[صفحه اصلی ]    
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آشنایی با مرکز انتشارات::
قفسه‌ی کتاب::
آرشیو اخبار::
تسهیلات پایگاه::
نکات نگارشی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
شما وب سایت انتشارات را چگونه ارزیابی می کنید؟
ضعيف
متوسط
خوب
عالي
   
..
عضویت در وب سایت
AWT IMAGE 
..
آخرین اخبار پایگاه
..
:: زبان فارسی مراقبت می خواهد ::
گفتگو گفت وگو با سیما وزیرنیا
پیرامون زبان فارسی معیار
زبان فارسی مراقبت می خواهد
خلاصه گفت و گو
۱-برنامه پیشنهادی برای مراقبت از زبان همه جانبه است و سیاست های فرهنگستانی، سیاست های زبان در نهاد آموزش و پرورش به ویژه تالیف کتاب های درسی وهمچنین برنامه های صدا و سیما را در بر می گیرد.
۲- زبان در همه سطوح اعم از صرف و نحو و معنا دچار تغییراتی می شود که تنها بعضی از آنها آسیب به حساب می آیند و معمولاً آسیب در حوزه ساختار نحوی زبان بیشتر نگران کننده است.
۳- زبان متون ادبی و داستانی تابع اصول دیگری است که خلاقیت در آن معنایی وسیع تر می یابد و معیار و غیرمعیار در چارچوب دیگری تعریف می شود

سیما وزیرنیا نویسنده و مترجم، متولد ۱۳۲۸ در سنندج است. در چند حوزه پژوهش، ادبیات داستانی و نقد ادبی و زبان شناسی فعالیتی موثر و پیگیر دارد. او از چهره هایی است که کمتر فرصتی را برای گفت وگو اختصاص می دهد. نظم، دقت، پرهیز از پیچیدگی در نوشتن و ساختار ضد ساختن متن از ویژگی های آثار او است. «زبان شناخت»، «سپهر آبی سهراب» ، «بازگشت دوباره شازده کوچولو» و ... کتاب هایی از وزیرنیا هستند که در بین مخاطبان جدی ادبیات جای خود را دارد. زمینه ساز گفت وگوی من با ایشان طرح پژوهشی زبان فارسی معیار (در متن آموزشی) بود. او این پژوهش را با هدف دستیابی به تعریف و توصیف زبان معیار و گونه آموزشی آن به انجام رسانده است. مهم ترین کاربرد این پژوهش استفاده از نتایج آن در تدوین متن مناسب بر آن کتب درسی و نشریات آموزشی است؛ مسئله مهمی که در هیاهوهای تجربه نظام های آموزشی ما کمتر دیده شده است. وزیرنیا در پژوهش خود به دنبال پاسخگویی به مسائلی چون: ویژگی های زبان فارسی معیار، ابعاد آسیب پذیر زبان و عناصر عمده در آسیب های زبانی، ویژگی ها و الگوی فارسی آموزشی و روش های حل مسئله زبانی است. برای من که گفت وگو یک گونه ادبی است فرصت بحث و نقد و نظر آرا و عقاید زبانشناسان پیرامون زبان معیار غنیمت بود. آنچه تقدیم حضور شما فرهیختگان دوستدار ادب و هنر می شود ماحصل گفت وگو با سیما وزیرنیا پیرامون زبان معیار فارسی است. • پیش فرض های شما برای مطرح کردن زبان معیار چه بوده است؟ اگر منظور از پیش فرض ها همان اصول بدیهی یا اکسیوم ها است، عمده ترینش اینها بوده است: زبان گونه های متعددی دارد که یکی از آنها معیار است، گونه معیار زبان به سبب کم توجهی نهادهای مسئول، گسترش صنعت نشر و آموزش نادرست و ناکافی آسیب دیده است. آسیب ها را می توان از نمونه های محدود پیکره زبانی گرفت و به جامعه بزرگ زبانی تعمیم داد. زبان را می توان پس از شناسایی آسیب ها اصلاح کرد. زبان معیار و گونه آموزشی آن را می توان توصیف و به صورت عملیاتی تعریف کرد. • آیا می توان مطرح کردن گونه معیار زبان را گامی در جهت مراقبت از زبان فارسی تلقی کرد؟ دقیقاً همین طور است. جای این موضوع درون برنامه ریزی زبان است و برنامه ریزی زبان با توجه به رویکردی که ما انتخاب کردیم یکی از کارکردهایش مراقبت از زبان است. مراقبت از زبان هم درون برنامه ریزی بزرگتری می گنجد که شاید بتوان عنوان پاسداری از فرهنگ را برایش به کاربرد. زبان ما مهم ترین عنصر فرهنگی ما است. اگر آسیبی متوجه آن شود، اندیشه ما آسیب خواهد دید زیرا ابزار بیان اندیشه ناکارآمد شده است. و بعد هم دگرگونی های نامناسب و سریع در ساخت و صورت زبان ارتباط نسل جوان را با پیشینه فرهنگی ما مختل خواهد کرد. • برای مراقبت از زبان چه برنامه ای پیشنهاد می کنید. آیا این برنامه با اصل تغییر و تحول زبان ها در تضاد نیست. و در برابر این نظر که زبان فارسی به ذات خود عیبی ندارد آنچه رخ داده نتیجه نبود برنامه منسجم آموزشی و نظارت کافی است، چه پاسخی دارید؟ پرسش شما شامل سه بخش است. اجازه بدهید از بخش آخر آغاز کنیم. هیچ زبانی بدون آنچه کاربران تولید می کنند نمود و عینیت ندارد. آسیب های زبانی که ما در طول پژوهش یافته ایم مربوط به زبان در معنای آن نظام انتزاعی نیست که در مقابل کنش قرار می گیرد یا مربوط به نمونه های عالی زبان فارسی نیست. آنها را از میان همین زبان به معنای کنش و گفتار استخراج کرده ایم و همین زبان است که اگر تحت نظارت دقیق و برنامه ریزی شده نباشد به مرور زمان بدتر از این هم می شود. برنامه پیشنهادی برای مراقبت از زبان همه جانبه است و سیاست های فرهنگستانی، سیاست های زبان در نهاد آموزش و پرورش به ویژه تالیف کتاب های درسی وهمچنین برنامه های صدا و سیما را در بر می گیرد، فصل ششم پژوهش زبان معیار به این بحث اختصاص دارد. اما اگر بخواهیم نکات عمده آن را بیان کنیم، در نهاد آموزش و پرورش تشکیل کارگاه های آموزشی در سازمان تالیف کتاب های درسی، تربیت متخصص، تدوین متن آموزشی و دایر کردن گروه های ویراستاری نظام یافته با توجه به معنای دقیق و تخصصی ویرایش را در بر می گیرد. و در فرهنگستان زبان و ادب فارسی تشکیل شورای دیده بانی زبان است. این برنامه البته با اصل تغییر و تحول زبان تضادی ندارد. چون برنامه ریزی درست زبانی به معنای پیشگیری از تغییر زبان نیست. به این معنا است که پذیرفته ایم زبان تغییر می کند، اما برای در دست گرفتن اهرم های تغییر و هدایت آن چاره اندیشی می کنیم. • قدری درباره ساختار و وظایف شورای دیده بانی زبان که پیشنهاد شما است، توضیح دهید. این شورا آن گونه که در بخش پیشنهادها طرح شده است و از نامش پیدا است، به مثابه نظارت بر مرزهای زبانی عمل می کند یعنی هم اجازه عبور می دهد و هم از عبور پیشگیری می کند. به عبارت دیگر به طور مداوم بعضی ساخت ها، گرته برداری ها، واژه ها و تعبیرها را غیرمعیار و ورودشان را به زنان غیرمجاز اعلام می کند و در عین حال به بعضی دیگر جواز عبور می دهد. به این ترتیب ضمن توجه به ثبات انعطاف پذیر زبان از آسیب های احتمالی آن نیز پیشگیری می شود. یعنی ضمن آنکه زبان پایداری اش حفظ می شود، تغییرات مفید و مناسب را به درون خود راه می دهد، اما از تغییرات نامناسب و آسیب زا مصون می ماند. • باتوجه به گوناگونی و گاه تضاد آرا و دیدگاه، این شورای دیده بانی زبان چگونه عمل خواهد کرد. قدری دشوار به نظر می رسد. بله، قطعاً دشوار است اما غیرممکن نیست. کار باید از طریق اجماع متخصصان پیش برود. گروهی معتقدند که کار به کار زبان نداشته باشیم و به عبارت دیگر ضدتجویزند. چون مخالفت با مراقبت از همزبان هم نوعی تجویز است و طبیعتاً مخالفتی با این برنامه نخواهند داشت. اما گروهی هم که موافق نظارت بر تغییر زبان اند، یقیناً نظر واحدی ندارند. ما الگویی پیشنهاد داده و آن را در مرحله ای از پژوهش نیز عملی کرده ایم. فهرستی ازغیرمعیارهای راه یافته به زبان در چک لیست یا فهرست بررسی تنظیم کردیم و در اختیار متخصصان قرار دادیم و براساس اکثریت آرا تصمیم گرفتیم. آن غیرمعیارها را نیز با استفاده از نظر همان متخصصان از زبان نثر نویسان ممتاز که خودشان برگزیده بودند استخراج کردیم. این روش نیاز به کارشناسی دقیق و نظام مند دارد. خوب است که این کار به طور پیوسته انجام شود. درباره فاصله زمانی اش می توان تصمیم گرفت. به این ترتیب دیده بانی زبان عملی خواهد شد. رابطه ای نظام دار نیز باید میان شورای دیده بانی با سایر نهادهای مربوطه به ویژه سازمان تالیف کتاب های درسی و صدا و سیما برقرار باشد تا مصوبه ها ضمانت اجرا بیابد. • قدری درباره کلیت زبان فارسی معیار بفرمایید، اساساً زبان معیار چگونه زبانی است؟ توضیحی که خواهم داد با توجه به زاویه دیدی که می توانیم اتخاذ کنیم گوناگون خواهد بود اما در عین حال همه از جوهری واحد ریشه دارند. براساس تعریف گاروین و ماتیو زبان معیار چهار نقش دارد و سه نگرش ایجاد می کند. نقش های آن از این قرارند: ۱- میان گویندگان گونه های محلی و اجتماعی زبان وحدت ایجاد می کند، ۲- زبان را از زبان های مجاور جدا می کند، ۳- برای گویندگان خود اعتبار می آورد، ۴- مرجع تشخیص صورت های درست و نادرست زبان است. نگرش های زبان معیار نیز از این قرارند: نگرش وفاداری که مربوط به نقش های وحدت دهندگی و جداسازی است، نگرش غرور و مباهات که از نقش اعتباردهندگی برمی خیزد، نگرش آگاهی از هنجارها که با نقش مرجعیت ارتباط دارد. حقیقت این است که آنچه امروز به نام زبان معیار در رسانه های بزرگ ملی می شناسیم در نقش ها دچار اختلال شده است و در نتیجه در گویندگان نیز آن نگرش ها را چندان پدید نمی آورد. این البته بحث نظری زبان معیار است. ما زبان فارسی معیار را توصیف عملیاتی کرده ایم و برایش نمونه های متعدد به دست داده ایم. زیرا مادام که نمونه ای عینی وجود نداشته باشد تعریف های دو سه سطری لغت نامه ای مبین هیچ چیز نخواهد بود. • عمده ترین آسیب هایی که زبان فارسی با آن روبه رو است، چیست؟ زبان در همه سطوح اعم از صرف و نحو و معنا دچار تغییراتی می شود که تنها بعضی از آنها آسیب به حساب می آیند و معمولاً آسیب در حوزه ساختار نحوی زبان بیشتر نگران کننده است. اما آن گونه که در پژوهش ما مشخص شد آن تغییرات غیرضروری نامناسب که می توان تحت عنوان آسیب قرارشان داد، با ویرایشی معمولی از متن زدوده می شوند. منظور این است که پیکره زبانی ای که در روند پژوهش تحلیل شده از متون ویرایش شده انتخاب شده بودند و نتایج نشان داد که آسیب سطح نحوی به ویرایش آن گونه که در جامعه ما رایج است پاسخ می دهد اما آسیب در سطح بلاغی در برابر این نوع ویرایش بسیار مقاوم است. بنابراین عمده ترین آسیب مربوط به این حوزه است آن هم از نوع کلیشه پردازی، حشو، تعبیرهای ناقص و نادرست و درازنویسی های قالبی که یا غالب ویراستاران برای حذف آنها از متن آموزشی ندیده اند و یا حذف آنها مستلزم روندی پیچیده تر، صرف وقت بیشتر و کاری دقیق تر است و زبان آگاهی عمیق می طلبد. به علاوه یکی از ویژگی های کلیشه ها آن است که تولید و تکثیر می شوند، در هم می پیچد و ساختارهایی پدید می آورند که زدودن آن از زبان دشوار است. اگر به موقع درباره کاربرد آن آموزش ندهیم طوری در ذهن گویندگان جا می افتد که وجود و حضورشان در زبان طبیعی تلقی می شود و حتی بعضی برای ضرورتشان توجیهاتی نیز عنوان می کنند. مثلاً همین واژه ساده اما دردسرساز مورد را در نظر بگیرید. تا آنجا که ترکیب هایی چون «مورد مطالعه قرار دادن» و «مورد توجه قرار دادن» را به کار می بریم مشکل عمده ای پیش نمی آید اما مورد به تدریج تبدیل به تکیه گاه و ابزاری برای رفع و رجوع ناتوانی در بیان مطلب به صورت درست و منطقی شده و رشد سرطانی یافته است. و ما با ساخت هایی مواجه می شویم مانند: جنگل سه بار مورد آتش سوزی قرار گرفت، در انتخابات عراق ۱۵ هزار نفر مورد رای گیری قرار گرفتند، کودکان از سوی والدینشان مورد کودک آزاری قرار می گیرند،... باید مواردی را که از سوی کارشناسان پیشنهاد شده مورد مطالعه قرار دهیم. البته نمونه های بسیار مضحک تر از اینها بسیار است اما من مثال های کوتاه را انتخاب کردم. یک کلیشه دیگر فعل داشتن است که از زبان صدا و سیما به زبان مردم راه یافته و با رشدی ناموجه جای بسیاری از افعال را گرفته است. مثلاً تصویر ایشان را بر تلویزیون داریم، امروز آنان را در استودیو داریم، از اینکه امروز پذیرای ما شده اید و تصویر سرودی که پخش می کنیم را توانسته اید داشته باشید خوشحالیم. درباره این نمونه ها در این جا جز سکوت کار دیگری نمی توانم بکنم. جای کلی شان در جلسات ویژه یا کارگاه های آموزشی است. تنها می توانم بگویم که با تحلیلی روانشناختی می توان نشان داد که همین یک فعل ناقابل داشتن چقدر الگوهای فکر و اندیشه ما را کج و معوج کرده است. تعداد کلیشه های راه یافته به زبان بسیار زیاد است. سایر نکات بلاغی هم همین طور و اعوجاج های راه یافته به سایر سطوح زبان هم همین طور. زدودنشان از زبان، برنامه ای منسجم و عزمی ملی می طلبد. کار دشوار است، اما غیرممکن نیست. متون ویرایش شده ای که بررسی کردیم نشان می دهد کتاب «غلط ننویسیم» در زمینه نکاتی که مطرح کرده است تا چه اندازه مفید بوده و میزان غیرمعیارها در آن حوزه ها در متون ویرایش شده کاهش یافته است. پس کار غیر ممکن نیست. • عمده ترین موارد کاربرد زبان معیار چیست؟ همه متن های علمی، آموزشی، پژوهشی، زبان اخبار و برنامه های رسمی صدا و سیما به خصوص زبان در دو رسانه بزرگ ملی یعنی کتاب های درسی و صدا و سیما از این جهت که به زبان مردم شکل می دهند و رسماً به آنها استناد می شود بسیار مهم است. اینها که عرض کردم مربوط به معیار رسمی است. معیار غیررسمی هم مبانی خودش را دارد و البته در برنامه ریزی زبان معیاریابی غالباً متوجه معیار رسمی و البته گونه نوشتاری است. همچنین زبان متون ادبی و داستانی تابع اصول دیگری است که خلاقیت در آن معنایی وسیع تر می یابد و معیار و غیرمعیار در چارچوب دیگری تعریف می شود که بحث آن نیازمند فرصتی دیگر است. • آیا می توان این طرح را زمینه ای برای ترویج عقلانیت انتقادی در حوزه زبان و اندیشه فارسی قلمداد کرد؟ دقیقاً. بر نکته مهمی انگشت نهادید. عقلانیت انتقادی آن هم از نوع خود نقد گرش که در مقابل عقلانیت ابزاری قرار می گیرد نیازمند زبانی عقلانی است. ممکن است این اصطلاح زبان عقلانی در بدو امر قدری عجیب به نظر بیاید. کما اینکه دیده ام بعضی با اصطلاح عقلانی سازی که در روش ها و رویکردها به آن اشاره کرده ام با تعجب روبه رو شده اند. اینجا عقلانیت نه به آن معنا است که در مقابل ناعقلانیت قرار می گیرد و نه در آن معنا که در مقابل تجربه گرایی است. عقلانی سازی در معنایی متناظر با کاربردش در اقتصاد و جامعه شناسی است یعنی افزایش کارایی توجه به مطلوبیت و کاهش ضایعات و قطعاً در مبانی فلسفی و نظری برنامه ریزی زبان انتخاب این اصطلاح به آن زمینه ها ارجاع داده است. خب پس طبیعتاً عقلانیت انتقادی برای بیان خود نیاز به ابزاری عقلانی شده دارد. یعنی زبانی روشن و دقیق. در این رویکرد زبان را می توان به ماشین حسابی تشبیه کرد که می توانیم با آن به محاسبات دقیق دست یابیم. سینوس، تانژانت و کتانژانت بگیریم اما طرز کارش را ندانیم و آن را به هم بریزیم. معیاریابی گامی است در راه شیوه استفاده از این ابزار و این «نمی دانیم» باز می گردد به عده کثیری از کسانی که تولیدکننده یا مصرف کننده آثار در حوزه زبان اند. آن عده قلیل هم البته سایه شان بر سر ما است و زبانشان در برنامه ریزی باید الگو و مرجع باشد و همین کار را نیز کرده ایم. •در بخش مفاهیم ویژه ۲۷ مدخل آورده اید که در حقیقت نظرگاه های متفکرانی صاحب نام در حوزه اندیشه و فرهنگ، جامعه شناسی و زبان شناسی است. آیا این مفاهیم زیرساخت های پنهان طرح زبان فارسی معیار است؟ زیرساخت های پنهان و آشکار آن است. هیچ چارچوب نظری بدون مفاهیم ویژه خودش شکل نمی گیرد. در واقع آن مفاهیم اصول و قوانین را می سازند و بسط اصول و قوانین چارچوب نظری را پدید می آورد یا کمک می کند که فرضیه ای ساخته و بعد تایید و یا رد شود. •آیا در کشورهای دیگر نیز با مسئله زبان معیار روبه رو هستیم؟ بله. نظریه های برنامه ریزی زبان از همان جاها برخاسته است و مباحث زبان معیار نیز که از طرفی مرتبط با جامعه شناسی زبان یا زبان شناسی اجتماعی است درون همان نظریه ها مطرح شده است. اما زبان معیار معانی گوناگون دارد. معنایی که در این طرح به آن ارجاع داده ایم، ویژه مسئله زبانی ما و هر جای دیگری است که زبانش از ترجمه های نامناسب، آموزش ناکافی، نشر گسترده و نظارت نشده و مدهای نظریه ای مرتبط با کار نداشتن به کار زبان آسیب دیده باشد. آن طور که من متوجه شده ام در کشور ما به تحلیل مسئله معیارسازی و معیاریابی با رویکردی تاریخی بیشتر توجه شده و رویکرد اصلاح و تهذیب زبان که بحثی مهم در برنامه ریزی زبان است، مسکوت مانده است. •لطفاً قدری هم درباره گونه آموزشی زبان معیار توضیح بدهید. چگونه به این زبان دست یافتید؟ در این زمینه با استفاده از مبانی نظر برگرفته از زبان شناسی، شناخت شناسی و روانشناسی رشد الگویی تهیه کردیم که دربرگیرنده اصول و مبانی همراه با چهل مولفه درباره ویژگی های زبان آموزش است. این چهل مولفه سه سطح واژگانی نحوی و گفتمانی زبان را دربرمی گیرد. بعد هر چهل مولفه را بسط دادیم و توضیحاتی همراه با مثال و مصداق به آن افزودیم و در واقع به روش بادبزنی- اصطلاحی در برنامه ریزی آموزشی- گسترده اش کرده ایم. در مرحله آخر با استفاده از همین الگو یک نمونه از متن کتاب های درسی را انتخاب کرده و پس از تبدیل آن به نمونه ای معیار شده در کلاس درس آزمودیم و به این وسیله اعتبار الگو در سطحی بسیار بالا تائید شد. این الگو ابزار بسیار مناسبی برای زبان معیار آموزشی است و می توان با استفاده از آن درصد معیار بودن یا غیرمعیار بودن متن آموزشی را تعیین کرد. گفتنی است که تحقیق میدانی وسیعی که نتایج قابل توجهی از آن به دست آمده است نیز پشتوانه تدوین الگو در زمینه صورت های نحوی مناسب برای زبان در کتاب های درسی است. چون استفاده از الگو نیاز به راهنما دارد، جدولی نیز تهیه کرده ایم که با مراجعه به آن شیوه استفاده از الگو در مقاطع آموزشی مشخص شده است. منبع : روزنامه شرق
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 12800 بار   |   دفعات چاپ: 1864 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 220 بار   |   1 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الکترونيک در تاریخ ۱۳۸۷/۹/۸
بسيار عاليست لطفاً اين‌گونه مطالب را بصورت منظم در سايت داشته باشيد،‌ توصيه مي‌شود در مورد تعهد نويسندگاني كه مطلبي را از ربان مبداء به مقصد ترجمه مي‌كنند هم مطالبي را بياوريد
Publication Center
Persian site map - English site map - Created in 0.697 seconds with 21857 queries by yektaweb 3506