اهميت بسزايی برخوردار است. از اينجاست که اهميت «آموزش معماري» و پرورش معماران شايسته در جامعه روشن می گردد. «انسان» در هر دو عرصه معماری و آموزش آن موضوع اصلی است و به هر ميزان که بتوان به شناخت جامعتری از انسان دست يافت، می توان نتايج بهتری در اين دو حوزه بدست آورد. مکتب «اسلام ناب محمدی(ص)» شامل قرآن، سنت و عترت، بعنوان راهنما و مکمل عقل بشری، بعنوان کاملترين و آخرين دين توحيدی از سوی خالق حکيم و مهربان جهان برای انسان تعبيه شده تا هم «هستهاي» انسان و کمال او، هم «بايدهاي» نيل به کمال و هم الگو و اسوه های عملی راه يافته را برای او تبيين کند. از اينرو، معتبرترين منبع برای شناخت انسان و هدايت او به سوی کمال شايستۀ وی، اين مکتب می باشد. اگر آدمی «قصد» کمال داشته و در جستجوی «کمال حقيقي» است، بايد اين مکتب را مبنای تمام شؤون زندگی فردی و اجتماعی خويش قراردهد؛ و ازجملۀ اين شؤون، معماری و «آموزش معماري» است.

  تربيت «مهندسان معمار» متخصص و متعهد، نيازمند طراحی مدلهای مبتنی بر انديشه اسلامی و متناسب با نيازها و امکانات کشور برای «آموزش معماری در ايران» است. طراحی يک «مدل ايرانی-اسلامی آموزش معماري»، يکی از اولين گامهای لازم برای دستيابی به برنامه راهبردی برای آموزش معماری در ايران است. برای اين منظور نيازمند تحقيقاتی در گستره های مرتبط با «آموزش معماری، معماری اسلامی و تعليم و تربيت اسلامي» خواهيم بود. به نظر می رسد بتوان از برخی از مدلهای دانش «برنامه ريزی استراتژيک» در اين راستا برای بدست آوردن ساختار پايه بهره جست. همچنين برای بهره گيری از انديشه اسلامی، می توان طی فرآيند «اجتهاد» يا عقل مبتنی بر وحی، محتوای اين ساختار را پر کرد. در اينصورت می توان به مدلی دست يافت که طی آن «دانشها، بينشها، ارزشها، اهداف، مأموريتها و راهبردها و روشهای آموزش معماري» همگی در سپهر انديشه اسلامی تبيين می شوند. به عبارتی، پاسخ به چيستی «معماري» و کيستی «معمار» و چگونگی «تعليم و تربيت» وی، که پرسشهای اساسی هر نظام آموزش معماری است، از منظومه انديشه اسلامی بدست می آيد. از اين منظر، خداوند حکيم، حکمت وجود انسان در اين عالم و تمامی اعمال او را در مسير کمال او، تدبير فرموده و انسان در جستجوی سعادت، که آگاهانه دين اسلام را بعنوان برنامه سعادت خويش انتخاب نموده، بايد تمامی کارهايش را در اين مسير جهت دهی و ساماندهی کند؛ «معماري» و «آموزش معماري» نيز مانند ساير افعال انسان، بر همين مبنا تعريف می شوند. بر اساس اين بينش محوری است که مدل «آموزش اسلامی معماري» شکل می گيرد. بر مبنای اين مدل می توان پيشنهادهايی برای «ارتقاء آموزش معماری در ايران» ارائه داد که البته مستلزم شناسايی دقيق وضع موجود و تشخيص نقاط قوت و ضعف، و فرصتها و تهديدهای آن است.

  در يک بررسی مقدماتی درباره «آموزش معماری در ايران» می توان گفت که در «عرصه نظري»، تأثير آموزه های اسلامی بر مبانی آموزش کمرنگ بوده و برنامه نيز پس از تدوين اوليه، متناسب با نيازهای بومی کشور بصورت پويا مورد بازنگری، تغيير و اصلاح قرار نگرفته است. در «عرصه عملي»، سازوکار اجرای آموزش معماری، يک سامانه هدفمند نبوده و بصورت يک کل يکپارچه در راستای پرورش معماران شايسته عمل نمی کند. نتيجه آنکه محصول آموزش معماری پس از طی اين دوره، نه به شکوفايی و رشد متعادل قوای فردی انسانی می رسد و نه از کارآيی حرفه ای معمارانه لازم برای برآوردن نيازهای جامعه برخوردار است. سطح پائين کيفيت معماری امروز کشور، چه از جنبه علمی و فنی و چه از بعد هنری و چه برخورداری آثار از اصالت و هويتهای خودی، شاهدی بر اين مدعاست.

  اصلاح و ارتقاء وضع موجود آموزش معماری، نيازمند نگرشی جامع با رويکردی سامان مند به موضوع است. «اصلاح برنامه آموزش معماری و ارکان و مؤلفه های مؤثر بر آموزش، ساماندهی بسترهای موجود يا فراهم نمودن زيرساختهای جديد، بازنگری در فضای پيش و پس از دانشکده، به همراه فراهم نمودن شرايط تعامل سامانمند ميان دانشکده با فضای پيش و پس از خود»، رهنمودهای هفتگانه ای هستند که برای نيل به اين هدف مفيدند. در اين ميان «اصلاح برنامه آموزش معماري» بعنوان يکی از گامهای مقدماتی برای ساماندهی بقيه مؤلفه های آموزش، از اولويت و اهميت بسزايی برخوردار است. اگر مدل «آموزش اسلامی معماري» بعنوان مبنای اين کار اصلاحی قرار گيرد، بايد «بينشها، ارزشها، اهداف، مأموريتها، راهبردها و روشهاي» آموزش معماری در ايران متحول شوند. در ميان اين موارد، اصلاح «راهبردها» بدليل اينکه واسط بين عرصه «نظر» با «عمل» هستند، می توانند در اولويت قرار گيرد. راهبردهايی مانند «ماتريس تعامل دروس، منظومه دروس و دوره های سه مرحله ای تربيت معماران» پيشنهادهايی هستند که در اين رساله ارائه شده اند. همچنين برای عملياتی شدن طراحی، اصلاح و اجرای «برنامه راهبردی آموزش معماری در ايران، مبتنی بر انديشه اسلامي» خود، نيازمند طراحی يک «نقشه راه» است که طی آن تحقيقات ميان رشته ای بنيادی و کاربردی همراستا و هدفمند، از «نظر» به «عمل» و بالعکس انجام پذيرد تا پايه های شکل گيری يک مدل «آموزش معماری شايسته ايران اسلامي» فراهم آيد.

  معرفی ساختار رساله

  بر اساس مبانی فوق، هدف اين تحقيق، همانگونه که از نامش پيداست، جستجوی «مدلی برای آموزش معماری در ايران، بر مبنای انديشۀ اسلامي» است. روشهای گوناگونی برای نيل به اين هدف وجود دارد، پيش فرض پژوهشگر اين است که اسلام با جامعيتی که دارد، بصورت يک ابر سامانه، همه اين روشها را در ساختاری واحد و جامع ساماندهی می کند. در همين راستا، اين تحقيق در جستجوی پاسخ به يک پرسش اصلی و يک پرسش فرعی در پی آن است:

  § پرسش اول ، از جنس حکمت نظری است: آموزش معماری بر مبنای انديشه اسلام، چگونه آموزشی است؟

  § پرسش دوم از جنس حکمت عملی است و رويکردی کاربردی دارد که درصورت پاسخ به پرسش قبل مطرح می گردد: چگونه می توان وضع موجود آموزش معماری در ايران را بر اساس آموزه های اسلامی، به سوی وضع مطلوب ارتقاء داد؟

  برای پاسخ به دو پرسش فوق، اين رساله شامل سه بخش اصلی می باشد:

  در بخش اول (مقدمه، تعميق و توسعه دانش)، شامل 3 گفتار (1، 2 و 3)، به تبيين فرضيه و تشريح مسئله و پاسخ اجمالی به پرسشهای مبنا پرداخته می شود. به اين ترتيب که گفتار اول، به روشن شدن مسئله می پردازد، ادبيات موضوع، تحقيقات قبلی انجام شده و گستره های مورد نياز برای پاسخ يابی پرسش تحقيق در گفتار دوم، و روشها و مدل های تحقيق در گفتار سوم معرفی می شود.

  در بخش دوم (حکمت نظری، کسب بينش)، که شامل دو گفتار (4 و 5) می باشد، مبنای نظری فرضيه تحقيق، تبيين شده و افق چشم انداز ارتقاء آموزش معماری در ايران مشخص می گردد. به اين ترتيب که در گفتار 4 طی يک فرآيند «مدلسازي»، دو مؤلفه «آموزش معماري» و «انديشه اسلامي» در قالب يک مدل سامانه ای ترکيبی تنظيم می شود تا ساختار «آموزش اسلامی معماري» بدست آيد. سپس در مرحله «داده پردازي» محتوای اسلامی و دانش و تجربه بشری، که در گستره های گفتار دوم بررسی شده بود، طی «فرآيند اجتهاد» بصورت سلسله مراتبی تنظيم می گردد تا چارچوب «آموزش اسلامی معماري» در قالب مبانی و اصول بدست آيد. بر اساس اين چشم انداز، در گفتار 5 مدلی از «برنامه راهبردی آموزش معماری، بر مبنای انديشه اسلامي» بعنوان درآمدی بر «آموزش اسلامی معماري» طراحی می شود (مدل مطلوب). نکته قابل توجه در روند شکل گيری «مدل مطلوب» در اين تحقيق آنست که اين مدل از ترکيب محتوای گستره های گفتار 2 در مدلسازی منتج از گفتار 4 بدست آمده است که خود اين مدلها بصورت خام در گفتار 3 معرفی شده و در گفتار 4 متناسب با محتوای بحث، مجددا طراحی شده اند. يعنی گفتارهای 2 و3 و 4 کاملا مکمل يکديگر عمل می کنند تا ما را به مدل نهايی در گفتار 5 برسانند.

  در بخش سوم (حکمت عملی، مقدمات اجرا) که شامل دو گفتار (6 و 7) است، با توجه به رويکرد کاربردی اين پژوهش، ضمن بررسی، نقد و تحليل وضع موجود آموزش معماری در ايران و شناسايی نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهديدهای آن در گفتار 6، با توجه به مدلی که در گفتار 5 طرح شد، روشها و راهکارهای عملی ارتقاء از اين وضع موجود به آن وضع مطلوب در قالب رهنمودها و پيشنهاد نقشه راه، ارائه خواهد شد. پيشنهادهای ارائه شده را می توان راه حل های دوران گذار از وضع موجود به وضع مطلوب دانست.

  نمودار زير، گويای ساختار رساله شامل 7 گفتار برای رسيدن به پاسخ پژوهش می باشد:

 

  نمودار ‏1 1 (مقدمه) ساختار کلی فصلهای رساله

  لازم به ذکر است که در اين رساله، آنچه که اهميت داشته، يافتن «فرآيند» و طرح «ساختاري» برای نيل به پاسخ است؛ فرآيند نحوه بهره گيری از آموزه های عقل و وحی (بمنزله بخش بنيادين يا حکمت نظری) می باشد. بعبارتی دستاورد اصلی اين رساله، يافتن اين مدل ميان رشته ای است. چگونگی تأثير آن بر آموزش معماری (بمنزله بخش کاربردی يا حکمت عملی) بعنوان يک نمونه از کاربرد مدل مطرح است. بنابراين اعتبار محتوا و نتايج حاصل از آن در حد يک پيمايش مقدماتی است و نيازمند تحقيقات ميان رشته ای وسيعتر و عميقتر در آينده می باشد.

  در گفتار هشتم، جمعبندی مطالب ارائه شده است.

 

  واژگان کليدی: سامانه «آموزش اسلامی معماري»، برنامه راهبردی آموزش معماری، مدل مداسفا، فرآيند اجتهاد، نقشه راه، منظومه دروس،

 

 

دفعات مشاهده: 1188 بار   |   دفعات چاپ: 422 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 59 بار   |   0 نظر
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان