[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره دانشگاه::
درباره روابط عمومی::
معرفی افراد::
اخبار دانشگاه::
افتخارات دانشگاه::
برقراری ارتباط::
سایت های مرتبط::
تسهیلات پایگاه::
درباره دانشگاه::
اخبار ورودی های جدید سال 98::
آرشیو ماهنامه خبری وزارت علوم::
::
آرشیو نشریه پیام

AWT IMAGE

AWT IMAGE

نشریه پیام شماره 86

نشریه پیام شماره 85
نشریه پیام شماره 84

نشریه پیام شماره 83

نشریه پیام شماره 82

نشریه پیام شماره 81

نشریه پیام شماره 80

آرشیو نشریه پیام

..
آرشیو خبرنامه الکترونیک دانشگاه

AWT IMAGE

خبرنامه شماره ۳۰۸

خبرنامه شماره ۳۰۷

خبرنامه شماره ۳۰۶

خبرنامه شماره ۳۰۵

خبرنامه شماره ۳۰۴

خبرنامه شماره ۳۰۳

خبرنامه شماره ۳۰۲

خبرنامه شماره ۳۰۱

خبرنامه شماره ۳۰۰

خبرنامه شماره ۲۲۹

آرشیو خبرنامه الکترونیک

..
آرشیو خبرنامه آموزش عالی

خبرنامه شماره6

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: بررسی رویدادها و عوامل شکل گیری حادثه 16 آذر ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۹/۱۵ | 

بررسی رویدادها و عوامل شکل گیری حادثه 16 آذر

 

AWT IMAGE

   

در تاریخ 16 مهر سال 1332، درحالی که بیشتر از 50 روز از کودتای آمریکایی ارتشبد زاهدی بر ضد دولت دکتر مصدق نگذشته بود، اولین تظاهرات یک پارچه مردم و به خصوص دانشگاهیان و بازاریان علیه رژیم کودتا اتفاق افتاد که با سرکوب تند نظامیان مواجه شد.

در 16 آبان سال 32 نیز کابینه زاهدی و دولت انگلستان برای تجدید روابط ایران و انگلستان که در جریان ملی سازی نفت قطع شده بود، مخفیانه وارد مذاکره شدند. همچنین در تاریخ 24 آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می‏آید تا محصول سرمایه گذاری بیست و یک میلیون دلاری"سیا" در راه کودتا و سرنگونی دولت دکتر مصدق و تثبیت سلطه  آمریکا بر ایران  را از نزدیک مشاهده کند.

از همین رو دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم می گیرند هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. دو روز قبل از واقعه 16 آذر یعنی در تاریخ 14 آذر 1332 ، زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد "دنیس رایت" ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتی در گوشه و کنار تهران به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏ای دستگیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. 

رژیم شاه برای مسلط شدن بر اوضاع و حفظ امنیت در طول سفر نیکسون نیروهای نظامی خود را در دانشگاه تهران مستقر کرد. صبح شانزده آذر، دانشجویان هنگام ورود به دانشگاه تهران، متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده و وقوع حادثه‏ای را پیش بینی می‏کردند. 

دانشجویان با کمال احتیاط به کلاس‌ها ‌رفتند و ساعات ابتدایی صبح بدون حادثه مهمی گذشت و چون بهانه‏ای به دست آنان نیامد نظامیان به داخل دانشکده‏های پزشکی، داروسازی، حقوق و علوم هجوم آوردند و عده زیادی را دستگیر کردند. بین دست گیر شدگان چند استاد نیز دیده می‏شد که به جای دانشجویان مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل کامیون های ارتشی کشیده شدند. چون احتمال وقوع حوادث وخیم‏تری می‏رفت، برای حفظ جان دانشجویان، برخی دانشکده ها تعطیل شده و به دانشجویان دستور داده شد به خانه‏های خود بروند و تا اطلاع ثانوی در خانه بمانند. 

دانشجویان نیز به تدریج در حال ترک محوطه دانشگاه بودند که ناگاه سربازان به دانشکده فنی حمله کردند. بهانه حمله آنان به دانشکده این بود که دو دانشجوی رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض کرده اند. ارتشی‏ها برای دستگیری این دو نفر وارد کلاس درسی در دانشکده فنی می‏شوند و وقتی استاد کلاس، آقای مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در کلاس درس خود اعتراض می‏کند او را با مسلسل به جای خود می‏نشانند و حتی با کتک زدن مستخدم دانشکده سعی می‏کنند آن دو دانشجو را بیابند. 

رئیس وقت دانشگاه تهران برای جلوگیری از گسترش ناآرامی ها، کل دانشگاه تهران را تعطیل می کند، اما حضور نظامیان در صحن دانشکده فنی باعث زدوخورد بین نظامیان و دانشجویان، می شود. عده‏ای از سربازان، دانشکده فنی را محاصره می کنند تا کسی از میدان نگریزد. آنگاه دسته‏ای از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشگاه تهران وارد می شوند. 

 

AWT IMAGE

  

اکثر دانشجویان به ناچار پا به فرار می گذارند تا از درهای جنوبی و غربی دانشکده فنی خارج شوند. در این میان یکی از دانشجویان فریاد زد: "دست نظامیان از دانشگاه کوتاه!" . هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به کلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. در این میان، مصطفی بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوی که ابتدا هدف قرار گرفته و به سختی مجروح شده و بر زمین افتاده بود، دوباره هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. احمد قندچی هم که در آغاز از گلوله باران مصون مانده بود، با رگبار مسلسل یکی از نظامیان دعوت حق را لبیک گفت. 

بعد از پایان درگیری‏ها احمد قندچی هنوز زنده بود و او را به یکی از بیمارستان‏های نظامی تهران منتقل کردند. در حالی که در جریان تیراندازی ها لوله شوفاژ ترکیده و آب جوش سر و صورت قندچی را به شدت مجروح کرده بود، مسئولان بیمارستان از مداوا و حتی تزریق خون به او ابا کردند و وی نیز 24 ساعت بعد مظلومانه شهید شد. 

مظلومیت قندچی به حدی بود که حتی بعد از شهادت، به خانواده‏اش گفته بودند که احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن کرده‏اند. برادر شهید قندچی گفت: "بعد از این که فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن کرده‏اند با خانواده شریعت رضوی و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش کردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در کنار دوستانش به خاک سپردیم."  

شهید دکتر مصطفی چمران که خود در آن زمان شاهد این واقعه بوده بعدها روایت مستندی از واقعه را مکتوب و ارائه کرد. ایشان در رابطه با حادثه 16 آذر می گوید:" وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم. صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد، سکوت موحش بعد از رگبار بدنم را می لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم . دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی العین می بینم..."

آری، در آن روز خونین سه نفر از دانشجویان (بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی) شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادی مجروح شدند. 

خبر واقعه 16 آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز 17 آذر تمام دانشگاه‏های تهران و اغلب شهرستان‏ها در اعتصاب کامل به سر بردند؛ حتی بسیاری از دانش اموزان هم با تعطیل کردن مدارس خود هم دوش دانشگاهیان در تظاهرات علیه فجایع 16 آذر و سفر نیکسون به تهران شرکت کردند. 

برای کم رنگ کردن واقعه 16 آذر، جنایت کاران شروع به سفسطه کردند. در مقابل خبرنگاران گفتند که: "دانشجویان برای گرفتن تفنگ سربازان حمله کردند و سربازان نیز اجبارا تیرهایی به هوا شلیک نمودند و تصادفا سه نفر کشته شدند."  در همان روزها یکی از مطبوعات نوشت: "اگر تیرها هوایی شلیک شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!"  

رژیم پهلوی برای این که واقعه 16 آذر زودتر از یادها برود از برپایی مراسم یادبود شهدا جلوگیری کرد. برادر شهید شریعت رضوی می‏گوید: "بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار کردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولی در مراسم چهلم به خاطر پافشاری زیادی که کردیم فقط 300 کارت که مهر حکومت نظامی روی آن خورده بود به من دادند. هر کس می‏خواست به طرف امام زاده عبدالله برود کارتش را کنترل می‏کردند."  

برادر شهید بزرگ نیا نیز می‏گوید: " شاه از طریق اسدلله علم، به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد 200 هزار تومان خون بها بدهند که جواب رد دادیم؛ بعد می‏خواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت کردند. تا این که خودم پیش سرتیب بختیار فرماندار نظامی رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقی افتاد خودم مسئول باشم."  

درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه‏ها در سر مقاله خود تحت عنوان "سه قطره خون" نامه سرگشاده‏ای به نیکسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیمی ایرانی‏ها اشاره شده بود که "هرگاه دوستی از سفر می‏آید یا کسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد می‏شود ما ایرانیان به فراخور حال او گاوی و گوسفندی قربانی می‏کنیم". آنگاه خطاب به نیکسون گفته شده بود که "آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود که درقدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند!!!" ...

دفعات مشاهده: 2915 بار   |   دفعات چاپ: 725 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

CAPTCHA
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان

کلیه حقوق مادی ومعنوی این سایت متعلق به دانشگاه علم وصنعت ایران میباشد .هرگونه برداشت با ذکر منبع ، بلامانع است.

Persian site map - English site map - Created in 0.14 seconds with 49 queries by YEKTAWEB 4030