[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
دانشکده::
معرفی افراد::
امورآموزش::
امور پژوهش::
فضاهای تحقیقاتی::
اخبار::
آیین نامه ها و فرمها::
تسهیلات پایگاه::
تور مجازی ::
::
مجله بین المللی مهندسی معماری

AWT IMAGE

..
اولین کنفرانس منظر راههای شهری

AWT IMAGE

..
انجمن علمی معماری و شهرسازی

AWT IMAGE

..
وب سایت قطب علمی
AWT IMAGE
..
آزمایشگاه تحقیقاتی متعامل

AWT IMAGE

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
سایت دانشکده معماری را چگونه ارزیابی می کنید:
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
   
..
:: دفاعیه دکتری ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۹/۱۱ | 

دانشجو سر کار خانم مائده هدایتی فرد در تاریخ 24 آبان 96 از پایان نامه خود تحت عنوان "تبیین ساز و کارهای تولید فضای انحصاری در نواحی ساحلی پیراشهری" در سالن آمفی تئاتر دانشکده معماری و شهر سازی دفاع کردند. ضمنا رساله مذکور در چارچوب همکاریهای مشترک بین دانشگاه لوزان سوئیس و دانشگاه علم و صنعت ایران بر اساس مفاهمه همکاری امضا شده فیمابین انجام شد و خانم هدایتی فرد برای گذراندن دوره یکساله پسا دکتری در دانشگاه لوزان در ادامه رساله دکتری خود عازم دانشگاه لوزان شده است.
اساتید راهنما :
دکتر رضا خیرالدین ،دکتر مصطفی عباس زادگان
استاد مشاور :
دکتر ژان روئگ Jean RUEGG، دانشگاه لوزان سوئیس
هیئت داوران: دکتر مصطفی بهزادفر-دانشگاه علم و صنعت ایران  دکتر سید عبدالهادی دانشپور-دانشگاه علم و صنعت ایران  دکتر لارنت بریدلLarent BRIDEL-دانشگاه لوزان سوییس  دکتر هاشم داداشپور- دانشگاه تربیت مدرس
تبیینِ سازوکارهای تولید فضای انحصاری در نواحی ساحلیِ پیراشهری
نواحیِ شهری کرانۀ میانی دریای کاسپین
 مائده هدایتی فرد ، پژوهش‌گر دکتری شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
Hedayatifard@arch.iust.ac.ir
 
چکیده
از مهم‌ترین دغدغه‌های برنامه‌ریزان شهری و منطقه‌ای، تخصیص عادلانۀ فضا به فعالیت‌های متنوع است. دخالت عواملِ چندگانه، به پیچیدگیِ کوشش‌های برنامه‌ریزی برای برقراریِ توازن میانِ خواست‌ها و منابع می‌انجامد. بی‌تردید، این امر در زمین‌های با ارزشِ محیط طبیعی؛ همچون زمین‌های ساحلی، جنگلی، کشاورزی و غیره، اهمیتی دوچندان می‌یابد. زیرا، با افزایشِ مطلوبیتِ محیطی، تقاضا برای استقرارِ فعالیت‌های گوناگونِ انسانی افزایش یافته و ضمنِ مواجهه با کمبودِ منابعِ با ارزش محیطی، کوشش‌های برنامه‌ریزانه با تنش‌های بیشتری برای تامینِ خواستِ عمومی از یک سوی و نگهداشتِ میراثِ طبیعی به جای مانده از سوی دیگر، رو‌به‌رو می‌شوند. در این میان، زمین‌های ساحلیِ پیراشهری به دلیل امکانِ تدارکِ بستر مناسب برای استقرارِ فعالیت‌های گوناگون از جمله تأمین معیشت و گذرانِ اوقاتِ فراغت انسان، از جذابیتِ بیشتری برخوردارند و در نتیجه، توجه گروه‌های گوناگونی را به سوی خود جلب می‌کنند که این تقاضا غالبأ با تعارض و تضادِ منافع بینِ گروهی همراه است. بروندادِ چالشِ یاد شده، گاه در قالبِ فضاهایی بازنمون می‌شود که نشان از غلبۀ حسِ مالکیتِ فردی، در قالب جلوه‌های کالبدیِ فضاهای انحصاری دارد. از آنِ خود ساختنِ فضاهای عمومی-همچون زمین‌های ساحلی و یا زمین‌هایِ با ارزشِ ملی- به ویژه در نواحیِ ساحلیِ پیراشهری، جریانی است که هم در کشورهای بیشتر توسعه یافته و هم در جوامع کمتر توسعه یافته قابل مشاهده است. در شرایطی که در ظاهرِ امر، این فرایند در تمامی جوامع یکسان جلوه می‌کند، در چراییِ زمینه‌ایِ این پدیده اما، سازوکارهای مولد و محرکِ شکل‌دهنده، رفتاریِ متمایز دارند.
 پرسش‌های اصلی در این پژوهش به چیستیِ گونه‌شناسانۀ فضاهای انحصاری در نواحی ساحلیِ پیراشهریِ مورد مطالعه و نیز به چرایی و چگونگیِ سازوکارهای شکل‌دهنده به آن‌ها تاکید دارند. بر این اساس، نوشتار حاضر که پژوهشی بنیادی است، از نظر نوعِ هدف، پژوهشی اکتشافی و توصیفی-به تناسبِ پرسشِ چیستی- و نیز پژوهشیِ تبیینی و انتقادی –به تناسبِ پرسشِ چرایی- به شمار می‌رود. نگارنده با اختیارِ رویکرد فلسفیِ تفسیرباوری انتقادی و با بکارگیریِ رویکردِ کیفیِ روش‌شناسی کوشیده است تا به پرسش‌های پژوهش پاسخ دهد. در این راستا، راهبرد موردکاوی و روشِ تحلیلِ اسنادی برای پرسشِ چیستی، و راهبرد و روشِ نظریۀ زمینه‌ایِ ساخت‌باور برای پرسشِ چرایی، اختیار شد. بروندادِ کاربستِ روش‌ها و فنونِ گردآوری و تحلیلِ داده در این پژوهش، نشان داده است که فضاهای انحصاریِ پیراشهری در محدودۀ مورد مطالعه در دو دستۀ کلان، فضاهای شکل‌گرفته با قدرتِ اقتصادی و فضاهای شکل‌گرفته با قدرتِ سیاسی گونه‌بندی می‌شوند. در شرایطی که گفتمانِ غالب، بر کنش‌گریِ بخش خصوصی در اختصاصی کردنِ بهره‌مندی از اموال عمومی دلالت دارد، برونداد این پژوهش، نوع دیگری از فضای انحصاری را مشخص کرده‌است که با پشتیبانیِ قدرتِ سیاسی، توسط کنش‌گران بخش عمومی ظهور یافته‌اند. هم‌چنین، تحلیلِ چراییِ ظهورِ این فضاها با بکارگیریِ فنونِ کدگذاری، تحلیل یادداشت‌ها، تحلیل ِشرایط (نقشۀ شرایط و نقشۀ دنیایِ اجتماعی) نشان از نقشِ شش انگاشتِ کلیدی شاملِ "کاستی در چارچوبِ نهادیِ رسمی"، "تعارضِ قدرت"، "اقتصادِ سیاسیِ غیرمولد"،" فرهنگِ پشتیبانِ انحصار"، "ساختارِ فضایی مولد انباشتِ بهره"، "بهره‌جویی توده‌ای" در سازوکارهای شکل‌گیری فضای انحصاری در نواحی ساحلیِ پیراشهریِ مورد مطالعه دارد. هریک از این انگاشت‌ها که به عنوانِ کدهای گزینشی در فرایندِ تحلیل معرفی شده‌اند شامل کدهای کانونی‌ای هستند که شالودۀ ظهورِ این انگاشت را تشکیل می‌دهند. با مقایسۀ پیوستۀ این کدها، شرایطِ زمینه‌ای و لایه‌های ناآشکارِ موثر بر شکل‌گیری آن‌ها، روابط و میان‌کنش میانِ آن‌ها تبیین شد. به طوری که اقتصادِ سیاسیِ غیرمولد و ساختارِ فضاییِ مولد انباشتِ بهره شرایطِ ساختاری و تعارض قدرت و فرهنگِ پشتیبانِ انحصاری کردنِ فضا شرایط زمینه‌ای را برای شکل‌گیری فضاهای انحصاری پیراشهری تدارک می‌بینند. در این بستر، کاستی در چارچوب‌های نهادیِ رسمی-سامانۀ هدایت، مهار و پایشِ تحولاتِ فضاییِ پیراشهری-دلیل اصلیِ ظهور این نوع فضا است که در واکنشِ به آن، بهره‌جوئی توده‌ای با کنش‌گریِ گروه‌های غیررسمی در بازارِمستغلاتِ انحصاری پیراشهری به وقوع می‌پیوندد. بروندادِ این شرایط، ویران‌گری محیطی است که از پیامدهای انحصاری شدنِ فضای پیراشهری است که در قالبِ جدائی‌گزینیِ فضایی، افتِ کیفیتِ فضایی درون‌شهری، تخریبِ منابع و چشم‌اندازهای طبیعی و غیره بازنمون می‌شود.
واژگانِ کلیدی: فضا، فضای انحصاری، نواحی ساحلی پیراشهری، کرانۀ میانیِ دریای کاسپین
دفعات مشاهده: 97 بار   |   دفعات چاپ: 9 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان